خبرآنلاین - حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور در دولت حسن روحانی، با انتشار یادداشتی در خبرگزاری خبرآنلاین، ضمن تشریح گفتمان «اعتدالی» در سیاست خارجی، تأکید کرده است که اعتدال به معنای قرار گرفتن در نقطه میانی میان گفتمانهای حداکثری و حداقلی نیست، بلکه اداره قدرت دفاعی بر پایه سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» است؛ رویکردی که به گفته او، همزمان بر دفاع در برابر تجاوز، حفظ تابآوری داخلی و باز گذاشتن مسیر صلح و مذاکره تأکید دارد.
در ادامه بخشی از این یادداشت را میخوانید؛
حکمت؛ حفظ تابآوری داخلی و طراحی "مسیر خروج"
حکمت در جنگ فقط انتخاب هدف نظامی یا زمان حمله نیست. حکمت یعنی اداره زندگی مردم در همان زمانی که کشور دفاع میکند.
مردم باید بتوانند کار کنند، درمان شوند، آموزش ببینند، کالاهای ضروری تهیه کنند و برای فردای خود برنامه داشته باشند. اگر همه ظرفیت حکومت در میدان نظامی متمرکز شود و اقتصاد، خدمات عمومی، امنیت روانی و اعتماد مردم رها گردد، ممکن است جامعه پیش از ارتش فرسوده شود.
تابآوری اجتماعی با دستور و شعار تولید نمیشود. مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده، حکومت چه میداند و چه نمیداند، از آنان چه انتظاری دارد و برای حفظ زندگی روزمره چه میکند. البته همه جزئیات نظامی قابل انتشار نیست؛ اما محرمانگی نیز نباید به سکوت، انکار واقعیت یا رهاکردن میدان برای شایعه تبدیل شود.
حکمت همچنین به معنای تقدم سیاستورزی بر جنگ است. فرماندهی نظامی باید بداند چگونه بجنگد؛ اما تعیین هدف نهایی، حدود جنگ و شرایط توقف، وظیفه راهبرد سیاسی است.
در ادبیات حل منازعه، بالا رفتن هزینه جنگ برای رسیدن به صلح کافی نیست. حتی در یک بنبست دردناک، مذاکره هنگامی امکان پیدا میکند که طرفها در کنار احساس هزینه، «راه خروج» قابلتصوری نیز ببینند.
پس دفاع حکیمانه باید دو پیام را همزمان منتقل کند: ادامه تجاوز برای دشمن پرهزینه خواهد بود؛ اما راهی برای پایاندادن به جنگ، بدون تحقیر ایران و بدون ادامه تجاوز، باز است.
این همان معنای «طرح صلح در دل طرح دفاع» است. طرح صلح نباید پس از خستگی و فرسایش تهیه شود. کشور باید از ابتدا بداند چه چیزی را پایان قابلقبول جنگ میداند: توقف قابلراستیآزمایی حملات، تضمین عدم تکرار، سازوکار تشخیص و پاسخ به نقض، حمایت از غیرنظامیان و آغاز ترتیبات امنیتی پایدار.
تجربه قطعنامه ۵۹۸ نیز نشان داد که پایان جنگ فقط خاموششدن سلاحها نیست. آتشبس، توقف عملیات، عقبنشینی به مرزهای شناختهشده، نظارت بینالمللی، آزادی اسرا و حرکت به سوی یک حلوفصل جامع و شرافتمندانه، اجزای بههمپیوسته پایان جنگاند.
راهنمای سازمان ملل درباره آتشبس نیز بر همین نکته تأکید دارد: آتشبس مؤثر باید از غیرنظامیان حفاظت کند، کمکرسانی را ممکن سازد و پایه گفتوگویی فراگیرتر برای صلح شود؛ نه اینکه فقط فاصلهای میان دو دور جنگ ایجاد کند.
مصلحت؛ بقای عزتمندانه در همسایگی دشوار
مصلحت یکی از بدفهمیدهشدهترین واژههای سیاست ایران است. گاهی آن را به فرصتطلبی، سازشکاری یا عقبنشینی از اصول تقلیل میدهند. حال آنکه مصلحت یعنی تشخیص اینکه در هر موقعیت، کدام رفتار بهتر میتواند اصل مهمتر را حفظ کند.
ایران کشوری است با هویت شیعی در میان همسایگانی عمدتاً اهلسنت و در منطقهای آکنده از رقابتهای قومی، مذهبی و ژئوپلیتیک. رقبا و دشمنان ایران نیز از پشتیبانی نظامی، اقتصادی و رسانهای قدرتهای بزرگ برخوردارند. در چنین محیطی، بقا فقط با نشاندادن قدرت تأمین نمیشود؛ به مدارا، زمانشناسی، کنترل تحریک و جلوگیری از یکپارچهشدن همه رقبا علیه ایران نیز نیاز دارد.
در اینجا «تقیه مداراتی» معنای سیاسی پیدا میکند. تقیه مداراتی یعنی حفظ هویت و قدرت عمل، همراه با تنظیم سنجیده رفتار برای امکان همزیستی و جلوگیری از دشمنیهای غیرضروری؛ نه دروغگفتن، پنهانکردن واقعیت از مردم یا دستکشیدن از حق.
در این برداشت، اختلافها نباید به نزاع تبدیل شوند؛ هر توانایی نباید به نمایش گذاشته شود؛ هر تهدیدی نباید به زبان آید و هر امکان مصالحهای نیز نباید خیانت تلقی شود. هدف، حفظ نظام و کاهش خطر است، نه نمایش دائمی شجاعت. مصلحت گرایی را میتوان چنین خلاصه کرد: حق خود را حفظ کن، اما برای بیان و پیگیری آن، زمان، زبان، مخاطب و پیامد را نیز بسنج.
در این چارچوب، مذاکره، آتشبس و مصالحه نه ارزشهایی مطلقاند و نه نشانه ضعف. ابزارهاییاند که باید در خدمت راهبرد بزرگترِ بقا، عزت، امنیت و پیشرفت ایران قرار گیرند. ممکن است در موقعیتی مذاکره مصلحت باشد و در موقعیتی ادامه دفاع؛ گاه سکوت لازم است و گاه سخن صریح؛ گاه مصالحه از نظام حفاظت میکند و گاه یک توافق بیضمانت آن را فرسوده میسازد.
۲۱۹/۴۲







نظر شما