۱ نفر
۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۷
بحران پدافندی آمریکا؛ شتاب‌دهنده تحرکات چین

مانی محرابی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل در یادداشتی برای خبرآنلاین نوشت: «از منظر استراتژیست‌های چین، کاهش پوشش پدافندی آمریکا در شرق آسیا به دلیل درگیری در خاورمیانه، بازدارندگی میدانی واشنگتن را تضعیف کرده است؛ امری که با افزایش آستانه ریسک‌پذیری پکن، زمینه را برای افزایش سرعت تحرکاتی فراهم می‌سازد که در ادبیات راهبردی تحت عنوان "عملیات‌های منطقه خاکستری" شناخته می‌شوند؛ یعنی اقداماتی در حدفاصل صلح کامل و درگیری مستقیم نظامی علیه تایوان.»

خبرآنلاین - تداوم تمرکز تسلیحاتی و پدافندی ایالات متحده در خاورمیانه برخلاف موضع اعلامی پنتاگون مبنی بر توانایی مدیریت هم‌زمان دو جبهه شرق آسیا و خاورمیانه، نشان‌دهنده شکافی عمیق میان سند راهبردی امنیت ملی و اولویت‌بندی‌های عملیاتی واشنگتن است. این عدم توازن عملیاتی، پیامدهای مستقیمی بر محاسبات استراتژیک رقبای آمریکا به‌ویژه چین بر جای گذاشته است.

داده‌های تازه‌ای که از مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در جلسه کابینه ترامپ مطرح شد، عمق این شکاف را با ارقام ملموس نشان می‌دهد؛ موجودی رهگیرهای پاتریوت آمریکا از حدود ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ با ایران به ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند کاهش یافته (حدود ۶۵ درصد کاهش ذخایر) و موجودی تاد نیز به ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند رسیده است. این کاهش شدید ذخایر در حالی رخ داده که ظرفیت تولید صنعتی همچنان محدود است و بازسازی آن‌ها حداقل ۲ تا ۳ سال یعنی در بازه زمانی ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ به طول خواهد انجامید.

در تحلیل رفتاری پکن، منازعات خاورمیانه نه به‌عنوان "علت بنیادین" اقدامات چین در هند-پاسفیک، بلکه به‌عنوان متغیری تسهیل‌کننده و شتاب‌دهنده ارزیابی می‌شود. از منظر استراتژیست‌های چین، کاهش پوشش پدافندی آمریکا در شرق آسیا به دلیل درگیری در خاورمیانه، بازدارندگی میدانی واشنگتن را تضعیف کرده است؛ امری که با افزایش آستانه ریسک‌پذیری پکن، زمینه را برای افزایش سرعت تحرکاتی فراهم می‌سازد که در ادبیات راهبردی تحت عنوان "عملیات‌های منطقه خاکستری" شناخته می‌شوند؛ یعنی اقداماتی در حدفاصل صلح کامل و درگیری مستقیم نظامی علیه تایوان.

تنگنای تولید مهمات و خلأ پدافندی در شرق آسیا

سامانه‌های پدافندی پیشرفته مانند پاتریوت و تاد دارای محدودیت‌های ساختاری در سرعت تولید و جایگزینی هستند. تمرکز مجدد ایالات متحده بر خاورمیانه باعث شده واشنگتن برای تأمین منافع خود در این منطقه، بخشی از تجهیزات کلیدی خود را از شرق آسیا خارج کند؛ امری که نمونه عینی آن در انتقال چهار گردان پاتریوت و یک آتشبار تاد به منطقه سنتکام و تضعیف مستقیم پوشش پدافندی فرماندهی هند-پاسفیک (INDOPACOM) دیده می‌شود.

این جابه‌جایی، پیشی گرفتن نرخ مصرف تسلیحات در خاورمیانه از توان صنعتی واشنگتن را برملا می‌سازد. از یک سو، محدودیت ساختاری در ظرفیت تولید سالانه موشک‌های پاتریوت-۳ که حدود ۵۰۰ فروند برآورد می‌شود، در کنار مصرف بی‌سابقه بیش از ۱۰۰ فروند از موشک‌های پدافند دریایی خانواده SM در دریای سرخ، ذخایر راهبردی آمریکا را زیر فشاری کم‌سابقه قرار داده است. از سوی دیگر، ارزیابی‌های نهادهایی همچون IISS و GAO تأکید می‌کنند که فرآیند پیچیدهٔ نوسازی این سامانه‌ها تحت شرایط عملیاتی موجود، عملاً واشنگتن را وارد یک پنجره آسیب‌پذیری میان‌مدت کرده است.

ابعاد این بحران حتی به خطوط ترابری و لجستیک نیز سرایت کرده است؛ به‌طوری که تمرکز فرماندهی ترابری آمریکا (USTRANSCOM) بر پشتیبانی از جبهه خاورمیانه، مستقیماً به قیمت کند شدن روند ارتقای پدافندی در پایگاه‌های خط اول شرق آسیا، نظیر گوام و اوکیناوا تمام شده است. در این میان، حتی اتکا به متحدان منطقه‌ای نیز نمی‌تواند این خلأ پوششی را پر کند؛ زیرا اگرچه پیمان‌هایی نظیر "کواد" و "اوکوس" در موازنه سیاسی-امنیتی مؤثرند، اما توان پدافندی و عملیاتی آن‌ها در کوتاه‌مدت به هیچ وجه ظرفیت جبران این شکاف موشکی در حوزه هند-پاسفیک را ندارد.

از تغییر محاسبات پکن تا مانور در منطقه خاکستری

در ارزیابی رفتاری پکن، فارغ از گمانه‌زنی‌های کیفی، تحولات عینی حاکی از آن است که تغییر در تخصیص منابع مادی آمریکا، محاسبات هزینه-فایده پکن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارزیابی‌های موجود نشان می‌دهد کمیسیون مرکزی نظامی چین بر اساس روند جابه‌جایی نیروها، احتمالاً تمایل واشنگتن به تشدید تنش در شرق آسیا را به دلیل محدودیت‌های ناشی از درگیری در دو جبهه، پایین برآورد می‌کند. این نوع محاسبات پکن مستقیماً بر مفروضات نظریه بازی‌ها استوار است؛ چراکه از این منظر، اعلام اراده سیاسی بدون پشتوانه توانمندی‌های مادی و بازدارندگی ملموس میدانی، فاقد اعتبار است. از همین رو، محدودیت در سرعت استقرار و ذخایر پدافندی آمریکا، تا حدودی اعتبار بازدارندگی نظامی این کشور را از دیدگاه طراحان راهبردی چینی کاهش می‌دهد.

در این شرایط، رویکرد راهبردی چین بر ترجیح تمرکز بر تحرکات غیرمستقیم و افزایش مانورهای پیرامونی به جای مواجهه مستقیم نظامی ارزیابی می‌شود؛ الگویی چندلایه که از دیدگاه ناظران ژئوپلیتیک، پیامد آن ایجاد چالش‌های جدید برای ساختار دفاعی تایوان خواهد بود. این رویکرد از یک سو با افزایش قابل توجه پروازها در منطقه شناسایی دفاع هوایی (ADIZ) و عبور مداوم شناورها از خط میانی تنگه تایوان دنبال می‌شود و از سوی دیگر با گشت‌زنی‌های گارد ساحلی چین در اطراف جزایر کینمن و ماتسو و اجرای رزمایش‌هایی نظیر "شمشیر مشترک"، سناریوهای محاصره غیرمستقیم را شبیه‌سازی می‌کند. هم‌زمان، بروز اختلالات سایبری و آسیب به خطوط ارتباطی زیردریایی، ابعاد دیگری از این وضعیت را تشکیل می‌دهد. در پاسخ به این تحرکات، تایپه اصلاح و تغییر اولویت‌های دفاعی خود را بر پایه رویکرد دفاع نامتقارن سرعت بخشیده است؛ استراتژی جدیدی که بر توسعه تسلیحات ارزان قیمت، سیار و متراکم تمرکز دارد تا هزینه‌های عملیاتی هرگونه اقدام احتمالی چین را، حتی در صورت کندی یا تأخیر در پاسخگویی واشنگتن، افزایش دهد.

چالش "تأخیر زمانی" در دکترین دفاعی آمریکا

برخی دیدگاه‌های سنتی در دکترین دفاعی آمریکا بر این باورند که "بازدارندگی یکپارچه" همچنان کارایی خود را در برابر چین حفظ کرده است؛ بر این مبنا که قدرت بازدارندگی اصلی واشنگتن در تنگه تایوان نه بر سامانه‌های زمین‌پایه چون پاتریوت و تاد، بلکه بر توان زیرسطحی و هوایی، به‌ویژه زیردریایی‌های تهاجمی کلاس ویرجینیا، بمب‌افکن‌های استراتژیک و موشک‌های ضدکشتی دوربرد (LRASM) متکی است که آسیب‌پذیری کمتری نسبت به بحران ذخایر پدافندی دارند. با این حال، واقعیت‌های ژئوپلیتیک نشان می‌دهد که این نوع بازدارندگی سخت و سنگین در برابر تحرکات غیرنظامی، کم‌شدت و گام‌به‌گام با محدودیت‌های جدّی مواجه است، زیرا به‌کارگیری تهدیدهای متقابلِ متناسب در برابر اقدامات کم‌شدت، پیچیدگی‌ها و ملاحظات عملیاتی خاص خود را می‌طلبد. بر این اساس چالش کلیدی پیش روی واشنگتن نه عدم توانمندی مطلق، بلکه "تأخیر زمانی" در فرآیند پاسخ‌دهی ارزیابی می‌شود. در بازه زمانی که واشنگتن مراحل پیچیده تصمیم‌گیری سیاسی، ارزیابی خطرِ تشدید و گسترش تنش و تجهیز مجدد ذخایر پدافندی خود را طی می‌کند، پکن از فرصت و آزادی عمل کافی برای تثبیت موقعیت‌های جدید عملیاتی و ژئوپلیتیک در تنگه تایوان برخوردار خواهد بود.

افق ۲۰۲۷؛ نقطه عطف موازنه قوا در تنگه تایوان

تداوم تمرکز منابع پدافندی آمریکا در خاورمیانه، حتی در غیاب یک مواجهه مستقیم نظامی، می‌تواند به‌تدریج چالش‌های عملیاتی مداومی را متوجه ساختار دفاعی تایوان کند؛ چالش‌هایی که بروز آن‌ها با یکی از حساس‌ترین مقاطع موازنه منطقه‌ای، یعنی بازه زمانی ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ هم‌زمان می‌شود. از همین رو، در صورت عدم خروج منابع کلیدی پدافندی آمریکا از جبهه خاورمیانه و عدم انتقال آن‌ها به شرق آسیا، شرایط ایجادشده به پکن این امکان عملیاتی را می‌دهد که الگوهای مانور غیرمستقیم و تثبیت موقعیت‌های جدید در تنگه تایوان را با انعطاف بیشتری پیش ببرد.

۴۲/۴۲
 

کد مطلب 2257561

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین