پاتک تکراری تهران به واشنگتن / آیا ترفند ایران، ترامپ را به سرنوشت کارتر دچار خواهد کرد؟ / آیا دستورالعمل سال ۱۳۵۹ در سال ۱۴۰۵ هم نتیجه مشابه می‌دهد؟

گزارش گاردین تأکید دارد که ایران عمداً در حال کش دادن مذاکرات است تا ترامپ را تا انتخابات میان‌دوره‌ای درگیر نگه دارد و ضربه سیاسی مشابه آنچه به جیمی کارتر در بحران گروگان‌گیری وارد شد، وارد کند. این محاسبه سیاست مداران ایرانی، مستقیماً بر محاسبات داخلی ترامپ تأثیر گذاشته است.

خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ - دونالد ترامپ بار دیگر اعلام کرده که حملات به ایران را به‌طور موقت تعلیق کرده تا فضا برای مذاکرات باز شود. این تصمیم پس از هفته‌ها تبادل آتش، از سرگیری درگیری‌ها و بسته ماندن تنگه هرمز انجام شده است اما آیا این تعلیق نشانه ضعف است یا محاسبه هوشمندانه برای حفظ پایگاه رأی ترامپ معنا می شود؟  چگونه واکنش کنگره، فشار لابی‌ها و کاهش محبوبیت ترامپ، آینده سیاسی او را شکل می‌دهد؟

انقلاب نوپای ایران نزدیک به نیم قرن پیش در آستانه انتخابات ایالات متحده آمریکا با تاکتیک تاخیر و مقابله مثل در برابر رئیس جمهوری که بی‌صبرانه به دنبال حل و فصل بحرانی خودساخته بود، توانست جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا، ابرقدرت غرب، را تحقیر کند و باعث شود که او به عنوان رئیس جمهوری ناتوان در تاریخ آمریکا برای همیشه ثبت شود. این بار هم تهران توانسته‌است دونالد ترامپ، رئیس جمهور امروز آمریکا را در مخمصه‌ای مشابه گرفتار کند. آن هم درست سه ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای سرنوشت‌ساز کنگره آمریکا که تعیین کننده جهت‌گیری افکار عمومی ابرقدرت فعلی، در سال‌های پیش رو خواهد بود.

وضعیت موجود روشن و پیچیده است. پس از امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد که قرار بود آتش‌بس ۶۰ روزه ایجاد کند و تنگه هرمز را باز کند، درگیری‌ها دوباره شعله‌ور شد. اما پس از چند روز از حملات، ترامپ اعلام کرد که حملات را متوقف کرده تا دیپلماسی فرصت داشته باشد. در ادامه سفیر آمریکا در سازمان ملل، مایک والتز، گفت که رئیس‌جمهور «فضایی برای مذاکرات ایجاد کرده» اما همه گزینه‌ها همچنان روی میز است.

در عین حال، ترامپ صراحتاً اعلام کرده که روی فشار اقتصادی حساب باز کرده و اذعان کرد «ما فقط نیمه‌مذاکره می‌کنیم و داریم ایران را با تورم عظیم و بی‌پولی‌اش تماشا می‌کنیم.» گزارش سی‌ان‌ان نیز نشان می‌دهد که اقتصاد ایران با تورم مواد غذایی نزدیک به ۱۳۰ درصد، بدهی خانوارها و کاهش قدرت خرید روبه‌رو است و دولت حتی به فکر کاهش یارانه بنزین افتاده که می‌تواند اعتراضات جدیدی را برانگیزد.

اما این تصمیم، همزمان با نگرانی‌های عمیق داخلی در آمریکا همراه شده است. جنگ از ابتدا با حمایت بخشی از جمهوری‌خواهان همراه بود، اما با افزایش هزینه‌ها، تلفات و تأثیر بر قیمت انرژی، حمایت عمومی از او نیز کاهش یافته است. گزارش گاردین تأکید دارد که ایران عمداً در حال کش دادن مذاکرات است تا ترامپ را تا انتخابات میان‌دوره‌ای درگیر نگه دارد و ضربه سیاسی مشابه آنچه به جیمی کارتر در بحران گروگان‌گیری وارد شد، وارد کند. این محاسبه سیاست مداران ایرانی، مستقیماً بر محاسبات داخلی ترامپ تأثیر گذاشته است.

اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران دوچندان است. چرا که تعلیق حملات می‌تواند فرصت تنفسی موقت برای تهران ایجاد کند، اما فشار اقتصادی و تحریم‌ها همچنان ادامه دارد. در داخل آمریکا نیز، این تصمیم بازتاب‌دهنده شکاف عمیق میان جناح‌های جمهوری‌خواه، فشار لابی‌های مختلف و کاهش حمایت عمومی است.  

 واکنش کنگره، لابی‌ها و محبوبیت

از منظر سیاسی، تصمیم ترامپ برای تعلیق حملات، نتیجه فشارهای چندلایه داخلی است. جنگ با ایران که در ابتدا با حمایت نسبی همراه بود، با گذشت زمان و افزایش هزینه‌های انسانی و مالی، حمایت‌ها فرسایش یافته است. نظرسنجی فاکس نیوز در ماه ژوئیه نشان داد که ۵۶ درصد آمریکایی‌ها با اقدام نظامی علیه ایران مخالف‌اند و ۶۶ درصد از نحوه مدیریت ترامپ در این پرونده ناراضی هستند. این بدترین رقم نارضایتی او در این موضوع تا آن زمان بود. حمایت حتی در میان رأی‌دهندگان مگا کاهش یافته است. همچنین طبق نظرسنجی پالیتیکو گزارش شده، حمایت مگا از ادامه جنگ حتی در صورت افزایش هزینه‌های داخلی از ۵۰ درصد در مه به ۳۷ درصد در ژوئیه سقوط کرده است. نزدیک به یک‌پنجم رأی‌دهندگان مگا خواستار پایان جنگ بدون توجه به هزینه‌ها هستند.

این در حالی است که بسته شدن تنگه هرمز قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در بشکه رساند و تورم را تشدید کرد. بسیاری از آمریکایی‌ها جنگ را مستقیماً با گرانی بنزین و مواد غذایی مرتبط می‌دانند. این نارضایتی به کنگره نیز سرایت کرده است. دموکرات‌ها با ارائه قطعنامه‌های مربوط به اختیارات جنگ (War Powers Resolution) سعی کرده‌اند محدودیت‌هایی برای رئیس‌جمهور ایجاد کنند. برخی از این قطعنامه‌ها در مجلس نمایندگان پیش رفته‌اند و حمایت دموکرات‌ها را جلب کرده‌اند.

همچنین جمهوری‌خواهان در مقابل، عمدتاً از اختیار ترامپ دفاع کرده‌اند و گفته‌اند که تصمیمات نظامی باید در دست رئیس‌جمهور باقی بماند. با این حال، شکاف در حزب آشکار است. برخی نمایندگان میانه و نگران از آسیب انتخاباتی، از ترامپ خواسته‌اند تا جنگ را هرچه زودتر به نتیجه برساند. گزارش وال استریت ژورنال و دیگر منابع نیز نشان می‌دهد که حتی برخی قانون‌گذاران جمهوری‌خواه که در ابتدا از جنگ حمایت می‌کردند، حالا نگران هزینه‌های ۳۷.۵ میلیارد دلاری اعلام‌شده توسط پنتاگون و تلفات سربازان آمریکایی هستند.

لابی‌ها نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند. لابی‌های طرفدار اسرائیل و گروه‌های نومحافظه‌کار فشار برای حفظ گزینه نظامی و جلوگیری از هرگونه امتیازدهی به ایران را ادامه داده‌اند. آن‌ها معتقدند که هرگونه عقب‌نشینی، موضع اسرائیل و متحدان منطقه‌ای را تضعیف می‌کند. در مقابل نیز، جریان‌های انزواطلب و «نخست آمریکا» داخل حزب جمهوری‌خواه، که اولویت را به مسائل داخلی و کاهش تعهدات خارجی می‌دهند، از هرگونه جنگ طولانی‌مدت انتقاد کرده‌اند.

این تنش بین دو جناح، ترامپ را در موقعیت دشواری قرار داده است. او باید هم پایگاه مگا را که از جنگ خسته شده راضی نگه دارد و هم حامیان سرسخت سیاست فشار حداکثری را از دست ندهد. اما گزارش‌ها حاکی از آن است که مشاورانی مانند جی‌دی ونس و استیو ویتکاف بیشتر به سمت مذاکره تمایل داشته‌اند، در حالی که برخی دیگر خواستار ادامه فشار نظامی هستند.

از سوی دیگر تأثیر بر محبوبیت ریاست‌جمهوری ملموس و نگران‌کننده برای کاخ سفید است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حمایت کلی ترامپ در حدود ۳۹ درصد ثابت مانده، اما نارضایتی از مدیریت ایران به ۶۶ درصد رسیده است. این کاهش به‌ویژه در میان رأی‌دهندگان روستایی و سفیدپوست غیرمگا قابل توجه است. بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی هشدار می‌دهند که اگر جنگ ادامه پیدا کند یا مذاکرات به بن‌بست برسد، جمهوری‌خواهان ممکن است در میان‌دوره‌ای آسیب جدی ببینند. گزارش لوموند نیز تأکید دارد که جمهوری‌خواهان با باد مخالف روبه‌رو هستند و تورم، آمار ناامیدکننده اشتغال و ترک‌خوردگی در پایگاه مگا، مهمترین مسائل محسوب می شود. گاردین نیز نوشته که ترامپ با از سرگیری جنگ، ریسک فاجعه انتخاباتی را پذیرفته است، زیرا هیچ جدول زمانی‌ای وجود ندارد که این جنگ به نفع عملکرد میان‌دوره‌ای جمهوری‌خواهان باشد.

چگونه اهرم سیاسی ایران، ترامپ را تهدید می کند؟

اما ایران این شکاف داخلی را به دقت رصد می‌کند. برخی در کشورمان صراحتاً گفته‌اند که قصد دارند مذاکرات را تا پس از میان‌دوره‌ای بکشانند تا ترامپ را ضعیف‌تر کنند. این محاسبه، فشار بیشتری بر ترامپ وارد کرده تا یا به توافق سریع برسد یا هزینه سیاسی بیشتری بپردازد. در عین حال، ترامپ با تمرکز بر فشار اقتصادی و اعلام اینکه ایران «پول ندارد»، سعی دارد تصویر مذاکره‌کننده سخت‌گیر را حفظ کند و از اتهام عقب‌نشینی جلوگیری نماید.

این دینامیک سیاسی نشان‌دهنده یک واقعیت عمیق‌تر در سیاست آمریکا است چرا که جنگ‌های خارجی، زمانی محبوب می‌مانند که کوتاه، کم‌هزینه و با نتیجه روشن باشند. وقتی هزینه‌ها افزایش می‌یابد، تلفات بالا می‌رود و نتیجه مبهم می‌شود، حمایت عمومی و حتی حمایت حزب حاکم فرسایش می‌یابد. ترامپ با تعلیق حملات، در حال بازی روی این خط باریک است. او هم می‌خواهد فشار را حفظ کند و هم از آسیب بیشتر به پایگاه رأی خود جلوگیری کند. اینکه آیا این استراتژی موفق خواهد شد یا نه، به پیشرفت مذاکرات در هفته‌ها و ماه‌های آینده بستگی دارد.

ترامپ نیز در اظهارات اخیر خود تأکید کرده که «ما داریم ایران را با تورم عظیم و بی‌پولی‌اش تماشا می‌کنیم» این جمله نشان‌دهنده اولویت دادن به فشار اقتصادی به جای حملات نظامی مداوم است.

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، گفته بود که رئیس‌جمهور فضا را برای مذاکرات ایجاد کرده اما «همه گزینه‌ها روی میز است» و نیروهای بیشتری به منطقه اعزام می‌شوند. در کنگره نیز، دموکرات‌ها با پیش بردن قطعنامه‌های اختیارات جنگ، خواستار نقش بیشتر کنگره شده‌اند. برخی جمهوری‌خواهان نیز هشدار داده‌اند که ادامه جنگ بدون نتیجه روشن، به زیان حزب تمام خواهد شد.

در مجموع، تصمیم ترامپ برای تعلیق حملات به ایران، بیش از یک حرکت نظامی، یک محاسبه سیاسی داخلی پیچیده است چرا که واکنش کنگره نشان‌دهنده شکاف عمیق بین جناح‌های حزب جمهوری‌خواه و تلاش دموکرات‌ها برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور است. از سوی دیگر لابی‌ها نیز فشار متقابل وارد می‌کنند. برخی خواستار ادامه فشار نظامی هستند و برخی دیگر اولویت را به مسائل داخلی می‌دهند. محبوبیت رئیس‌جمهور تحت تأثیر هزینه جنگ، تورم و طولانی شدن درگیری قرار گرفته و حمایت حتی در میان پایگاه مگا کاهش یافته است.

اما اگر مذاکرات پیش نرود یا جنگ دوباره شعله‌ور شود، پیامدهای آن می‌تواند در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر خود را به شکل زیان سنگین برای جمهوری‌خواهان نشان دهد. ترامپ در حال حاضر روی فشار اقتصادی و دیپلماسی حساب باز کرده، اما فضای داخلی آمریکا نشان می‌دهد که صبر عمومی محدود است. آینده این تصمیم، نه فقط در میدان نبرد یا میز مذاکره، بلکه در رأی‌گیری نوامبر و محاسبات سیاسی کنگره مشخص خواهد شد. این لحظه، آزمونی برای توانایی ترامپ در مدیریت همزمان جنگ خارجی و سیاست داخلی است.

در سوی مقابل، سیاستگذار ایرانی بر این باور است که دونالد ترامپ در انتخابات نوامبر شکست خواهد خورد و بر همین اساس، محاسبات راهبردی خود را تنظیم کرده است. اما این رویکرد، یک قمارِ بسیار پرخطری به شمار می رود، چراکه اگر جمهوری خواهان در آن انتخابات پیروز شوند (که عوامل گوناگونی، از جمله شرایط اقتصادی و وضعیت اجتماعی، و نه صرفاً مسائل مربوط به جنگ، می توانند رأی دهندگان را به سمت آنها سوق دهند)، تهران باید خود را برای تشدید چشم گیر حملات نظامی ایالات متحده علیه خود آماده کند چرا که دیگر آن اهرم فشار سیاسی از بین رفته و «کارت زمان» برای دریافت هر امتیازی سوخته شده است.

توییتر نویسنده گزارش را اینجا  (safarahang@) دنبال کنید

۲۱۳

کد مطلب 2258847

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین