اسناد مربوط به مسجد گوهرشاد را از گونی خارج کردیم و خاکش را تکانیدم

بانو گوهرشاد دو هویت دارد؛ یکی برای مردم خراسان و مشهد که مسجدی را که او ساخته، همیشه می‌بینند. هویت دیگر گوهرشاد به عنوان یک زن تاریخ‌ساز و همسر سلطان روزگار برای کل مردم ایران و جهان است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - طاهره مهری: کتاب‌های هما تک‌نگاری‌هایی است درباره زنان نامدار و کمتر شناخته شده، اما بانفوذ تاریخ ایران. این سری از کتاب‌ها که از سوی نشر اگر به بازار کتاب آمده‌اند، زنان نام‌آور ایرانی را دربرمی‌گیرد که در آشکار یا نهان صاحب قدرت و نفوذی بوده‌اند و کارهایی کرده‌اند که در روزگار خودشان برای زنان دشوار بود. کتاب «شهبانوی نیکوکار؛ زندگی و زمانه‌ی گوهرشاد» از سری کتاب‌های هما به کوشش مهدی سیدی فرخد از سوی نشر اگر منتشر شد. این کتاب شرح زندگانی بانو گوهرشاد آغا، همسر سلطان شاهرخ تیموری و عروس تیمور لنگ، است که شهرت او نه به دلیل همسری‌اش با یکی از سلاطین ایران بلکه به مناسبت مسجد جامع عظیم و نفیسی است که ششصد سال پیش (سال ۸۲۱ هجری) در جوار حرم حضرت رضا (ع) در شهر مشهد ساخت. در این خصوص با مهدی سیدی فرخد، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و جغرافیای تاریخی به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

اسناد مربوط به مسجد گوهرشاد را از گونی خارج کردیم و خاکش را تکانیدم

شرحی در مورد بانو گوهرشاد بیان کنید؟

بانو گوهرشاد دو هویت دارد؛ یکی برای مردم خراسان و مشهد که مسجدی را که او ساخته، همیشه می‌بینند. هویت دیگر گوهرشاد به عنوان یک زن تاریخ‌ساز و همسر سلطان روزگار برای کل مردم ایران و جهان است.

۲۵ یا ۲۶ سال پیش به مناسبت ششصدمین سال احداث مسجد گوهرشاد که ۸۲۱ هجری قمری بود، تصمیم گرفتیم تا کتابی در مورد این بانو و موقوفه و مسجدی که ساخته بود، تالیف کنیم، اداره اوقاف این پیشنهاد را پذیرفت. به دنبال این تصمیم ۱۳ تا ۱۴ نفر با مدیریت من دست به کار شدیم و یک کتاب مفصل که دوازده فصل داشت در مورد بانو گوهرشاد نوشتیم.

برای ما که در مشهد ساکن هستیم و این کتاب را تولید می‌کردیم، بیشتر آن مسجد گوهرشاد و موقوفات او مهم بود. من که همه خراسان بزرگ را گشته‌ام، در بلخ، سمرقند و بخارا، هیچ کجا مسجدی به عظمت و شکوه و زیبایی مسجد گوهرشاد ندیدم. شاید فقط مسجد جامع و مسجد شیخ‌لطف‌الله اصفهان قابل مقایسه با مسجد گوهرشاد باشد.

وسعت این مسجد یک هکتار است و از نظر زیبایی نیز چیزی کم ندارد. مهم‌تر از آن موقوفات کرامندی دارد که مدت ششصد سال است که این موقوفات کار می‌کرد، معطل نبود و مسجد را اداره می‌کرد. بنابراین کتابی تحت عنوان «مسجد و موقوفات گوهرشاد» نوشتیم. این کتاب شامل ده فصل است. در این کتاب احوال بانو گوهرشاد، مشخصات مسجد گوهرشاد، شرحی ادبی بر وقف‌نامه گوهرشاد، موقوفاتی که بعد از بانو گوهرشاد دیگران به این مسجد اختصاص دادند، جایگاه تاریخی بانو گوهرشاد مبنی بر اینکه به عنوان همسر یک سلطان، افسانه‌ها و قصه‌هایی که برای این بانو درست کردند، کتابخانه مسجد گوهرشاد و وقایعی که در اینجا رخ داد، آورده شده است. در کل باید بگویم که کتاب «مسجد و موقوفات گوهرشاد» ده فصل مفصل با محوریت مسجد و موقوفات گوهرشاد داشت.

دو سال قبل نشر «اگر» مطرح کرد که می‌خواهیم در قالب یک مجموعه به زنان تاریخ‌ساز ایران بپردازیم. پژوهش و نگارش زندگی ترکان‌خاتون را به من پیشنهاد کردند که من گفتم، بانو گوهرشاد هم زن بزرگی است، پس شرح زندگی او نیز در این مجموعه قرار بگیرد. به دنبال این تصمیم خلاصه‌ای از کتاب «مسجد و موقوفات گوهرشاد» را با محوریت خود گوهرشاد، نه مسجد و موقوفات او استخراج کردیم، این بار دیگر مخاطب کتاب، کل مردم ایران و جهان بود، البته مخاطب در اصل مردمی هستند که به تاریخ گوش می‌کنند.

گوهرشاد همسر شاهرخ بود. ما در تاریخ دو شاهرخ داریم: یکی پسر تیمور است که بزرگتر و مهم‌تر است و دیگری نوه نادرشاه است که به شاهرخ تیموری و شاهرخ نادری معروف هستند. در ششصد سال پیش شاهرخ، جانشین تیمور سلطان این مملکت بود و همه ایران، عراق، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان را تحت فرمانروایی داشت. چنین سلطانی همسری به نام گوهرشاد داشت که به جای هر کار دیگری شروع به ساخت مسجد و اختصاص موقوفات کرد.

اسناد مربوط به مسجد گوهرشاد را از گونی خارج کردیم و خاکش را تکانیدم

بانو گوهرشاد نه‌تنها در مشهد که در هرات هم مصلای بزرگی ساخت. در آن زمان شهر هرات مسجد جامع بزرگی داشت، درنتیجه گوهرشاد در شهر هرات فقط یک مسجد ساخت. گوهرشاد بانوی تاثیرگذاری بود و به همان اندازه که قدرت و ثروت داشت، در مسائل تاریخی نیز دخیل بود. کمااین‌که وقتی همسرش در ۸۵۰ ه.ق فوت کرد، نوه‌های او بر سر تعیین جانشین اختلاف داشتند که گوهرشاد در این زمان نقش تعیین‌کننده‌ای داشت در این‌که از چه کسی حمایت کند و از چه کسی حمایت نکند، به همین دلیل در آن ماجرا در سال ۸۶۱ ه.ق کشته شد. در کتاب «شهبانوی نیکوکار؛ زندگی و زمانه‌ی گوهرشاد» سعی کردیم بیشتر به شخصیت خود گوهرشاد بپردازیم اما باز هم سایه آن موقوفات و مسجدی که ساخت بر شخصیت او سنگینی می‌کند. به همین دلیل مردم حکایت‌های قشنگی برای او و مسجدی که در مشهد ساخت، ساخته‌اند. یک فصل کتاب را به حکایت‌های منسوب به گوهرشاد اختصاص داده‌ایم.

واقعیت این است که مردم برای آدم‌های بد، حکایت‌های بد درست می‌کنند و برای انسان‌های خوب حکایت‌های خوب. یعنی حکایت‌های خوب یا بد نشان می‌دهند که مردم چه گمانی نسبت به آن‌ها دارند. پس کتاب «شهبانوی نیکوکار؛ زندگی و زمانه‌ی گوهرشاد» خلاصه، گزیده و فشرده‌ای است از کتاب «مسجد و موقوفات گوهرشاد» که در سال۸۷ از سوی اداره کل اوقاف استان خراسان به چاپ رسید. اشکال چاپ آن کتاب این بود که اوقاف خراسان این کتاب را به‌خوبی توزیع نکرد و کتاب نتوانست مخاطب خود را پیدا کند. به‌واقع کتاب شهید شده بود اما با چاپ کتاب «شهبانوی نیکوکار؛ زندگی و زمانه‌ی گوهرشاد» کتاب قبلی دوباره احیاء شد.

اسناد مربوط به مسجد گوهرشاد را از گونی خارج کردیم و خاکش را تکانیدم
مسجد گوهرشاد

شرحی در خصوص منابعی که برای نگارش این کتاب مورد استفاده قرار گرفت، بیان کنید.

در مورد گوهرشاد و موقوفات او اطلاعات و اسناد خود مسجد، وقف‌نامه و اسناد اداره اوقاف موجود است. برای نوشتن کتاب از این منابع بهره بردیم. تا جایی که به مسجد مربوط می‌شد، هویت، طول و عرض و ارتفاع آن مشخص است، این‌که معماران این مسجد چه کسانی بودند، کتیبه و همه مشخصات موجود است.

اطلاعات اداره اوقاف، مسجد و وقف‌نامه موجود است و ما تمام اطلاعات موردنیاز را از آن به دست آوردیم. اطلاعات تاریخی بانو گوهرشاد به عنوان همسر یک سلطان نیز در وقایع تاریخی دوران تیموری آورده شده است و از آن‌جایی که یک شخصیت تاریخی است پس در منابع تاریخی روزگار تیموریان می‌توانیم به اطلاعاتی از او دست پیدا کنیم. منابع دوران تیموری نیز زیاد هستند، حافظ ابرو، مجمل فصیحی و...

از جنبه دیگر از آن‌جایی که گوهرشاد یک مسجدساز و واقف است، وقف‌نامه مسجد را از اداره اوقاف گرفتیم.  این اسناد در داخل یک گونی در اداره اوقاف نگهداری می‌شد که آن‌ها را از گونی خارج کردیم، خاکش را تکاندیم و آن‌ها را خواندیم.

چند سال قبل که مرحوم ابراهیم رئیسی متولی آستان قدس بود، همسرش نیز در این‌جا فعالیت‌هایی داشت که به افتخار او یک کنگره جهانی گوهرشاد برگزار کردند، از سوی این کنگره به زنان تاثیرگذار جامعه اسلامی جایزه می‌دادند. برای این کنگره از من دعوت کردند که سخنرانی کردم و بانو گوهرشاد را معرفی کردم. همه زنان محتشم مملکت در تعجب بودند. گوهرشاد امروز بیشتر شناخته شد و در جامعه جایگاه خود را پیدا کرد.

نکته خیلی مهم این است که زمانی یک زنی از میان خود ما برآمده و به مملکت خدمت کرده است. نکته مهم‌تر این است که در طول تاریخ اقوام وحشی زمانی که به ایران می‌آمدند، تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایران قرار می‌گرفتند و متمدن می‌شدند. در چنین شرایطی فرزند تیمور می‌شود شاهرخ و عروس او گوهرشاد و قرآن و شاهنامه معروف بایسنقری یادگار ارزشمندی که از نوادگان او باقی ماند.

توجه به این نکته مهم است که چگونه فرهنگ غنی و قوی ایران بر دیگران تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را مانند یک آسیاب نرم می‌کند. این فرهنگ غنی از اعقاب چنگیز و تیمور انسان‌های تاثیرگذار ساخت. گوهرشاد می‌تواند الگو باشد برای بسیاری از زنانی که می‌خواهند در این دنیای هرج و مرج انسان باشند.

برای نوشتن کتاب «مسجد و موقوفات گوهرشاد» حتی به هرات سفر کردم که حاصل سفرم و زحمت دوستان همکارم شد کتاب «مسجد و موقوفات گوهرشاد» و کتاب «شهبانوی نیکوکار؛ زندگی و زمانه‌ی گوهرشاد» خلاصه‌ای از آن است.

یک قرن بعد از تیموریان تشیع در ایران رواج پیدا می‌کند، دلیل گرایش ایران به تشیع چه بود؟

واقعیت قضیه این است؛ زمانی که ایران به تشیع گرایش پیدا کرد، جزئی از جامعه اسلامی بود. جامعه اسلامی هم مذهب رایج و حاکمش اهل سنت بود. از دل این جامعه دو گرگ و شیر مسلمان دهان باز کرده بودند و می‌خواستند ایران را ببلعند. از غرب ترکیه عثمانی به‌تازگی متولد شده بود و می‌خواست ایران را ببلعد و از شرق هم ازبک‌ها که تازه مسلمان شده بودند، می‌خواستند ایران را ببلعند، ایرانی هر زمان که می‌خواست با این‌ها مقابله کند، می‌شنید که فرقی نمی‌کند، هر دو کشور مسلمان هستند و ما هم مسلمان هستیم، دفاع معنا ندارد.

در چنین شرایطی مردم وطن‌پرست راهی را برگزیدند و به سوی مذهب تشیع رفتند. با این مذهب بُعدی جدا از بقیه دوختند و ذیل لوای مذهب شروع به جنگیدن کردند. یعنی ظهور صفویه با پرچم تشیع بود و با این مذهب تشیع ایران را از چنگ گرگ و شیر درآوردند.

دوره تیموریان آستانه این اتفاق بود، چون تیموریان سنی بودند، بعد از سقوط تیموریان ازبک‌ها پیدا شدند و صفویه برای جلوگیری از ازبک‌ها پیدا شد؛ اما نکته مهم درخصوص بانو گوهرشاد و شاهرخ همسر او این است که با این‌که سنی بودند، اما بسیار متعارف عمل می‌کردند و تشخیص مذهب آن‌ها سخت بود. یعنی یک زن سنی فارغ از هر گونه تعصب از هرات آمد و در مشهد چنین مسجدی را بنا کرد.

فراوانی زنانی مانند گوهرشاد در تاریخ ما چگونه است، ما به جز ایشان چه نمونه‌های دیگری را می‌توانیم مثال بزنیم؟

زنانی مانند گوهرشاد در تاریخ ما زیاد نیستند. همین نهضتی که انتشارات «اگر» شروع کرده است، ابتکار خوبی است که بیاییم و تعداد کم زنان تاریخ‌ساز را برشماریم.

من که با تاریخ آشنا هستم، این موضوع را دریافته‌ام که هرگاه جامعه و حکومت فاسد باشد، اگر زنی هم در آن رشد کند، او هم مانند بقیه فاسد می‌شود و گاهی جنایتکارتر. اما هر زمانی که جامعه خوب، سالم و شکوفاست، زنانی هم که در این جوامع رشد می‌کنند و به مدارج بالا می‌رسند، زنان دوست‌داشتنی و تاثیرگذاری هستند.

تعداد زنان تاثیرگذار در تاریخ ایران کم هستند اما اصلا نمی‌توان گفت همه بد یا همه خوب‌اند، بستگی به این دارد که از چه بستر و باغی سر برآورده‌اند. مقابل گوهرشاد، ترکان‌خاتون قرار دارد که چون در زمانه و محیط بدی زیست می‌کند، او نیز در بدی از شوهرش کم نمی‌آورد.

چه حکایت‌های جالبی از بانو گوهرشاد در طول تاریخ بیان شده است؟

بانو گوهرشاد با شروع احداث مسجد جامع در شهر مشهد بنای شخصیتی افسانه‌ای را هم پی افکند؛ این شخصیت افسانه‌ای کسی نبود جز خود او. طی ششصد سالی که از احداث مسجد گوهرشاد گذشته مردم ایران زمین همراه با تماشای این مسجد و تحسین بانی و بنیان‌گذار آن به تنیدن تار و پود شخصیت خیالی آن بانو در ذهن خود نیز پرداخته‌اند، که حاصل آن افسانه‌هایی شیرین درباره گوهرشاد و مسجد ساخته او شده است.

بنا بر افسانه‌های رایج میان مردم، خصوصا خدمه مسجد گوهرشاد، بانو گوهرشاد که هر روز بر سر کار بنای مسجد خود حاضر می‌شده روزی متوجه شد که کارگری هنگام آوردن مصالح ساختمانی چهارپاهای حامل بار را با چوب و شلاق می‌زند و می‌راند. بانو چوب و شلاق را از دست کارگر گرفته و او را به‌شدت مواخذه و ملامت کرده که چرا حیوان‌های زبان‌بسته را می‌زند. کارگر توضیح داده که اگر حیوان‌ها را نزند آن‌ها کُند حرکت می‌کنند و کارها به تاخیر می‌افتد. اما گوهرشاد گفته که «من مسجد می‌سازم، نه کاخ ظلم» اگر در راه ساختن این مسجد حتی به یک حیوان هم ستم شود اَجر من بر باد خواهد رفت. حق زدن هیچ حیوانی را ندارید، بلکه باید در راه آن‌ها آب و علف بگذارید تا حیوانات هر وقت تشنه و گرسنه شدند از آن آب و علف‌ها بنوشند و بخورند، پس از آن با میل خود به کشیدن بار تن دردهند؛ کارگران هم چنین کرده‌اند و تا آخر بنای مسجد همه مسیر رفت‌وآمد چهارپایان پر از آب و علف بوده است.

این داستان زیبا را ظاهرا خدمه مسجد گوهرشاد که برای همه آن‌ها حقوق مکفی در وقف‌نامه گوهرشاد پیش‌بینی شده و رفاه آن‌ها را تامین می‌کرده طی قرون متمادی ساخته‌اند.

۲۵۹

کد مطلب 2248072

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =