تأکید اخیر رهبر انقلاب بر ضرورت «روایت قدرت ایران» را باید فراتر از یک توصیه رسانهای و در چارچوب مفاهیمی همچون قدرت ملی، سرمایه اجتماعی، تابآوری ملی و دیپلماسی عمومی مورد توجه قرار داد. در ادبیات نوین توسعه، قدرت یک کشور صرفاً با توان نظامی، منابع طبیعی یا شاخصهای اقتصادی سنجیده نمیشود؛ بلکه کیفیت سرمایه انسانی، ظرفیت علمی و فناورانه، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، استقلال تصمیمگیری و توانایی یک ملت برای ارائه تصویری معتبر از خود به جهان نیز از مؤلفههای بنیادین قدرت محسوب میشوند. از این منظر، «روایت ایران قوی» باید روایتی واقعی، مستند و هوشمندانه از ظرفیتهایی باشد که طی سالها در متن جامعه ایران شکل گرفته است.
ایران در دهههای گذشته با تحریمهای گسترده، محدودیتهای اقتصادی و فناوری و فشارهای متعدد خارجی مواجه بوده است؛ فشارهایی که هزینههای قابل توجهی نیز برای کشور و مردم ایجاد کردهاند. با این حال، در بسیاری از حوزهها، همین محدودیتها ضرورت حرکت به سمت خوداتکایی، بومیسازی دانش و توسعه ظرفیتهای داخلی را افزایش دادهاند. امروز بخش قابل توجهی از قدرت ایران، محصول دانش و تجربه متخصصان، مهندسان، کارگران، دانشگاهیان، کارآفرینان و جوانانی است که در شرایط دشوار، راهحل ساختهاند. هوش و نبوغ ایرانی سرمایهای راهبردی است و اگر با آموزش باکیفیت، سرمایهگذاری، اعتماد و میدان دادن به نسل جدید همراه شود، میتواند یکی از مهمترین مزیتهای ایران برای ساختن آینده باشد.
در کنار این ظرفیتها، استقلال، امنیت و تمامیت سرزمینی از اساسیترین پایههای قدرت ملی هستند. تجربه تهدیدها و درگیریهای سالهای اخیر بار دیگر نشان داد که دفاع از خاک و یکپارچگی ایران، فراتر از تفاوتهای سیاسی و اجتماعی، یک اصل ملی است. حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از خدشه به استقلال کشور، حاصل ایستادگی مردمی است که نسبت به سرزمین، تاریخ و هویت تمدنی خود حساساند. ایران با پشتوانه تمدنی چند هزارساله خود، نه باید مستعمره قدرتهای دیگر باشد و نه اجازه دهد دیگران برای آینده آن تصمیم بگیرند. البته استقلال به معنای انزوا نیست؛ ایران مستقل و قدرتمند میتواند با حفظ منافع ملی، تعامل سازنده و عزتمندانهای با جهان داشته باشد.
در این میان، یک مسئولیت مهم نیز متوجه مدیران و مسئولان کشور است؛ کلام مسئول، بخشی از حکمرانی است. در عصر رسانههای برخط و شبکههای اجتماعی، یک جمله ممکن است ظرف چند دقیقه از بستر اصلی خود خارج و در مقیاسی وسیع بازنشر و تفسیر شود. ازاینرو مدیران باید در بیان آمار، تحلیل شرایط، توصیف مشکلات و حتی انتخاب واژگان خود دقت و مراقبت بیشتری داشته باشند تا خدای ناکرده سخنی نسنجیده، زمینه تحریف یا سوءاستفاده بدخواهان را فراهم نکند. این مراقبت هرگز به معنای پنهان کردن ضعفها نیست؛ بلکه باید میان نقد سازنده و تضعیف ناخواسته سرمایه اجتماعی تفاوت قائل شد. مشکلات باید صادقانه بیان شوند، اما در کنار بیان مسئله، مدیر مسئول باید برنامه، راهحل و چشمانداز اصلاح آن را نیز ارائه کند.
از سوی دیگر، روایت قدرت زمانی برای جامعه باورپذیرتر میشود که مردم آثار توسعه را در زندگی روزمره خود احساس کنند. رفاه عمومی، نشاط اجتماعی، عدالت، اشتغال، امنیت اقتصادی و امید به آینده، خود از شاخصهای قدرت ملیاند. هر اندازه مدیران برای حل مشکلات مردم، تسهیل زندگی شهروندان، ایجاد فرصت برای جوانان، توسعه زیرساختها و افزایش نشاط و رضایت عمومی بیشتر تلاش کنند، مشارکت مردم در مسیر آبادانی نیز افزایش خواهد یافت. توسعه فقط ساخت کارخانه، جاده و زیرساخت فیزیکی نیست؛ توسعه پایدار زمانی اتفاق میافتد که در کنار پیشرفت اقتصادی و فناوری، کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی نیز ارتقا پیدا کند. به همین دلیل، تلاش برای رفاه و شادی مردم را باید سرمایهگذاری برای آبادانی و اقتدار ایران دانست.
و در نهایت، تحقق مفهوم «روایت ایران قوی» مسئولیتی جدی بر دوش راویان، مطبوعات، خبرنگاران، رسانههای دیجیتال، رادیو و تلویزیون قرار میدهد. جهان امروز، جهان رقابت روایتهاست و کشوری که نتواند دستاوردها، ظرفیتها و هویت خود را حرفهای روایت کند، بخشی از قدرت ادراکی خود را از دست خواهد داد. رسانه ایرانی باید با بهرهگیری از زبان روز، فناوری، تصویر، مستند، داده، شبکههای اجتماعی و خلاقیت نسل جدید، ایرانِ دانش، صنعت، فرهنگ، تمدن، امنیت و پیشرفت را به جهان معرفی کند. در کنار آن، رسانه باید مطالبهگر حل مشکلات، حامی ایدههای خلاقانه جوانان و همراه مسیر توسعه کشور باشد.
ایرانِ قوی فقط با روایت ساخته نمیشود؛ باید آن را با کار، علم، همدلی، رفاه و توسعه ساخت و سپس این واقعیت را صادقانه، خلاقانه و قدرتمندانه برای جهان روایت کرد.
سجاد خراسانی - روزنامه نگار و فعال حوزه رسانه




نظر شما