تثبیت قیمت جهانی نفت به این معناست که ادامه انسداد تنگه هرمز اشتباه است؟

برخی استدلال می‌کنند که اهمیت تنگه کم شده زیرا نفت را دیگر آنچنان که باید گران نمی‌کند. این استدلال‌ می‌گوید موج اول جنگ نفت را به ۱۲۰ دلار رساند، اما در دور اخیر قیمت فقط تا ۱۰۰ دلار بالا رفت و سپس به زیر ۹۰ دلار بازگشت؛ و علت را در کاهش تقاضای چین، رشد خودروهای برقی، کاهش فعالیت صنعتی و استفاده از ذخایر راهبردی می‌داند.

به گزارش خبرآنلین روزنامه جوان نوشت: این استدلال دچار خطای راهبردی است، زیرا قیمت نفت همین حالا حدود ۹۲ دلار گزارش شده که با وجود کاهش نسبی، همچنان سطحی بالاست و نشان‌دهنده‌ی تداوم فشار بر بازارهای جهانی است. دیگر آنکه اثرگذاری تنگه هرمز را نمی‌توان فقط به قیمت نفت تقلیل داد. درباره کود و آلومینیوم و محصولات دیگر و در کل، قفل‌شدن چرخه حیاتی بسیاری از نیازهای منطقه و جهان بسیار گفته شده است. 

پس اینکه بگوییم استفاده‌ی مکرر و نامحدود از اهرم تنگه، کارایی آن را فرسایش می‌دهد، چون در «بلندمدت» زیان‌دیدگان را به فکر ایجاد مسیرهای جایگزین می‌برد، خطای محاسباتی بزرگی در «میان‌مدت» جنگ جاری است.

فرسایش اهرم، فرایندی تدریجی و زمان‌بر است، در حالی که جنگ کنونی در مقیاس ماه‌ها تعریف می‌شود، نه دهه‌ها. در همین بازه، امریکا ناچار شده بخشی از توان نظامی و سیاسی خود را صرف مسئله‌ای کند که پیش از جنگ تا این اندازه در مرکز توجه قرار نداشت. گفته می‌شود ۷۰ درصد نفت کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به این‌راحتی (یعنی هرگز) نمی‌تواند جایگزین تنگه را پیدا کند. وانگهی آن کس که تنگه را اهرم کرده است، می‌تواند جایگزین‌های تنگه را نیز از انتفاع بیندازد!

آنچه اهمیتش روزبه‌روز کمتر می‌شود، قدرت و موقعیت و حیثیت امریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای اوست، نه قدرت و موقعیت تنگه‌ها. امریکا نشان داده که توان تغییر وضعیت تنگه هرمز را ندارد، همچنان‌که توان تغییر تسلط یمن بر باب را نداشت. از طرفی هرچقدر بیشتر در اطراف تنگه‌هرمز ناو بیاورد و بماند، باید از حضور در مناطق دیگر جهان کم کند، و این یعنی ادامه‌ی جنگ برای امریکا هزینه‌ی جهانی ایجاد می‌کند. فقط بنگرید که سعودی یک دهه پیش ائتلافی جهانی شکل داد تا یمن را فتح یا به‌کلی سرکوب کند و حالا ائتلافی جهانی با کمک امریکا شکل داده است تا خود را از سرکوب و محاصره‌ی یمنی‌ها نجات دهد!

پس نباید تا این حد درباره‌ی تنگه‌ها با ابراز نگرانی از کاسته‌شدن اهمیت آنها در جنگ روانی دشمن شریک شد. پنج ماه ناتوانی در بازکردن تنگه‌هرمز، بارها استمداد از کشورهای جهان برای همکاری در گشودن تنگه، تهدیدهای زیرساختی بدون عمل (زیرا ایران متقابلاً زیرساخت‌های منطقه را هدف قرار می‌دهد) و اضافه‌شدن تنگه‌های دیگر به ماجرا که مسئله را دشوارتر می‌کند، دلیل کافی بر اهمیت بسته‌ماندن تنگه‌ها نیست؟! 

اهمیت تنگه با بسته‌ماندن آن کم نمی‌شود بلکه دقیقاً با بسته‌ماندن «مؤثر» آن است که اهمیتش آشکار می‌شود. مؤثر هم یعنی دیگر نباید اجازه داد با پیشنهاد مذاکره، تنگه‌ها باز و بسته شود. اتفاقاً اگر تاکنون بسته‌ماندن تنگه نفت را دچار انفجار قیمت نکرده است، علاوه‌بر دلایل دیگر، یکی همین بازو بسته‌شدن گهگاهی است. 

ادعای کاهش اهمیت، یا از سر غفلت از تفاوت افق‌های زمانی است، یا تلاشی برای مدیریت ادراک عمومی در شرایطی که واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید. بنابراین بهتر است مسئولان کشور فریب دعوی تکراری این روزهای تحلیلگران فضای مجازی را نخورند و خودشان هم به آن دامن نزنند.

17302

کد مطلب 2254361

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین