در بسیاری از جوامع، خیریهها و سازمانهای مردمنهاد سالهاست در خط مقدم حمایت از خانوادههای کمبرخوردار قرار دارند؛ از تأمین معیشت و درمان گرفته تا تهیه جهیزیه، مسکن و کمکهای نقدی. این اقدامات ارزشمند و ضروری است، اما در شرایط اقتصادی امروز، یک پرسش اساسی باید مورد توجه قرار گیرد: آیا میتوان بخشی از منابع خیرخواهانه را از «کمک برای گذران زندگی» به «سرمایهگذاری برای ساختن زندگی» تبدیل کرد؟ پاسخ، در مفهوم کارآفرینی اجتماعی نهفته است.
کارآفرینی اجتماعی به این معنا نیست که خیریهها به بنگاه اقتصادی تبدیل شوند؛ بلکه به این معناست که بخشی از حمایتهای خیریهای با هدف ایجاد درآمد پایدار، مهارت، اشتغال و استقلال اقتصادی طراحی شود.
مسئله فقط پول نیست
یکی از اشتباهات رایج در برنامههای اشتغال اقشار تحت پوشش، این تصور است که اگر به فردی سرمایه یا تسهیلات داده شود، الزاماً یک کسبوکار موفق ایجاد خواهد شد.
واقعیت این است که سرمایه بدون مهارت، بازار و پشتیبانی میتواند حتی به بدهی تبدیل شود.
فردی که تحت پوشش یک نهاد حمایتی قرار دارد ممکن است انگیزه کار داشته باشد، اما برای تبدیل این انگیزه به درآمد پایدار به مجموعهای از خدمات نیاز دارد:
مهارتآموزی + ایده مناسب + شناخت بازار + سرمایه اولیه + مربی کسبوکار + بازاریابی + شبکه فروش + نظارت و پشتیبانی
بنابراین، مدل موفق اشتغال مددجویان باید از «پرداخت وام» به سمت ایجاد زنجیره کامل توانمندسازی اقتصادی حرکت کند.
یک فرصت ویژه برای آبادان و خرمشهر
آبادان و خرمشهر از نظر ظرفیتهای اقتصادی، فرهنگی، گردشگری، تجاری و مرزی، شرایط متفاوتی نسبت به بسیاری از مناطق کشور دارند.
وجود منطقه آزاد اروند، ظرفیتهای گردشگری و تاریخی، بازارچهها، صنایع، خدمات شهری، حملونقل، تجارت، صنایع غذایی، صنایع دستی، گردشگری رودخانهای و دریایی و همچنین ظرفیت بازار عراق، مجموعهای از فرصتها را برای طراحی کسبوکارهای کوچک و متوسط فراهم میکند.
بنابراین، به جای اینکه برای همه افراد تحت پوشش یک نسخه واحد نوشته شود، باید نقشه فرصتهای شغلی آبادان و خرمشهر تهیه شود و افراد بر اساس استعداد، مهارت، سرمایه، سن، شرایط خانوادگی و نیاز بازار در مسیرهای مختلف قرار گیرند.
پیشنهاد تشکیل «شتابدهنده اجتماعی خیریهها»
یکی از پیشنهادهای قابل اجرا برای آبادان و خرمشهر، ایجاد یک شتابدهنده اجتماعی مشترک میان خیریهها، سازمانهای مردمنهاد، دستگاههای حمایتی، دانشگاهها، مراکز فنیوحرفهای، بخش خصوصی و کارآفرینان محلی است.
در این مدل، خیریه صرفاً تأمینکننده پول نیست؛ بلکه به یک سرمایهگذار اجتماعی تبدیل میشود.
برای مثال، یک زن سرپرست خانوار که مهارت تولید مواد غذایی دارد، نباید صرفاً یک وام دریافت کند. باید ابتدا بازار محصول او بررسی شود، سپس بستهبندی و برندینگ آموزش داده شود، مجوزهای لازم پیگیری شود، کانال فروش ایجاد شود و در نهایت محصول او به فروشگاهها، رستورانها، بازارهای محلی و حتی بازارهای خارج از منطقه متصل شود.
در چنین مدلی، ارزش کمک خیریه چند برابر خواهد شد.
از «فرد مددجو» به «کارآفرین اجتماعی»
هدف نهایی نباید این باشد که فرد برای همیشه دریافتکننده کمک باقی بماند.
هدف باید این باشد که فرد از یک مصرفکننده منابع حمایتی به یک تولیدکننده درآمد تبدیل شود.
حتی بهتر از آن، فرد بتواند در مرحله بعد، برای فرد دیگری نیز فرصت شغلی ایجاد کند.
این همان نقطهای است که خیریه از یک مدل سنتی حمایت، وارد حوزه کارآفرینی اجتماعی میشود.
مدل پیشنهادی پنجمرحلهای
برای آبادان و خرمشهر میتوان یک مدل پنجمرحلهای طراحی کرد:
مرحله اول: شناسایی استعداد و مهارت
برای هر فرد، یک پرونده مهارتی و اقتصادی تشکیل شود؛ نه صرفاً پرونده حمایتی.
مرحله دوم: آموزش هدفمند
آموزشها بر اساس فرصت واقعی بازار طراحی شوند، نه صرفاً بر اساس دورههایی که امکان برگزاری آنها وجود دارد.
مرحله سوم: ایجاد کسبوکار
سرمایه اولیه، ابزار کار، فضای فعالیت و مجوزهای لازم با مشارکت خیریه و نهادهای تخصصی تأمین شود.
