به گزارش خبرآنلاین، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به همراه فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در کاخ الصفا شهر مکه گرد هم آمدند و «پیمان دفاع مشترک مکه» را به امضا رساندند.
به گزارش ایرنا، بر اساس متن منتشر شده از این توافقنامه ۸ مادهای، ماده اصلی این پیمان تصریح میکند: «حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور، حمله به تمامی آنها تلقی خواهد شد.» مادهای که مشابه ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی تنظیم شدهاست که کشورهای عضو را متعهد میکند در صورت حمله به خاک یکی از کشورها بقیه کشورها نیز به کشور متجاوز اعلام جنگ کنند.
متن منتشر شده از توافقنامه تنها یک خلاصه بیانیه است و ممکن است متن کامل یک پیمان دفاع متقابل نباشد. فرمول «حمله به یکی، حمله به همه است» دقیقاً از ماده ۵ معاهده ناتو اقتباس شده است. اما ماده ۵ ناتو نیز اقدام خودکار نظامی را الزامی نمیسازد، بلکه هر عضو بنا به تشخیص خود اقدام لازم را انجام میدهد.
این معاهده سه مورد از بزرگترین ساختارهای نظامی جهان اسلام — شامل قدرت هستهای پاکستان با حدود ۱۷۰ کلاهک اتمی، دومین ارتش بزرگ ناتو یعنی ترکیه، و یکی از مجهزترین نیروهای هوایی منطقه یعنی عربستان، را زیر یک چارچوب دفاعی گرد هم آورده است؛ تحولی که پس از «پیمان بغداد» در دهه ۱۹۵۰ میلادی بیسابقه محسوب میشود.
با این حال امضای این توافقنامه درست همزمان با تنشهای گسترده و در حال توسعه در منطقه خاورمیانه، سوالهای زیادی را در مورد اهداف این پیمان ایجاد کردهاست. در حالی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، تجاوز نظامی تمام عیار علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کردند، تهران نیز در واکنش پایگاههای مبدا این حملات در کشورهای جنوب خلیج فارس از جمله عربستان سعودی را هدف حملات خود قرار داد.
عملی شدن چنین پیمانی به شکل قابل توجهی محیط امنیتی پیرامون ایران را تحت تاثیر قرار میدهد. ترکیه و پاکستان، دو کشور با مرز زمینی با ایران هستند که همواره روابط خوبی با ایران داشتهاند و در عین حال تلاشها برای آشتی میان ایران و عربستان نیز از ۴ سال پیش در جریان است. همپیمانی این سه کشور، مادامی که متوجه دشمنان ایران باشد، قاعدتا خطری متوجه تهران نخواهد کرد، اما روشن است. اما منافع و اتحادهای ایران همیشه با این سه کشور همسو نیست. ایران بر خلاف پاکستان تمایلی به مواجهه با هند ندارد، یا درست در مقابل عربستان سعودی از نهضتهای آزادیخواه در یمن و شیعیان مبارز با اشغالگری در لبنان حمایت میکند.
عربستان سعودی از سال گذشته یک پیمان دفاع متقابل مجزا با پاکستان امضا کردهبود که بر اساس آن حمله به خاک هر یک از دو کشور، حمله به هر دو محسوب میشد. اما در پی جنگ جاری در منطقه، اسلامآباد به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا تلاش کرد تا تنشها در منطقه را کاهش دهد و اقدامی نظامی در حمایت از عربستان سعودی انجام نداد.
در عین حال در طول هفتههای گذشته بار دیگر تنشها میان یمن و عربستان سعودی نیز تشدید شدهاست و پس از حمله عربستان سعودی به فرودگاه حدیده در یمن، انصارالله یمن نیز حملاتی را علیه مواضعی در عربستان سعودی انجام دادهاست. حملاتی که توسط اسلامآباد به شدت محکوم شد، اما در عین حال واکنشی نظامی در پس نداشت. عربستان سعودی هفته گذشته در اقدامی بیسابقه حملاتی مشترک با ایالات متحده آمریکا به خاک عراق نیز انجام داد. بهانه ریاض این بود که تعدادی پهپاد از خاک عراق به سمت تاسیسات نفتی سعودی شلیک شدهاند.
متن منتشر شده از توافقنامه تنها یک خلاصه بیانیه است و ممکن است متن کامل یک پیمان دفاع متقابل نباشد. فرمول «حمله به یکی، حمله به همه است» دقیقاً از ماده ۵ معاهده ناتو اقتباس شده است. اما ماده ۵ ناتو نیز اقدام خودکار نظامی را الزامی نمیسازد، بلکه هر عضو بنا به تشخیص خود اقدام لازم را انجام میدهد. هنوز هیچ سند منتشرشدهای درباره مکانیسم فرماندهی یکپارچه، مقر مشترک یا الزامات اجرایی این پیمان در دست نیست که نشان بدهد ترکیه، عربستان و پاکستان ساختاری مشابه ناتو ایجاد کردهاند.
سقوط اعتماد به چتر امنیتی آمریکا
پیمان مکه بیش از آنکه واکنشی به حملات تدافعی ایران در منطقه باشد، سیگنال روشنی به آمریکا مبنی بر پایان اتکای کامل امنیتی و نظامی به واشنگتن است. این تحول در پی نزدیک به ۳ سال جنگ در منطقه از ۷ اکتبر تاکنون رخ میدهد، جنگی گسترده که در طول آن حملات متعددی به خاک کشورهای عربی جنوب خلیج فارس یا پایگاههای آمریکایی در منطقه انجام شدهاست.
«تعمیق روابط دفاعی این کشورها برآمده از این درک سختافزوده است که امنیت منطقهای دیگر نمیتواند به رحم رقابت میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر رها شود.»
آمریکا به عنوان آغاز کننده جنگ جدید در منطقه، نه تنها کشورهایی را که در جنوب خلیج فارس و غرب آسیا میزبان پایگاههای نظامیاش بودند در خطر حملات تلافی جویانه ایران قرار داد، بلکه هرگز حاضر نشد کمکی به این کشورها برای دفاع از خود انجام دهد.
پیمان مکه یک اقدام خلقالساعه یا تکاپوی مقطعی نیست، بلکه مرحله دوم از یک چرخش راهبردی بزرگتر است که روند عملیاتی آن از پاییز سال ۲۰۲۵ کلید خورده بود:
حمله به دوحه و سقوط اعتماد به آمریکا (۱۸ شهریور ۱۴۰۴): در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵، نیروی هوایی اسرائیل به نمایندگان حماس در دوحه (قطر) حمله کرد. این حمله به پایتخت یکی از متحدان اصلی غیرناتوی آمریکا، اعتماد کشورهای خلیج فارس به ارزش چتر امنیتی و تعهدات واشنگتن را به شدت متزلزل کرد. تنها ۸ روز بعد (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵)، عربستان و پاکستان «توافقنامه دفاع متقابل ریاض» را امضا کردند.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران (۹ اسفند ۱۴۰۴): با آغاز تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخهای تلافیجویانه ایران و جبهه مقاومت، تمام کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان، هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند و تنگه هرمز و بابالمندب ناامن شد. این جنگ ثابت کرد که آمریکا قادر یا مایل به تامین امنیت مطلق زیرساختهای نفتی و پروژههای اقتصادی عربستان نیست.
بسیاری از تحلیلگران این توافقنامه را واکنشی به بیمیلی یا ناتوانی آمریکا در تامین امنیت منطقه پس از دههها حضور گسترده نظامی میدانند.
علی شهابی، تحلیلگر نزدیک به دربار سعودی، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس مینویسد: «این ائتلاف نظامی منعکسکننده این واقعیت است که بازدارندگی آمریکا به شدت تضعیف شده و تهدید ایران باید بهطور فزایندهای توسط قدرتهای منطقهای مدیریت شود.»
آندریاس کریگ، استاد کینگز کالج لندن، در گفتوگو با فایننشیال تایمز میگوید: «عربستان، ترکیه و پاکستان در پی جایگزینی آمریکا نیستند؛ بلکه در حال ایجاد ظرفیتی هستند تا وقتی واشنگتن نمیتواند یا نمیخواهد از منافع آنها دفاع کند، از خود محافظت کنند. ریاض پس از شوک جنگ ایران، لایههای امنیتی متعدد میخواهد.»
در عین حال عربستان سعودی به شدت به دنبال تنوع بخشی به منابع دفاعی خود است. بر خلاف امارات متحده عربی که اسرائیل را به عنوان شریک امنیتی اصلی انتخاب کردهاست، ریاض ترجیح میدهد تا شرکای جدید خود را از میان کشورهای اسلامی انتخاب کند. امجد شیر علی، سفیر سابق پاکستان در امارات، به عرب نیوز میگوید: «بسیاری از کشورهای خاورمیانه متوجه شدهاند که ایالات متحده نمیتواند امنیت کامل منطقهای را تضمین کند. ریاض به دنبال استقرار گستردهتر نیروهای پاکستانی است.»
در واقع کشورهایی مانند عربستان از جنگ علیه ایران دریافتهاند که منافع منطقهای آمریکا و اسرائیل با امنیت آنها همسو نیست. یاسمین فاروق، مدیر پروژه خلیج فارس در گروه بینالمللی بحران نیز در گفتوگو با الجزیره میگوید: «تعمیق روابط دفاعی این کشورها برآمده از این درک سختافزوده است که امنیت منطقهای دیگر نمیتواند به رحم رقابت میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر رها شود.»
پیمان علیه هیچ کشور ثالثی نیست
مقامهای رسمی سه کشور بلافاصله بعد از امضای این پیمان تلاش کردند تا نگرانیهای احتمالی در میان رقبای منطقهای، به ویژه ایران را کاهش دهند. در متن توافقنامه نیز ذکر شدهاست که این پیمان علیه هیچ کشور دیگری نیست و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه تاکید کرد که درهای این پیمان برای پیوستن هر کشور برادر دیگری باز است.
«هدف توافق بیشتر ایجاد موازنه در برابر ایران و بازدارندگی در برابر اسرائیل است، نه مواجهه مستقیم. هدف دقیقاً عکس مواجهه نظامی است.»
فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی تاکید کرد: «توافقنامه مکه ایستگاهی مهم در مسیر همکاریهای دفاعی با ترکیه و پاکستان است. این اتفاق تجلی اراده سیاسی مشترک برای حمایت از ثبات بوده و زمینهساز آیندهای امن است که در آن فرصتهای توسعه و شکوفایی تقویت میشود.» خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی نیز گفت: «توافقنامه مکه به پشتیبانی از امنیت و ثبات منطقه و جهان کمک میکند.»
رچب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه تصریح کرد: «توافق مکه برای دفاع مشترک، یک گام تاریخی است که هدف آن تقویت امنیت مشترک و بازدارندگی دستهجمعی این سه کشور است و به حفظ صلح و ثبات در منطقه کمک خواهد کرد؛ این توافق هیچ کشور خاصی را هدف قرار نداده است.» وی گفت: «توافق مکه همکاریهای امنیتی و دفاعی را تقویت کرده و به توسعه پروژههای مشترک در صنایع دفاعی کمک خواهد نمود. این توافقنامه به روی تمامی کشورهای "برادر" که به دنبال ثبات در منطقه هستند، باز است.»
با این حال برخی از تحلیلگران معتقدند که این پیمان به ویژه با توجه به زمان امضای آن، پیامی به تهران است. عمر کریم، کارشناس دانشگاه بیرمنگام، به خبرگزاری فرانسه میگوید: «این همپیمانی بهطور واضحی جهتگیری ضد ایرانی دارد و هدف آن مواجهه با رویکرد راهبردی جدید ایران است. هممرز بودن ترکیه و پاکستان با ایران، اهرم فشار متفاوتی به ریاض میدهد.»
ایده دیگر این است که پیوستن سه قدرت مهم منطقهای به یکدیگر، به معنای ایجاد تهدید جدید علیه ایران نیست، بلکه ایجاد دیوارهای بازدارنده برای جلوگیری از وقوع درگیری احتمالی است. بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد اندیشکده RUSI نیز معتقد است: «هدف توافق بیشتر ایجاد موازنه در برابر ایران و بازدارندگی در برابر اسرائیل است، نه مواجهه مستقیم. هدف دقیقاً عکس مواجهه نظامی است.»
نگرانیهای اسرائیل و هند
در این میان تحلیلگران و مقامهای پیشین هند و اسرائیل واکنش تندی به امضای این پیمان نشان دادهاند. هند دشمن شماره یک پاکستان تلقی میشود و روابط میان اسرائیل و ترکیه نیز به ویژه پس از آغاز نسلکشی اسرائیل در غزه به شدت دچار تنش است.
هند نگران است که سرمایهگذاری سعودی و فناوری پهپادی و موشکی ترکیه، قدرت نظامی پاکستان را علیه دهلینو در خط کنترل کشمیر تقویت کند. کنوال سیبال، وزیر خارجه سابق هند، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این تحول بسیار منفی برای هند است. اگر هند در پاسخ به یک حمله تروریستی به پاکستان حمله کند، آیا این حمله به عربستان و ترکیه تلقی میشود؟ ما باید ائتلافهای خود را با امارات، اسرائیل، یونان و حتی ایران تقویت کنیم.»
«برخلاف تصور رایج، تهران بیش از اسرائیل باید این توافق را با دقت دنبال کند. هماهنگی این سه کشور، موازنه منطقهای را که به سود تهران بود، تحت تاثیر قرار میدهد.»
اسرائیل که شاهد تیرگی شدید روابط با ترکیه است و پیمان مکه را پس از حمله به دوحه میبیند، به شدت از اتحاد یک قدرت هستهای (پاکستان)، یک ارتش ناتو (ترکیه ) و ثروت نفتی (عربستان) ابراز نگرانی کرده است. مارک لوین مجری، تحلیلگر مشهور آمریکایی طرفدار اسرائیل در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این یک پیچیدگی جدید و خطرناک برای واشنگتن و امنیت اسرائیل است؛ زیرا هر سه کشور به شدت بر تصمیمات نظامی آمریکا فشار میآورند و نفوذ دارند: اردوغان با وجود مواضع تندش خواهان دریافت جنگندههای F-35 است، بنسلمان فناوری و تضمین هستهای میخواهد، و شهباز شریف نقش میانجی و کانال دیپلماتیک با ایران را بازی میکند. این ائتلاف چالش بیسابقهای برای سیاست خارجی ما ایجاد میکند.»
برخی حسابهای کاربری هوادار اسرائیل نیز سخنرانی اسفند ماه گذشته نفتالی بنت، نخستوزیر سابق اسرائیل، را بازنشر کردهاند که گفتهبود: «ترکیه ایران جدید است و تلاش میکند عربستان را علیه اسرائیل برگرداند و یک محور متخاصم سنی با پاکستان ایجاد کند.»
دنی سیترینوویچ، مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل با این حال معتقد است که ایران باید بیشتر از اسرائیل نگران این پیمان باشد، چرا که ترتیباتی را که پس از جنگها اخیر منطقه در حال تمایل به سمت ایران بود به هم میزند. وی مینویسد: «برخلاف تصور رایج، تهران بیش از اسرائیل باید این توافق را با دقت دنبال کند. هماهنگی این سه کشور، موازنه منطقهای را که به سود تهران بود، تحت تاثیر قرار میدهد.»
پیمانی که شاید هرگز به مرحله اجرا نرسد
پایگاه تحلیلی گلوبال سکیوریتی مینویسد پیمانهای منطقهای گذشته (مانند پیمان بغداد/سنتو یا جبهههای عربی) به دلیل عدم همپوشانی منافع شکست خوردند. پیمان مکه یک «پیمان هویت و مذهب» است، نه «پیمان جغرافیا»؛ زیرا این سه کشور هیچ مرز زمینی مشترکی با یکدیگر ندارند و توسط ایران، عراق یا راههای هوایی متخاصم از هم جدا شدهاند.
پیمان مکه بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی و دفاعی عملیاتی باشد یک پیام سیاسی پررنگ به تهران، واشنگتن و تلآویو است. این پیمان نشان میدهد که عربستان علاوه بر وابستگی نظامی به بزرگترین ارتش جهان، اکنون حمایت یک کشور عضو ناتوی دیگر و یک قدرت هستهای دیگر را هم دارد. سران عربستان امیدوارند که چنین پیامی بتواند هر متجاوزی را به تامل بیشتر قبل از حمله وادار کند.
بر اساس این تحلیل، دلایل متعددی وجود دارد که امکان عملی شدن یک ساختار واحد ائتلاف نظامی میان این سه کشور را پیچیده میکند:
اختلاف در اولویت جبهههای جنگی: جبهه اصلی عربستان سعودی مقابله با انصارالله و ایران است، در حالی که پاکستان تمرکز اصلی خود را بر درگیری ساختاری با هند معطوف کرده و دارای مرز ۹۰۰ کیلومتری با ایران است. ترکیه به عنوان عضو ناتو، درگیر مسئله کردها (پ.ک.ک) و مدیترانه شرقی است و روابط پیچیده همسایگی با ایران دارد.
فقدان «تنگه فولدا» و جبهه زمینی مشترک: برخلاف ناتو که دشتهای آلمان شرقی را به عنوان خط مقدم زمینی داشت، این پیمان هیچ جبهه زمینی یکپارچهای ندارد. جبهه اصلی آن عمودی و دریایی است: دفاع موشکی/پهپادی بر فراز آسمان عربستان و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز و بابالمندب.
عدم یکپارچگی تجهیزات و ساختار نظامی: عربستان از سامانههای آمریکایی، پاکستان از تجهیزات چینی و ساخت داخل، و ترکیه از سامانههای استاندارد ناتو استفاده میکنند که فاقد پیوندهای دادهای مشترک، سامانههای تشخیص دوست از دشمن یکپارچه و ساختار فرماندهی متحد هستند.
ممانعت اعضا از ورود به درگیریهای یکدیگر: اگر ترکیه درگیری شدیدی با کُردها در شمال سوریه داشته باشد (جایی که عربستان قبلاً به گروههای عربی و کردی کمک مالی میکرد)، یا اگر پاکستان با هند وارد جنگ شود، عربستان وارد جنگ نخواهد شد. اسلامآباد و آنکارا نیز به دلیل داشتن صدها کیلومتر مرز مشترک با ایران، هرگز حاضر به ورود به جنگ زمینی با تهران به خاطر عربستان نیستند.
پیمان مکه بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی و دفاعی عملیاتی باشد یک پیام سیاسی پررنگ به تهران، واشنگتن و تلآویو است. این پیمان نشان میدهد که عربستان علاوه بر وابستگی نظامی به بزرگترین ارتش جهان، اکنون حمایت یک کشور عضو ناتوی دیگر و یک قدرت هستهای دیگر را هم دارد. سران عربستان امیدوارند که چنین پیامی بتواند هر متجاوزی را به تامل بیشتر قبل از حمله وادار کند. بر اساس آمارهای موجود، پاکستان نزدیک به ۸۰۰۰ نیروی نظامی، سامانههای HQ-9 ساخت چین و جنگنده در عربستان مستقر کرده و ترکیه نیز ممکن است حضور نظامی خود را از پایگاه طارق بن زیاد قطر به عربستان گسترش میدهد.
با این حال این پیمان میتواند یک فرصت برای تهران باشد. اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند سه قدرت پیرامون خود را قانع کند که تهدیدی از سوی تهران متوجه آنها نیست، آنگاه این پیمان دفاع مشترک میتواند به ابزار بازدارندگی مضاعفی برای تهران در مقابل اسرائیل تبدیل شود. ایران باید با حفظ روابط دیپلماتیک و همسایگی محکم با اسلامآباد و آنکارا و مدیریت کانالهای گفتگو با ریاض، مانع از آن شود که این پیمان دفاعی، ابعاد عملیاتی و ساختاری ضد ایرانی به خود بگیرد.
310310







نظر شما