وقتی ادبیات کانال‌های سیاسی به تلویزیون می‌رسد؛جایی که مجری‌ها خطاب به حسن روحانی و اطرافیانش می‌گویند «به نظرم بخوابید»!

«زمانه» برنامه‌ای است که مخاطب از آن انتظار دارد در فضایی آرام، "با تکیه بر نیایش، تأمل و تدبر قرآنی، به مسائل روز جامعه بپردازد". بنابراین طبیعی است که مخاطب از چنین برنامه‌ای انتظار ادبیاتی متفاوت با یک تاک‌شوی سیاسی یا یک کانال جناحی داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، چند روزی است که ادبیات سیاسی کشور حال‌وهوای متفاوتی پیدا کرده است؛ کنایه‌گویی، پاسخ‌های غیرمستقیم، جدل میان مشاوران و نزدیکان مسئولان و گاه استفاده از تعابیری که بیشتر به ادبیات کانال‌های سیاسی در پیام‌رسان‌ها شباهت دارد تا گفت‌وگوی رسمی سیاسی. این وضعیت، فی‌نفسه موضوع تازه‌ای نیست. سیاستمداران و اطرافیانشان ممکن است با یکدیگر اختلاف داشته باشند، به هم پاسخ بدهند یا حتی وارد مجادله شوند. مسئله از جایی جدی می‌شود که همین ادبیات از فضای سیاسی و شبکه‌های اجتماعی عبور کند و به رسانه رسمی کشور برسد؛ رسانه‌ای که انتظار می‌رود نه بازتولیدکننده این ادبیات، بلکه پالایش‌کننده، راستی‌آزمای و تبیین‌کننده آن باشد.

به روایت پایگاه خبری الف، نمونه قابل تأمل آن را می‌شد دیشب در برنامه «زمانه» شبکه دو دید. «زمانه» برنامه‌ای است که مخاطب از آن انتظار دارد در فضایی آرام، "با تکیه بر نیایش، تأمل و تدبر قرآنی، به مسائل روز جامعه بپردازد". بنابراین طبیعی است که مخاطب از چنین برنامه‌ای انتظار ادبیاتی متفاوت با یک تاک‌شوی سیاسی یا یک کانال جناحی داشته باشد.

برنامه جمعه شب با این پرسش آغاز شد که «مهم‌ترین گلایه اقتصادی شما چیست و راهکار شما چیست؟» سطحی از جستجوی مساله و پرسش از مردم. در ادامه، گفت‌وگو به مسیری رفت که بخشی از ادبیات و گزاره‌های آن، بیشتر یادآور مجادلات سیاسی فضای مجازی بود.

البته مسئله فقط تندی لحن نیست. مسئله مهم‌تر، القای گزاره‌هایی است که منبع، مصداق و صحت آنها برای مخاطب روشن نیست.
برای مثال، وقتی پس از خواندن و تحلیل اظهارات اخیر حسن روحانی گفته می‌شود «برخی از دوروبری‌هایشان می‌گویند قدرت ما از برخی نهادهای جمهوری اسلامی بیشتر است»، یک گزاره بسیار سنگین وارد ذهن مخاطب می‌شود؛  «برخی» چه کسانی هستند؟ این سخن را کجا گفته‌اند؟ منظورشان از قدرت چیست؟ و اساساً این ادعا بر چه اساسی مطرح می‌شود؟

گفتن «برخی می‌گویند» نمی‌تواند جای منبع را بگیرد. رسانه اگر ادعایی را نقل می‌کند، باید بتواند حداقل امکان سنجش آن را برای مخاطب فراهم کند. در غیر این صورت، ممکن است مخاطب در پایان برنامه با تصویری مواجه شود که نه حاصل یک خبر مستند، بلکه حاصل مجموعه‌ای از اشاره‌ها، کنایه‌ها و گزاره‌های اثبات‌نشده است. همین مسئله درباره تعابیری مانند «بس که با این کارتل‌ها و تراست‌ها دستتان در یک کاسه است» نیز وجود دارد. این عبارت که توسط آقای آزادی یکی از مجری های محترم این برنامه مطرح شد صرفاً نقد یک سیاست یا عملکرد نیست؛ نوعی نسبت دادن ارتباط و منافع مشترک است. اما کدام کارتل؟ کدام تراست؟ چه رابطه‌ای؟ بر اساس کدام سند؟

وقتی پاسخ این پرسش‌ها وجود ندارد، رسانه عملاً به جای آنکه اطلاعات را روشن کند، ابهام تولید می‌کند.این اتفاق حتی در قالب پرسش نیز می‌تواند رخ دهد. گاهی یک پرسش به ظاهر ساده، حاوی پیش‌فرضی است که اگر مخاطب به آن توجه نکند، همان پیش‌فرض را به عنوان واقعیت می‌پذیرد. رسانه حرفه‌ای باید مراقب باشد که پرسش، پوششی برای القای یک گزاره اثبات‌نشده نشود.

