ریحانه اسکندری: نظامهای رفاه اجتماعی در جوامع مدرن غالبا بر پایه فرضیه اشتغال مستمر و استخدامهای دائم در بخشهای صنعتی و اداری شکل گرفتهاند. با این حال، ماهیت آفرینش هنری در حوزههای تئاتر و سینما به طور ساختاری با این الگو در تضاد است. فعالیتهای نمایشی ذاتا خصلتی پروژهای، فصلی و بی ثبات دارند که در آن هنرمند بین دورههای کار فشرده و دورههای بیکاری ناخواسته در نوسان است.
این وضعیت «تعلیق زیستی»، امنیت شغلی، پوششهای درمانی و حقوق بازنشستگی هنرمندان را به یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات سیاستگذاری فرهنگی تبدیل کرده است. در ایران، این مسئله در سالهای اخیر با چالشهای بوروکراتیک و معیشتی عمیقی گره خورده است که اعتراضات صنفی و مباحثات حقوقی گستردهای را به همراه داشته است.
در مقابل، کشورهای مختلف جهان با تکیه بر الگوهای متنوعی نظیر حمایتهای مستقیم ساختاریافته دولتی، شبکههای امنیت شغلی پروژهمحور و سندیکالیسم فعال، تلاش کردهاند تا این شکاف ساختاری را پر کنند. این گزارش با اتکا به اسناد رسمی، قوانین مصوب و گفتگوهای مستند، به بررسی تطبیقی و بی طرفانه وضعیت معیشت، بیمه و بازنشستگی هنرمندان سینما و تئاتر در ایران، فرانسه، آلمان، ایالات متحده و بریتانیا میپردازد.
گره کور هویت حقوقی در ایران؛ از شناسه صیادی تا بنبست قوانین کار
یکی از ریشهایترین گسستهای ساختاری در مدیریت رفاهی هنرمندان در ایران، عدم تعریف رسمی و قانونی «هنر به عنوان یک شغل» در مراجع سیاستگذاری کار و تامین اجتماعی است. این کاستی بوروکراتیک زمانی به شکل عریانی نمایان شد که مسئله شناسه ملی و ثبت صنوف خانه سینما در مراجع دولتی مطرح گردید.
پژمان بازغی، بازیگر و رئیس وقت انجمن بازیگران سینمای ایران، در گفتگویی تفصیلی با برنامه رادیویی «استودیو هشت» از رادیو نمایش، پرده از یک واقعیت اداری عجیب برداشت. بازغی با اشاره به پیگیریهای صنفی برای حل مشکلات بیمهای اظهار داشت که در وزارت کار و در ذیل شناسه ملی خانه سینما، بازیگران عملا به عنوان «کارگران فصلی ماهیگیران جنوب» تعریف و بیمه میشوند.
او توضیح داد که در زمان ثبت اصناف سینمایی، به دلیل نبود هیچگونه ردیف و شاخص شغلی متناسب با فعالیتهای هنری و نمایشی در فهرست مشاغل کشور، مراجع اداری ناچار شدهاند بازیگران را تحت این عنوان طبقهبندی کنند تا امکان برقراری پوشش بیمهای برای آنان فراهم شود. این فقدان کد شغلی مستقل نشاندهنده آن است که ساختار اداری کشور هنوز نتوانسته است الگوی اشتغال غیرمستمر هنری را به عنوان یک حرفه مستقل به رسمیت بشناسد.
این عدم انطباق کدهای شغلی، پیامدهای ملموس و مستقیمی بر میزان دریافتی و کیفیت زیست هنرمندان پیشکسوت در دوران سالخوردگی بر جای گذاشته است. اعتراضات مکرر چهرههای نامآشنای بازیگری، بازتاب عینی این چالشهاست. اکبر عبدی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، یکی از هنرمندانی است که به این موضوع اعتراض کرد و با انتشار ویدئویی در فضای مجازی نسبت به میزان حقوق بازنشستگی خود اعتراض کرد و اظهار داشت که پس از ۴۵ سال فعالیت هنری و بازیگری، با حقوقی در حدود شش تا هفت میلیون تومان بازنشسته شده است؛ مبلغی که به گفته او، حتی برای پوشش هزینههای درمانی و معیشتی یک بازنشسته کافی نیست. در پی این اعتراض، سیدمجید پوراحمدی، مدیرعامل صندوق اعتباری هنر، در گفتگو با خبرگزاری تسنیم ضمن تایید سوابق ارزشمند و جایگاه برجسته اکبر عبدی تاکید کرد که صندوق آماده بررسی مشکلات و ارائه حمایتهای بیشتر از هنرمندان دارای نشان درجه یک هنری است، اما تصریح کرد که فرآیند تعیین حقوق بازنشستگی از قوانین عمومی تامین اجتماعی تبعیت میکند.
از سوی دیگر، مسئله معافیتهای مالیاتی و درآمدهای هنرمندان همواره موضوع بحثهای عمومی بوده است. پژمان بازغی در بخش دیگری از گفتگو با رادیو نمایش، با رد این تصور عمومی که بازیگران مالیات پرداخت نمیکنند، تشریح کرد که اداره امور مالیاتی به طور کامل بر حسابهای بانکی بازیگران مسلط است. به گفته او، مراجع مالیاتی ۷۰ درصد درآمد سالانه بازیگران را به عنوان هزینه قابلقبول صنف میپذیرند و بر اساس قوانین، بین ۱۷ تا ۳۵ درصد از ۳۰ درصد باقیمانده را به عنوان مالیات کسر میکنند. بازغی همچنین اشاره کرد که در صورت انجام کارهای تبلیغاتی، میزان کسر مالیات به حدود ۷۵ درصد افزایش مییابد و معافیت مالیاتی کلی دیگر وجود ندارد. این وضعیت مالیاتی در حالی است که به گفته علیرضا حسینی، دبیر هیئت رئیسه خانه سینما، در گفتگوهای صنفی منعکسشده در خبرگزاری مهر، پروندههای مالیاتی متعدد سینماگران در ماههای اخیر به جای کارشناسان معرفیشده از سوی خانه سینما، به کارشناسان غیرسینمایی واگذار شده است که این امر فرآیند حل اختلاف را از شناخت دقیق الزامات مشاغل هنری دور کرده است.
کالبدشکافی نظام بیمهای تامین اجتماعی در ایران؛ تضاد الگوهای حمایتی با واقعیت کار پروژهای
برای درک بهتر فرآیند بیمه هنرمندان در ایران، باید مدلهای موازی موجود را واکاوی کرد. مهدی کوهیان، حقوقدان و مشاور قانونی خانه سینما، در گفتگویی با خبرگزاری مهر به تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ابعاد ساختاری این فرآیند را تبیین کرده است. به گفته کوهیان، هنرمندان در ایران به طور کلی از سه مسیر به پوششهای بیمهای و بازنشستگی دسترسی پیدا میکنند: مسیر اول که فراگیرترین شیوه است، از طریق عضویت در صندوق اعتباری هنر و دریافت معرفینامه به سازمان تامین اجتماعی صورت میگیرد. در این الگو، دولت بخشی از حق بیمه را به عنوان یارانه پرداخت میکند و مابقی توسط خود هنرمند تادیه میشود.
مسیر دوم، بیمه کارفرمایی است که به اقلیت بسیار محدودی از هنرمندان رسمی یا استخدامی سازمانهایی نظیر صداوسیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا شرکتهای خصوصی اختصاص دارد و از ثبات بالاتری برخوردار است. مسیر سوم نیز بیمه خویشفرما به صورت آزاد و بدون تسهیلات دولتی است.
کوهیان هسته اصلی مشکلات بیمه حمایتی صندوق هنر را در این میداند که مبنای کسر حق بیمه معرفیشدگان، همواره بر پایه حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار محاسبه میشود. در نتیجه، یک هنرمند حتی پس از ۳۰ سال پرداخت منظم حق بیمه، در زمان بازنشستگی مستمری معادل حداقل دستمزد قانون کار دریافت میکند که با هزینههای واقعی زندگی همخوانی ندارد. در پاسخ به این نقدها، مسلم کریمی، معاون اعضای صندوق اعتباری هنر، در گفتگو با یکی از خبرگزاریها تاکید کرد که صندوق هنر هیچگونه نقشی در تعیین یا دخل و تصرف در حقوق دریافتی بازنشستگان ندارد. کریمی توضیح داد که طبق مقررات قانون تامین اجتماعی، حقوق بازنشستگی هر فرد بر اساس مبنای سهم بیمهای است که خود شخص در دوران بیمهپردازی قبل از بازنشستگی انتخاب و پرداخت کرده است.
علاوه بر این، کوهیان به چهار چالش ساختاری عمیق در این نظام اشاره میکند: نخست، عدم ارتباط میان درآمدهای واقعی هنرمندان در زمان پروژههای بزرگ با مبنای بیمهای آنان؛ به این معنا که هیچ سازوکاری برای ثبت درآمدهای واقعی بالا به عنوان مبنای کسر حق بیمه در پروژهها وجود ندارد. دوم، طراحی سازمان تامین اجتماعی بر اساس مدل اشتغال مستمر کارگاهی، که با ماهیت منقطع و پروژهای سینما و تئاتر ناهمخوان است. سوم، تعارض ساختاری میان بیمه حمایتی صندوق هنر و بیمه اجباری پروژهها؛ چرا که اگر هنرمندی در حین یک پروژه تحت پوشش بیمه اجباری کارگاه قرار گیرد، سیستم بیمه حمایتی او را قطع میکند و این قطع و وصلهای مکرر، سوابق بیمهای فرد را دچار آشفتگی میسازد. چهارم، بلاتکلیفی آییننامه اجرایی بیمه بیکاری هنرمندان که علیرغم تصریح در بند «چ» ماده ۹۲ قانون برنامه ششم توسعه و تصویب در هیئت وزیران، همچنان پس از سالها توسط دستگاههای متولی اجرایی نشده است.
این نارساییها موجب شده است که وضعیت بازنشستگی هنرمندان پیشکسوت با دشواریهای جدی همراه باشد. محمد شیری، بازیگر پیشکسوت، در گفتگو با مهر با انتقاد از وضعیت معیشتی همنسلان خود اظهار کرده بود که حقوق بازنشستگی او از تامین اجتماعی حدود ۱۰ میلیون تومان است. شیری با اشاره به ضعف خدمات درمانی بیمه تکمیلی موسسه هنرمندان پیشکسوت یادآور شد که در دوران بیماری ناچار به پرداخت ۲۰ میلیون تومان برای تهیه داروهای شخصی شده، در حالی که بیمه تکمیلی هیچ بخشی از این هزینهها را جبران نکرده است. تلاشهای صنفی برای بهبود این شرایط همچنان ادامه دارد؛ علی لقمانی، عضو هیئت رئیسه خانه سینما، در جلسات داخلی منعکسشده در خبرگزاری مهر اعلام کرد که در دیدار با مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی دولت جدید، مقرر شده کارگروهی مشترک برای تسهیل شرایط افزایش حقوق اعضای خانه سینما که در آستانه بازنشستگی هستند، تشکیل شود.
از تسهیلات اعتباری تا چالشهای معیشتی در دوران بحران
بخش عمده اقدامات حمایتی دولت از جامعه هنری از طریق صندوق اعتباری هنر سازماندهی میشود که بر اساس گزارشهای رسمی، در حوزههای بیمه، مستمری و ارائه وامهای ضروری فعالیت میکند.
عقیل گودرزی، معاون توسعه و مدیریت صندوق اعتباری هنر، در گفتگو با رسانهها میزان اعتبار تسهیلات این صندوق را در سال ۱۴۰۴ معادل ۲۱۰ میلیارد تومان اعلام کرد که در قالب ۱۵ طرح تسهیلاتی طراحی و اجرا شده است.
همچنین سیدمجید پوراحمدی، مدیرعامل صندوق، در دیدار با سخنگوی دولت چهاردهم، گزارش داد که این صندوق با وجود تنگناهای مالی توانسته است خدماتی را به بیش از ۱۰۱ هزار عضو ارائه دهد که از این میان، بیش از ۶۵ تا ۶۹ هزار نفر تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی و ۴۷ هزار نفر تحت پوشش بیمه درمان تکمیلی قرار دارند. پوراحمدی همچنین از پرداخت یک هزار و ۴۸۶ میلیارد تومان کمک حمایتی در قالبهای مختلف در سال ۱۴۰۴ خبر داد.
علاوه بر این، در چارچوب طرح سفرها و بازرسیهای استانی موسوم به «فرا تهران»، اقداماتی نظیر شناسایی هنرمندان محروم و تداوم طرحهای حمایتی نظیر «تکریم» و «کمک مستمری (سلوا)» پیگیری شده است که بنا بر دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مبالغ پرداختی این دو طرح از دیماه ۱۴۰۴ با افزایش ۱۰۰ درصدی مواجه شده است.
به تازگی نیز ترکیب هیئتمدیره جدید صندوق با حضور چهرههایی چون منوچهر شاهسواری به عنوان رئیس و حمیدرضا نوربخش به عنوان نایبرئیس دستخوش تغییر شده است تا روند ارائه این خدمات شتاب بیشتری بگیرد.
با این حال، وقوع بحرانهای غیرمترقبه نظیر شیوع ویروس کرونا یا تنشهای منطقهای، شکنندگی این ساختارهای حمایتی را بیش از پیش نمایان میسازد. همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، در دیدار صنفی با مدیران صندوق اعتباری هنر تاکید کرده بود که بسیاری از سینماگران پیش از آغاز بحرانها نیز با مشکلات تمدید بیمه، معیشت و بیمه بیکاری دست به گریبان بودهاند و شرایط بحرانی، این آسیبها را تشدید کرده است.
او خواستار تداوم کمکهزینههای سالانه بیمه اعضای خانه سینما و جبران خسارتهای وارد شده به تجهیزات و محل کار سینماگران آسیبدیده شد. در همین راستا، حامد بهداد، بازیگر سینما، در نشست مشترک هنرمندان با رئیس سازمان سینمایی، با لحنی دغدغهمند به تنگدستی و نیازهای اساسی صنف اشاره کرد و گفت: «ما کارگر معدن نیستیم، هنرمندیم و رابطه نزدیک با مردم داریم... ۲۵ سال است که بازیگرم و درباره بیمه و مالیات همواره همین حرفها را شنیدهام». در همان نشست، فریبا کوثری، بازیگر سینما، به بیکاری گسترده و وضعیت معیشتی نامناسب بخش بزرگی از بازیگران به دلیل تغییر رویکرد فیلمسازان به سمت چهرههای جدید اشاره کرد و سیدجمال ساداتیان، تهیهکننده سینما، بر لزوم پیشگیری ساختاری از بحرانهای مالی به جای درمانهای موقت تاکید ورزید.
تئاتر در گردباد بحرانها؛ از پستهای ستارهدار تا غیاب امنیت شغلی زنده
هنر تئاتر به واسطه زنده بودن و اتکای مستقیم به حضور تماشاگر در سالن، در شرایط بحرانی آسیبهای عمیقتری را نسبت به سینما متحمل میشود. ایرج راد، مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره وقت خانه تئاتر، در گفتگو با خبرگزاری ایسنا با طرح انتقادی ساختاری بیان کرد: «در شرایطی که معاونت هنری داریم، چگونه است که هنر به عنوان یک شغل و حرفه در جامعه ما جایگاه مشخصی ندارد؟» راد با اشاره به اینکه قراردادهای موقت و بیمه تامین اجتماعی نشاندهنده پذیرش ضمنی هنر به عنوان یک شغل است، خواستار اقدام عملی کمیسیون فرهنگی مجلس و وزارت کار برای ثبت رسمی این حرفه شد. او همچنین به یک چالش بوروکراتیک قدیمی اشاره کرد و گفت هنرمندانی که در گذشته استخدام رسمی اداره تئاتر بودند، پس از بازنشستگی، پستهای سازمانیشان «ستارهدار» و حذف شد تا امکان انتقال قانونی این موقعیتها به نسلهای جوان تئاتر از بین برود.
حمیدرضا نعیمی، کارگردان و نویسنده تئاتر، نیز در گفتگویی با یکی از رسانهها ضمن تقدیر از تلاشهای خانه تئاتر برای ثبت تئاتر به عنوان شغل در وزارت کار، یادآور شد که تمرینات نمایش جدیدش با عنوان «فردریک» در اسفند ۱۳۹۸ به دلیل شیوع کرونا متوقف شد و این ویروس به خوبی نشان داد که بدون وجود یک سیستم امنیت شغلی پایدار، معیشت اهالی تئاتر همواره در معرض فروپاشی قرار دارد. نعیمی تاکید کرد که تامین خوراک فرهنگی جامعه شایسته زیست هنرمندان در شرایط سخت اقتصادی نیست.
در همین راستا، سخنگوی خانه تئاتر در مصاحبهای به تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ابعاد اقتصادی این شکنندگی را تحلیل کرد.
به گفته وی، نهادهای دولتی نظیر مرکز هنرهای نمایشی معمولاً از کمبود بودجه صحبت میکنند، اما چالش اصلی «عدم تناسب ساختارها با واقعیت اقتصادی» و تورم ناشی از تنشهاست که قدرت خرید مخاطب را کاهش داده و فشار را بر دوش هنرمندان مضاعف میسازد. او خواستار اصلاح مدلهای بیمهای متناسب با آسیبهای تئاتر، ایجاد جایگاه قانونی برای نمایندگان صنوف در تصمیمگیریهای صندوق هنر و راهاندازی یک «شبکه امنیت شغلی پیشگیرانه» در برابر شوکهای اقتصادی شد.
توماج دانشبهزادی، بازیگر و کارگردان تئاتر، نیز در گفتگویی با اشاره به خطرات بهداشتی کار تئاتر در دوران کرونا، سلامت هنرمندان را اصلیترین دغدغه خواند و معتقد بود که پس از موضوع سلامت، مسئله معیشت و بازسازی زیرساختهای ویرانشده تئاتر باید در اولویت مدیران جدید قرار گیرد.
همچنین رضا کیانیان در گفتگویی با خبرآنلاین بر لزوم اعطای وامهای بیبهره یا کمکهای بلاعوض دولتی به اهالی تئاتر در دوران تعطیلی سالنها تاکید کرد و ویژگی نفسبهنفس کار تئاتر را مانعی برای کارکرد اقتصادی آن در شرایط بحران دانست. این تنگناهای مالی در شرایطی رخ میدهد که سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیز در همان برهه تایید کرد که شرایط بحرانی و کاهش منابع درآمدی دولت بر روند حمایتها تاثیر گذاشته است، هرچند ابراز امیدواری کرد که روند پرداخت تسهیلات مشاغل هنری به زودی آغاز شود. اثرات این ناپایداریهای معیشتی در شهرهایی نظیر قزوین نیز به وضوح چرخه تولید اثر و هویت حرفهای هنرمندان جوان را تحت تاثیر قرار داده است.
رژیم کارگران موقت در فرانسه؛ ساختارسازی برای نوسانهای شغلی
در تضاد با ساختارهای رفاهی متکی بر استخدامهای دائم، کشور فرانسه از سال ۱۹۳۹ سیستمی قانونی و منحصربهفرد را تحت عنوان «رژیم کارگران موقت هنرهای نمایشی» پایهگذاری کرده است. این طرح ویژه که کارگران بخشهای سینما، تلویزیون، تئاتر و موسیقی را پوشش میدهد، بر این اصل استوار است که کارهای هنری مبتنی بر دورههای متناوب کار با حقوق و بیکاریهای ناخواسته میان پروژهها هستند.
مکانیزم اجرایی این قانون به این صورت است که اگر یک هنرمند یا تکنسین بتواند ثابت کند در یک بازه زمانی معین (که به طور سنتی ۱۰ ماه تعریف شده است)، حداقل ۵۰۷ ساعت کار ثبتشده و همراه با پرداخت حق بیمه انجام داده است، واجد شرایط دریافت مستمری بیکاری برای روزهای بدون پروژه در مابقی سال میشود.
منابع مالی این طرح از طریق عوارض پرداختی کارفرمایان و کمپانیهای تولیدی به صندوقهای بیمه تامین میشود. در قوانین اصلاحشده، تسهیلات ویژهای برای هنرمندان سالخورده پیشبینی شده است؛ به طوری که از سن ۵۰ سالگی به بعد، میزان ساعت کار مورد نیاز از ۸۰ روز به ۶۰ روز کاهش مییابد (به شرط سابقه دریافت مستمری در دورههای قبل) و از سن ۵۵ سالگی، سقف روزهای دریافت مستمری بیکاری از ۱۲۱ روز به ۱۳۱ روز افزایش پیدا میکند تا امنیت معیشتی هنرمندان پیشکسوت تضمین شود.
این سیستم کارآمد، البته همواره بستر کشمکشهای اجتماعی و صنفی بوده است. در سال ۲۰۰۳، امضای توافقنامهای میان کارفرمایان و برخی اتحادیهها برای کاهش دوره پرداخت مستمری و سختتر کردن شرایط کسب ۵۰۷ ساعت کار، با مخالفت شدید و اعتصابات گسترده هنرمندان فرانسوی روبرو شد. این اعتراضات بزرگ صنفی منجر به لغو و تعطیلی بسیاری از جشنوارههای معتبر بینالمللی نظیر جشنواره تئاتر آوینیون گردید که نشاندهنده حساسیت جامعه هنری فرانسه نسبت به حفظ این دستاورد تاریخی رفاه اجتماعی است.
آلمان و الگوی صندوق تامین اجتماعی هنرمندان (KSK)؛ شراکت بازار و دولت
جمهوری فدرال آلمان مسئله بیمه و بازنشستگی هنرمندان مستقل را از طریق یک نهاد تسهیلگر ویژه به نام «صندوق تامین اجتماعی هنرمندان» (Künstlersozialkasse - KSK) حل کرده است که بخشی از نظام رسمی بیمه اجتماعی کشور به شمار میرود. KSK خود یک شرکت بیمه درمانی نیست، بلکه وظیفه دارد دسترسی هنرمندان مستقل و روزنامهنگاران را به سیستمهای دولتی بیمه درمانی، مراقبتهای درمانی طولانیمدت و بازنشستگی هموار سازد.
بزرگترین مزیت الگوی آلمانی KSK در این است که نقش کارفرما را برای هنرمندان مستقل ایفا میکند. در آلمان، افراد خوداشتغال عادی موظفند تمام صد درصد حق بیمه خود را شخصا پرداخت کنند. اما برای هنرمندان پذیرفتهشده در KSK، شرایط کاملا متفاوت است؛ آنان تنها ۵۰ درصد از حق بیمه خود را بر اساس تخمین درآمد خالص سالانهشان پرداخت میکنند و ۵۰ درصد مابقی توسط صندوق تامین میشود.
مکانیزم تامین مالی این ۵۰ درصد سهم شبهکارفرما به این شکل طراحی شده است: ۲۰ درصد از هزینه کل از طریق یارانههای بودجه فدرال (مالیاتدهندگان) تامین میشود. ۳۰ درصد دیگر از طریق عوارض قانونی ویژهای تامین میشود که شرکتها، موسسات و توزیعکنندگان استفادهکننده از آثار هنری (نظیر گالریها، تئاترها، مدارس موسیقی، شبکههای رادیویی و تلویزیونی و آژانسهای تبلیغاتی) موظف به پرداخت آن بر اساس حجم قراردادهای هنری خود هستند.
شرط اصلی عضویت در این سیستم، اشتغال حرفهای و مستمر هنری با هدف کسب درآمد و تامین معاش است و درآمد خالص سالانه هنرمند (پس از کسر هزینههای تولید اثر) نباید از ۳۹۰۰ یورو کمتر باشد، هرچند تازه کارهایی که در سه سال نخست فعالیت خود هستند از این قاعده مستثنی هستند. KSK همچنین سیستمهای نظارتی دقیقی دارد؛ هنرمندان باید درآمد سالانه خود را پیشبینی و گزارش کنند و در صورت گزارش نادرست یا عدم انطباق با آمارهای اداره مالیات، با جریمه و پرداخت مابهالتفاوتهای گذشته مواجه خواهند شد.
سندیکالیسم فعال در آمریکا و بریتانیا؛ نقش انحصاری اتحادیهها
در کشورهای بریتانیا و ایالات متحده، رویکرد متفاوتی حاکم است که بر قدرت چانهزنی جمعی اتحادیهها و پیمانهای دستهجمعی کار استوار است.
در ایالات متحده، بازیگران سینما و تئاتر تحت پوشش دو اتحادیه بزرگ یعنی SAG-AFTRA (برای رسانههای تصویری و صوتی) و انجمن برابری بازیگران (Actors' Equity Association - AEA برای حوزه تئاتر) فعالیت میکنند.
طرح درمانی SAG-AFTRA یک نهاد مستقل از اتحادیه است که به طور مشترک توسط نمایندگان بازیگران و تهیهکنندگان اداره میشود. برای بهرهمندی از پوشش درمانی این طرح، بازیگر باید در طول یک سال حداقل ۲۵ هزار و ۹۵۰ دلار درآمد ناشی از قراردادهای تحت پوشش اتحادیه کسب کند یا ۱۰۰ روز کار ثبتشده داشته باشد.
مستمری بازنشستگی این نهاد نیز از سال ۱۹۶۱ راهاندازی شده و امکان بازنشستگی عادی در ۶۵ سالگی یا بازنشستگی پیش از موعد در ۵۵ سالگی را برای واجدین شرایط فراهم میسازد. همچنین، فرآیند ادغام برنامههای بازنشستگی SAG و AFTرا برای سال ۲۰۲۸ در دست اجراست تا تجمیع سوابق هنرمندان تسهیل شود. در حوزه تئاتر، اتحادیه AEA قوانین بسیار سختگیرانهای دارد؛ بر اساس قوانین این صنف، اعضا به هیچ عنوان حق ندارند در پروژههای بدون قرارداد اتحادیهای بازی یا مدیریت صحنه کنند و کارفرمایان متخلف در «لیست کارفرمایان ممنوعه» (Do Not Work List) قرار میگیرند.
در بریتانیا، اتحادیه «اکویتی» (Equity) با جمعیتی بین ۴۳ تا ۵۰ هزار عضو، وظیفه دفاع از حقوق هنرمندان، مدلها، بازیگران و مدیران صحنه را بر عهده دارد. اکویتی علاوه بر تعیین استانداردهای حداقل دستمزد، مرخصیها و زمان کار، خدمات رفاهی گستردهای نظیر بیمه مسئولیت مدنی رایگان تا سقف ۱۰ میلیون پوند و خدمات مشاوره حقوقی رایگان برای حل اختلافات قراردادی ارائه میدهد. بر خلاف آمریکا، اعضای اکویتی بریتانیا میتوانند در پروژههای غیراتحادیهای نیز فعالیت کنند، اما اتحادیه به شدت بر رعایت شرایط منصفانه نظارت دارد. اکویتی همچنین در سالهای اخیر کارزارهای مدرنی نظیر راهنمای کار در هوای گرم (Too hot to work)، حمایت از کارگردانی صمیمیت (Intimacy Direction) برای ایمنی صحنههای حساس، و مبارزه با قراردادهای عدم افشا (NDA) را برای حفظ کرامت انسانی هنرمندان هدایت کرده است.
ترکیه و مدل «سندیکای بازیگران»؛ تقابل صنعت پویا با خلاءهای قانون کار
جمهوری ترکیه در دهههای اخیر به یکی از قطبهای بزرگ تولیدات تصویری و سینمایی در منطقه تبدیل شده است، اما ساختار رفاهی هنرمندان مستقل آن همچنان درگیر خلاءهای قانونی جدی است. در ترکیه، سیستم بیمه اجتماعی عمومی (SGK) ساختار حاکم بر بازنشستگی است، اما به دلیل ماهیت منقطع پروژههای سینمایی، هنرمندان به شدت به چانهزنیهای صنفی وابسته هستند. نهاد اصلی مدافع حقوق هنرمندان، «سندیکای بازیگران ترکیه» (Oyuncular Sendikası) و سندیکای کارگران سینما (Sinema-İŞ) است که در سالهای اخیر کارزارهای گستردهای را برای به رسمیت شناختن حقوق کارگری هنرمندان هدایت کردهاند.
بزرگترین چالش ساختاری در ترکیه، طبقهبندی حقوقی هنرمندان در قانون کار شماره ۴۸۵۷ این کشور است. شرکتهای تولیدی بزرگ معمولا مایلند با هنرمندان و عوامل فنی به عنوان «پیمانکاران مستقل» (خویشفرما) قرارداد ببندند تا از پرداخت ۵۰ درصد سهم بیمه کارفرما شانه خالی کنند. این امر سبب میشود که هنرمندان مجبور شوند حق بیمه خود را به صورت خویشفرما و با مبالغ بالا پرداخت کنند که در دوران بیکاری میانپروژهای، منجر به قطع سوابق بیمه آنها میشود. سندیکای بازیگران با تکیه بر احکام دادگاههای کار، اصطلاح «کارگران ماهر موقت» را مطرح کرده و شرکتها را ملزم ساخته تا در طول مدت فیلمبرداری، هنرمندان را تحت پوشش بیمه اجباری کارگاهی قرار دهند.
علاوه بر این، در نظام رفاهی ترکیه چالش بزرگی به نام «ساعات کار نامتعارف» وجود دارد. علیرغم سقف قانونی ۴۵ ساعت کار در هفته، پروژههای سینمایی و تلویزیونی گاه تا ۱۵ یا ۱۸ ساعت در روز ادامه مییابند. سندیکا موفق شده است استانداردهای ایمنی و بهداشت کار را در محیطهای هنری اجباری کند، اما سیستم بازنشستگی هنرمندان پیشکسوت همچنان بر اساس حداقل دریافتیهای ثبتشده در SGK محاسبه میشود که تورم شدید سالهای اخیر، قدرت خرید بازنشستگان این صنف را به شدت کاهش داده است. در مدل ترکیه، فقدان یک صندوق تسهیلگر دولتی مانند KSK آلمان به چشم میخورد و بار اصلی حمایت بر دوش توافقنامههای دستهجمعی سندیکا با اتحادیه تهیهکنندگان است.
مصر و نظام سندیکایی منسجم؛ میراث حمایت سنتی در پنجه بحرانهای مدرن
جمهوری عربی مصر به عنوان گهواره و قطب تاریخی سینمای جهان عرب، از مدلی منحصربهفرد و بسیار قدرتمند در مدیریت رفاهی هنرمندان بهره میبرد که بر پایه «قانون سندیکاهای هنری» (قانون شماره ۳۵ مصوب سال ۱۹۷۸) استوار است. در این کشور، سه سندیکای اصلی یعنی «سندیکای مشاغل بازیگری» (نقابة المهن التمثیلیة)، سندیکای سینماگران و سندیکای موسیقیدانان، بازیگران اصلی سیاستگذاری رفاهی هستند. بر خلاف ایران، عضویت در این سندیکاها برای کار در پروژهها الزامی قانونی است و دولت قدرت اجرایی عظیمی به این نهادها تفویض کرده است.
نقطه قوت الگوی مصری در مکانیزم تأمین مالی صندوقهای رفاه، درمانی و بازنشستگی سندیکاهاست. این صندوقها مستقیماً به درآمدهای صنعت سینما متصل هستند؛ بر اساس قانون، درصد مشخصی از بودجه تولید هر فیلم یا سریال، عوارض فروش بلیط سینماها، و مالیات بر قراردادهای بازیگران خارجی و داخلی، مستقیماً به صندوق رفاه سندیکای مربوطه واریز میشود. این چرخه مالی باعث شده است که سندیکای بازیگران مصر بتواند یک سیستم بیمه درمانی تکمیلی بسیار قوی و بیمارستانهای اختصاصی یا قراردادهای ویژه با مراکز درمانی برای اعضای خود و خانوادههایشان فراهم کند.
با این حال، این نظام سنتی در سالهای اخیر با چالشهای ساختاری عمیقی مواجه شده است. با ورود پلتفرمهای پخش آنلاین (VOD) و تغییر ساختار تولید از بخش دولتی به شرکتهای خصوصی بینالمللی، فرار از پرداخت عوارض سندیکا افزایش یافته است. همچنین، حداقل مستمری بازنشستگی که توسط سندیکا پرداخت میشود، به دلیل بحرانهای اقتصادی و افت ارزش پول ملی مصر، دیگر پاسخگوی هزینههای معیشتی هنرمندان پیشکسوت نیست. این امر سبب شده که سندیکا در سال ۲۰۲۵ طرحهای حمایتی اضطراری و وامهای معیشتی کوتاهمدت را برای هنرمندان بیکار شده فعال کند، که این رویکرد انفعالی، شباهتهای ساختاری زیادی با چالشهای صندوق اعتباری هنر در ایران دارد.
الگوهای مواجهه با کار فصلی و منقطع
بررسی و مقایسه نظامهای مختلف نشان میدهد که تفاوت اصلی در میزان امنیت شغلی و معیشتی هنرمندان، برخاسته از رویکردهای قانونی و زیرساختی نسبت به ماهیت کار هنری است. در ادامه، ابعاد مختلف این تفاوتها در قالب مقایسهای تحلیل میشود.
نخستین تفاوت در تعریف قانونی اشتغال هنری است. در حالی که در ایران مشاغل هنری به دلیل فقدان کدهای شغلی مستقل در قوانین تامین اجتماعی و کار با مشکل مواجه بوده و بازیگران به عنوان کارگران فصلی تعریف میشوند، در فرانسه رژیم قانونی ویژهای برای کارگران موقت هنری وجود دارد که ماهیت منقطع این حرفه را به رسمیت میشناسد. در آلمان نیز KSK جایگاه خوداشتغالی هنری را تثبیت کرده است و در ایالات متحده و بریتانیا، اتحادیهها از طریق تعاریف دقیق کارگاهی و طبقهبندیهای صنفی این خلاء را پر کردهاند.
دومین تفاوت، در مکانیزم تامین مالی پوششهای بیمهای و بازنشستگی نمایان است. الگوی ایران بر پایه سوبسید مستقیم دولتی از طریق معرفینامههای صندوق هنر است که پایه بازنشستگی را به حداقل دستمزد متصل میکند. در مقابل، الگوی آلمان مشارکت سهجانبه دولت، هنرمند و شرکتهای مصرفکننده آثار هنری را مبنا قرار داده است. در فرانسه، هزینه دورههای بیکاری هنرمند مستقیما از عوارض پرداختی کارفرمایان بخش نمایش تامین میشود، و در سیستم آمریکایی، این تهیهکنندگان بزرگ طرف قرارداد اتحادیهها هستند که هزینههای درمانی و بازنشستگی را پرداخت میکنند.
سومین تفاوت به مدیریت دوران بیکاری و بحرانهای اقتصادی مربوط میشود. در ایران علیرغم وجود مصوبات قانونی برای بیمه بیکاری هنرمندان، این طرحها همچنان غیرعملیاتی ماندهاند و در دوران بحران نظیر کرونا، هنرمندان تئاتر و سینما با آسیبهای شدید معیشتی و عدم حمایتهای کافی مواجه شدند. اما در فرانسه، سیستم روزمزد مستمری بیکاری فعالانه ایام خلاء کاری را پوشش میدهد. در آمریکا و بریتانیا نیز صندوقهای اضطراری اتحادیهای و سیستمهای حمایتی صنفی به کمک اعضا میآیند.
در نهایت، تامل در این مدلها نشان میدهد که ساختارهای حمایتی زمانی کارآمد خواهند بود که قوانین رفاهی و کار خود را با انعطافپذیری ذاتی مشاغل هنری پیوند بزنند. گام برداشتن به سمت نظامهای پایدارتر، مستلزم شناخت کارشناسی تفاوت میان مشاغل مستمر کارگاهی با فعالیتهای منقطع پروژهای است تا هنرمندان بتوانند فارغ از دغدغههای معیشتی اولیه، به خلق آثار فرهنگی بپردازند.
.
۵۹۲۴۴








نظر شما