به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، نمایش «خوی حیوانی» به کارگردانی هلیا خادم یکی از آثاری است که به تازگی در سالن جمیله شیخی واقع در مجموعه تئاتر محراب روی صحنه رفته است.
هنگامه معلم بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است و در آثاری چون «صلیب سفید»، «باغ آلبالو»، «مرغ دریایی»، سریالهای «آقازاده» و «خانه امن ۲» و فیلمهای سینمایی «بیهمهچیز»، «خائنکشی»، «عاشق بشی میفهمی»، «پدر من» و «پرستو» ایفای نقش کرده است. او درباره حضورش در نمایش «خوی حیوانی» و تجربه حضور در یک اثر اقتباسی توضیحاتی داد.
چه چیزی شما را به حضور در نمایش «خوی حیوانی» ترغیب کرد و چه ویژگیای در متن یا شخصیت برایتان جذاب بود؟
برای من همیشه متن و جهان فکری اثر در اولویت بوده است. «خوی حیوانی» متنی است که لایههای مختلفی دارد و صرفاً یک روایت خطی نیست. شخصیتها مدام در موقعیتهای پیچیده اخلاقی و انسانی قرار میگیرند و همین چالش برایم جذاب بود. احساس کردم این نمایش میتواند مخاطب را وادار به فکر کردن کند و همین دلیل اصلی حضورم در این پروژه بود.
این نمایش که اقتباسی از «تانگو» اثر اسلاومیر مروژک است، چه تفاوتها یا ویژگیهای تازهای نسبت به متن اصلی دارد که در روند بازیگری شما تأثیر گذاشته است؟
اقتباس زمانی ارزشمند است که بتواند با حفظ روح اثر، آن را به زمانه و جامعه امروز نزدیک کند. در «خوی حیوانی» هم همین اتفاق افتاده است. نگاه کارگردان باعث شده شخصیتها برای مخاطب امروز ملموستر شوند و همین موضوع به من کمک کرد نقش را نه بهعنوان یک شخصیت کلاسیک، بلکه بهعنوان انسانی از دل جامعه امروز ببینم.
از شخصیتی که در «خوی حیوانی» ایفا میکنید بگویید. برای نزدیک شدن به این نقش چه مسیری را طی کردید؟
شخصیتی که بازی میکنم پیچیدگیهای زیادی دارد و مدام میان احساس، منطق و غریزه در رفت و آمد است. برای نزدیک شدن به این نقش، علاوه بر مطالعه متن، سعی کردم از تجربههای شخصی و مشاهده رفتار آدمهای واقعی استفاده کنم تا شخصیت باورپذیر و زنده باشد.
همکاری با هلیا خادم به عنوان کارگردان این اثر چه تجربهای برای شما رقم زده است؟
هلیا خادم از آن دسته کارگردانهایی است که برای گفتگو و کشف نقش اهمیت زیادی قائل است. در تمرینها فضایی ایجاد شد که بازیگر بتواند پیشنهاد بدهد و نقش را همراه با کارگردان کشف کند. این تعامل باعث شد اجرای نهایی به نتیجهای برسد که همه اعضای گروه در شکلگیری آن سهیم باشند.
نمایش «خوی حیوانی» از نظر شما چه پرسش یا دغدغهای را درباره انسان امروز مطرح میکند؟
به نظر من مهمترین پرسش نمایش این است که مرز میان انسانیت و غرایز تا کجاست. در دنیایی که هر روز با بحرانهای مختلف روبهرو هستیم، آیا هنوز میتوانیم ارزشهای انسانی را حفظ کنیم یا به تدریج اسیر خوی حیوانی خود میشویم؟ این پرسشی است که نمایش پیش روی مخاطب قرار میدهد.
شما سابقه حضور در آثاری چون «صلیب سفید»، «باغ آلبالو»، «مرغ دریایی» و آثار تصویری مختلف را دارید. این نقش چه تفاوتی با تجربههای قبلیتان دارد؟
هر نقش دنیای خودش را دارد و هیچ تجربهای شبیه تجربه دیگر نیست. در آثار کلاسیکی مثل «باغ آلبالو» و «مرغ دریایی» بیشتر با جهان نویسندگان بزرگ روبهرو بودم، اما «خوی حیوانی» به دلیل نوع اقتباس و نگاه امروزیاش، فضای متفاوتی دارد و از نظر روانی و احساسی یکی از تجربههای ویژه من محسوب میشود.
آیا در این نمایش با چالش خاصی، چه از نظر جسمانی و چه از نظر روانی، روبهرو شدید؟
بله، بیشتر چالش این نقش از جنس روانی بود. حفظ تعادل میان احساسات متضاد شخصیت و انتقال درست آن به مخاطب کار سادهای نیست. از نظر جسمانی هم طراحی میزانسنها و ریتم اجرا انرژی زیادی از بازیگر میگیرد.
به نظر شما بازیگر هنگام اجرای یک نمایش اقتباسی باید تا چه اندازه به متن اصلی وفادار باشد و تا چه اندازه به نگاه کارگردان و اقتباس تازه تکیه کند؟
فکر میکنم بازیگر باید ابتدا روح متن اصلی را بشناسد، اما در نهایت این نگاه کارگردان و جهان تازهای که در اقتباس ساخته شده، مسیر اجرا را تعیین میکند. اگر این دو در تعادل باشند، نتیجه اثرگذارتر خواهد بود.
ارتباط و تعامل میان بازیگران این نمایش چگونه شکل گرفت و تمرینها چه ویژگیهایی داشت؟
از همان روزهای اول تلاش کردیم به یک زبان مشترک برسیم. تمرینها صرفاً حفظ دیالوگ نبود؛ درباره شخصیتها صحبت میکردیم، بداههپردازی داشتیم و مدام روابط میان کاراکترها را بررسی میکردیم. همین روند باعث شد گروه به هماهنگی خوبی برسد.
فکر میکنید مخاطبان پس از تماشای «خوی حیوانی» با چه پرسش یا احساسی سالن را ترک خواهند کرد؟
طی اجراها امیدوار بودم مخاطب بعد از پایان نمایش فقط داستان را به خاطر نسپارد، بلکه درباره خودش و رفتارهایش هم فکر کند. اگر نمایش میتوانست حتی یک پرسش جدی در ذهن تماشاگر ایجاد کند، به هدفش رسیده است. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد.
با توجه به تجربه حضورتان در سالنهای مختلف، اجرای این نمایش در تالار محراب چه ویژگی یا حالوهوای متفاوتی برایتان دارد؟
تالار محراب یکی از سالنهای با سابقه تئاتر ایران است و برای بسیاری از هنرمندان خاطرهانگیز است. اجرای نمایش در سالن جمیله شیخی این مجموعه برای من ارزشمند است، چون مخاطبان حرفهای تئاتر ارتباط خوبی با این سالن دارند و فضای صمیمانه آن برای بازیگر انرژی خاصی ایجاد میکند.
وضعیت امروز تئاتر را چگونه ارزیابی میکنید؟
تئاتر همیشه با دشواریهایی مثل مسائل اقتصادی، کاهش حمایتها و کم شدن فرصت اجرا روبرو بوده؛ اما با وجود همه این مشکلات، هنوز هنرمندان با عشق کار میکنند. امیدوارم شرایطی فراهم شود که تولید آثار نمایشی آسانتر و مخاطبان بیشتری به سالنهای تئاتر بازگردند.
هر نقش چه چیزی به شما بهعنوان یک بازیگر و حتی به عنوان یک انسان اضافه میکند و «خوی حیوانی» چه دستاوردی برایتان داشته است؟
هر نقش باعث میشود دنیا را از زاویه نگاه یک انسان دیگر ببینم. این تجربه هم برای بازیگری و هم برای زندگی شخصی ارزشمند است. «خوی حیوانی» به من یادآوری کرد که شناخت انسان هیچوقت پایان ندارد و همیشه چیز تازهای برای کشف وجود دارد.
شما تجربه اجرا در سالنهایی مانند ناظرزاده کرمانی، حافظ، سمندریان و... را داشتهاید و اکنون در سالن جمیله شیخی مجموعه محراب روی صحنه هستید. برای جذب تماشاگر چقدر سالن و چقدر خود نمایش تأثیر دارد؟
به نظر من هر دو مهم هستند، اما در نهایت این کیفیت نمایش است که باعث میشود مخاطب سالن را با رضایت ترک کند و دیگران را هم به دیدن آن دعوت کند. یک سالن خوب میتواند به دیده شدن اثر کمک کند، اما اگر نمایش کیفیت لازم را نداشته باشد، هیچ سالنی نمیتواند آن را ماندگار کند.
۲۴۲۲۴۳







نظر شما