به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. برزی برای کارگردانی این نمایش که در خلاصه داستان آن چنین آمده است: «نمایشی از جهان رازآلود و تاملبرانگیز هاروکی موراکامی که روایتی است از حافظه، فقدان و مرز باریک میان زندگی و مرگ.» از حضور آرش دادگر به عنوان مشاور کارگردان بهره میبرد. هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی بیش از هر چیز به نثر جادویی و داستانهای سورئالش شهره است و این دو ویژگی، بیش از هر ویژگی دیگری، را نویسندهای منحصربهفرد کرده است. تارا برزی، کارگردان نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این که نمایشنامه شهرام احمدزاده را چگونه تبدیل به اثری صحنهای کرد تا فضای سورئال و رازآلود الهامگرفته از جهان موراکامی در قالب اجرا دیده شود؟ گفت: «سورئالیسم در جهان موراکامی از ایجاد شکاف در واقعیت آغاز میشود، درواقع، بی آن که نمایش وارد سورئالیسم آشکار شود، مرز میان خاطره، اکنون و معنا، آرام آرام محو میشود. در این اثر، منطق همچنان واقعی است؛ فقط لایههای ناخودآگاه آرامآرام به سطح میآیند. اینجا جهان، کاملا واقعی است: هتل، باران، دو غریبه، گفتوگو؛ آنچه اهمیت دارد سفر درونی شخصیتهاست نه اتفاقات بیرونی. اتفاقی میافتد که نظم ذهن شخصیت را به هم میریزد. از این لحظه جهان دیگر کاملا واقعی نیست و من فکر کردم در این اجرا، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره است که میتواند چنین فضایی را تداعی کند.»

او در پاسخ به این که چالش اصلیاش با تبدیل مفاهیم انتزاعی موجود در متن به زبانی بصری و اجرایی چه بود؟اشاره کرد: «همانطور که گفتم، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره، میتوانست این مفاهیم را در صحنه زنده کند؛ اینجا سکوت به معنای مکث نیست. حافظه هم خطی نیست. آدم ناگهان وسط یک جمله متوقف میشود، بعد ادامه میدهد، بعد چیزی به خاطر میآورد، بعد نظرش عوض میشود. این یعنی ریتم حافظه، خطی نیست. اگر بازیگرها این ریتم را پیدا کنند، دیگر لازم نیست مدام سکوت کنند. اشیایی که شخصیت با آنها زندگی کرده است و تکرار. تکرارها فقدان را نشان میدهند بدون آنکه کسی درباره آن حرف بزند.»
این کارگردان تئاتر در توضیح این که تولید یک اثر نمایشی در تئاتر خصوصی یا نیمهخصوصی با چه چالشها و محدودیتهای اجرایی همراه است، افزود: «به نظرم در چنین روزهای دشواری چندان نمیتوان از چالشهای تولید تئاتر گفت؛ چالشهایی که ذات فرآیند تولید تئاتر نهادینه شده است. البته که بارها و بارها نیز بازگو شده و با حرکتی لاکپشتوار تلاش شده است تا جای ممکن مرتفع شود. اساسیترینش این که تئاتر همواره، به شکل عام در سطح جامعه و به شکل خاص در حوزه فرهنگی، اولویت چندم بوده است. در همین نمایش، من طراحی صحنه متفاوتی داشتم اما به علت اجرا شدن دو نمایش در یک شب در یک سالن و با اختلاف کمتر از یک ساعت، رو به مینیمالیسم آوردم که البته بد نشد و باید گفت یک انتخاب زیباییشناختی شد نه یک اجبار.»
تارا برزی که از حضور زهرا پرهون، فروزان حسینی و محمد دهملایی به عنوان بازیگر اسفاده میکند در پاسخ به این که آیا برای هدایت بازیگران در مسیر رسیدن به نقش با چالشی در طول تمرین مواجه بود؟ گفت: «هدایت بازیگر در اینجا، هدایت کشفی است. بازیگر به صورت کنترلشده رها میشود تا به کشف برسد. شاید در ابتدا از هدایت احساسی و هدایت فرمی استفاده شود ولی در کشف است که بازیگر و حتی کارگردان به نتیجه میرسند. کارگردان همراه با بازیگر، مسیر را طی میکند تا با هم به نتیجه برسند. در این اثر و متن، زندگی درونی بازیگر یعنی حرکت اصلی از ذهن و احساس شخصیت رخ میدهد و بعد بدن به حرکت درمیآید. ما اینجا باید واقعیتهای درونی یک انسان را به نمایش بگذاریم؛ با هدایت احساسی که اینجا دلت میشکند یا آنجا غمگین میشوی و یا این که با هدایت فرمی و میزانسنی، ما فقط به درونی تهی میرسیم. حتی سکوت در این اثر از جریانی درونی تغذیه میشود.»

او در مورد حضور آرش دادگر، کارگردان شناختهشده تئاتر به عنوان مشاور کارگردان و نقش و تاثیر او در مدیریت چالشهای اجرایی، برقراری توازن میان فرم و محتوا و رسیدن به انسجام نهایی در اجرا گفت:«مشاور من، آرش دادگر، جهانبینی و شیوه اجرایی مشخص خود را دارد که ازجمله شامل ساختار و طراحی صحنه، بدن بازیگر، میزانسن، ریتم و انرژی بیرونی و فاصله گرفتن از احساسگرایی مستقیم و... است. دغدغههای من در این اثر به عنوان کارگردان؛ سکوتهای معنادار، ابهام به جای پاسخ، تغییرات درونی شخصیت، اعتماد به تماشاگر و مینیمالیسم در اجرا بود. در مورد مینیمالیسم در اجرا سریع به نتیجه رسیدیم و در مورد بقیه موارد آرش دادگر سعی در درک این موارد داشت چرا که مجبور نبود مثل من فکر کند. او میدانست چه زمانی نباید در هویت اثر دخالت کند. مطمئنا با سلیقه شخصیاش متفاوت است و سعی نکرد اثر را شبیه آثار خودش کند و «البته ردپایی از خودش به جا گذاشت.» به عبارتی پی برد نمیتواند جهان موراکامی را به جهان خودش تبدیل کند. موراکامی نتیجه نمیگیرد، او شخصیت را در درون خودش رها میکند، در جایی که زندگی ادامه دارد، در حالی که نه هیچچیز حل شده و نه بحران به پایان رسیده است.»
تارا برزی در پایان در پاسخ به این که چرا تماشاگر باید به تماشای این اثر نمایشی بنشیند، گفت: «همه ما چیزی را از دست دادهایم که هنوز در زندگیمان حضور دارد. گاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است. «باران نمنم خواهد بارید» درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند. نمایشی آرام، شاعرانه و عمیق، برای کسانی که دوست دارند بیش از تماشا، تجربه کنند و اگر اهل پرسش باشند، این نمایش ناامیدشان نخواهد کرد.»
۲۴۲۲۴۲






نظر شما