به گزارش خبرآنلاین به نقل از پولیتیکو، اولریش زیگموند، نامزد ارشد حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD)، در تجمع انتخاباتی شهر نامبورگ در استان ساکسونی-آنهالت اعلام کرد که «بیداری تازهای» در شرق آلمان در حال شکلگیری است.
این سخنان درست در آستانه سرنوشتسازترین انتخابات استانی مطرح شد؛ جایی که زیگموند در فاصلهای بسیار کوتاه با تبدیلشدن به نخستین رهبر راست افراطی که از سال ۱۹۴۵ به بعد بر یک استان آلمانی حکومت میکند، قرار گرفته است.
هواداران حزب در میدان مرکزی شهر شعار «آلمان شرقی» سر میدادند. برخی از جوانان حاضر در تجمع که حتی تجربه زندگی در دوران حکومت کمونیستی را نداشتند، مدعی بودند که شرق «خالصتر و آلمانیتر» از غربِ تحت تأثیر آمریکا بوده است.
رویکرد حزب آلترناتیو برای آلمان در حوزه سیاست خارجی نیز آشکارا با مواضع کرملین همخوانی دارد. نامزد این حزب در سخنان خود کمک به اوکراین را حماقت خواند و خواستار بازگشت به واردات نفت و گاز از روسیه شد.
اگرچه آلمان شرقی در سال ۱۹۹۰ میلادی رسماً منحل شد، اما هویت متمایز آن از بین نرفته است. چالشهای مربوط به هویت و احساس انزوا در برابر برلین، به سوخت اصلی رشد راست افراطی در این مناطق تبدیل شده است.
پیروزی این حزب در انتخابات، پرسشهای بنیادینی را درباره چگونگی ناکامی صدراعظمهایی مانند هلموت کوهل، آنگلا مرکل و فریدریش مرتس در مدیریت دوره پس از اتحاد مطرح میسازد.
منتقدان بر این باورند که احزاب حاکم نتوانستند از گرایش بخشهای بزرگی از شرق کشور به سمت راست افراطی جلوگیری کنند و شرایط برای شکلگیری این بحران سیاسی فراهم شد.
واکنشها به سیاستهای مهاجرتی مرکل
سیاستهای صدراعظمهای اخیر آلمان واکنشی منفی و شدید در استانهای شرقی ایجاد کرده است. آنگلا مرکل، صدراعظم سابق آلمان، با وجود آنکه خود اهل شرق بود، نتوانست رضایت عمومی را جلب کند.
اگرچه مرکل بودجه فراوانی را صرف بازسازی زیرساختها، جادهها و کاهش آلودگی در استانهای شرقی کرد، اما تصمیم او در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ برای پذیرش انبوه پناهجویان از سوریه و شمال آفریقا با موجی از خشم روبهرو شد.
تغییرات سریع اجتماعی و نگرانی از دست دادن مشاغل سنتی، موجب شد که از سال ۲۰۱۵ به بعد، میزان آرای حزب آلترناتیو برای آلمان به شکلی جهشی افزایش یابد.
دوران همهگیری کرونا نیز گسست میان شرق و غرب را عمیقتر کرد؛ تا جایی که کمپیینهای شبکههای اجتماعی در شرق خواستار تزریق واکسن روسی به جای واکسنهای غربی شدند که نشاندهنده بدبینی عمیق به سرمایهداری غربی بود.

شکاف اقتصادی و احساس بیعدالتی
تحلیلگران اجتماعی معتقدند نوعی «افسانه قربانی بودن» در میان ساکنان آلمان شرقی شکل گرفته است که احزاب سنتی نتوانستهاند با آن مقابله کنند. حدود سه چهارم از طرفداران حزب راست افراطی بر این باورند که اتحاد آلمان حق آنها را ضایع کرده است.
ارزیابیهای موسسه تحقیقات اقتصادی هاله نشان میدهد که پس از رشد اولیه دهه ۱۹۹۰، روند جبران عقبماندگی شرق متوقف شد و اقتصاد آلمان شرقی آهستهتر از غرب رشد کرد.
پایین بودن سطح productivity شرکتهای شرقی و فرار مغزها از عوامل اصلی این عقبماندگی است. علاوه بر این، صنایع دفاعی جدید و ثروتآفرین نیز عمدتاً در آلمان غربی مستقر شدهاند.
در این میان، فریدریش مرتس، صدراعظم فعلی آلمان، نیز نتوانسته ارتباط روحی و پیوند ارتباطی موثری با مردم شرق برقرار کند و حضور نمایندگان آلمان شرقی در کابینه او بسیار محدود است.
مرتس هشدار داده است که پیروزی راست افراطی باعث فرار سرمایهگذاران خارجی از این استان خواهد شد، اما مشخص نیست که این ابزارهای ارعاب بتواند مانع از رای دادن مردم به حزب آلترناتیو برای آلمان شود.
۴۲/۴۲




نظر شما