موسویان: در نیمه دوره بایدن احساس کردم مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نمی‌رسد/ نقد عباس ملکی بر کتاب دیپلمات ارشد پیشین/ جنگ خیلی مهمتر از آن است ...

حسین موسویان دیپلمات پیشین کشورمان و نویسنده کتاب ایران و آمریکا، تعامل و تقابل می‌گوید: وقتی کتاب منتشر شد خیلی‌ها سوال می‌کردند که این کتاب با کتاب قبلی شما چه تفاوتی دارد؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم رونمایی و بررسی کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» تالیف حسین موسویان،  دیپلمات پیشین کشورمان و نویسنده کتاب ایران و آمریکا روز دوشنبه با حضور سه دیپلمات پیشکسوت، دو کارشناس ارشد روابط بین الملل و با پیام علی اکبر صالحی، وزیر پیشین امور خارجه و رئیس بنیاد ایرانشناسی برگزار شد.

اینجا مشروحی از مراسم رونمایی از کتاب سید حسین موسویان را بخوانید:

سجادپور: در مجموعه این کتاب، سه ویژگی از شخص محترم نویسنده بازتاب یافته است

کاظم سجادپور دیپلمات و رئیس پیشین و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه می‌گوید: من فکر می‌کنم در مجموعه این کتاب، سه ویژگی از شخص محترم نویسنده بازتاب یافته است. ویژگی اول، بعد «پژوهشگرمحور بودن» اوست که برای تجزیه و تحلیل واقعیت‌های موجود در نوشتار بسیار کمک‌کننده است؛ اما به نظر من تنها به این مسئله ختم نمی‌شود و ویژگی دوم، یک نوع «اکتیویسم» و کنشگری است. نویسنده فقط یک پژوهشگر به معنای فردِ فاصله گرفته از مطلب نیست، بلکه یک «کنشگر» است. سومین ویژگی که از بقیه مهم‌تر است، «جانب‌داری» و داشتن یک ارزش‌مندی یا مجموعه‌ارزش‌هایی است؛ بدین معنا که این روابط نباید حالتی داشته باشد که با منافع ایران، ارزش‌های ایران، توسعه و پیشرفت ایران، و بهبود شرایط در تضاد باشد.

بنابراین، کتاب از نظر نویسندگی، در کنار این ویژگی‌ها، مجموعه‌ای از داده‌هاست. شما فرمودید که ملاقات‌های ایشان با آقای کری، حرف‌هایی که زده‌اند و پیام‌هایی که رد و بدل شده، در کتاب هست؛ من کتاب را با دقت خوانده‌ام و باید اعتراف کنم که این بخش‌ها برای تجزیه و تحلیل بسیار کلیدی است.

دومین بعد قابل توجه، نقش کسانی است که به عنوان نویسنده... با همه این توضیحاتی که عرض کردم، یک نگاه «راه‌حل‌گرایانه» در کل کار مشهود است. اما اجازه بدهید اشاره کنم که کتاب شامل دو بخش است؛ یکی مربوط به دوره اوباما و دیگری مربوط به دوره ترامپ. هر کدام حدود ۱۲ فصل را در بر می‌گیرند. در هر دو بخش، به نظر من چند مفهوم و گزاره اصلی‌تر و جدی‌تر وجود دارد و آن، «پرهیز از ساده‌انگاری در روابط» است. وقتی از ساده‌انگاری فاصله می‌گیریم، به نظر من این، روح غالب فصل‌هاست و در همین راستا، نقد نظراتی است که بعداً در ایران توسط افراد مختلف دانشگاهی با ساده‌انگاری در مورد قضیه آمریکا و سیاست ایران مطرح شده است.

حسین موسویان: احساس کردم شانس دموکرات‌ها در انتخابات  ۲۰۲۴ کم است/ نقد عباس ملکی بر کتاب دیپلمات ارشد پیشین/ سیاست خارجی مهم‌تر از آن است که...

سجادپور تاکید کرد: نکته دیگری که در این کتاب در باب امنیت مطرح است، مسئله «اهمیت فرد رئیس‌جمهور» و تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان است. این همان چیزی است که ما به آن اصطلاحاً «دانشوری» یا Scholarship می‌گوییم. ما اصطلاح دیگری داریم که همه دوستان جدیداً به کار می‌برند، تحت عنوان Diplomat-Scholar یا «دیپلماتِ دانشور». فردِ دانشور به کلیات نمی‌پردازد؛ کلی‌گویی ساده‌ترین کار است، بلکه به جزئیات می‌پردازد و به نظر من، از این جهت، کتاب در این دو بخش، محوریت شخص رئیس‌جمهور در ایالات متحده را برای فهم روابط ایران و آمریکا و مدیریت آن برجسته می‌کند. البته نکات خیلی زیادتری در بافت کتاب هست، ولی به نظر من مسائلی که عرض کردم جدی‌تر هستند.

اما جو و جهت کتاب، برای جمع‌بندی مفهومی و روحِ حاکم بر آن، خیلی کلیدی‌تر از دو بحث پیشین است:
نخست، از نظر جوّ کتاب، مقابله با «ذات‌انگاری» در رابطه است. عده‌ای در ایران وجود دارند که هر دو طرف را ذات‌انگارانه نگاه می‌کنند؛ منتها جهت کتاب این است که ما نمی‌توانیم در یک پدیده سیال و پویایی مثل روابط ایران و آمریکا، به اصول به اصطلاح همیشگی، پایدار و ذاتی تکیه کنیم.
نکته دوم در جهت و جوّ کتاب، «نقش عامل انسانی» است؛ لیست افرادی که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده، قابل توجه است، به‌ویژه جزئیاتی که درباره جریانات ضدایرانی وجود دارد. به نظر من کتاب از این جهت با خیلی از کتاب‌های دیگر متفاوت است که عامل انسانی و نهادهای درگیر را برجسته می‌کند.
و سرانجام، مسئله «پویایی این رابطه» است. رابطه ایران و آمریکا، رابطه ایستایی نیست. ذات‌انگاری، نوعی ایستایی را در رابطه فرض می‌کند؛ ولی آقای دکتر موسویان پویایی را به نمایش می‌گذارد. ما پویایی را میان سه سطح می‌بینیم: سطح اول، سیاست داخلی در آمریکا و ایران؛ سطح دوم، سیاست منطقه‌ای؛ و سطح سوم، سیاست بین‌المللی.

به گفته این دیپلمات پیشینة جوّی که از این کتاب درباره آمریکا و روابط ایران و آمریکا دریافت می‌شود، این است که این رابطه، بسیار پربازیگر، بسیار پرمسئله و بسیار پرپرونده است، اما اراده انسانی و عامل انسانی، قابل مدیریت است؛ اگر آن برداشتِ من به صورت الف، ب، ج از کتاب روشن شده باشد.

اکنون اجازه بدهید اشاره مختصری بکنم به این سؤال که چگونه می‌توان از این چارچوب در فهم روابط ایران و آمریکا استفاده کرد؛ چه قسمت‌هایی برجسته‌تر است و چه قسمت‌هایی نیست. البته این را بر اساس درسی که تقریباً ۱۸ سال است در دوره دکتری مطالعات آمریکا در دانشکده مطالعات جهانِ دانشگاه تهران می‌دهم، عرض می‌کنم. من هر ترم، از اول تا آخر، این سؤال را مطرح می‌کنم که «چگونه می‌توان این رابطه را فهمید؟» (البته آقای دکتر در جهت تعمیر رابطه و اصلاح رابطه می‌نویسند، اما برای فهمش به نظر من سه دسته عامل مهم وجود دارد): عامل اول، «عوامل ساختاری» است که تغییر دادنشان سخت است. اونا چی هستند؟ (البته چون درس را به انگلیسی می‌دهم، همه این‌ها را با حرف پی یعنی P نام‌گذاری می‌کنم): اول، Power (قدرت) که آمریکا قدرت جهانی است و ایران یک قدرت منطقه‌ای؛ دوم، Geopolitics (ژئوپلیتیک) که این رابطه فقط مربوط به یکی-دو مسئله نیست و ژئوپلیتیک در آن مطرح است؛ و سوم، Past (گذشته) که یک موضوع ساختاری است؛ نه به معنای فیزیکی، بلکه به معنای معنایی آن؛ یعنی توان، قدرت، مکان ژئوپلیتیک و زمان در آن حائز اهمیت‌اند. دسته دوم، «مفاهیم انسانی» است؛ زیرا این رابطه را انسان‌ها اداره می‌کنند. در اینجا نقش رهبران در ایران، رؤسای جمهور در ایالات متحده، و مجموعه دستگاه‌ها و نخبگان امنیت ملی حائز اهمیت‌اند. همچنین موضوع Perception یا برداشت‌ها (شخصیت‌ها و برداشت‌ها) مطرح است.

نهایت اینکه، این رابطه فقط به سطح رهبران و برداشت‌های آن‌ها منتهی نمی‌شود؛ این رابطه ابعاد مردمی هم دارد. الان بیش از یک میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می‌کنند و کمتر خانواده‌ای است که در آنجا پیوندی نداشته باشد. اتفاقاً ما درسی به نام «جامعه ایرانی مقیم آمریکا» داریم که پنج سال است در دوره دکتری تدریس می‌شود و واقعاً موضوع قابل‌توجهی است و این عامل انسانی وجه بسیار مهمی دارد. دسته سوم، مفاهیم مربوط به برخورد این دو سطح (یعنی سطح ساختاری و سطح انسانی) است که بحث «سیاست‌گذاری» را تشکیل می‌دهد. در این سطح، اول با دو جامعه سیاسی مختلف روبه‌روییم (Polity)؛ جامعه آمریکا مثل ایران نیست، ایران هم مثل آمریکا نیست و گاهی فکر می‌کنیم مثل هم هستیم، اما این‌طور نیست. دوم، بازی‌های سیاسی (Politics) مطرح است؛ موضوع ایران و آمریکا، موضوع بازی سیاست‌های داخلی در آمریکا، بازی سیاست‌های داخلی در ایران، بازی سیاست‌های منطقه‌ای و بازی سیاست‌های بین‌المللی است. و در نهایت، مسئله Policy یا سیاست‌گذاری است که سیاست‌های ایالات متحده عمدتاً بر «تهدیدانگاری ایران» و مدیریت این تهدید استوار است؛ حالا یا در قالب تحریم و مهار، یا در قالب تغییر نظام، یا در قالب ترکیبی از این‌ها.

به گفته کاظم سجادپور،‌ دکتر موسویان در کتاب‌های دیگرشان به بخش ساختاری پرداخته‌اند، اما در این کتاب، به اندازه بخش انسانی و بخش سیاست‌گذاری روی ساختار تمرکز نمی‌کنند؛ ولی هر چه که هست، کتاب به فهم ما از روابط کمک می‌کند؛ به‌ویژه در این زمان که این موضوع، دیگر صرفاً یک مسئله دوجانبه بین ایران و آمریکا یا یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه موضوعی مربوط به کیفیت نظام بین‌المللی است و به نظر من، از این جهت کار جناب موسویان بسیار قابل تقدیر است. نمی‌توانم این را هم نگم که کتاب سرشار از گزاره‌هایی است که ناشی از برخوردهای نامناسبی بوده که با آقای دکتر موسویان صورت گرفته و این رفتارها در کتاب بازتاب یافته است؛ اما در عین حال که این رفتارها نامناسب بوده، هیچ‌وقت دکتر موسویان، نه در کتاب و نه در رفتارهای علمی‌اش، علاقه به ایران و پیشبرد منافع ایران را از دست نداده است و از این جهت، به نظر من پایداری و صبر ایشان قابل تقدیر است. در مجموع، ارزیابی بنده از کتاب این است: یک شخصیت تحلیلگر، کنشگر، ارزش‌گرا؛ بافت کتاب مبتنی بر دو پاره ترامپ و اوباما با محوریت آن‌هاست؛ و جهت‌گیری نهایی کتاب، نوعی راه‌حل‌گرایی است. در چارچوبی که عرض کردم (یعنی فهم روابط آمریکا از بعد ساختاری، انسانی و سیاست‌گذاری، به‌ویژه از جهت انسانی و سیاست‌گذاری)، این اثر بسیار برجسته‌ای است. 

