چرا آمریکا در مسیر باختن جنگ سرد جدید با چین و نبرد با ایران است؟

اندیشکده غربی متعلق به فرانسیس فوکویاما در تحلیلی با اشاره به اشتباهات محاسباتی واشنگتن در قبال رقبای خود از جمله جمهوری اسلامی ایران، هشدار داد، تضعیف بنیان‌های نهادی و اقتصادی ایالات متحده، مسیر شکست این کشور در «جنگ سرد جدید» به ویژه در برابر چین را هموار کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تارنمای «امریکن پرپس» متعلق به فرانسیس فوکویاما، اقتصاددان و نظریه‌‍پرداز سیاسی مشهور آمریکایی، به تازگی مقاله‌ای تحلیلی به قلم «دالیبور روهاتس»، مدیر بخش تحقیقات اندیشکده «گلوبسک» و از نویسندگان این رسانه منتشر کرده که در آن به بررسی علل افول راهبردی آمریکا در نظم نوین جهانی پرداخته است که با توجه به تحولات و سیاست آمریکا در قبال چین و ایران قابل توجه است.

بنابر روایت ایسنا، در این تحلیل که با محوریت کتاب جدید نویسنده با عنوان «رها از قید: چگونه رشد اقتصادی می‌تواند دیکتاتورهای جهان را شکست دهد» نگارش یافته، تأکید شده، محاسبه نادرست توان رقبا، از شوروی سابق تا ایران و چین، ریشه در بحران‌های ساختاری خود آمریکا دارد.

خطای محاسباتی واشنگتن؛ از شوروی تا تهران

روهاتس در ابتدای این مطلب با اشاره به قضاوت نادرست «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران، آن را دارای دلایلی مشخص از جمله «تخریب عمدی فرآیند عادی سیاست‌گذاری» در دولت وی دانسته و می‌نویسد: تاریخ ایالات متحده مملو از نمونه‌های اشتباهات جدی در ارزیابی دشمنان است؛ گاهی آن‌ها را غول‌پیکر پنداشته‌ایم و گاهی از توان واقعی‌شان غافل مانده‌ایم.

وی با ذکر نمونه‌ای تاریخی از دوران جنگ سرد می‌افزاید که حتی «پل ساموئلسون»، اقتصاددان مشهور آمریکایی، در متد درسی اقتصادی معروف خود برای دهه‌ها نموداری را منتشر می‌کرد که نشان می‌داد تولید شوروی با نرخی تقریباً دو برابر آمریکا در حال رشد است و این پیشی گرفتن را بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۷ پیش‌بینی می‌کرد؛ امری که هرگز محقق نشد.

این تحلیل‌گر غربی سپس به اشتباه محاسباتی غرب پیش از حمله روسیه به اوکراین اشاره کرده و اذعان می‌دارد که اجماع غربی بر این باور بود که کی‌یف در رویارویی با دشمنی بسیار بزرگ‌تر شانسی ندارد؛ تحلیلی که «بزرگیِ فساد، اتلاف و دزدی در ساختار روسیه» را نادیده گرفته بود.

آنچه مهم‌تر از تولید خام است: کیفیت و تاب‌آوری نهادی

در ادامه این مقاله، روهاتس تأکید کرده است: «آنچه مهم‌تر از تولید خام و بسیار دشوارتر قابل اندازه‌گیری است، کیفیت و تاب‌آوری نهادی» است. او تصریح می‌کند: «خطر بزرگ‌نمایی توان دشمن، مثلاً پذیرفتن ارقام اقتصادی اعلامی آن‌ها به جای ارزیابی قدرت ذاتی نهادهایشان، به همان اندازه‌ی خطر دست‌کم گرفتن حریف واقعی است و نتیجه آن به تقلید ختم می‌شود.»

وی می‌نویسد: «اگر خود را قانع کنید که مدل پکن پیروز است، شروع به کپی‌برداری از آن خواهید کرد. از سیاست صنعتی دستوری در تعقیب توهم خودکفایی، تا موانع تجارت و سرمایه‌گذاری، تا سیاست مهاجرتی که با استعدادهای خارجی با سوءظن برخورد می‌کند؛ تلاش برای شکست دادن خودکامگان در بازی خودشان نه تنها موفق نخواهد شد بلکه پایه‌های آنچه آمریکا و غرب را قوی می‌کند، ویران خواهد کرد.»

انفعال داخلی؛ از زیرساخت‌های فرسوده تا فرار نخبگان

این تحلیل با انتقاد از «فلج آمریکایی» می‌نویسد: «در دهه ۱۹۳۰، پل «گلدن گیت» در کمتر از چهار سال و نیم، زودتر از موعد و با صرفه‌جویی بودجه‌ای تکمیل شد؛ اما قطار سریع‌السیر کالیفرنیا که ۳۰ سال در حال توسعه است، هنوز حتی یک مسافر جابه‌جا نکرده است.»

روهاتس در ادامه با اشاره به سیاست‌های مهاجرتی اخیر واشنگتن اظهار کرد: «بنیاد ملی علوم، تعداد بورسیه‌های خود را در سال ۲۰۲۵ به نصف کاهش داد. طی چند هفته در آوریل ۲۰۲۵، روادید حدود ۱۵۰۰ دانشجوی خارجی لغو شد، آن هم به دلایلی مبهم. این اتفاق در کشوری روی داد که در یک سال عادی درآمد بیشتری از فروش خدمات آموزشی به خارج از کشور نسبت به گاز طبیعی و نفت کسب می‌کند.»

ظرفیت نهادی؛ مهم‌ترین دارایی راهبردی که در حال نابودی است

نویسنده در ادامه هشدار می‌دهد: «ظرفیت نهادی ما برای بزرگ‌تر کردن کیک اقتصادی، از طریق پویایی اقتصادی داخلی، گشودن باب مهاجرت، و توانایی رهبری ائتلاف‌هایی از ملل هم‌فکر، مهم‌ترین دارایی راهبردی ماست — و دارایی است که در حال حاضر بدون هیچ دلیل موجهی در حال نابودی است.»

روهاتس با استناد به هشدارهای «استفان پوسونی»، نظریه‌پرداز جنگ سرد و همکارانش در سال ۱۹۶۱ می‌نویسد: «تا زمانی که قدرت ذاتی ما بهبود نیابد، فرار از اردوگاه متحدان، ناگزیر صفوف آن‌ها را نازک خواهد کرد. این در حالی است که قدرت خود ما متقاعدکننده‌ترین تعهد وفاداری به دوستان و متحدان است.»

وی در پایان تأکید می‌کند: «تا زمانی که این واقعیت بنیادین تغییر نکند، ما در مسیر باختن جنگ سرد جدید با چین هستیم — و همان‌طور که نمونه ایران نشان می‌دهد، در نبردهای کوچک‌تر با دشمنانی بسیار کم‌توان‌تر نیز شکست خواهیم خورد. اگر این اتفاق بیفتد، نه به این دلیل است که دشمنان ما ناگهان ده فوت قد دارند یا پیدا کرده‌اند، بلکه به این دلیل است که ما قادر به راست ایستادن نیستیم.»

۲۱۹

کد مطلب 2270733

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین