به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ زنان همیشه اجازه مشارکت در سیاست یا حتی رأی دادن نداشتند. شنیده شدن صدای زنان حاصل مبارزهای طولانی بود. حتی امروز هم در برخی نقاط جهان، زنان فروتر از هموطنان مرد خود دیده میشوند. در طول تاریخ، بسیاری از زنان پیشگام ناچار شدند سخت مبارزه کنند، جانشان را به خطر بیندازند و حتی داوطلبانه فداکاری کنند تا به حقوق برابر دست یابند. این مقاله به زندگی الهامبخش چهار زن شگفتانگیز در عرصه رهبری سیاسی میپردازد؛ زنانی که میراثی ماندگار بر سیاست جهانی برجای گذاشتند و جهان ما را شکل دادند.
هنرمند ناشناس، ۲۰۰–۳۰ پیش از میلاد
۱. کلئوپاترای هفتم (۶۹–۳۰ پیش از میلاد)
در دوران باستان، یکی از شگفتانگیزترین زنان در جایگاه رهبری، کلئوپاترای هفتم فیلوپاتور بود. او فرمانروایی افسانهای، یکی از تأثیرگذارترین رهبران سیاسی، و آخرین فرمانروای فعال پادشاهی بطلمیوسی مصر بود؛ پادشاهیای که با توسعهطلبی تهاجمی جمهوری روم روبهرو شده بود.
دودمان بطلمیوسی که تباری مقدونی داشت، پس از مرگ اسکندر مقدونی بر پادشاهی مصر حکومت میکرد. پس از مرگ پدر کلئوپاترا، بطلمیوس دوازدهم، در سال ۵۱ پیش از میلاد، پادشاهی مصر درگیر کشمکش بر سر قدرت میان کلئوپاترا و برادر کوچکترش، بطلمیوس سیزدهم، شد. در همان زمان بود که کلئوپاترا دریافت باید مهارتهای دیپلماتیک خود را پرورش دهد و متحدانی نیرومند بیابد.
او فرصتی بینظیر را در وجود فرمانروای روم، ژولیوس سزار، دید. در جریان درگیری سیاسی با برادرش، کلئوپاترا از مصر به سوریه گریخت و در آنجا سپاهی برای جنگ با برادرش گرد آورد. در همان دوره بود که با سزار پیمان اتحاد بست. بر پایه برخی روایتهای افسانهای، او را پنهانی به دیدار سزار بردند و پیچیده در یک فرش وارد شد. کلئوپاترا با رهبر رومی شریک شد و تخت خود را در مصر تثبیت کرد.
کلئوپاترا و ژولیوس سزار افزون بر برقراری شراکت نظامی و اقتصادی با جمهوری روم، دلباخته یکدیگر نیز شدند. آنها زوجی قدرتمند بودند که یکدیگر را ارتقا میدادند و جایگاه سیاسی هم را مستحکم میکردند. به روایت پلوتارک، آنها صاحب فرزندی مشترک شدند و دو دولت نیرومند را از هر نظر به هم پیوند دادند. با این حال، خوشبختی و شراکتشان با ترور سزار در سال ۴۴ پیش از میلاد کوتاهمدت از آب درآمد. کلئوپاترا در آن هنگام در روم به سر میبرد.
با ترور سزار، کلئوپاترا هم پدر فرزندش را از دست داد و هم متحدی قدرتمند را. او که با وضعیتی ناپایدار روبهرو بود، ناچار بود قاطعانه عمل کند و آینده کشورش را تضمین نماید. متحد تازهاش را در مارک آنتونیوس یافت؛ ژنرال نامدار رومی و عضو دومین تریومویرات (حکومت سهنفره).
مارک آنتونیوس، کلئوپاترا را زنی مسحورکننده یافت. آنها هم اتحادی نیرومند شکل دادند و هم رابطهای عاشقانه و پرشور. آن دو با هم یک واحد سیاسی و نظامی قدرتمند بودند. سقوط کلئوپاترا با برآمدن اوکتاویانوس (آگوستوس، امپراتور آینده) رقم خورد؛ کسی که دشمن سیاسی سرسخت مارک آنتونیوس بود. اوکتاویانوس این زوج را در نبرد دریایی آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد شکست داد. یک سال بعد، کلئوپاترا خودکشی کرد. بنا بر روایت بیشتر نویسندگان کلاسیک، او با کمک یک مار سمی (اَسپ) به زندگی خود پایان داد.
کلئوپاترا نهتنها اتحادهای سیاسی مستحکمی برقرار کرد، بلکه سیاستگذاری زیرک نیز بود. او مصمم بود اقتصاد و آموزش مصر را تقویت کند. کلئوپاترا تجارت بینالمللی را تشویق کرد و مردمش را از دورهای بینهایت دشوار عبور داد. هرچند درنهایت نتوانست استقلال کشورش را حفظ کند، اما حاضر نشد بدون نبردی سخت تسلیم شود و ترجیح داد ماجرا را با شرایط خودش به پایان برساند. کلئوپاترا یکی از شناختهشدهترین و جذابترین رهبران سیاسی تاریخ است.
۲. ملکه الیزابت اول (۱۶۰۳-۱۵۳۳)
ملکه الیزابت اول یکی از نیرومندترین پادشاهان انگلستان بود که مسیر تاریخ جهان را تغییر داد. زندگی او بههیچوجه آسان نبود و تثبیت جایگاه و اقتدارش با دشواری همراه بود. او آخرین فرمانروای دودمان مشهور تودور بود و دوران سلطنتش را عصر طلایی تاریخ انگلستان میدانند؛ دورانی که به «عصر الیزابتی» نیز شناخته میشود.
الیزابت دختر یکی از جنجالیترین زوجهای سلطنتی تاریخ بود: هنری هشتم و آن بولین. به سبب ازدواجهای متعدد پدرش و گردنزدهشدن مادرش، کودکی و نوجوانی الیزابت دشوار گذشت.
الیزابت در ۲۵ سالگی ملکه شد و در هر گام از راه، مشروعیت او زیر سؤال میرفت. زنبودن در نقشی رهبریکننده، بهویژه با در نظر گرفتن پیشینه خانوادگیاش، در آن روزگار امری بسیار غیرمعمول بود. با این حال، الیزابت نشان داد که مخالفان سیاسیاش در اشتباه بودهاند.
الیزابت تاج و تخت انگلستان را در دورهای پرآشوب به ارث برد؛ زمانی که درگیریهای مذهبی و سیاسی سراسر پادشاهی را فراگرفته بود. با این حال، او با موفقیت اختلاف میان کاتولیکها و پروتستانها را حلوفصل کرد و خود را به عنوان پادشاهی مقتدر و نماد تمامعیار سلطنت مطلقه تثبیت نمود. در سال ۱۵۵۹، «سازش مذهبی الیزابتی» (متشکل از قانون تفوق و قانون یکسانسازی) لحنی معتدلتر و رواداراتر به کلیسای انگلستان بخشید و سرانجام ثبات مذهبی را به این سرزمین بازگرداند.
الیزابت رهبری عملگرا نیز بود و میدانست چه زمانی باید به دیپلماسی روی آورد و چه زمانی جنگ به راه اندازد. او در اقدامی نامدار، ناوگان اسپانیایی (آرمادا) را که فیلیپ دوم فرستاده بود شکست داد و انگلستان را به یک قدرت دریایی تبدیل کرد. در دوران سلطنت او، پادشاهی انگلستان کاوش در سرزمینهای ناشناخته را آغاز کرد و راه را برای امپراتوری استعماری آینده هموار ساخت. الیزابت تصمیم گرفت ازدواج نکند و با لقب «ملکه باکره» در خاطرهها ماند؛ لقبی که به شخصیت او عناصری مذهبی و اسطورهای بخشید. او شاید آخرین تودوری بود که بر تخت انگلستان نشست، اما یکی از تأثیرگذارترین پادشاهان تاریخ به شمار میرود.
۳. الینور روزولت (۱۹۶۴-۱۸۸۴)
الینور روزولت یکی از تأثیرگذارترین صداهای سیاسی در تاریخ معاصر ایالات متحده بود. او بانوی اول و همسر رئیسجمهور فرانکلین دی. روزولت بود. افزون بر کنشگری سیاسی و اجتماعی، او را نخستین همسر رئیسجمهوری میدانند که نقش بانوی اول را از حالت تشریفاتی به نقشی کنشگرانهتر و تأثیرگذارتر تغییر داد. درواقع، او در آرمانهای بسیاری، از حقوق زنان گرفته تا حقوق مدنی، مشارکت داشت.
الینور روزولت زنی بود که از بیان دیدگاههایش نمیهراسید. در جریان کارزار انتخابات ریاستجمهوری و پس از آن، مرتباً به رسانههای گوناگون سر میزد و درباره آرمانها و مسائلی که از آنها حمایت میکرد گفتوگو میکرد. او همچنین مینوشت و نشستهای خبری برگزار میکرد تا مطمئن شود صدای زنان شنیده و به رسمیت شناخته میشود. برای نمونه، الینور از نخستین زنانی بود که در چنین فضای عمومیای درباره برابری جنسیتی و حقوق زنان سخن گفت.
الینور روزولت افزون بر آنکه مدافع زنان بود، از حقوق مدنی نیز دفاع میکرد. او با نژادپرستی مخالف بود و با تبعیض نژادی رایج آن روزگار سر ستیز داشت. در سال ۱۹۳۹، استعفای او از سازمان «دختران انقلاب آمریکا» به دلیل خودداری این سازمان از اجازه دادن به ماریان اندرسون، خوانندهٔ آمریکایی، برای اجرای برنامه، بازتاب گستردهای در رسانهها یافت و توجهها را به مسئلهٔ نژادپرستی جلب کرد. الینور پس از کنارهگیری از این سازمان، از آن خواننده دعوت کرد تا در بنای یادبود لینکلن اجرا کند.
هنگامی که همسرش در سال ۱۹۴۵ درگذشت، الینور روزولت همچنان در سیاست آمریکا فعال ماند. به سبب تجربه و مهارتهایش، رئیسجمهور ترومن او را بهعنوان نماینده به سازمان ملل متحد گمارد؛ جایی که در آن درخشید و بر سیاستها و اعلامیههای مهمی تأثیر عمیقی گذاشت. او هنگام امضای اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ عضو سازمان ملل بود.
الینور روزولت با کارهای پیشگامانهاش میراث و تأثیری انکارناپذیر بر جای گذاشت. حتی پس از پایان دوران فعالیتش در سازمان ملل نیز به کار در زمینهٔ آرمانهای گوناگون حقوق بشری و مبارزه برای آیندهای بهتر و روشنتر ادامه داد.
۴. آنگلا مرکل (۱۹۵۴– )
آنگلا مرکل سیاستمداری آلمانی و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سیاست مدرن و معاصر است. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ صدراعظم آلمان بود و به این ترتیب نخستین زنی شد که این مقام را در دست گرفت و طولانیترین دوره صدارت پس از اتو فون بیسمارک را رقم زد. مرکل سدهای بسیاری را در برابر رهبری سیاسی زنان شکست و میراثی ماندگار در آلمان و سیاست جهانی بر جای گذاشت.
آنگلا در آلمان شرقی (جمهوری دموکراتیک آلمان) و در سالهای بسیار دشوار جنگ سرد به دنیا آمد؛ روزگاری که دیوار برلین کشور را به دو موجودیت سیاسی تقسیم کرده بود. او از سنین کودکی به علوم گوناگون علاقه نشان میداد، بنابراین شگفتآور نیست که فیزیکدان شد. پیشینه علمی و ذهن تحلیلگرش او را به رهبری سیاسی نیرومند، عملگرا و مبتنی بر واقعیت تبدیل کرد.
هنگامی که تصمیم گرفت وارد صحنه سیاست شود، رویکردش روشمند و قاطع بود. در سال ۲۰۰۰ به حزب اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) پیوست و رهبر آن شد. مرکل با کار سخت و ترویج برنامه حزبش در زمینه اقتدار اقتصادی و اجتماعی، بهسرعت به یکی از محترمترین سیاستمداران آلمان و سرانجام در سال ۲۰۰۵ به صدراعظم آلمان تبدیل شد.
دوران صدارت او بههیچوجه آسان نبود. آلمان و اروپا با چالشهای متعددی روبهرو شدند، ازجمله بحرانهای حوزه یورو (۲۰۱۲–۲۰۰۹) که موجب سقوط بسیاری از بازارها شد. آنگلا مرکل این وضعیت را بهخوبی مدیریت کرد و کوشید یورو و اقتصاد آلمان و دیگر کشورهای عضو این بلوک اقتصادی را که به یکدیگر وابسته بودند، تثبیت کند.
در دفتر بیضی، عکس از دیوید لینهمان، ۹ فوریه ۲۰۱۵
چالش دشوار دیگری که مرکل در مقام صدراعظم آلمان با آن روبهرو شد، بحران پناهجویان در سال ۲۰۱۵ بود. او از سیاست موسوم به «درهای باز» حمایت کرد؛ سیاستی که به مردمانی که در جستوجوی امنیت بودند و به دلیل جنگ، ویرانی و قحطی از کشورشان میگریختند، اجازه میداد در آلمان پناه بیابند. تصمیمهای بشردوستانه او جنبه همدلانه شخصیتش را نشان داد و همچنین این آگاهی را که رهبران سیاسی باید مسئولیت بپذیرند و الگویی از رفتار انساندوستانه باشند؛ رفتاری که بتواند به معیاری در سیاست جهانی بدل شود.
هرچند مرکل به خاطر تصمیمهای سیاسیاش ستایش شد، «سیاست درهای باز» او واکنش تندی از سوی گروههای راستگرا برانگیخت و بر قطببندیهایی که عرصه سیاسی آلمان را دوپاره کرده بود، پرتو افکند.
آنگلا مرکل در دوران زمامداریاش چنان دستاوردهای فراوانی داشت که کتابها و مستندهای بیشماری در ستایش از او و میراث سیاسیاش ساخته شده است. او در سال ۲۰۲۱ کنارهگیری کرد و میراثی از موفقیت اقتصادی و صداقت سیاسی برجای گذاشت. او بهشایستگی لقب «موتی» (Mutti) به معنای «مادر» را از آنِ خود کرد.
این چهار زن در جایگاه رهبری، در چهار دوران متفاوت از تاریخ بشر زیستند. آنها با دشواریها و تبعیضهای گوناگونی روبهرو شدند، اما پایداری کردند و با موفقیت نظامهای سیاسی موجود را به چالش کشیدند. عزم راسخ و مبارزه آنان برای جایگاه زنان در رهبری سیاسی، الهامبخش زنان شد و راه را برای برخورداری آنان از عاملیت بیشتر و مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی هموار کرد.
منبع: thecollector.com
۲۵۹




نظر شما