روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟؛ از «چرا آنجا رفتی؟» تا «چرا دیر شکایت کردی؟»

یک جامعه‌شناس می‌گوید: شنیدن روایت قربانی و باور کردن آن به معنای رای دادن به مجرم بودن متهم نیست، بلکه به این وسیله فضایی را برای شکستن سکوت قربانیان و پاسخگو کردن صاحبان قدرت فراهم می‌کنیم. در این بحث باید بین عدالت کیفری و عدالت روایتگری که با آن حق بازگو کردن رنج برای قربانی به رسمیت شناخته می‌شود، تمایز گذاشته شود. فضای عمومی و فضای دادگاه، هر کدام حدود و کارکردهای خودشان را دارند.

مستوره نصیری: محتوای میزگردی با حضور ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در مجله زنان امروز با عنوان نقش رسانه در پرونده‌های آزار جنسی و روند دادرسی در چنین پرونده‌هایی در سیستم قضایی، طی روزهای اخیر، مجددا بحث‌های مربوط به این پرونده پرچالش را زنده کرد.

پرونده‌ای که از همان ابتدا تا اعلام رای نهایی دادگاه یعنی تبرئه جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف و محکومیت او به ۹۹ ضربه شلاق تحت عنوان «رابطه نامشروع مادون زنا» در شبکه‌های اجتماعی بحث‌های زیادی به راه انداخت.

این موضوع سبب شد تا سراغ دکتر سیمین کاظمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر در حوزه زنان برویم تا به این موضوعات که چرا چنین پرونده‌هایی تا این حد دچار قضاوت‌های نادرست، اتهام‌زنی و خشونت در بحث‌ها می‌شود.

او می‌گوید: «گفتمان مسلط درباره روابط جنسی و خشونت، گفتمانی است که درون نظم مردسالارانه تولید شده است؛ در مقابله با این گفتمان مسلط، حالا گفتمانی بدیل که باید آن را گفتمان مقاومت زنان نامید، اعلام وجود کرده که سکوت و انفعال را نمی‌پذیرد و خواستار اصلاح روابط قدرتی است که با خشونت به زنان صدمه می‌زند، بی‌عقوبت می‌ماند و رنج زنان را نادیده می‌گیرد و ضرورت محافظت از آنها را درک نمی‌کند. با وجود آن گفتمان مسلط، مشخص است که صحبت کردن درباره آزار و خشونت جنسی آسان نیست و مقاومت در برابر آن بی‌پیامد نخواهد بود.»

کاظمی معتقد است: «جامعه ایران نیاز دارد که در مواجهه با پرونده‌های خشونت جنسی، سوگیری جنسیتی را کنار بگذارد و ظرفیت شنیدن روایت آسیب‌دیدگان را توسعه دهد و سازوکارهای امن و عادلانه برای گزارش‌دهی و رسیدگی به خشونت را ایجاد کند. همان‌طور که در پرونده‌های دیگر، افراد آسیب‌دیده را سرزنش نمی‌کند، باید از سرزنش زنان قربانی خشونت جنسی و بازخواست درباره ظاهر و اعمال و روابط آنها نیز دست بردارد.»

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟؛ از «چرا آنجا رفتی؟» تا «چرا دیر شکایت کردی؟»

به نظر شما چرا در جامعه ایران هنوز صحبت کردن زنان درباره آزار و خشونت جنسی تا این اندازه پرهزینه است؟ چه فشارهای اجتماعی باعث می‌شود بسیاری از زنان سکوت کنند؟

گفتمان مسلط درباره روابط جنسی و خشونت، گفتمانی است که درون نظم مردسالارانه تولید شده است؛ گفتمانی که در آن حق روایتگری با مردان است و تعریف حقیقت و اعتبار روایت‌ها بر اساس حقوق و خواست مردان ساخته شده است. در این گفتمان، سازوکارهای سکوت برای تداوم قدرت و خشونت مردان با ظرافت و مهارت تعبیه شده است و در فهم متعارف و هنجارهای اجتماعی رسوب کرده است.

در مقابله با این گفتمان مسلط، حالا گفتمانی بدیل که باید آن را گفتمان مقاومت زنان نامید، اعلام وجود کرده که سکوت و انفعال را نمی‌پذیرد و خواستار اصلاح روابط قدرتی است که با خشونت به زنان صدمه می‌زند، بی‌عقوبت می‌ماند و رنج زنان را نادیده می‌گیرد و ضرورت محافظت از آنها را درک نمی‌کند.