اما بخش دیگری از ماجرا به ادبیات برنامه بازمی‌گردد. جایی که مجری ها خطاب به حسن روحانی و اطرافیانش می گویند: «به نظرم بخوابید.» «شما خدا را هم بنده نیستید.»!

این جملات شاید در یک مشاجره سیاسی، شبکه اجتماعی یا گفت‌وگوی شخصی قابل تصور باشند، اما پرسش این است که آیا چنین ادبیاتی باید از رسانه رسمی کشور به مخاطب عرضه شود؟نقد صریح با بی‌احترامی تفاوت دارد. پرسش سخت با تحقیر متفاوت است. مخالفت جدی با نسبت دادن و اتهام‌زنی تفاوت دارد.مسئله اینجا دفاع از هیچ سیاستمدار یا جریان سیاسی نیست. حتی من هم می‌گویم ممکن است بسیاری از نقدهای مطرح‌شده در برنامه، از منظر محتوایی قابل بحث و بررسی و دفاع باشند. مسئله، استانداردی است که رسانه برای طرح این نقدها انتخاب می‌کند.رسانه رسمی قرار نیست همان چیزی را که در کانال‌های سیاسی می‌گذرد، با صدای بلندتر تکرار کند. اتفاقاً وظیفه‌اش این است که میان خبر و شایعه، نقد و اتهام، تحلیل و القا و همچنین اختلاف سیاسی و مجادله شخصی مرز بگذارد.اگر کسی ادعا می‌کند «برخی اطرافیان» یک مسئول چنین سخنی گفته‌اند، باید مشخص باشد چه کسی و کجا. اگر کسی از ارتباط با «کارتل‌ها و تراست‌ها» سخن می‌گوید، باید معلوم باشد منظور چیست و سند آن کجاست. اگر نقدی متوجه یک مسئول است، باید همان نقد صریح و روشن مطرح شود؛ نه اینکه مجموعه‌ای از کنایه‌ها و نسبت‌های مبهم در ذهن مخاطب باقی بماند.

تلویزیون می‌تواند منتقد دولت باشد، منتقد مجلس باشد، منتقد یک مسئول یا حتی منتقد یک سیاست کلان و منتقد یک رئیس جمهور سابق و ...باشد. این حق و حتی بخشی از وظیفه رسانه است. اما نقد رسانه‌ای زمانی اعتبار دارد که مستند، روشن و مسئولانه باشد.و شاید مهم‌تر از همه اینکه رسانه رسمی نبایداجازه دهد ادبیات سیاسی شبکه‌های اجتماعی، استاندارد گفت‌وگو و برنامه تلویزیونی را تعیین کند.
اگر قرار باشد همان کنایه‌ها، همان «برخی می‌گویندها»، همان نسبت‌های بی‌منبع و همان تعابیر تحقیرآمیز از کانال‌های سیاسی به قاب تلویزیون منتقل شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که تفاوت رسانه رسمی با یک کانال سیاسی چیست؟

تلویزیون باید ابهام را روشن کند، نه اینکه بر ابهام بیفزاید؛ ادعا را از واقعیت جدا کند، نه اینکه با تکرار آن به ادعا اعتبار بدهد؛ و اختلاف سیاسی را به گفت‌وگو تبدیل کند، نه اینکه زبان مجادله را به خانه مردم ببرد.به‌خصوص وقتی نام برنامه «زمانه» است و قرار است در کنار مسائل روز، مخاطب را به نیایش، تأمل و تدبر قرآنی دعوت کند، انتظار از زبان و رفتار رسانه‌ای آن بیشتر است. مسئله، دفاع از این یا آن طرف دعوای سیاسی نیست؛ مسئله این است که تلویزیون، تلویزیون بماند و کانال سیاسی نشود.

۳۱۲۱۶

کد مطلب 2270880

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین