تینا مزدکی_منطقه ممنوعه چرنوبیل که پس از فاجعه هستهای سال ۱۹۸۶ تقریباً از هرگونه فعالیت انسانی خالی شد، امروز میزبان جمعیتهای قابل توجهی از گرگها، سیاهگوشها، گوزنها و اسبهای وحشی پرژوالسکی است. یکی از مهمترین مطالعات انجامشده در این منطقه نشان میدهد که فراوانی چندین گونه از پستانداران بزرگ با ذخیرهگاههای طبیعی سالم و بدون آلودگی قابل مقایسه است، در حالی که جمعیت گرگها بیش از هفت برابر بیشتر از این مناطق برآورد شده است.
چهل سال پس از انفجار راکتور نیروگاه چرنوبیل که باعث تخلیه شهرها و زمینهای کشاورزی اطراف شد، منطقه ممنوعه اکنون زیستگاه گرگها، سیاهگوشها، گوزنها، گرازهای وحشی و گلههایی از اسبهای پرژوالسکی است که در این منطقه رهاسازی شدهاند. این سرزمین همچنان آلوده به مواد رادیواکتیو است، اما همزمان به یکی از مهمترین پناهگاههای پستانداران بزرگ در اروپا تبدیل شده است.
نقطه عطف این روایت به مطالعهای بازمیگردد که در سال ۲۰۱۵ در نشریه Current Biology منتشر شد. پژوهشگران در بخش بلاروسی منطقه ممنوعه دریافتند که جمعیت گوزن شمالی، شوکا، گوزن قرمز و گراز وحشی تقریباً با چهار ذخیرهگاه طبیعی فاقد آلودگی در بلاروس برابری میکند؛ اما جمعیت گرگها بیش از هفت برابر بیشتر از آن مناطق است.
این یافته توجه گستردهای را به خود جلب کرد، اما باید با دقت تفسیر شود. این پژوهش به معنای بیضرر بودن تشعشعات نیست و افزایش هفتبرابری تنها درباره گرگها گزارش شده است، نه تمام گونههایی که معمولاً در تیترها به آنها اشاره میشود.
عدد هفت برابر دقیقاً چه چیزی را نشان میدهد؟
این پژوهش به سرپرستی «تاتیانا دریابینا» در ذخیرهگاه رادیواکولوژیکی دولتی پولسیه، واقع در بخش بلاروسی منطقه ممنوعه به وسعت حدود چهار هزار و ۲۰۰ کیلومتر مربع انجام شد.
کارشناسان بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ ردپای جانوران را در ۳۵ مسیر زمستانی ثبت کردند. مجموع طول این مسیرها به ۳۱۵ کیلومتر میرسید و بررسی آنها طی دو یا سه زمستان تکرار شد.
پژوهشگران ابتدا بررسی کردند که آیا با افزایش آلودگی ناشی از سزیم رادیواکتیو، فراوانی پستانداران کاهش مییابد یا خیر. پس از در نظر گرفتن تفاوتهای زیستگاهی، هیچ ارتباط معناداری میان میزان آلودگی و فراوانی گوزن شمالی، گرگ، گراز وحشی، شوکا، روباه یا سایر پستانداران مشاهده نشد.
در مرحله بعد، برآوردهای رسمی تراکم جمعیت جانوران بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ با دادههای چهار ذخیرهگاه طبیعی دیگر در بلاروس مقایسه شد. در همه این مناطق از روش یکسان شمارش ردپا روی برف استفاده شده بود؛ موضوعی که اهمیت زیادی دارد، زیرا ردپاها شمارش دقیق تمام جانوران نیستند، اما امکان مقایسه نسبی میان مناطق مختلف را فراهم میکنند.
نتایج نشان داد تراکم چهار گونه بزرگ گیاهخوار تقریباً مشابه سایر مناطق حفاظتشده است، اما تراکم گرگها در منطقه ممنوعه چرنوبیل بیش از هفت برابر بیشتر بود.
پژوهشگران همچنین تصاویر هوایی مربوط به دهه نخست پس از حادثه آوریل ۱۹۸۶ را بررسی کردند. شمار گوزن شمالی، شوکا و گراز وحشی در این دوره نهتنها کاهش نیافت، بلکه روندی افزایشی داشت. بنابراین هرچند تشعشعات ممکن است به برخی جانوران آسیب زده باشد، اما این آسیب به شکل فروپاشی بلندمدت جمعیت پستانداران بزرگ دیده نشد.

فراوانی جمعیت به معنای سلامت جانوران نیست
همین تفاوت، مهمترین نکته این داستان است. ممکن است یک جمعیت از نظر تعداد بسیار بزرگ باشد، اما برخی از اعضای آن دچار آسیبهای ژنتیکی، کاهش طول عمر یا افت توان تولیدمثل باشند.
بررسی ردپاها تنها نشان میدهد که جانوران تا چه اندازه از یک منطقه استفاده میکنند؛ این روش نمیتواند آزمایش خون انجام دهد یا وضعیت سلامت و بارداری تکتک حیوانات را بررسی کند.
پژوهشگران مطالعه سال ۲۰۱۵ نیز بر همین نکته تأکید کردند. نتیجه آنها این نبود که تشعشعات هیچ اثر زیستی ندارند، بلکه نشان دادند جامعه پستانداران منطقه، با وجود نزدیک به سه دهه قرار گرفتن در معرض پرتوهای مزمن، همچنان فراوان باقی مانده است
البته اختلافنظر علمی نیز وجود دارد. مطالعهای که در سال ۲۰۲۰ در نشریه Scientific Reports منتشر شد، با بازسازی میزان دوز دریافتی پرتو توسط پستانداران در بخش اوکراینی منطقه ممنوعه، گزارش کرد که با افزایش دوز جذبشده، فراوانی جانوران کاهش مییابد. نویسندگان این پژوهش معتقد بودند که نمیتوان میزان مواجهه یک حیوان با تشعشعات را تنها بر اساس یک اندازهگیری محیطی در محل نمونهبرداری برآورد کرد.
این مطالعات از دادهها، مناطق و مدلهای متفاوتی استفاده کردهاند و نتایج آنها لزوماً یکدیگر را رد نمیکنند. آنچه از مجموع شواهد برمیآید این است که عبارت «حیاتوحش چرنوبیل شکوفا شده است» اگر به سلامت، تولیدمثل و همه گونهها تعمیم داده شود، بیش از حد کلی است.
ادعای دقیقتر این است که چندین گونه از پستانداران بزرگ توانستهاند در سرزمینی با آلودگی مزمن و حضور بسیار اندک انسان، جمعیتهای قابل توجهی را حفظ کنند.
سیاهگوشها و دوربینهای تلهای، شواهد جدیدی ارائه میکنند
امروزه تنها شواهد موجود به ردپاهای روی برف محدود نمیشود. مطالعهای که با استفاده از دوربینهای تلهای و تصاویر ثبتشده بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ انجام شد، ۳۰۲ مشاهده از سیاهگوش اوراسیایی را در نزدیک به ۳۰ درصد از بخش اوکراینی منطقه ممنوعه ثبت کرد.
پژوهشگران موفق شدند ۵۰ فرد را شناسایی کنند و جمعیت کل این گونه را حدود ۵۳ تا ۶۸ قلاده برآورد کردند؛ تراکمی که با بهترین زیستگاههای اروپا قابل مقایسه است.
توضیح پژوهشگران ساده بود. بیش از ۶۳ درصد منطقه را جنگل پوشانده، گوزنها طعمه کافی برای شکارچیان فراهم میکنند، سکونتگاههای انسانی و کشاورزی وجود ندارد، میزان مزاحمت بسیار پایین است و منطقه نیز تحت حفاظت قرار دارد.
مطالعه گستردهتری که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، ۱۱ گونه پستاندار خشکیزی را در شمال اوکراین بررسی کرد. دادههای جمعآوریشده در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ نشان داد تنوع گونهای، احتمال حضور و میزان ثبت جانوران در منطقه ممنوعه اوکراین و ذخیرهگاه طبیعی «درولیانسکی» از سایر مناطق حفاظتشده و غیرحفاظتشده بیشتر است.
اسبهای پرژوالسکی، سیاهگوش، گوزن شمالی و گوزن قرمز نیز بالاترین احتمال حضور را در همین مناطق داشتند.
البته «احتمال حضور» به معنای شمارش مستقیم جمعیت نیست، اما این روش نیز همان نتیجه کلی مطالعات پیشین را تأیید میکند؛ اینکه مناطق حفاظتشده وسیع و پیوسته که ورود انسان به آنها محدود است، میتوانند به زیستگاههایی بسیار ارزشمند برای حیاتوحش تبدیل شوند.
با این حال باید به زمان انجام این پژوهشها نیز توجه داشت. دادههای دوربینهای تلهای پیش از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ جمعآوری شدهاند و نمیتوانند تأثیر اشغال نظامی، مینگذاری، فعالیتهای جنگی و اختلال در پایش محیطزیست را بر حیاتوحش سالهای اخیر نشان دهند.
اسبهای پرژوالسکی؛ بازگشتی که کاملاً طبیعی نبود
حضور اسبهای پرژوالسکی ممکن است این تصور را ایجاد کند که طبیعت بهطور خودکار به چرنوبیل بازگشته است، اما واقعیت متفاوت است.
این اسبها در سال ۱۹۹۸ در قالب برنامهای حفاظتی برای ایجاد یک جمعیت آزاد در منطقه ممنوعه اوکراین رهاسازی شدند.
بررسی دوربینهای تلهای در سال ۲۰۱۸ تعداد ۱۳۷ رأس اسب را در بخش اوکراینی و دستکم چهار رأس دیگر را در منطقهای دورافتاده در بلاروس ثبت کرد.
جمعیت ثبتشده طی بیست سال هفت برابر افزایش یافته بود. تقریباً تمام این اسبها نسل دوم یا نسلهای بعدی بودند و پژوهشگران ۲۴ کره اسب را نیز ثبت کردند.
این دستاورد، موفقیتی مهم در حفاظت از گونههای در معرض انقراض محسوب میشود، اما نباید آن را نشانهای از تأثیر مثبت تشعشعات دانست. این حیوانات از فضای وسیع، مراتع، مزاحمت اندک انسان و حفاظت رسمی بهره بردند. رشد جمعیت آنها نشان میدهد که توانستهاند با شرایط منطقه سازگار شوند، نه اینکه آلودگی هستهای عامل شکوفایی آنها بوده باشد.
خروج انسان، معادلات اکولوژیکی را تغییر داد
پس از تخلیه دائمی حدود ۱۱۶ هزار نفر از ساکنان منطقه، کشاورزی در بخش بزرگی از چرنوبیل متوقف شد. زمینهای زراعی به تدریج به بوتهزار و سپس جنگل تبدیل شدند. تردد خودروها و فعالیتهای عمرانی تقریباً از بین رفت و فشار شکار نیز به شکل چشمگیری کاهش یافت، هرچند شکار غیرقانونی هرگز به طور کامل متوقف نشد.
در چنین شرایطی، شکارچیان بزرگی مانند گرگها قلمرو وسیعتر و طعمه بیشتری در اختیار داشتند، بدون آنکه با دامها یا انسانها در تماس دائمی باشند.
با این حال، این وضعیت به معنای آن نیست که یک فاجعه هستهای را بتوان نوعی سیاست «بازوحشیسازی طبیعت» دانست. حادثه چرنوبیل هزاران خانواده را آواره کرد، زمینهای وسیعی را آلوده ساخت و خطراتی ایجاد کرد که اثرات آنها بسیار فراتر از نسل افرادی خواهد بود که سال ۱۹۸۶ را به یاد دارند.
دو حقیقت بزرگ
چرنوبیل نه سرزمینی کاملاً مرده است و نه بهشتی دستنخورده برای طبیعت.
این منطقه همچنان آلوده، پوشیده از جنگل، از نظر سیاسی تقسیمشده و نتیجه چهار دهه حضور بسیار محدود انسان است. گونههای مختلف جانوری نیز هرکدام به شکل متفاوتی با این شرایط مواجه میشوند و صرفاً افزایش جمعیت نمیتواند تمام پیامدهای تشعشعات را توضیح دهد.
با این وجود، حضور گسترده پستانداران بزرگ واقعیتی انکارناپذیر است. در یکی از مهمترین مطالعات، جمعیت گرگها بیش از هفت برابر مناطق حفاظتشده مشابه برآورد شد. سیاهگوشها یکی از قویترین جمعیتهای اوکراین را تشکیل دادهاند، اسبهای پرژوالسکی طی چند نسل در منطقه تکثیر شدهاند و دادههای جدید دوربینهای تلهای نیز پیش از آغاز جنگ، حضور گسترده پستانداران را تأیید کردهاند.
نتیجهگیری نهایی شاید ساده نباشد، زیرا دو حقیقت همزمان در چرنوبیل وجود دارند، تشعشعات هستهای میتوانند به موجودات زنده آسیب برسانند و در عین حال، خروج انسان از یک زیستبوم میتواند فرصت بیسابقهای برای بازگشت و گسترش حیاتوحش فراهم کند. چرنوبیل امروز، نمادی از همزیستی همین دو واقعیت متناقض است.
۲۲۷۳۲۳







نظر شما