ایسنا نوشت:

 پیروز مجتهدزاده، استاد دانشگاه و متخصص در مسائل خلیج فارس در نامه‌ای به باراک اوباما، رییس جمهور امریکا درباره حق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه ایرانی، احترام گذاشتن آمریکا به قوانین بین‌المللی و خودداری از مداخله در این زمینه را یادآور شده است.
 اهم مطالب ذکر شده در نامه مجتهدزاده به شرح ذیل است؛
 
- خبرگزاری‌ها روز چهارشنبه 28 ژوئن 2012 داستان انتشار بیانیه مشترک شما و شیخ محمد بن زاید، نایب رئیس قبیله آل نهیان ابوظبی، نه "ولیعهد" امارات متحده عربی -منصبی که مورد شناسایی قانون اساسی آن کشور نیست-، را منتشر کردند.  به نظر می آید شما در آن بیانیه مشترک از خواسته امارات متحده حمایت کرده‌اید در زمینه مذاکره با ایران برای فرونشاندن آتش ادعای غیرقانونی آنان نسبت به سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خلیج فارس که بر اساس تفاهم نامه 1971 امضاء شده توسط ایران و شارجه تحت نظارت بریتانیا که آن هنگام مسوول روابط خارجی و دفاع سرزمینی امارات بود، در تملک و اختیار ایران است. این اعلام حمایت کاخ سفید برای وانمود کردن‌های امارات متحده در زمینه مذاکره با ایران بر سر مساله ای که 42 سال پیش از طریق مذاکره حل و فصل شد، نشان از ناآگاهی کاخ سفید دارد نسبت به این حقیقت که این مساله در نوامبر 1971 از طریق مذاکره حل شد و هنگامی که موضوع، در نتیجه شکایت حکومت‌هایی مانند حکومت معمر قذافی و بعث صدام حسین و امثال آنان در شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح شد، نماینده دائمی کشور شما در سازمان ملل از امضای آن تفاهم نامه استقبال کرد و سخنان نماینده دائم بریتانیا در سازمان ملل متحد را مورد تایید قرار داد که گفته بود "تفاهم نامه امضاء شده میان کشورش و ایران در مورد جزایر یاد شده الگوی خوبی شمرده می شود برای حل مسائل سرزمینی مشابه در دیگر نقاط جهان".
 
- به شما اطمینان می دهم که امارات متحده عربی تحت رهبری آل نهیان خواهان مذاکره با ایران نیست، بلکه می خواهد با ترتیب دادن یک بیانیه مشترک با شما، ادعای غیر قانونی خود را نسبت به این جزایر جنبه‌ای بین المللی دهد. 
 
-امارات متحده عربی از آغاز طرح ادعاهای غیر قانونی خود نسبت به این جزایر در تلاش بوده‌اند که این ادعاها را توام با جنجال‌آفرینی تبلیغاتی بزرگی سیاسی و بین‌المللی نمایند که در عمل می‌تواند صلح و امنیت بین‌المللی را در این منطقه تهدید نماید. به همین دلیل همه کشورهای دنیا (منهای لیبی قذافی و عراق صدام حسین، ولی به اضافه دولت ایالات متحده امریکا) در برابر جنجال‌آفرینی سرزمینی امارات متحده عربی علیه ایران بی طرفی اختیار کردند. در قیاس این زمینه‌ها است که سخن از حمایت ایالات متحده امریکا از طرح‌های امارات متحده عربی برای حل "اختلافات" با ایران از طریق مذاکره، یک ترک مواضع بی طرفانه ایالات متحده به حساب خواهد آمد.
 
- با توجه به این حقیقت که جزایر یاد شده به ملت ایران تعلق دارد و ملک شخصی جمهوری اسلامی شمرده نمی‌شود که شما با آن بر سر برنامه انرژی هسته‌ای در دعوایی غیر منطقی هستید، مساله بیانیه مشترک رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا و ولیعهد قبیله آل نهیان ابوظبی نمی تواند اندکی کمتر از مداخله امریکا علیه تمایت ارضی ایران به حساب آید که فقط می تواند به حساب اعلام بی دلیل دشمنی شما علیه مردم ایران گذاشته شود و این وضع عالیجناب، به شما اطمینان می دهم اعتراض نیرومند ملت ایران را در پی دارد.
 
