به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اسماعیل شفیعی سروستانی در حاشیه نشست یکصد و هشتاد و چهار فرهنگ مهدوی با تحلیل فرازِ اللهم لعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک زیارت عاشورا به تبیین حقوقِ چندگانه امام معصوم و وظایفِ منتظران در عصرِ غیبت پرداخت.
ضرورت بیداریِ وجدانِ تاریخی در بوته لعنت و رحمت
مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) ضمن تاکید بر ضرورت تامل بر فرازهای عاشورا یادآور شد: برای هریک از فرازهای زیارت عاشورا می توان یک کتاب نوشت. در میانِ انبوهِ مناسک و ادعیه، گاهی یک فرازِ کوتاه، چنان پرده از رویِ حقیقت برمیدارد که انسان را در برابرِ هویتِ خویش میایستند. فرازِ «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد» از زیارتِ عاشورا، نه یک طلسمِ لفظی، که منشورِ بصیرت افزایی است که وجدانِ تاریخیِ شیعه را به داوری میطلبد.
آنچه این فراز را از یک لعنِ ساده به «هشدارِ وجودی» بدل میکند، ادامه آن است که میفرماید: «وَ آخِرِ تَابِعٍ لَهُمْ عَلَی ذَلِکَ». یعنی لعنت، نه تنها شاملِ پیشگامانِ ظلم، بلکه تمامیِ کسانی میشود که دانسته یا نادانسته، در مسیرِ سلبِ حقِّ اهلبیت (ع) گام برمیدارند. اینجا است که انسانی که زیارت میخواند، ممکن است خود را در آینه لعنت، مخاطبِ خویش بیابد؛ چرا که اگر حقِّ امام را نشناسد، یا در ادایِ آن کوتاهی کند، عملاً در همان زمره قرار گرفته است.
از این رو، سخن از «حقِّ امام» از سنخِ حقوقِ قراردادی یا اخلاقیِ عادی نیست، بلکه همراه با نظامِ تکوینی و تشریعیِ هستی پیوند خورده است. نشناختنِ امام، برابر با گمراهیِ قطعی است، چنانکه در دعایِ شریف آمده: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی». بنابراین، شناختِ امام، نه یک توصیه اخلاقی، که شرطِ اساسیِ بقایِ دین و خروج از ظلمتِ جهل و بدعت است. در این مقدمه، می کوشیم تا با تفکیکِ حقوقِ امام به چند ساحتِ بنیادین، نشان دهیم که وظیفه منتظر، فراتر از اشکِ شبهایِ ماهِ محرم و اکتفا به ادعیه روزهایِ جمعه، چیست؟
تبیین فلسفیِ لعنت و نسبتِ آن با معرفت
مولف کتاب نقش ایرانیان در واقعه شریف ظهور با صورت بندی تببین فلسفی لعن مد نظر در زیارت عاشورا و نسبت آن با بعد معرفت امام بیان داشت:
۱. لعنت به مثابه طرد از رحمتِ الهی
در ادبیاتِ دینی، «لعنت» به معنای «دوری از رحمتِ خداوند» است. هنگامی که خداوند، ابلیس را موردِ لعنت قرار داد («عَلَیْکَ لَعْنَتی إِلی یَوْمِ الدِّینِ»)، او را از حریمِ قُربِ خویش راند. اما این طرد، یک امرِ انتقام جویانه نیست، بلکه نتیجه طبیعیِ تکبر و امتناع از سجده بر آدم (مظهرِ حقِّ الهی) است. به همین قیاس، لعنِ اولِ ظالم و آخرِ تابع، اعلامِ این حقیقت است که ظلم به حقِّ اهل بیت، نوعی «تکبرِ اجتماعی» است که فاعلِ آن را از رحمتِ خاصِ الهی دور می کند.
۲. ترس از شمولِ لعنت: نقدِ خود در آیینه دعا
نکتهٔ ژرفی که در فراز اللهم لعن اول ظالم... اشاره شد، احساسِ همراهیِ ناخواسته با کاروانِ ظالمان است. ما که با زبان، دشمنانِ اهلبیت را لعن میکنیم، اما آیا در رفتارِ روزمره خود، حقِّ امام را ضایع نمی سازیم؟ آیا وقتی در انتخابِ الگوهایِ سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی، نظرِ امامِ معصوم را جویا نمی شویم، به نوعی «تابعِ اولِ ظالم» نیستیم؟ این ترس، نه یک وسواسِ بی مورد، که ثمره عقلِ سلیم است و انسان را به بازنگریِ مستمر در اعمال و انگیزه هایش وا میدارد.
۳. مقاماتِ بی شمارِ امام و ناتوانیِ انسان در احصاءِ آن
امام هادی علیه السلام در زیارتِ جامعه کبیره، نزدیک به ۹۰ مقام و شأن برای امام برمی شمرند، اما اینها تنها گوشه ای از اقیانوسِ بیکرانِ صفاتِ خلیفةاللهی است. امام، خلیفةالله است به اذنِ او، و خلیفه باید جامعِ تمامیِ صفاتِ جمال و جلالِ الهی باشد (به قدرِ ظرفیتِ مخلوقی). بنابراین، شناختِ امام، مراتب دارد و هر مرتبه، بابِ تازه ای از مسئولیت را می گشاید. این بزرگنماییِ شئونِ امام، نه برای شرک آمیز کردنِ معرفت، بلکه برای سنگین تر کردنِ بارِ تکلیفِ ماست؛ چرا که با هر پرده برداری، می فهمیم که چقدر از ادایِ حقِ او غافل بوده ایم.
تفصیلِ حقوقِ امام (ع) در شش ساحت
شفعیی سروستانی برای آنکه این حقوق از انبساطِ ذهنی خارج شوند و به نقشه راهی عملیاتی بدل گردند، آنها را در شش ساحتِ اصلی دسته بندی کرد:
۱. حقِّ معرفت (شناختِ ژرف و پویا)
تعریف: یعنی هر روز، معرفتِ ما نسبت به امامِ زمان (ع) باید عمیقتر، جامعتر و دقیقتر شود. این معرفت، از نام و نسب فراتر میرود و به شناختِ جایگاهِ تکوینیِ امام (مظهرِ اسمِ جامعِ خداوند) و جایگاهِ تشریعیِ او (مرجعِ نهاییِ دین) میرسد. راهکار: خواندنِ زیارتِ جامعه کبیره با تدبر، مطالعه قرآن با محوریتِ اهلبیت، شناساییِ صفاتِ امام در روایات و تطبیقِ آنها با نیازهایِ زمان.
نتیجه کوتاهی: دعایِ «ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی» عینیت می یابد و انسان، حتی با ظاهرِ دیندار، در باطنِ گمراهیِ تدریجی غوطه ور می شود.
۲. حقِّ ولایت پذیری (حاکمیتِ مطلقِ امام)
تعریف: یعنی پذیرشِ قاطعِ حاکمیتِ دینیِ امام در همهٔ شئونِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. این حق، منحصر به دورانِ ظهور نیست؛ بلکه د ر عصرِ غیبت نیز، فقیهِ عادلِ جامعالشرایط بهعنوانِ نایبِ عام، مصداقِ این ولایتپذیری است. راهکار: التزامِ عملی به احکامِ شرعی (که از دهانِ امام به ما رسیده)، اطاعت از ولیفقیهِ جامعالشرایط در امورِ اجتماعی، و تبعیت نکردن از طاغوتهایِ فکری و سیاسی.
نتیجه کوتاهی: سرگردانی در میانِ نظام هایِ متعارض، و افتادن در دامِ ولایتِ شیطان و هوایِ نفس.
۳. حقِّ محبت و مودت (اظهارِ عشق به ظهورِ فعل)
تعریف: تفاوتِ «محبت» و «مودت» در این است که محبت، یک امرِ درونی و قلبی است، اما مودت به صحنه عمل و مناسباتِ اجتماعی میآید. مودت یعنی اینکه محبتِ به امام، در نوعِ نگاه، کلام، معامله، حتی در نحوه لباس پوشیدن و خوردن و آشامیدنِ ما جاری شود. همانگونه که خداوند، اجرِ رسالت را «مودّت فی القربی» قرار داد (شوری: ۲۳)، پس این مودت، یک «اجرِ اجتماعی» برای تداومِ حرکتِ نبوی است. راهکار: ذکرِ علنیِ محبتِ اهلبیت، ترویجِ فرهنگِ علوی در محیطِ کار و خانواده، پرهیز از همنشینی با دشمنانِ اهلبیت حتی به ظاهرِ دوستانه.
نتیجه کوتاهی: محبت، به یک احساسِ راکد و غیرمؤثر تبدیل میشود و ثمره اجتماعیِ خود را از دست میدهد.
۴. حقِّ تبعیت و اقتدا (اسوه گیریِ عملی)
تعریف: یعنی در همه عرصه0ها، امامِ معصوم را الگویِ بی چون وچرایِ خود بدانیم، نه هر شخصیتِ محبوبِ دیگر. اگر در اقتصاد، سیاست، هنر، علم و سبکِ زندگی، از غیرِ اهلبیت تقلید کنیم، در واقع «تابعِ اولِ ظالم» شده ایم. راهکار: بررسیِ سیره عملیِ اهل بیت (به ویژه زندگیِ امام حسن عسکری و امام زمان در روایات) و تطبیقِ تصمیماتِ روزانه با آن.
نتیجه کوتاهی: پیروی از اسوههایِ کاذب، که انسان را به جایگاهِ رذیلت و ذلت میکشاند.
۵. حقِّ نصرت و یاری (حضور در میدانِ بلا)
تعریف: نصرت، به معنایِ «همراهیِ همهجانبه» است؛ از یاریِ مالی و جانی گرفته تا یاریِ فکری و تبلیغی. دعایِ عهد که میگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَذَا الْیَوْمِ عَهْداً...»، اعلامِ نصرت در روزِ ظهور است، اما نصرت در عصرِ غیبت، یعنی حمایت از ارزشهایِ امام و دفاع از کیانِ شیعه در برابرِ هجمههایِ گوناگون. راهکار: حضورِ فعال در عرصههایِ اجتماعی و سیاسیِ مبتنی بر ارزشها، کمک به مؤمنانِ نیازمند، ترویجِ معارفِ مهدوی در فضایِ مجازی و حقیقی.
نتیجه کوتاهی: خذلانِ امامِ خود، که از بزرگترین معاصی است و در زیارتِ اربعین از آن پناه می بریم.
۶. حقِّ وفاداری و عدمِ نقضِ عهد (پایداری در طوفانها)
تعریف: عهد با امام، یک پیمانِ مقدس است که در لحظاتِ عادی و سخت، نباید شکسته شود. وفاداری، یعنی در مقابلِ فشارهایِ دشمنان، تهدیدهایِ اقتصادی، یا وسوسههایِ نفسانی، از گردونهٔ یاریِ امام خارج نشویم.
راهکار: مرورِ مداومِ مفادِ دعایِ عهد، و بازبینیِ روزانه اعمال که آیا با پیمانِ با امام تطابق دارد یا خیر.
نتیجه کوتاهی: نقضِ عهد، که انسان را به شمولِ لعنتِ الهی (در بخشِ «توابِ اولِ ظالم») نزدیک میکند.
ضرورت شناختِ امام و تجدیدِ عهد؛ گامِ اول در آستانه امامت
نویسنده کتاب دکترین مهدویت با بیان اهمیت نهم ربیع و سالروز سعادت فروز آغاز امامت حضرت بقیه الله الاعظم بیان داشت: شبِ شهادتِ بابالحوائج، امام حسن عسکری (ع) است، در واقع شبِ ولادتِ دومِ ما در امامتِ زمان نیز هست. زیرا از همین نقطه، دورانِ غیبت و انتظارِ فرج، رسمیتِ کامل می یابد. امامِ عصر (عج)، نه یک غایبِ منفعل، که مُدبّرِ نظامِ هستی به اذنِ خداست. از این رو، آنچه در این شب مهم است، نه فقط عزاداری، که عزمِ جدی برای تغییرِ مسیرِ معرفت و عمل است.
۱. «عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ» کلیدِ ورود به حریمِ حق
دعا میکنیم که خدای متعال، معرفتِ امام را آنگونه که شایسته است، روزیِ ما گرداند. اما این معرفت، به مکاشفه نیاز ندارد، بلکه به تدبر در قرآن، روایات و سیرهٔ معصومین قابلِ حصول است. اگر تا امروز، با امامِ زمان، بیگانه بودهایم، از امشب باید ورودیِ جدیدی به حریمِ معرفت باز کنیم.
۲. نقشِ شیعه خانه ایران در تمدنِ مهدوی
اشاره شما به نگارشِ کتابِ «قوم نشان شده» و تاکید بر اینکه ایران «شیعهخانهٔ امام زمان (ع)» است، حاویِ یک پیامِ راهبردیست. این سرزمین، با همهٔ فراز و نشیبها، به دلیلِ بسترهایِ فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی، بهعنوانِ یکی از محورهایِ آمادهسازی برای دولتِ کریمهٔ مهدوی شناخته میشود. از این رو، مسئولیتِ ایرانیانِ شیعه، مضاعف است. نه فقط باید خود را برای ظهور بسازیم، بلکه باید تمدنِ منتظر را در همینجا بنیان نهیم؛ تمدنی که در آن عدالت، معنویت، عقلانیت و پیشرفتِ علمی، ذیلِ ولایتِ فقیه و در انتظارِ ظهورِ حضرت، تحقق یابد.
۳. تجدیدِ عهدِ عملی، نه فقط لفظی
بیاناتتان این نکته را روشن کرد که تجدیدِ عهدِ لسانی، کافی نیست؛ چه بسیارند کسانی که دعاهایِ عهد را میخوانند اما در عمل، سرسپرده طاغوت هایِ مدرن (نظامِ سرمایهداری، استکبار، مدگرایی، فردگراییِ افراطی و...) هستند. تجدیدِ عهدِ واقعی، یعنی بازگشتِ ارادی به صراطِ مستقیمِ اهلبیت در ا نتخابهایِ کوچک و بزرگِ زندگی.
نتیجه گیری و جمع بندی: دوری از لعنت، در گروِ سه اقدامِ اساسی
شفیعی سروستانی پژوهشگر مطالعات فرهنگی و مهدویت در پایان سه اقدام عملی ضروری برای خروج از شمولِ لعنتِ «اولِ ظالم» و ورود به حریمِ رحمتِ الهی پیشنهاد کرد و یادآور شد:
۱. ارتقاءِ معرفتِ روزانه اختصاصِ زمانی کوتاه در هر روز به مطالعه یک روایتِ مهدوی یا یک فراز از زیارتِ جامعه، همراه با تدبر.
۲. اصلاحِ مناسباتِ فردی و اجتماعی مرورِ روابطِ خود با خانواده، همسایگان، همکاران و جامعه بر اساسِ معیارهایِ اخلاقیِ اهل بیت و توبه از ظلمهایِ پنهان.
۳. نقش آفرینیِ فعال در عصرِ غیبت حضورِ آگاهانه در عرصههایِ سیاسی-اجتماعی، حمایت از جریانهایِ صالح، و تلاش برای تحققِ عدالت در سطحِ محلی و ملی.
در پایان، بار دیگر بر این حقیقت تأکید میشود که حقِّ امامِ عصر، به اندازه وسعتِ خلقتِ خداست و ادایِ آن، جز با یاریِ خودِ او، ممکن نیست. پس با دعا و تضرع، از درگاهِ حق میخواهیم که ما را از غافلان و تابعانِ ظالمان قرار ندهد، و توفیقِ خدمت و همراهیِ حضرتِ ولیعصر را تا طلیعهٔ ظهور، روزیِ ما گرداند.




نظر شما