اگر آمار حدود ۲۰ شکایت و پرونده انضباطی تا هفته ششم را کنار این نمونهها بگذاریم، دیگر با چند اتفاق پراکنده روبهرو نیستیم؛ با یک روند نگرانکننده مواجهیم.
تناقض عجیب فوتبال ایران اینجاست: سکوها تقریباً آرامتر شدهاند، اما زمین بیشتر درگیر حواشی شده است. انگار فحاشی و درگیری از روی سکو به داخل زمین کوچ کرده است. بازیکن با بازیکن درگیر میشود، نیمکت به داور میتازد و چهرههای باتجربهای که باید الگوی نسل جوان باشند، خودشان بخشی از تنش میشوند.
فوتبال حرفهای فقط قرارداد میلیاردی و کیفیت فنی نیست. بازیکن حرفهای باید بتواند خودش را هم مدیریت کند. هنوز هفته ششم است. اگر قرار باشد همین روند ادامه پیدا کند، کمیته انضباطی هر هفته پرونده تازهای خواهد داشت در حالی که هیچ بار فنی در مسابقات نمود نخواهد داشت. چنین میشود که با این همه هزینه برای لیگ برتر، تیم ملی در جام جهانی ۴۸ تیمی صعود نکرد و تیم ملی امید اصلاً به توفیقی دست پیدا نمیکند.چرا؟ چون همیشه درگیر فحاشی و داستان کشاله و پای پرانتزی هستیم تا ارتقای کیفیت فوتبالمان و پرورش نسل جدید و حرفهای و فنی.
17302




نظر شما