مرحله چهارم: اتصال به بازار
این مرحله شاید مهمترین حلقه مفقوده بسیاری از طرحهای اشتغال باشد. محصولی که مشتری ندارد، حتی با بهترین کیفیت، کسبوکار پایدار ایجاد نمیکند.
مرحله پنجم: پایدارسازی و توسعه
پس از شروع کسبوکار، حداقل برای ۶ تا ۱۲ ماه باید مربی یا پشتیبان کسبوکار در کنار فرد باشد تا مشکلات فروش، نقدینگی، قیمتگذاری، حسابداری و توسعه بازار مدیریت شود.
خیریهها میتوانند «بازار» ایجاد کنند
یکی از ظرفیتهای کمتر مورد استفاده خیریهها، قدرت شبکهای آنهاست.
خیریهای که صدها خیر، پزشک، تاجر، صنعتگر، مدیر، فروشنده و صاحب کسبوکار را میشناسد، فقط یک منبع مالی نیست؛ بلکه میتواند یک شبکه اقتصادی ایجاد کند.
میتوان از این ظرفیت برای ایجاد «باشگاه مشتریان محصولات مددجویان»، «بازارچه دائمی محصولات تولیدی»، «فروش آنلاین»، قرارداد با فروشگاهها، رستورانها و شرکتها و حتی صادرات محصولات منتخب استفاده کرد.
در این صورت، کمک خیر فقط یک بار پرداخت نمیشود؛ بلکه میتواند به یک جریان درآمدی تبدیل شود.
نقش مسئولیت اجتماعی شرکتها
در خوزستان، بهویژه در مناطق صنعتی، باید میان خیریهها و بنگاههای اقتصادی ارتباط نظاممندتری شکل گیرد.
مسئولیت اجتماعی شرکتها نباید فقط به ساخت یک مدرسه، توزیع بسته معیشتی یا کمک موردی محدود شود.
بخشی از منابع مسئولیت اجتماعی میتواند برای توسعه زنجیرههای اشتغال محلی اختصاص یابد؛ بهگونهای که شرکت، علاوه بر مسئولیت اجتماعی، از شکلگیری تأمینکنندگان و خدماتدهندگان محلی نیز بهرهمند شود.
این رویکرد، از «هزینهکرد اجتماعی» به سمت سرمایهگذاری اجتماعی حرکت میکند.
آبادان و خرمشهر نیازمند یک «صندوق سرمایهگذاری اجتماعی» هستند
یکی از پیشنهادهای بلندمدت، ایجاد صندوقی با مشارکت خیرین، سازمانهای مردمنهاد، بخش خصوصی و نهادهای توسعهای است که منابع آن به جای توزیع مستقیم، برای ایجاد و توسعه کسبوکارهای کوچک افراد تحت پوشش به کار گرفته شود.
این صندوق میتواند علاوه بر تأمین سرمایه، خدمات مشاوره، آموزش، بازاریابی و توسعه بازار را نیز ارائه کند.
در چنین مدلی، خیر میتواند بداند که کمک او فقط یک هزینه مصرفی نیست؛ بلکه در حال ایجاد یک دارایی مولد اجتماعی است.
شاخص موفقیت خیریه باید تغییر کند
یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز، تغییر شاخص ارزیابی عملکرد است.
نباید فقط بپرسیم: «این خیریه به چند نفر کمک کرده است؟» باید بپرسیم؛ چند نفر از دریافتکننده حمایت توانستهاند درآمد پایدار ایجاد کنند؟ چند نفر از چرخه دریافت کمک خارج شدهاند؟ چند کسبوکار ایجاد شده و پس از یک سال همچنان فعال هستند؟ چند شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد شده است؟ و مهمتر از همه، هر یک میلیارد تومان منابع خیریه، چه میزان درآمد و اشتغال پایدار ایجاد کرده است؟
اینها شاخصهای واقعی اثرگذاری اجتماعی هستند.
پایان سخن
آینده حمایت اجتماعی در خوزستان نباید فقط در افزایش حجم کمکهای نقدی خلاصه شود؛ بلکه باید در افزایش توان اقتصادی انسانها تعریف شود.
خیریهای که فقط نیاز امروز یک خانواده را برطرف میکند، یک مشکل را حل کرده است؛ اما خیریهای که به یک خانواده مهارت، سرمایه، بازار و فرصت میدهد، میتواند مسیر زندگی آن خانواده را تغییر دهد.
آبادان و خرمشهر ظرفیت آن را دارند که به یکی از الگوهای کارآفرینی اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی در جنوب کشور تبدیل شوند؛ به شرط آنکه خیریهها، سازمانهای مردمنهاد، دستگاههای حمایتی، دانشگاهها و بخش خصوصی به جای فعالیتهای پراکنده، در قالب یک اکوسیستم مشترک اشتغال و درآمدزایی عمل کنند.
هدف نهایی نباید فقط کاهش فقر باشد؛ هدف باید افزایش توان خلق درآمد باشد.
زیرا بهترین کمک، کمکی نیست که فرد را برای همیشه به کمک نیازمند نگه دارد؛
بهترین کمک، فرصتی است که فرد را از دریافتکننده کمک به سازنده آینده خود و خانوادهاش تبدیل کند.
دکتر خلیل جنامی
دکترای تخصصی کارآفرینی
مشاور کسبوکار و سرمایهگذاری






نظر شما