- ادعای آنان علیه سرزمین های ایرانی غیر قانونی است چون:
الف – شواهد جغرافیایی
1- دو جزیره تنب در نیمه شمالی خلیج فارس و کاملا در داخل بخش ایرانی آن دریا واقع هستند. بر اساس تفاهم ایرانی - انگلیسی میانه دهه 1960، جزایر واقع شده در نیمه شمالی خلیج فارس به ایران تعلق دارند و جزایر واقع شده در نیمه جنوبی خلیج فارس از آن عربان شمرده می شوند. 2- جزیره ابوموسی روی خط منصف خلیج فارس و در میانه فاصله بین ایران و شارجه قرار دارد و حاکمیت بر آن بر اساس تفاهم نامه 1971 امضاء شده توسط آن امارت و دولت ایران تحت نظارت وزارت خارجه بریتانیا، میان دو طرف مشترک است.
ب – شواهد تاریخی
1- سه جزیره مورد بحث، مانند همه جزایر واقع شده در نیمه شمالی خلیج فارس، همیشه به ایران تعلق داشته‌اند.
2- در سال 1902 وزارت خارجه بریتانیا در جلسه‌ای محرمانه تصمیم گرفت این جزایر را به دلیل استراتژیک اشغال نماید
3- جزایر تنب بزرگ و ابوموسی به اضافه جزیره سری که آن هم به ایران تعلق داشته و دارد در سال 1903 توسط بریتانیا و به نام حاکم امارت شارجه اشغال شدند.تنب کوچک در سال 1908 اشغال شد.
4- از آن تاریخ‌ها ایران تلاش فراوانی را برای بازپس گرفتن این جزایر خود به کار بست و در مواقعی هم موفق شد در اشغال این جزایر انقطاع ایجاد نماید
5- در نوامبر 1971 دو طرف موفق به حل مساله شدند بر اساس تفاهم نامه ای که توسط ایران و امارت شارجه امضاء شد و به موجب آن حاکمیت هر یک از دو طرف بر بخش‌های مشخص شده برای هریک، تنفیذ گردید.
 
ج – شواهد حقوقی
1- اعضای اتحادیه عرب، از جمله عراق، لیبی، الجزایر، یمن جنوبی، کویت، و امارات متحده عربی در دسامبر 1971 شکایتی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح کردند و مانند نوبت کنونی، بدون ارائه مدرکی ادعا نمودند که ایران این جزایر را "اشغال" کرد. شورای امنیت در تاریخ 9 دسامبر 1971 جلسه فوق‌العاده‌ای برای رسیدگی به این شکایت تشکیل داد و پس از بررسی کامل تصمیم گرفت پرونده آن شکایت را ببندد.
2- در حالی که امارات متحده عربی اختیار قانونی برای پی گیری یک شکایت رسمی در این موضوع را در مراجع بین المللی ندارد، چنانکه شرح داده خواهد شد، سوال این است که اتحادیه عرب که اعضایش هیچ ارتباط مستقیم یا غیر مستقیمی با اختلافات سرزمینی ندارند که پیش از تاسیس امارات متحده عربی بین ایران و امارت شارجه حل شد، چگونه می تواند مدعی داشتن اختیار قانونی در این رابطه شود؟
3- با توجه به موارد بالا و این حقیقت که موضوع این جزایر توسط بریتانیا، پیش از تاسیس امارات متحده عربی بین ایران و شارجه حل شد، امارات متحده عربی نمی تواند بر خلاف نص صریح تفاهم‌نامه‌ای گام بردارد که پیش از تاسیس آن اتحادیه بین ایران و شارجه به وجود آمد، مگر آن که این تفاهم‌نامه به هنگام تولد اتحادیه یا کشور جدید توسط آن اتحادیه کان لم یکن اعلام شده باشد.  
4- تفاهم نامه امضاء شده توسط ایران و شارجه در نوامبر 1971، یک قرارداد حقوقی است که به موجب قوانین بین‌المللی به هیچ مرجع ثالث حق دخالت نمی‌دهد.  
5- در جلسه 12 می 1992 شورای عالی اتحادیه امارات والاحضرت امیر شارجه که شریک اصلی ایران در تفاهم نامه 1971شمرده می شود، از تفویض اختیار امارت خود در مورد جزیره ابوموسی به رهبران امارات متحده عربی خودداری ورزیده و آن جلسه را ترک کرد. به این ترتیب، اقدام رئیس امارات متحده عربی در فرض تفویض اختیار شارجه در این مورد، در غیاب حاکم امارت شارجه و بدون کسب موافقت ایشان، ادعای رهبران امارات متحده عربی نسبت به این جزایر را غیرقانونی ساخته است. 
 
6- رهبران ابوظبی در امارات متحده عربی برای سال‌ها تلاش کرده اند تا موضوع بازگشت قانونی جزایر تنب و ابوموسی به ایران را به عنوان "اشغال نظامی" این جزایر توسط ایران جلوه دهند. در سناریوی پرورده شده توسط آنان حضور یک فروند ناو دریائی ایران در جزیره ابوموسی در تاریخ 30 نوامبر 1971که برای افراشتن پرچم ایران به آنجا رفته بود، دلیلی کافی شمرده شد برای سر هم کردن تهمت یاد شده، علیرغم این حقیقت که نمایندگان رسمی ایران در جزیره ابوموسی مورد استقبال رسمی برادر امیر شارجه قرار گرفته بودند. افراشتن پرچم کشور دریافت کننده سرزمینی که میان دو کشور دست به دست شود، یک سنت قانونی است، چنان که نیروی دریائی ایالات متحده امریکا پرچم آن کشور را به هنگام تحویل گرفتن آلاسکا از روسیه بر آن سرزمین افراشت. در تنب بزرگ سوء تفاهمی میان فرمانده انگلیسی پاسگاه آن جزیره و افراد عراقی که به منظور سابوتاژ در جزیره حضور یافته بودند، منجر به تیراندازی میان آنان شد. ناو دریائی ایرانی که همان هنگام برای افراشتن پرچم ایران به تنب بزرگ رسیده بود، در اقدامی سریع، دست اندرکاران آن حادثه تیراندازی را بازداشت کرده و به راس الخیمه بازگرداند. تلاش امارات متحده عربی برای نمایاندن این حادثه محلی، توام با استقبال رسمی از ایرانیان در جزیره ابوموسی، به عنوان "اشغال نظامی جزایر سه گانه" توسط ایران، یقینا طبیعت دروغین ادعاهای امارات متحده عربی را به نمایش می گذارد.
 
7- امارات متحده عربی عرض حالی را در تاریخ 27 اکتبر 1992 در سازمان ملل متحد پخش کرد که طی آن از ایران درخواست شد به مفاد تفاهم نامه 1971 پایبند باشد، و همزمان ادعای مالکیت و حاکمیت نسبت به هر سه جزیره را پیش کشید. با دست زدن به این اقدام، امارات متحده عربی حتی توجه نکرد که با طرح این تناقض در حقیقت ادعاهای خود را، برابر قوانین بین المللی، نقض کرده است. موردی در قوانین بین المللی هست که می گوید: "هرکس که حرف خود را نقض کند، گفته اش نباید مسموع باشد"
 
مجتهدزاده بعد از ذکر شواهد مهم حقیقت تعلق جزایر سه گانه به جمهوری اسلامی به شواهد دیگری چون حق حاکمیت کامل ایران بر جزایر سه گانه و برافراشتن پرچم ایران در این جزایر نیز اشاره کرده و خطاب به اوباما تاکید کرده است:  تفاهم نامه نوامبر 1971 امضاء شده میان ایران و شارجه یک سند قانونی است که اجازه مداخله به هیچ شخص ثالث نمی‌دهد و هیچ دولتی، مطابق مقررات بین المللی، حق انکار موجودیت آن را ندارد. فراتر، هرگونه ابراز حمایت ایالات متحده از وانمود سازی‌های امارات متحده عربی در زمینه مذاکره برای حل مشکل ادعاهای غیر قانونی خودش در زمینه حاکمیت و مالکیت آنها نسبت به سرزمین های ایرانی نه تنها فقط بی اعتنایی ایالات متحده را نسبت به مقررات بین المللی ثابت خواهد کرد، بلکه ایالات متحده را در مقام دشمن ملی مردم ایران قرار خواهد داد.
 /29220
 
 
کد خبر 225445

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عمو اغلي IR ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
    9 0
    كاش همه كارشناسان ايراني حاضر در خارج از كشور نصف پيروز مجتهد زاده غيرت داشتند
  • منصور IR ۱۳:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
    7 0
    بابا لازم ننود همش بگی طبق فلان قانون فلان ماده 40 سال قبل اینها مال ماست. فقط کافی بود بنویسی خود امارات هم مال ایران بوده و اگر قراره بر سر جزایر بحث کنیم اول باید سر پایتخت امارات بحث کنیم که مال ماست یا مال اونا. ای پدرت بسوزه انگلیس که تمام این آتیشا از گور تو بلند میشه. تو این 300سال 4 میلیون کیلومتر از ایران 5/5 میلیون کیلومتری رو تجزیه کردی به کشورهائی مثل عراق و ترکیه و افغانستان و آذربایجان وترکمنستان و امارات و بحرین و ه الانشم دنبال تجزیه ایران هستی به کشورهائی مثل سیستان و بلوچستان و خوزستان و آذربایجان و کردستان و ... لعنت بر انگليس که همه بدبختی های ما و کشور ما و تاریخ ما از گور تو بلند میشه و دشمن درجه یک ایران در طول تمام تاریخها تو بودی و هستی
  • حسینی IR ۱۴:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
    22 0
    سلام پرفسور دست مریزاد الحق افتخار ایران و نور هستی
  • بدون نام US ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
    5 31
    پيروز مجتعد زاده ؟قحط الرجال شده، که ايشون به اوباما نامه نوشتن؟
    • حقیقت گو IR ۲۲:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
      16 1
      فکر نمی کنم برای نامه نوشتن به اوباما محدودیتی وجود داشته باشه!!!! شما یا هر کس دیگری هم که توانمندي اش را دارید بسم الله...
  • شیرازی IR ۱۷:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
    8 0
    از اقای مجتهد زاده تشکر میکنم.ولی باید یاداور میشدید که موجودیت 2 بندر مهم امارات متحده عربی یعنی دبی و شارجه به بار انداز بودن قسمتی از تجارت ایران است و اگر لطف به آنها دارید از حمایت آنها دست بردارید.
  • بدون نام US ۲۱:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۴
    6 0
    خیلی خوب بود.از استاد سپاسگزارم.معترضان بروند از آقای مولانا یشان بخواهند به اوباما نامه بنویسد.