با وجود آن گفتمان مسلط، مشخص است که صحبت کردن درباره آزار و خشونت جنسی آسان نیست و مقاومت در برابر آن بی‌پیامد نخواهد بود.

در پرونده پژمان جمشیدی، بعضی واکنش‌ها علیه شاکی با عباراتی مانند «دنبال شهرت بودن»، «دروغ گفتن» یا «چرا بعدا شکایت کرده؟» همراه شده است. چرا جامعه معمولا درباره رفتار قربانیان احتمالی خشونت جنسی بیشتر از رفتار متهم سؤال می‌کند؟

سلسله‌مراتب قدرت برای بخشی از جامعه که قرن‌ها با نابرابری بالیده و پرورش یافته، امری عادی و بدیهی و حتی ضروری است. در چنین جامعه‌ای، به جای برهم زدن نظمی که نابرابری می‌آفریند، بخشی از جامعه که حسرت جایگاه ممتاز (ثروت، قدرت، شهرت) را دارند، به ستایشگران آن جایگاه تبدیل می‌شوند و از آن دفاع می‌کنند.

سلبریتی تجسم آرزوهای برآورده‌نشده آنهاست و خود را در جایگاه او تصور می‌کنند. به این ترتیب، دیگرانی را که پایین‌تر از آن جایگاه ممتاز قرار دارند، تحقیر و محکوم می‌کنند. به قدرت تقدس می‌دهند و آن جایگاه دور و دست‌نیافتنی را بالاتر و بری از هر خطا و اشتباه و فارغ از مسئولیت‌پذیری می‌دانند.

به این ترتیب، از نگاه آنها مگر ممکن است منِ ظهوریافته در شمایل پژمان جمشیدیِ ثروتمند و مشهور، که در تصور آنها زنان و دختران برایش سر و دست می‌شکنند، به دختری ناشناس تجاوز کند؟ از این منظر، هر روایتی که بر آزار و خشونت گواهی بدهد یا دروغ است یا توطئه‌ای برای دست‌یابی به شهرت و منفعت.

از طرف دیگر، در یک جامعه مردسالار مثل ایران، کنترل بدن و روابط زنان امری پذیرفته‌شده و بدیهی به شمار می‌آید. انتظار می‌رود این کنترل توسط خود زنان درونی شود؛ یعنی زنان پلیس خود باشند و روابط، ظاهر، زمان و مکان حضور خود را بر اساس انتظارات و هنجارهای جنسیتی تنظیم کنند.

اجازه دادن به روایت‌های محذوف و ایستادن در برابر جریان اصلی منکوب‌کننده زنان، تشکیل محکمه نیست؛ تلاش برای برقراری توازن در میدان نابرابر روایت است.

حال اگر زنی مورد آزار و خشونت جنسی قرار می‌گیرد، به جای پاسخگو کردن خشونت‌گر، زن آسیب‌دیده مورد بازخواست قرار می‌گیرد که چرا آن الزامات و باید و نبایدها را رعایت نکرده است.

در واقع، نکوهش قربانی و به پرسش گرفتن او، سازوکار دفاعی نظم مردسالارانه برای حفظ سلسله‌مراتب قدرت جنسیتی است که به کسانی که قدرت و شهرت دارند مصونیت اعطا می‌کند و زنان را در برابر خشونت جنسی بدون حمایت رها می‌کند.

 نشست اخیر در دفتر مجله «زنان امروز» که با حضور شاکی پرونده پژمان جمشیدی برگزار شد، به‌شدت در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌برانگیز شد. به نظر شما رسانه‌ها در چنین پرونده‌هایی چه مرزی باید میان «شنیدن صدای شاکی» و «تبدیل شدن به بخشی از فضای قضاوت عمومی» رعایت کنند؟

دعوت از شخص آسیب‌دیده و انتشار روایت او را باید بخشی از گفتمان مقاومت در برابر آن گفتمان مسلط بدانیم که صدای قربانیان خشونت جنسی را خاموش و آنها را بی‌اعتبار می‌کند.

در تمام یک سال گذشته، رسانه‌ها در انحصار و تصرف یک روایت، یعنی روایت طرفداران و حامیان بازیگر متهم به تجاوز بوده که هدف سرکوب و بی‌اعتبارسازی قربانی را دنبال کرده‌اند. در تمام این مدت، روایت شخص آسیب‌دیده غایب بود. حتی سایت روزنامه هم‌میهن که مصاحبه‌ای با او را منتشر کرد، مسدود شد.

صدایی و تصویری از شاکی پرونده نبود و فضا به تمامی گشوده بود برای انواع قضاوت‌های غیرمنصفانه و اهریمن‌سازی از شخص آسیب‌دیده. اما در این نشست، صدای او و صداهای دیگری را می‌شنویم که فراتر از حق فردی و یک پرونده شخصی، به وجه اجتماعی مسئله می‌پردازند. اجازه دادن به روایت‌های محذوف و ایستادن در برابر جریان اصلی منکوب‌کننده زنان، تشکیل محکمه نیست؛ تلاش برای برقراری توازن در میدان نابرابر روایت است، بازاندیشی در فرهنگ و اتمسفر اجتماعی است که آسیب‌زا و غیرمنصفانه است.

روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟؛ از «چرا آنجا رفتی؟» تا «چرا دیر شکایت کردی؟»

پرداخت رسانه‌ای به روایت یک شاکی می‌تواند به شنیده شدن صدای زنان کمک کند یا خودش می‌تواند به نوعی بازتولید آسیب و حتی محاکمه رسانه‌ای تبدیل شود؟

صدای شاکی باید شنیده شود و رسانه‌ها باید این ظرفیت را داشته باشند که صدای آسیب‌دیدگان خشونت را به گوش جامعه برسانند، نه اینکه صرفا روایت خشونت‌گران را بازتاب دهند و رنج قربانی را نادیده بگیرند و نامرئی کنند. نادیده گرفتن آسیب‌دیدگان، به معنی همراهی با خشونتگران و متجاوزان و حمایت ضمنی از آنها است. افشا کردن خشونت جنسی و طرح این مسئله در عرصه عمومی، خود بخشی از فرآیند پیشگیری از این مسئله است.

در بستر آنومی و خشم انباشته در جامعه، بحث‌های جنسیتی مانند خشونت جنسی به سرعت می‌تواند شکاف‌های بین بخش‌های سنتی و مدرن را فعال کند.

این که شخص آسیب‌دیده پرونده تجاوز جنسی بیاید و با شجاعت و از خودگذشتگی جلوی دوربین بنشیند و از تجربه‌اش بگوید، در ایران امری بی‌سابقه بوده است. این کنش را باید یک راهگشایی مترقی در مسیر مقابله با خشونت جنسی دانست که از طریق رسانه میسر شده است. کسانی که این میزگرد را محاکمه رسانه‌ای می‌خوانند، نگران شکسته شدن انحصار روایتگری هستند.

در این موضوع شاهد حمله همزمان به زنان، فعالان حقوق زنان و حتی رسانه‌هایی بودیم که روایت شاکی را منتشر کردند. چرا در پرونده‌های مرتبط با خشونت جنسی، بحث خیلی سریع از «یک پرونده مشخص» به جنگ میان دو گروه اجتماعی تبدیل می‌شود؟

جامعه ایران جامعه‌ای با تضادهای اجتماعی متعدد است و همزمان، یک جامعه تقریبا دچار آنومی و بی‌هنجاری است. در این بی‌هنجاری، تضاد و کشمکش حول محورهای متفاوتی شکل می‌گیرد که یکی از آنها جنسیت است. بخشی از جامعه قائل به سلسله‌مراتب جنسیتی و روابط نابرابر قدرت میان مرد و زن و حفظ و تداوم آن هستند، بخشی دیگر چنین نظمی را سرکوبگر و مغایر با حقوق انسانی زنان می‌دانند و با آن مخالفند.

در بستر آنومی و خشم انباشته در جامعه، بحث‌های جنسیتی مانند خشونت جنسی به سرعت می‌تواند شکاف‌های بین بخش‌های سنتی و مدرن را فعال کند و به مناقشه و کشمکش دامن بزند.

آیا می‌توان گفت شبکه‌های اجتماعی در ایران به جای آنکه فضایی برای گفت‌وگو درباره خشونت جنسی ایجاد کنند، به دلیل الگوریتم‌ها و فرهنگ هواداری، عملا قطبی‌سازی را تشدید می‌کنند؟

عموما بحث و گفت‌وگو وقتی شکل می‌گیرد که دو قطب ناموافق یا نسبتا ناموافق وجود داشته باشد که ایده‌های متفاوت را مطرح کنند و استدلال کنند. دو قطبی بودن در فضای اندیشه و نظر، علیرغم آن که همواره به عنوان یک وضعیت منفی توصیف می‌شود، به نظر من برای شکل‌گیری بحث و کنش ارتباطی لازم است.

آنچه آن را خطرناک می‌کند، خشونت‌ورزی و تحقیر و ارعاب است. در شبکه‌های اجتماعی، خشونت‌ورزی کلامی فضا را برای گفت‌وگو ناامن می‌کند، نه صرف وجود دو قطب مخالف.

یکی از اتفاقات قابل توجه در پرونده‌های چهره‌های مشهور، شکل‌گیری نوعی «هواداری مطلق» است؛ یعنی طرفداران حاضر نیستند حتی احتمال خطا یا جرم را درباره فرد محبوبشان بپذیرند. از طرفی، مداوم زن مورد خشونت قرار گرفته را مورد قضاوت قرار می‌دهد که نباید به منزل آن شخص می‌رفته، طبیعی بوده که دچار خشونت جنسی شود، خودش اجازه داد و قضاوت‌هایی از این دست. این پدیده را چگونه تحلیل می‌کنید؟

وقتی هواداری به تعصب پهلو می‌زند و به یک چهره محبوب رنگ تقدس داده شود، دیگر صرفا یک علاقه شخصی به یک چهره محبوب نیست؛ بلکه به شیوه‌ای برای حفظ هویت تبدیل می‌شود. مثلا یک بازیگر زمانی نقش طنز داشته و خاطرات خوشی برای هواداران رقم زده، آن هوادار نمی‌خواهد کسی این خاطره خوب را خراب کند یا آن تصویر ذهنی را خدشه‌دار کند. نمی‌خواهد از داشتن این خاطره خوب احساس شرمساری کند، پس به مکانیسم انکار متوسل می‌شود و زن را زیر سؤال می‌برد. او را مقصر می‌داند که اسطوره محبوبش را به چنین کاری وادار کرده است. در واقع، با سرزنش قربانی، مسئولیت را از دوش خشونتگر برمی‌دارد و بر عهده قربانی می‌گذارد.

مفهوم رضایت را به نفع چهره محبوبش معنا می‌دهد و به آسانی رفتارهای زن را به رضایت تفسیر می‌کند تا این چهره همچنان قابلیت محبوب ماندن داشته باشد. هر چه تقصیر بیشتری برای زن پیدا کند، گویی سلبریتی محبوبش بی‌گناه‌تر می‌شود.

روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟؛ از «چرا آنجا رفتی؟» تا «چرا دیر شکایت کردی؟»

 آیا ممکن است فضای عمومی و جنبش‌های مطالبه‌گر حقوق زنان گاهی به سمتی برود که پیش از اثبات قضایی، متهم را مجرم تلقی کند؟ چگونه می‌توان هم از حق زنان برای بیان تجربه‌شان دفاع کرد و هم اصل بی‌گناهی متهم را نادیده نگرفت؟

از منظر حقوق زنان، از نظام قضایی انتظار می‌رود شکایت قربانی را جدی بگیرد و امنیت لازم برای گزارش‌دهی خشونت جنسی فراهم شود. ثانیا نظام‌های قضایی در رسیدگی به پرونده‌هایی مانند خشونت جنسی، شرایط وقوع جرم و دشواری‌های اثبات جرم را به گونه‌ای بررسی کنند که متهم با سوءاستفاده از این دشواری‌ها و خلأ قانونی، حکم برائت نگیرد.

ثالثا در رسیدگی به پرونده‌هایی که متهم یک شخص با نفوذ است، قضات تحت تأثیر جایگاه اجتماعی و امتیازات متهم قرار نگیرند. این انتظارات به معنی مجرم شناختن متهم نیست؛ تلاش برای رسیدگی عادلانه به پرونده‌های خشونت جنسی است.

اگر بحث را عینی و دقیق کنیم، باید تفاوت بگذاریم بین حوزه حقوقی و حوزه عمومی. «اصل برائت» مکانیسمی است برای محافظت از شهروندان در برابر دولت و دستگاه قضایی. و قطعاً نمی‌تواند به عنوان یک ابزار برای به سکوت کشاندن زنان خشونت‌دیده مطرح شود؛ یعنی در مواجهه با گزارش خشونت جنسی به قربانی بگوییم اصل بر برائت است، پس تو ساکت شو!

شنیدن روایت قربانی و باور کردن آن به معنای رای دادن به مجرم بودن متهم نیست، بلکه به این وسیله فضایی را برای شکستن سکوت قربانیان و پاسخگو کردن صاحبان قدرت فراهم می‌کنیم. در این بحث باید بین عدالت کیفری و عدالت روایتگری که با آن حق بازگو کردن رنج برای قربانی به رسمیت شناخته می‌شود، تمایز گذاشته شود. فضای عمومی و فضای دادگاه، هر کدام حدود و کارکردهای خودشان را دارند.

نقطه مقابل این مسئله را هم در نظر داشته باشیم که حمایت بی‌قید و شرط از متهم در فضای عمومی و اصرار بر بی‌گناهی او، می‌تواند روند رسیدگی به پرونده و اجرای عدالت را تحت تأثیر قرار دهد.

 به نظر شما پرونده پژمان جمشیدی چه چیزی را درباره وضعیت اعتماد زنان به سازوکارهای رسمی برای طرح شکایت از خشونت جنسی نشان می‌دهد؟

در مرحله‌ای که پرونده شکایت از این بازیگر به دور از هیاهو و جنجال مورد رسیدگی قرار گرفت، در دادگاه روایت قربانی شنیده شد و حتی آن بازیگر به طور کوتاه‌مدت بازداشت شد، اما روند رسیدگی به پرونده بعداً مسیر دیگری را طی کرد. این پرونده نشان می‌دهد که ساختار قضایی یک ساختار کاملاً مسدود برای دادخواهی نیست، هرچند احقاق حق و دستیابی به عدالت هم در آن یک قاعده تضمین‌شده نیست و ممکن است تحت تأثیر متغیرهای مختلف قرار گیرد.

هیچ‌کس حق ندارد خشونتی که بر شما اعمال شده را با ظاهر شما، رفتار شما، موقعیت‌تان و تصمیم‌تان توجیه کند. شما حق دارید روایت‌تان را بازگو کنید و کمک بگیرید و انتظار حمایت داشته باشید.

با وجود ضعف‌های ساختاری، زنان با اتکا به همین سیستم قضایی موجود می‌توانند گزارش‌دهی و شکایت کنند. موضوع این است که موانع بر سر راه گزارش‌دهی تا رسیدگی به شکایت زیاد است. از طرف دیگر، نوع مواجهه قانون با جرائمی مثل خشونت جنسی نیاز است که به‌روزرسانی و متناسب با شرایط امروز جامعه شود. مثلا مجازات اعدام، مجازات بسیار سنگینی است که ممکن است برخی شاکیان را از پیگیری پرونده منصرف کند، چون نمی‌خواهند در تداوم چرخه خشونت سهیم باشند.

روایت یک جامعه‌شناس از پرونده پژمان جمشیدی/ چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زن متهم می‌شود؟؛ از «چرا آنجا رفتی؟» تا «چرا دیر شکایت کردی؟»

اگر بخواهیم از این پرونده فراتر برویم، جامعه ایران امروز برای مواجهه سالم با اتهامات خشونت جنسی به چه چیزی بیشتر نیاز دارد؟ و اگر بخواهید یک پیام مشخص به زنانی بدهید که تجربه آزار یا خشونت جنسی داشته‌اند اما به دلیل ترس از قضاوت و آبرو سکوت کرده‌اند، چه می‌گویید؟

جامعه ایران نیاز دارد که در مواجهه با پرونده‌های خشونت جنسی، سوگیری جنسیتی را کنار بگذارد و ظرفیت شنیدن روایت آسیب‌دیدگان را توسعه دهد و سازوکارهای امن و عادلانه برای گزارش‌دهی و رسیدگی به خشونت را ایجاد کند. همان‌طور که در پرونده‌های دیگر، افراد آسیب‌دیده را سرزنش نمی‌کند، باید از سرزنش زنان قربانی خشونت جنسی و بازخواست درباره ظاهر و اعمال و روابط آنها نیز دست بردارد.

البته جامعه به طور خودکار دچار تغییر نمی‌شود و کارهای زیادی برای چنین تغییری لازم است. تغییر رویکرد رسمی به مسئله خشونت، آموزش عمومی، اصلاح قوانین، از جمله کارهایی است که در این راستا کمک‌کننده است.

پیام من به زنانی که تجربه آزار یا خشونت داشته‌اند این است: شما به هیچ وجه در خشونتی که تجربه کرده‌اید مقصر نیستید. مسئولیت خشونت متوجه شخص خشونتگر و فراتر از آن بر عهده ساختاری است که در برابر خشونت سکوت کرده است. هیچ‌کس حق ندارد خشونتی که بر شما اعمال شده را با ظاهر شما، رفتار شما، موقعیت‌تان و تصمیم‌تان توجیه کند. شما حق دارید روایت‌تان را بازگو کنید و کمک بگیرید و انتظار حمایت داشته باشید.

حق دارید در شرایط امن و عادلانه، خشونت را گزارش دهید و شکایت‌تان را پیگیری کنید. حمایت قانونی از زنان در برابر خشونت اندک است، اما ناامید نباشید؛ چرا که می‌توانید از همین امکانات محدود برای احقاق حق استفاده کنید. حمایت اجتماعی از خشونت‌دیدگان ناچیز است، اما همچنان کسانی هستند که از شما حمایت می‌کنند و در کنارتان می‌ایستند.

۴۷۴۷

کد مطلب 2264366

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 20
  • نظرات در صف انتشار: 6
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۹:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    7 2
    رضایت در ورود و همراهی به مکان خلوت به معنی حضور رضایت مندانه است نه مجوز و تمایل به رابطه جنسی! نفس رابطه جنسی نامشروع رضایتمندانه از نظر حقوقی مجازاتهای شرعی خود را دارد بسته به اینکه فرد متاهل باشد یا مجرد در سن قانونی باشد یا زیر سن قانونی اغفال شده باشد یا آگاه باشد و .... اما تجاوز و تفکیک آن از رابطه جنسی خشن (رضایتمندانه) بسیار دشوار است که احتیاج به بررسی سوابق روانشناسی عمیق طرفین دارد و اظهارات جامعه شناختی در مورد آن کافی نیست و یک موضوع چند وجهی پیچیده است. تنزل برخی پرونده های حقوقی در حد جلب رضایت افکار عمومی و ایجاد فشار رسانه ای لزوما به معنی احقاق حق قربانی نیست. البته مجازات متجاوز پس از اثبات عادلانه اشد مجازات خواهد بود تا و تضمین امنیت برای اطمینان خاطر در معاشرت! اما.... کم توجهی در معاشرت با جنس مخالف و قرار گرفتن در شرایط! احتمال وقوع جرایم جنسی را افزایش می دهد که به عنوان رفتار پرخطر محسوب می شود همانند صیانت از اموال مردم در برابر سرقت که هم وظیفه مالک و هم وظیفه حاکمیت است.
  • یزدان نورانی IR ۱۰:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    2 6
    سلام و عرض ادب و احترام صنعت سینمای ایران بر خلاف عرفهای موجود در این عرصه که غولهائی مثل هالیوود و بالیوود آن را بنا نهادند و آن هم روابط زنان با مردان جلوی دوربین هست عمل کرده است حال اگر این صنعت موفق شود به دنیای این عرصه نشان میددهد میتوان بی آنکه هم آغوشی زن و مرد را نشان داد موفق به ساخت فیلمی موثر و پر مخاطب شد و دیگر زنان دنیا تن به اینگونه رایطه در فیلم را نمیدهند و مطلب مهمتر خودکفائی کشور و الگو شدن برای سایر کشورها شده که آنها هم اقدام به تلاش برای خودکفائی نمایند و این ضربه بزگی به غولهای این صنعت خواهد بود مع الوصف اینها به عناوین مختلف هنر پیشه های ما را از این صنعت جدا میکنند جذب و بردن به خارج تحت عنوان زندگی بهتر و حتی مخالفت با حکومت و یا عناوین جنسی و حتی پاپوش درست کردن و . . . که متاسفانه اطلاعات کشور دستگاه قضائی هم بجای تحقیق و تفحص با دشمنان ما همکاری نموده و در نابودی این صنعت همکاری لازم را بعمل می آورند و این بیانگر عمق نفوذ دشمن و فاجه برای کشور است امیدوارم مسئولین به خوشان بیان و صنعت سینمای کشور را دریابند
  • IR ۱۰:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    7 2
    قضاوت کردن در این شرایط امکانپذیر نیست این دو نفر در خانه تنها بودن خانم میگه به من تجاوز شده آقا میگه من کاری نکردم خب اینجا قاضی نمیتواند مطمئن شود کی راست میگوید کی دروغ بنابراین چون شبهه وجود دارد به نفع متهم رای میدهدبا توجه به تحقیقات صورت گرفته مشخص شده که زنایی صورت نگرفته که قضات محترم رای به رابطه نامشروع دادن و البته اگر زنایی اتفاق افتاده بود باید رای میدادن زنا در شرایط غیر احصان که البته با توجه به این رای قاضی زنایی رخ نداده
    • IR ۱۱:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      4 4
      پس حکم شلاق برای چی بود استاد ؟؟!!
    • IR ۱۲:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      4 0
      در جواب سوال شما حکم شلاق تعزیری برای رابطه با نامحرم در حد نامشروع است نه زنا و حکم زنا در شرایط غیر احصان ۱۰۰ ضربه شلاق حدی دارد ایندو محکومیت با هم فرق دارد توجه کنید لطفا
  • سیاوش IR ۱۱:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    9 6
    وقتی یه مرد مجرد یا متاهل به زن یا دختری میگه بیا خونه خود دختر خوب میدونه برای دعا یا بحث در باره مسائل فلسفی دعوتش نکرده هدف مشخصه اما وقتی دخترا از رابطه به اونی که میخوان نمی رسن از روی کینه ورزی به مرد اتهام تجاوز میزنن در صورتی که زن با رضایت خودش حضور یافته
    • IR ۱۵:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      7 2
      حضور یافتن با رضایت برای ارتباط جنسی خیلی فرق داره . با منطق شما در هر جای خلوتی زن باید منتظر تجاوز باشه ! اونوقت فرق انسان با حیوان چیه ؟ مگه قرار نیست انسانها فرق معاشرت ساده و ارتباط جنسی را متوجه باشند !
  • IR ۱۱:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    15 1
    یه ضرب المثل بسیار مضر در فرهنگ ما هست که می گه " کرم از خود درخته " پسر همسایه پایینی ما که برای دادن حلوای نذری به درب خانه همسایه کناری ما رفته بوده متوجه شده بوده که دختر 16 ساله صاحب خانه تنهاست و می خواسته به زور وارد خانه شود که در همان لحظه درب آسانسور باز می شود و سرایدار قلچماق مجتمع از اسانسور خارج می شود و کتک مفصل به جوان بی ادب می زند . باور نمی کنید که مادر پسر متجاوز به دختر بیچاره که هم ترسیده بود و خجالت کشیده بود چه تهمت هایی که نبست ! مدام می گفت کرم از خود درخته این دختره به پسر من نخ داده بوده در حالی که دختر خیلی خجالتی و ساکت و مظلومه و مادر و پدر فرهنگی داره ! خلاصه سرایدار را که حدود ده سال در مجتمع ما ساکن بود و خودش و زنش برای اهالی کار می کردند با زور و فشار و تهدید فراوان از خانه فراری دادند چرا که خانواده متجاوز نمی خواست قبول کنه که پسرش بد تربیت شده ! مادر پسر با صراحت می گفت جوان به خر هم رحم نمی کنه ! دختر باید حیا داشته باشه ! چرا وقتی کسی در خانه نبوده اصلا در را باز کرده حتما منظور کثیفی داشته و ... ! خلاصه که جامعه ما خیلی کار داره !
    • IR ۱۲:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      12 1
      حجم بی شعوری بالاست.
  • IR ۱۱:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    12 5
    وقتی در جرایم مربوط به تجاوز از دختر پرسیده می شود که تو چی پوشیده بودی و چرا اون ساعت فلان جا بودی و چرا تنها بودی و ... یعنی با زبان بی زبانی به جامعه القا می شود دختری که پوشش مورد نظر حاکمیت را ندارد و در زمان نامناسب تنهاست می تواند سوژه تجاوز باشد و حتی قانون نیز او را سرزنش می کند ! قانون ایران در برابر افراد هیز و چشم چران و متجاوز و آزارگر صلابت و استحکام لازم را ندارد و به قول حضرات بازدارند نیست !
    • IR ۱۴:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      6 7
      این مهملات چیه بهم می بافید در دادگاه کشورهای غربی هم این سوالات در مورد اتهام تجاوز پرسیده میشه مخصوصا حالتی که طرف با آن مرد در جای خلوت بوده که کسی حضور نداشته!!!!!!! می دانید مساله اینه در اینجور مواقع آن هایی که واقعا مورد سواستفاده قرار می گیرند صداشان در نمیاد و اینها حالت نمادین داره
  • IR ۱۱:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    3 5
    برسه به دست نورا هاشمی تا معنی حماقت رو درک کنه خودبزرگ بین
  • IR ۱۱:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    9 5
    تمام کسانی که بعد از تجاوز به یک خانم انگشت ملامت را به سمت او می گیرند و متجاوز را دست بسته و بیچاره در برابر ظلمی که تجاوز دیده با نوع لباس پوشیدن و ساعت تردد و مکان حضور به متجاوز اعمال کرده ، در نظر می گیرند وقتی به تجاوز به کودکان می رسند همان انگشت سرزنش را به سمت والدین کودک می گیرند که چرا مواظب نبوده و مراقبت کافی نداشته ! جامعه ای که متجاوز را فارغ از هر شرایطی محکوم نکند مجبور می شود مدام و مدام و مدام متجاوز را تبرئه کند ! من فکر می کنم این افراد در ته ذهن خودشان فکر می کنند که شاید زمانی کنترل از کف بدهند و تجاوز کنند یا اینکه قبلا تجاوز کرده اند و برای فرار از سرزنش وجدان فرا فکنی می کنند !
    • IR ۱۴:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      3 1
      چرا تا میگی چه همه چی را با هم قاطی می کنید! دختره کلی حرف ضد و نقیض زده آنچه مادرش میگه با خودش متفاوت هست بعد از شخص سومس حرف می زنه بعد ....... ما عرف شرعی و اجتماعی داریم وقتی عرف رعایت نشه انگشت اتهام به سمت همه است!
  • IR ۱۲:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    4 5
    اول اینکه متجاوز باید با شدیدترین مجازات روبرو بشه، دوم اینکه متاسفانه بعضی از خانم ها از این راه در حال کاسبی هستند چون الان فقط دست شما به یک خانم بخوره، اون خانم میتونه به جرم تجاوز از شما شکایت کنه، به نظرم قانونگذار باید یک سری بندها درقانون جرم تجاوز جای بده تا از سواستفاده بعضی از خانم ها جلوگیری بشه. من فکر میکنم در مسئاله پژمان جمشیدی هم، این خانم قصد کاسبی کردن و گرفتن پول از پژمان جمشیدی رو داره. سوالات زیادی پیش میاد که این خانم اصلا اونجا چیکار میکرده؟ مگه میشه در یک مجتمع ساختمانی در وسط شهر یک خانم رو به زور به داخل خونه بُرد؟یعنی هیچکس اونجا نبود؟ و صدها سوال دیگه...
  • IR ۱۲:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    3 3
    باز هم قربانی سازی از زنان و تخریب کردن چهره مردان، وقتی شکایتی میشه طبق روال همیشه شاکی و متهم حامیانی دارند به ویژه اگر مشهور باشند و این مورد و متهم ساختن شاکی هم در‌همه زمینه ها رخ میده "چرا مراقب نبودی" "معلوم بود طرف کلاهبرداره" " زود اعتماد کردی" و ... اینکه برید گزینشی در مورد زنان همیشه عمل کنید میشه و چیزی که کلی هست رو جزئی جلوه بدید و همیشه در مورد زنان نشون میده زن پرست و مرستیز (فمنیست) هستید. همینکه از افسانه مردسالاری در بیانشون استفاده میکنند مشخصه که مرد ستیز هستند و از هیچ فرصتی برای بالابردن زنان و پایین کشیدن مردان دریغ نمیکنند.
  • ممد اس اس IR ۱۴:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    4 5
    نه جون تو شب ها تنها برین خونه مجردای غریبه بعدش نه نه من غریبم بازی......
    • IR ۱۶:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
      3 2
      ممد آقا مرد باید فرق موافقت و عدم موافقت در ارتباط جنسی را متوجه بشه حتی اگه دختر با میل خودش با او به خانه آمده باشه ! مفهوم شد ؟ اینکه کسی با شما تنهاست به این معنی نیست که می تونی با زور تجاوز کنی ! برای رابطه جنسی هر دو طرف باید راضی باشند حتی اگه زن و شوهر باشند ! چرا ؟؟ چون ما انسانیم !
  • IR ۱۴:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    7 6
    مساله اینه حتی این خانم جامعه شناس تمام پارامترها را در نظر نمی گیره و یک طرفه از آن خانم جانبداری می کنه مطمئنا دو طرف مقصر بودند و آن دختر خانم اشتباه کرده که با یک مرد مجرد در ساعات پایانی شب در خانه تنها وقت گذاشته!!!!! ابنکه می تونسته با دوستی مادری کسی حضور پیدا کنه یا زمان ملاقات را در یک محل عمومی بگذاره و ....... به نظرم خوب هست ما هم به راحتی طعمه نشیم با رفتارمان با پوششمان و .........
  • علیرضا IR ۱۷:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    3 7
    زن در استیصال است. . قوانین ، مرد سالار است. چرا نصف نمایندگان مجلس نباید زن باشند؟

آخرین اخبار