عباس ملکی: اولین سوال من این است: من وقتی کتاب را خواندم با خودم گفتم این کتاب چیست؟

 عباس ملکی دیپلمات سابق و عضو هیئت عملی دانشگاه شریف در مراسم «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» که در خبرآنلاین برگزار شد تاکید کرد: اولین سوال من این است: من وقتی کتاب را خواندم با خودم گفتم این کتاب چیست؟ مخاطبش کیست؟ خاطرات است یا تحلیل سیاسی یا توصیه‌هایی برای تصمیم‌گیران ایرانی؟ اگر مخاطب ایرانی است، پس چرا بیشترین مطالبی که آمده مربوط به بخش‌هایی است که آقای موسویان برای مخاطب غیر ایرانی نوشته؟ در کتاب بیشتر آمده است که چرا آمریکایی‌ها به ما بی‌اعتمادی کرده‌اند.

نکته دوم اینکه نمی‌شود گفت کل دوره اوباما سیاست تعامل و در کل دوره ترامپ سیاست ترامپ در مورد ایران سیاست فشار حداکثری بوده است. آنهایی که در کار مذاکرات هستند می‌دانند که جریان تعامل هم در کنار فشار حداکثری وجود دارد.  

در همین راستا در ادامه متن کامل سخنرانی عباس ملکی در این نشست را می‌خوانید؛

جناب آقای موسویان از دوستان قدیمی بنده هستند. پیش از وزارت امور خارجه نیز با ایشان آشنایی داشتم. با یکدیگر بسیار رفیق هستیم و روابط خانوادگی داریم. منتها نکته‌ای که من دارم این است که ما در ایران تا حدودی اسیر تعارفات و رودربایستی‌ها هستیم و این‌گونه می‌شود که مثلاً متنی را برای یک کتاب می‌گوییم که اگر همان متن را برای کتاب دیگری نیز بخواهیم، می‌توانیم از همان متن در سخنرانی استفاده کنیم؛ حتی اگر کتاب دیگری باشد. این وضعیت تا حدودی شبیه انشاهایی است که در مدرسه می‌نوشتیم.

این کتاب، به نظر من، باید دقیقاً واکاوی و موشکافی شود؛ زیرا بعدها از همین کتاب‌ها برای تحقیقات استفاده می‌شود، افراد بر اساس آنها دکترا می‌گیرند، رساله‌های خود را می‌نویسند و تحقیقات دیگری انجام می‌دهند. بنابراین، با عرض معذرت از آقای دکتر موسویان و خبر، چند سؤال مطرح می‌کنم و فکر می‌کنم این بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که می‌توانم به دوست عزیزم بدهم.

اولین نکته این است که وقتی کتاب را خواندم و به پایان رساندم، از خودم پرسیدم: کتاب چیست و مخاطب آن کیست؟ آیا این اثر یک مونوگراف، یک خاطره، مجموعه‌ای از خاطرات، یک تحلیل سیاسی چندجانبه یا مجموعه‌ای از توصیه‌ها برای تصمیم‌گیران ایرانی است؟

اگر مخاطب کتاب ایرانی است، چرا بخش قابل توجهی از مطالبی که در آن آمده، مطالبی است که آقای دکتر موسویان برای دیگران، برای جامعه آمریکایی یا برای کنفرانس‌هایی که، الحمدلله، در آنها بسیار موفق بوده‌اند، نوشته‌اند؟ و اگر کتاب برای توصیه به تصمیم‌گیران ایرانی نوشته شده است، چرا مبانی سیاست خارجی خود ایران در آن بیشتر مورد توجه قرار نگرفته و بیشتر تلاش شده است نشان داده شود که چرا آمریکایی‌ها نسبت به ما بی‌اعتماد شده‌اند و چرا ما نمی‌توانیم به آنها اعتماد داشته باشیم؟ مگر اساساً می‌توان به یک کشور اعتماد کرد؟

کتاب موسویان زیر تیغ نقد؛ عباس ملکی: نمی‌توان گفت اوباما همیشه سیاست تعامل داشت

نکته دوم این است که این کتاب می‌گوید آقای اوباما سیاست تعامل با ایران را داشت و آقای ترامپ سیاست فشار حداکثری را دنبال کرد. من این مسئله را در جاهای مختلف گفته‌ام. به نظر من، با توجه به آنچه در صفحه ۲۱ آمده است، نمی‌توان به این راحتی گفت که در کل دوره اوباما، سیاست تعامل با ایران حاکم بوده است؛ کمااینکه مثال‌های زیادی در این زمینه وجود دارد. همچنین نمی‌توان گفت که در دوره ترامپ نیز سیاست فشار حداکثری در تمام مقاطع وجود داشته است.

البته همین الان که با یکدیگر صحبت می‌کنیم، به دلیل اینکه این مسئولیت بر عهده وزیر خزانه‌داری قرار گرفته است، رویکرد فشار حداکثری بسیار پررنگ‌تر شده است؛ اما در میان کسانی که در کار مذاکرات هستند، مسائل دیگری نیز وجود دارد و در کنار آن، یک جریان تعامل نیز دیده می‌شود.

سومین نکته‌ای که درباره محتوای کتاب به نظرم می‌رسد این است که آقای دکتر موسویان سه محور اصلی سیاست اوباما در خاورمیانه را حل مسالمت‌آمیز بحران هسته‌ای ایران، حل مناقشه اسرائیل و فلسطین و حل منازعه ایران و عربستان می‌دانند.

به نظر من، منازعه ایران و عربستان در سیاست اوباما چنین جایگاهی نداشت. اگر دلایل و مواردی برای این ادعا وجود دارد، به نظرم بسیار خوب است که درباره آنها صحبت شود.

به هر حال، در این بخش می‌خواستم به این نتیجه برسم که در بخش‌هایی از کتاب، مخاطب، جامعه و مسئولان آمریکایی هستند و کتاب به آنها توصیه‌هایی ارائه می‌دهد؛ مانند فصل پنجم که اساساً درباره همین موضوع است. در بخش‌های دیگری نیز مردم ایران مخاطب قرار گرفته‌اند و در بخش‌هایی دیگر، مسئولان ایران. به نظرم اگر این مسئله بهتر توضیح داده می‌شد، بخشی از اشکالات و نقدهای فرمی کتاب نیز روشن‌تر می‌شد.

در مورد اشکالات فرمی نیز نکاتی دارم. ابتدا درباره نام کتاب باید بگویم که وقتی آن را دیدم، برایم روشن نبود که عنوان اصلی کتاب چیست. سه عنوان روی کتاب وجود دارد و مشخص نیست کدام‌یک عنوان اصلی و کدام‌یک عنوان فرعی است. آیا کتاب یک نام دارد یا یک نام بزرگ‌تر روی جلد قرار گرفته است؟ به نظر من، طراحی عنوان می‌توانست بهتر از این باشد.

حسین موسویان: احساس کردم شانس دموکرات‌ها در انتخابات  ۲۰۲۴ کم است/ نقد عباس ملکی بر کتاب دیپلمات ارشد پیشین/ سیاست خارجی مهم‌تر از آن است که...

طراحی جلد نیز، با توجه به اینکه نشر در ایران، به نظر من، یکی از پیشرفته‌ترین حوزه‌های نشر در کل دنیاست، می‌توانست بهتر باشد. به نظرم خود این کتاب نیز از نظر طراحی می‌توانست وضعیت بسیار بهتری داشته باشد.

سومین نکته این است که فهرست مطالب به‌درستی طراحی نشده و اجزای آن در امتداد یکدیگر قرار نگرفته‌اند. بخشی از آن در یک صفحه و بخش دیگری در صفحه‌ای دیگر آمده است. طراحی فهرست باید به‌گونه‌ای باشد که مطالب در امتداد یکدیگر و پشت سر هم قرار بگیرند.

اشکالات متنی کتاب نیز، به نظر من، زیاد است. مثلاً در سراسر کتاب نوشته شده است «امارات متحده عربی»، در حالی که نام رسمی این کشور «امارات عربی متحده» است و اتفاقاً در این زمینه نیز انتقادهای زیادی متوجه ما می‌شود.

در بخش‌هایی نیز غلط‌های مختلفی وجود دارد. در برخی موارد نیز نام نویسندگان به‌طور کامل با حروف بزرگ نوشته شده است. در بسیاری از جاها چنین مسئله‌ای وجود دارد و مشخص نیست چرا نام یک نفر با حرف اول بزرگ نوشته شود، اما نام فرد دیگری به‌طور کامل با حروف بزرگ درج شود.

نکته بعدی، بخش منابع است که من بر آن تأکید بیشتری دارم. دلیلش این است که هر کاری که شما انجام می‌دهید، می‌تواند مبنایی برای حجم زیادی از تحقیقات دیگر قرار بگیرد. اگر ارجاعات کتاب به‌درستی انجام نشده باشد، دیگران نمی‌توانند از آن استفاده کنند. بنابراین، منابع به نظر من بسیار مهم هستند.

برخی از منابع فارسی هستند، اما به نسخه انگلیسی آنها ارجاع داده شده است؛ در حالی که اصل خبر فارسی بوده است. می‌شد به همان خبر فارسی که توسط ویراستار تنظیم شده است، ارجاع داد. به نظر من، ارجاع منبع باید پیش از پایان جمله صورت بگیرد، نه اینکه در جای دیگری قرار داده شود. منبع باید در همان جایی که جمله به آن استناد می‌کند، ذکر شود.

در صفحات ۴۴، ۴۵، ۴۶ و ۵۶، یعنی در حدود ۱۲ صفحه، آقای دکتر موسویان نوشته‌اند «همان منبع». نمی‌توان در دوازده صفحه نوشت «همان منبع». یک بار می‌توان این عبارت را به کار برد، اما بعد از آن باید مشخص باشد که به کدام منبع ارجاع داده می‌شود. در غیر این صورت، خواننده نمی‌داند چگونه باید منبع مورد نظر را پیدا کند.

کتاب در پایان نیز فهرست منابع ندارد و این یکی از ضعف‌های کلی آن است. منابعی که به‌صورت پراکنده در کتاب آمده‌اند، باید در پایان کتاب به‌صورت منظم فهرست می‌شدند؛ منابع فارسی در یک بخش و منابع انگلیسی در بخش دیگر. این کار انجام نشده است.

برخی از مطالب نیز فاقد منبع هستند. نمی‌گویم بیشتر مطالب، اما برخی از آنها منبع مشخصی ندارند. مثلاً صحبت‌هایی از آقای حیدر مصلحی نقل شده است. من می‌خواستم بدانم ایشان این مطالب را کجا گفته‌اند. تنها چیزی که متوجه شدم این بود که در مشهد گفته‌اند، اما مشخص نیست در کجا و چه زمانی این سخنان مطرح شده است.

آمارهای مربوط به روابط ایران و آمریکا در صفحه ۸۷ نیز مشخص نیست از کجا آمده است. این آمارها چگونه تهیه شده‌اند؟ مثلاً گمرک ایران چه گفته است؟ گمرک چین چه گفته است؟ وزارت صنعت چه آماری ارائه کرده است؟

در صفحه ۸۸ نیز ایشان به‌شدت آقای نقدی را نقل می‌کنند. درباره نظراتی که از آقای نقدی نقل شده است، باید مشخص باشد که این مطالب از کجا آورده شده‌اند و باید بتوان صحت آنها را بررسی کرد.

تعداد بازرسی‌های آژانس در صفحه ۹۶ نیز از مواردی است که نیاز به ارجاع دقیق دارد. در جایی از کتاب از آقای ترامپ نقل قول شده و در بخش دوم کتاب، زیر آن نوشته شده است که این مطلب از کتاب «آمریکایی مفلوک»، صفحه ۱۶۸، گرفته شده است. این کتاب آمریکایی چیست؟ عنوان فارسی و انگلیسی آن چیست و ترجمه آن کدام است؟ من این مسئله را متوجه نشدم.

سومین نکته‌ای که به نظرم می‌رسد این است که خوب است آقای دکتر موسویان توجه داشته باشند که نظراتشان، در عین اینکه نظرات شخصی خودشان است، باید تا حدودی جنبه آکادمیک داشته باشد؛ یعنی جنبه نورماتیو.

در کتاب آمده است که «تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی کشوری مانند ایران از پیچیدگی به‌ظاهر کمتری برخوردار است؛ با این حال، یک شباهت بزرگ بین دو کشور وجود دارد». در مقام پژوهشگر، همین جمله که حوزه سیاست خارجی ایالات متحده با کشوری مانند ایران از پیچیدگی کمتری برخوردار است، باید اثبات شود.

یعنی چه که سیاست خارجی آمریکا از ما کمتر پیچیده است؟ آیا به‌ظاهر چنین است؟ یک راه این است که این مسئله را اثبات کنیم که خود این موضوع می‌تواند چند هزار صفحه کار پژوهشی باشد. باید افراد مختلفی را وارد بحث کنیم و این مسئله را بررسی کنیم.

برخی مطالب نیز در کتاب تکرار شده‌اند. به نظرم این موضوع باید در چاپ جدید مورد توجه قرار گیرد. در صفحات ۸۶ و ۹۲، جملات و آمارهایی که آمده‌اند، کاملاً مشابه یکدیگر هستند. در صفحه ۹۴ نیز نوشته شده است که یک مقاله این مطلب را گفته، اما نام و مشخصات مقاله ذکر نشده است.

در فصل هفتم، مطالب به‌صورت شماره‌گذاری‌شده آمده‌اند؛ یعنی یک، دو، سه و چهار، در حالی که منبع آنها ذکر نشده است. برخی از این مطالب نیز پیش‌تر در کتاب آمده‌اند.

برخی واژگان نیز برای یک کتاب مناسب نیستند. به نظر من، در صفحه ۱۱۷ گفته شده است که آمریکا به شورای امنیت «رکب زده است». «رکب» اصلاً واژه‌ای نیست که در ادبیات دیپلماتیک فارسی به این شکل استفاده شود.

در مورد نورماتیو نیز، به نظرم، تلاش زیادی شده است تا گفته شود دولت ایران باید از ترامپ برای سفر به تهران دعوت می‌کرد؛ در حالی که به نظر من نباید چنین دعوتی انجام می‌شد. اگر او به تهران می‌آمد، همان‌طور که واشنگتن را این‌گونه خراب کرده است، تهران را نیز خراب می‌کرد.

آخرین نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که شاید اساساً دوره نوشتن کتاب‌های تک‌نفره گذشته باشد. دیگر ما نمی‌توانیم مانند ابن‌سینا و امثال او بر کلیه علوم معاصر خود مسلط باشیم. بهترین کار این است که به سمت کتاب‌های ادیت‌شده برویم؛ یعنی کتاب‌هایی که مجموعه‌ای از مقالات افراد متخصص باشند و یک نفر آنها را ویراستاری کند و یک یا دو نفر نیز بر کار نظارت داشته باشند.

کتابی با این حجم و با این گستردگی موضوع، بدون چنین رویکردی، قابل تدوین نیست. حتی درباره یک مقاله نیز، همان‌طور که احتمالاً دیده‌اید، مباحثی وجود دارد که ۴۰ نویسنده به‌صورت مشترک روی آن کار کرده‌اند؛ زیرا دیگر نمی‌توان کار علمی را به یک نفر محدود کرد. علم آن‌قدر پیشرفت کرده است که اضافه کردن حتی یک اپسیلون به ستون علم، کار بسیار زیادی می‌طلبد.

دکارت یک رساله بیشتر، یک مقاله بیشتر نداشت و فردی را نداریم که در بخش انرژی، در تمام عمر خود یک مقاله نوشته باشد و آن مقاله همچنان مورد ارجاع قرار بگیرد. چرا؟ چون اصل حرف یا حرف حساب، ممکن است فقط دو جمله باشد.

من می‌خواستم پیشنهاد کنم که بیشتر به سمت کتاب‌هایی برویم که در مورد مسئله پیچیده روابط ایران و آمریکا نوشته می‌شوند و بتوانیم از نظرات کارشناسان مختلف در آنها استفاده کنیم.

البته اینکه سفیر بر امور یک کشور مسلط باشد و به قولی سفیر رئیس‌جمهور در آن کشور باشد، به‌تنهایی برای بررسی روابط ایران و آمریکا کافی نیست. موضوعی مانند روابط ایران و آمریکا به‌تنهایی و از یک منظر قابل بررسی نیست.

برای روشن شدن این موضوع، کتابی که من آن را ادیت کردم و با عنوان «روابط ایران و آمریکا؛ یک گفت‌وگو» توسط نشر ثالث ترجمه شده است، به نظرم امتیازش این است که هر بخش را یک نفر بر عهده دارد. این‌گونه شاید بتوانیم ادبیات موضوع ایران و آمریکا را ارتقا دهیم و به نقطه‌ای برسیم که بتوانیم این موضوع را از ابعاد مختلف بررسی کنیم.

در انتها نیز یادی می‌کنم از چند نفر که این کار را انجام می‌دادند و از دنیا رفتند. ریچارد کات نیز، علیرغم اینکه در بخش سیاسی و در موضوع کودتای ۲۸ مرداد، فردی بدنام بود، کتابش را به این شکل نوشته است. جیم نیز همین‌طور و دیگران و افراد جدیدی که اکنون در این حوزه فعالیت می‌کنند.


مجید تفرشی: کتاب موسویان کتابی کلاسیک است

مجید تفرشی تحلیلگر مسائل بین‌الملل در این نشست می‌گوید: بحث روابط ایران و آمریکا بحث تازه‌ای نیست و مدام در مورد آن یادداشت و نوشته منتشر می‌شود. مهم‌ترین موضوع در این کتاب این است که آقای موسویان در هیچ بخش از کتاب خود دست به کلی‌گویی در مورد مسائل مرتبط با روابط ایران و آمریکا نزده است. روابط ایران و آمریکا نیازمند لایه‌بندی است.  

تفرشی تاکید می‌کند: در موضوع اهمیت کار آقای موسویان نمی‌شود به موضوع اهمیت شخص او بی‌توجه بود. کتاب حسین موسویان تلفیقی از خاطره و تجربه و تجربه آکادمیک است که این موضوع قابل توجه است.  
 

در ادامه اهم اظهارات مجید تفرشی در این نشست را می‌خوانید؛

شخص آقای موسویان خودش تلفیقی از تجربه، خاطرات و پژوهش را ارائه کرده است. شما این موضوع را در کتاب می‌بینید و اشکالی هم ندارد. تجربه رسانه‌ای و بین‌المللی نیز در این زمینه اهمیت دارد. اگر نوشته‌ها و گفته‌های ایشان را ببینید، گاهی ممکن است تصور کنید که خط ایشان متفاوت است، ولی در مجموع، من آن را قبول دارم.

در مجموع، یک نگاه راهبردی و درازمدت وجود دارد و اگر کسی در لحظه زندگی کند، موضوع سیاست به‌عنوان هنر، از صحبت‌های فانتزی و فضایی تقریباً در همه‌جا وجود دارد. موضوع فضای مجازی نیز مدام در صدر خبر است و در یک دنیای خبرنگاری، مطالبی که می‌خوانیم ممکن است مربوط به دیروز نباشد و امروز با جدیت پیگیری شود.

خبر در کتاب بسیار مهم است، ولی این کتاب، کتابی کلاسیک است که ممکن است در آینده به‌عنوان کتابی برای پژوهشگران، محققان، سیاست‌ورزان ایرانی و حتی مردم و رسانه‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

گمان من این است که آقای موسویان در این کتاب و در جایگاه خودشان، به‌عنوان شخصی که دیپلماسی مردم‌محور را می‌شناسد، به یکی از حلقه‌های مفقوده و یکی از نواقص جدی راهبردی ایران کمک می‌کنند؛ از زمانی که یک نهاد در جامعه بین‌المللی در جهت دفاع از ایران فعالیت می‌کند.

من همیشه به این موضوع توجه داشته‌ام که کشورهای پیرامونی ما هزینه‌های میلیاردی می‌کنند و ما نیز باید از این ظرفیت‌ها برای حل مشکلات راهبردی ایران و کاهش تنش استفاده کنیم.

حسین موسویان: احساس کردم شانس دموکرات‌ها در انتخابات  ۲۰۲۴ کم است/ نقد عباس ملکی بر کتاب دیپلمات ارشد پیشین/ سیاست خارجی مهم‌تر از آن است که...

برای مثال، شخصی بود که سال‌ها نماینده و مشاور بود و توانست روابط دیپلماتیک و سیاسی را تغییر دهد و با هزینه خودش، در دنیا، رسانه‌ها و جاهای دیگر، با یک تیم بزرگ فعالیت کند و امارات را در این پروژه همراه کند.

ما چنین ظرفیت‌هایی داشته‌ایم و داریم، ولی راهبرد مشخصی برای استفاده از این مسیر نداریم؛ در حالی که می‌توان از آن برای ایران، برای حل مشکلات راهبردی ایران و برای کاهش تنش استفاده کرد. به نظر من، این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.

مسئله بعدی، توجه به سیاست است که در تمام قضاوت‌ها درباره آمریکا اهمیت دارد؛ یعنی مدام در قضاوت‌هایی که درباره کسانی که به‌اصطلاح ستیز هستند وجود دارد، تلاش برای تفکیک این مطالب و پرهیز از نگاه قالبی بسیار مهم است.

در این کتاب باید به این موضوع نیز توجه شود. فصل دوازدهم کتاب که نقش آمریکا و تلاش‌های مختلف را بررسی می‌کند، از این جهت قابل توجه است، ولی نظر من این است که همچنان باید این رابطه را مورد بررسی قرار داد.

در سال ۶۷ کتابی منتشر شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. این کتاب درباره این بود که یک گروه مذهبی خیانت کردند و در پایان، گزارشی درباره این موضوع ارائه شد. فکر می‌کنم که باید این کار ادامه پیدا کند و بیشتر شود.

لازم است برای بررسی بحران، افرادی با تجربه، چه دانشگاهی و چه کنشگری، حضور داشته باشند؛ اما چنین پکیج و مجموعه‌ای به ندرت شکل می‌گیرد. فکر می‌کنم این مجموعه می‌تواند در تک‌تک این حوزه‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

دیاکو حسینی: جنگ خیلی مهم‌تر از آن است که فقط به ژنرال‌ها سپرده شود

دیاکو حسینی کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در این نشست می‌گوید: در معرفی آقای دکتر موسویان صلاحیت کاملاً روشنی را در رابطه با اینکه چنین کتابی به قلم ایشان نوشته شود، ترسیم می‌کند. این صلاحیت ابتدا به خاطر سابقه طولانی حضور در عرصه سیاسی ایران پس از انقلاب و مسئولیت‌هایی است که در نقاط کلیدی حکمرانی کشور بر عهده داشته‌اند، و دوم به دلیل فرصت نسبتاً طولانی است که برای تعامل با دنیای غرب و دیدن ایران از زاویه دید غرب به طور کلی داشته‌اند. این تجربه باعث شده است که ایشان نگاهی همه‌جانبه و بدون تعصبات ناشی از ناآگاهی نسبت به شناخت طرف مقابل پیدا کنند. نقاط قوت کتاب‌های ایشان بر کسی پوشیده نیست و نیاز به توضیح و تکرار بیش از این ندارد، اما من فکر می‌کنم بد نباشد به یک تجربه شخصی اشاره کنم. در سال ۱۳۹۵ افتخار داشتم که در اوج برجام، یعنی زمانی که تازه توافق امضا شده بود و فضا بسیار خوش‌بینانه به نظر می‌رسید، یک مقاله مشترک با آقای دکتر موسویان در کتابی درباره پیامدهای مطلوب و نامطلوب برجام بنویسم.

حسین موسویان: احساس کردم شانس دموکرات‌ها در انتخابات  ۲۰۲۴ کم است/ نقد عباس ملکی بر کتاب دیپلمات ارشد پیشین/ سیاست خارجی مهم‌تر از آن است که...

حسینی تاکید کرد: انتخاب عنوان و کلمه «نامطلوب» برای من بسیار مهم‌تر از خود مطلب بود. ما در آن دوره به عنوان کسانی که از برجام حمایت می‌کردیم، نه کسانی که منتقد آن بودند، به این نگاه داشتیم. در آنجا، در ویراستاری که مرتب انجام می‌شد، من روحیه دیپلماتیک حرفه‌ای را در ایشان کاملاً می‌دیدم؛ یعنی ایشان همچنان تلاش می‌کردند تا از تیزی‌ها و تندی‌های مطلب بکاهند تا جایی که ممکن است فضای امیدواری حفظ شود، چرا که دیپلمات‌ها اساساً خوش‌بین هستند و همیشه سعی می‌کنند کار را راحت‌تر پیش ببرند.

فکر می‌کنم جمله معروفی از ژرژ کلمانسو، نخست‌وزیر فرانسه در جنگ جهانی اول، اینجا مصداق داشته باشد که گفت: «جنگ خیلی مهم‌تر از آن است که فقط به ژنرال‌ها سپرده شود.» من فکر می‌کنم اینجا باید گفت که سیاست خارجی هم مهم‌تر از آن است که فقط به دیپلمات‌ها سپرده شود. دیپلمات‌ها بنا به نگاه خوش‌بینانه و حرفه‌ای که دارند، همیشه تلاش می‌کنند جنبه‌های مثبت را ببینند و روابط خارجی را به سطح افراد و تعاملات شخصی محدود کنند. این رویکرد یک جاهایی کمک‌کننده است، اما یک جاهایی واقعاً مانع درک پیچیدگی‌های سیاست خارجی می‌شود. فکر می‌کنم در این کتاب هم آقای دکتر موسویان شاید همچنان مثل یک دیپلمات حرفه‌ای، بیش از حد بر «اراده‌گرایی» تأکید کرده‌اند؛ یعنی این فرض که به محض اینکه نگاه افراد نسبت به هم اصلاح شود و نگاه رهبران سیاسی نسبت به واقعیت‌ها تغییر کند، سیاست خارجی هم تغییر خواهد کرد. این اراده‌گرایی در برابر پیچیدگی‌های روابط، نگاه به شدت ناقصی است که تصور کنیم به صرفِ تغییر اراده افراد، همه چیز تغییر می‌کند. برای فهم روابط ایران و آمریکا، رویکرد اول عمدتاً همین نگاه مبتنی بر شخصیت افراد است؛ یعنی این فرض که رهبران جهان‌بینی ویژه‌ای دارند، از داوری‌های مشخصی تحت تأثیر قرار می‌گیرند، سوابق ذهنی دارند و ایدئولوژی خاصی را دنبال می‌کنند، بنابراین ممکن است به سمت تعارض یا بالعکس به سمت تعاون حرکت کنند. این یک نوع نگاه است که اصالت را به شخصیت رهبران حاکم در دو کشور می‌دهد.

به گفته دیاکو حسینی، نگاه دوم، کمی ساختاری‌تر است و مبتنی بر «فرهنگ استراتژیک» در این کشورهای مختلف است؛ به‌ویژه آن‌هایی که نظام‌های سیاسی ایدئولوژیک دارند یا سوابق تاریخی دیرینه‌تری دارند. به دلیل داشتن یک فرهنگ استراتژیک معین، ممکن است این کشورها با یکدیگر سازگار یا ناسازگار باشند. ایالات متحده به خاطر فرهنگ استراتژیک خود، باور منحصربه‌فردی به «استثناگرایی آمریکایی» دارد؛ خود را برتر از بقیه ملت‌ها و یک کشور منتخب می‌پندارد که مأموریتی تاریخی برای متمدن‌سازی جهان بر عهده دارد. در مقابل، ایران دارای فرهنگ استراتژیک ایرانی، شیعی و انقلابی است که بر مبنای مهدویت شکل گرفته، بر پایه ظلم‌ستیزی بنا شده و به دفاع از مستضعفین می‌پردازد. فارغ از اینکه چه کسانی رهبران آمریکا یا ایران باشند، وجود این فرهنگ‌های استراتژیک در بستر دو جامعه، زمینه‌های تعارض را فراهم می‌کند. این مفهوم و اصطلاح «فرهنگ استراتژیک» در دهه ۱۹۸۰ میلادی در آمریکا در موسساتی برای تحلیل دلیل خصومت یا چگونگی مدیریت خصومت آمریکا و اتحاد شوروی ایجاد شد، ولی امروز برای مطالعه بسیاری از روابط خارجی جوامعی مثل چین، روسیه و ایران کاملاً قابل استفاده است.

نگاه سوم، ساختاری‌تر است؛ به این معنا که شما ایران و آمریکا را نه با تمرکز بر رهبران و نگاه آن‌ها، و نه با توجه به فرهنگ استراتژیک، بلکه بر اساس جایگاهشان در نظام جهانی و به عنوان ابرقدرت‌ها مطالعه می‌کنید. در این نگاه که مبتنی بر موازنه قواست، آمریکا ابرقدرتی است که به دنبال ایجاد نظم هژمونیک و جهانی است و ایران یک قدرت منطقه‌ای است که تلاش می‌کند در منطقه خود به سلطه دست یابد و از عهده ایالات متحده یا هر قدرت دیگری برای جلوگیری از این سلطه برآید. ایران کشوری با پتانسیل‌های قدرتی قابل‌توجه جمعیتی، نظامی و اقتصادی است که در یک موقعیت جغرافیایی کلیدی در اتصال بین شرق و غرب قرار دارد و با یک پیش‌زمینه از یک عصر امپراتوری، لاجرم در توازن قدرت تلاش خواهد کرد که از سلطه آمریکا بر خود جلوگیری کند. به همین ترتیب، آمریکا به طور طبیعی تلاش خواهد کرد که بر منطقه پیرامون ایران مسلط شود تا هرگونه چالش را از بین ببرد. برای مثال، در سند امنیت ملی سال ۲۰۱۴ که توسط رسانه‌ها و نیویورک‌تایمز درز داده شد، به صراحت آمده بود که آمریکا باید تلاش کند از ظهور هر نوع چالش‌گری علیه قدرت خود در سه منطقه کلیدی جهان جلوگیری کند: اول در آسیای شرقی، دوم در اروپا و سوم در خلیج فارس. در سی سال گذشته، این مبنای عملکردی همچنان به جای خود باقی است و بخشی از تلاش آمریکا برای حفظ هژمونی جهانی محسوب می‌شود. بنابراین، هیچ‌کدام از این سه نگاه به تنهایی درست یا غلط نیستند، بلکه هر سه اهمیت دارند و نقش خود را بازی می‌کنند. شخصیت رهبران و کادر تصمیم‌گیری سیاسی ایران و پیش‌داوری‌هایشان علیه آمریکا تأثیرگذار است؛ اگر کسانی در رأس قدرت باشند که بدبین هستند، روابط تغییر می‌کند و برعکس.

تفاوت دوره اوباما و ترامپ نیز به دلیل تفاوت شخصیت و تاریخچه زندگی آن‌ها بود. اگر جان کری وزیر خارجه آمریکا نبود، احتمالاً برجام به دست نمی‌آمد، چون او به تعامل و مذاکره علاقه‌مند بود. از طرفی، فرهنگ استراتژیک هم مهم است؛ ما نمی‌توانیم فراموش کنیم که ایران یک جهان‌بینی معین دارد و آمریکا هم در تمام تاریخ خود آن جهان‌بینی را بازتولید کرده است. حتی در داخل خود آمریکا، زمانی که از مسائل آمریکایی صحبت می‌شد، به شدت به کسانی که به «استثناگرایی آمریکایی» معتقد نبودند حمله می‌شد؛ هر کسی رئیس‌جمهور آمریکا می‌شود باید معتقد باشد که آمریکا یک ملت استثنایی است. در نهایت، ساختار نظام سیاسی جهان و نظام قدرتی نیز مهم است و توازن قدرت تعیین‌کننده است.

این کارشناس ارشد روابط بین‌الملل تاکید کرد: در نهایت، من فکر می‌کنم برای فهم درست روابط خارجی آمریکا و ایران خیلی مهم است تا هم به ذات‌گرایی دچار نشویم و هم به اراده‌گرایی صرف. نباید فکر کنیم چون فرهنگ استراتژیک متفاوتی داریم، ناسازگار و محکوم به جنگ اولیه هستیم؛ این نگاه می‌تواند ما را فرسوده کند و البته واقعاً هم فرسوده می‌کند. از طرف دیگر، با اراده‌گرایی صرف نیز دچار توهم نمی‌شویم که اگر افراد عوض شوند، همه چیز تغییر می‌کند؛ در حالی که ایالات متحده یک فرهنگ استراتژیک متفاوت به اضافه یک ویژگی ساختاری در نظام جهانی دارد که ما را به مقابله با هم سوق می‌دهد. خیلی کوتاه بخواهم بگویم، به نظر من راه‌حلی که می‌توان داد، فقط راه‌حل‌های کوتاه‌مدت نیستند، بلکه مجموعه‌ای از استراتژی‌هاست که به توازن قدرت اهمیت می‌دهد، به تاریخچه فرهنگی متفاوت اهمیت می‌دهد و مبتنی بر گفتگوهای مستمر است. در عین حال، کسانی باید مسئولیت تعامل را بر عهده بگیرند که به تعامل اعتقاد داشته باشند، ضمن اینکه محدودیت‌های آن را هم درک کنند و متوجه باشند که روابط ایران و آمریکا به شکل لاجرم در جاهایی و در موضوعاتی با تعارض همراه است، اما مدیریت صحیح این روابط به نفع هر دو طرف است تا از جنگ‌های فرسوده‌کننده جلوگیری شود و منجر به تضعیف منافع ملی نشود.


حسین موسویان: اگر مسئولین به راهکارهایی که در فصل آخر توجه می‌کردند، شاید کمک می‌شد که دیپلماسی موفقتر شود

حسین موسویان دیپلمات پیشین کشورمان و نویسنده کتاب ایران و آمریکا، تعامل و تقابل می‌گوید: وقتی کتاب منتشر شد خیلی‌ها سوال می‌کردند که این کتاب با کتاب قبلی شما چه تفاوتی دارد؟

کتاب قبلی من از ابتدای روابط ایران و آمریکا از دوران ۱۸۵۳ میلادی شروع می‌شود و ۱۰۰ سال روابط بسیار خوب ایران و آمریکا در آن دوران را بررسی می‌کند. بخش دومی که در کتاب قبلی به آن پرداختم از ۱۳۳۲ شروع می‌شود و به دوران سلطه آمریکا و پیوستن به آمریکا به روند سلطه گری در ۲۵ سال بعد از آن است. بخش سوم به روابط بعد از انقلاب تا دوره اقای احمدی نژاد می‌پردازد. 

نویسنده کتاب ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل توضیح می‌دهد: من پایان دوره آقای ترامپ در سال ۱۳۹۹ و اوایل ۱۴۰۰ تصمیم گرفتم که از دانشگاه پرینستون بازنشست شوم. مدیران دانشگاه از من خواستند تا قبل از بازنشستگی کتاب جدیدی بنویسم. کتاب اول عمدتا تحلیلی و ساختاری است. من تصمیم گرفتم و در کتاب بعدی دوره اوباما و تعامل و دوره فشار حداکثری ترامپ و دوره بایدن که دوره نه جنگ و نه صلح بود را بررسی کردم. 

در نیمه ریاست جمهوری جو بایدن احساس کردم که مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نمی‌رسد و شانس دموکرات‌ها در انتخابات بعدی اندک است. 

موسویان تاکید کرد:‌ کتاب در شهریور ۱۴۰۴ منتشر شد و چهار پنج ماه قبل از جنگ دوم بود. اگر مسئولین به راهکارهایی که در فصل آخر توجه یا اعتماد می‌کردند، شاید کمک می‌شد که دیپلماسی موفقتر شود.

۳۱۲

کد مطلب 2268283

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین