به گزارش خبرآنلاین، دیوید هرست، سردبیر وبگاه خبری-تحلیلی میدل ایست آی و تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در یادداشتی با اشاره به این که آمریکا و رژیم صهیونیستی با آغاز جنگی فاقد راهبرد مشخص علیه ایران که به نظر میرسد جنگ در غرب آسیا را به وضعیتی دائمی تبدیل کرده است، نوشته در این میان، امارات متحده عربی تحت رهبری محمد بن زاید که با تکیه بر پول، مزدوران، هواپیماهای ترابری و شبکهای از بنادر به عنوان استادی در جنگ نیابتی و مداخلات پنهان عمل میکند.
به گزارش ایسنا، هرست معتقد است که امارات با استفاده از گروههای نیابتی و پشتیبانی لجستیکی هوایی، نفوذ خود را تا آفریقا گسترش داده و با ارسال تسلیحات به لیبی و سودان به دامن زدن به درگیریهای منطقهای ادامه میدهد، در حالی که رویکرد آن الگویی از عادیسازی وضعیت دائمی جنگ، مشابه سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
در این یادداشت که از امارات به عنوان « نفش آفرین در هرجومرج» یادشده، با اشاره به نقش دوگانه امارات که یکی ارتباطات تجاری و سیاسی گسترده آن با غرب و دیگری، تسهیلگری و مدارا با فساد و فعالیتهای غیرقانونی است، مطرح شد: انکار کردن به ابوظبی اجازه داده است که هم متحد نزدیک غرب باقی بماند و هم فعالیتهایی انجام دهد که مستقیما با منافع آن در تضاد است. امارات با حفظ ظاهری نوگرا که در پروژههای عمرانی و سرمایهگذاریهای آن، از جمله در باشگاههای ورزشی بزرگ مشهود است، در پشت پرده به عنوان پل ارتباطی برای قاچاق سلاح و طلا، پولشویی، دور زدن تحریمها و فعالیت مزدوران و جاسوسان عمل میکند.
محمد بن زاید از زمان بهار عربی، کودتا در مصر، جنگهای داخلی در لیبی، یمن و سودان را تامین مالی و سازماندهی کرده است. او همچنین محمد بن سلمان، شاهزاده سعودی را به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و خانواده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا معرفی کرد که زمینهساز ولیعهدی او و رسیدن به قدرت در عربستان شد.
همچنین محور امارات-اسرائیل با احزاب راست افراطی اروپا همسو شدهاند و از اسلامهراسی به عنوان ابزاری سیاسی استفاده میکنند که نمونههای آن شامل اظهارات نتانیاهو درباره بریتانیا به عنوان «جمهوری اسلامی بریتانیا» و جذب چهرههایی خبرساز مانند نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات انگلیس با سراب ثروت و قدرت است که از نظر مقامات اماراتی، نخستوزیر بعدی این کشور است.
تسهیلگر جنایات جنگی
هرست در ادامه این مطلب نوشت: امارات در حالی با اسرائیل همپیمان شده که نسلکشی در غزه جریان دارد و شرکت نظامی اسرائیلی البیت سیستمز قراردادی ۲.۳ میلیارد دلاری با امارات امضا کرده است. همزمان، شواهد گسترده نشان میدهد امارات از طریق مسیرهای چاد و لیبی، نیروهای پشتیبانی سریع را در سودان مسلح و تامین مالی میکند-گروهی که مرتکب جنایات جنگی و نسلکشی در دارفور شده و بیش از ۵۹ هزار کشته و ۱۴ میلیون آواره برجای گذاشته است. علاوه بر این، شرکتهای اماراتی طلای غارتشده از سودان را به دوبی منتقل میکنند.
امارات در لیبی نیز با پروازهای نظامی مستمر از پایگاههای هوایی خود به بنغازی و طبرق با استفاده از شرکتهای صوری، خلیفه حفتر، رهبر کودتاگران در شرق لیبی را بهرغم تحریم تسلیحاتی سازمان ملل تجهیز میکند. به گفته مدافعان حقوق بشر، این سیاستی «عمدی، پایدار و مستند» برای حمایت از نیروهای متهم به نسلکشی است و جامعه جهانی با وجود در دسترس بودن مستندات، اراده لازم برای مقابله با این اقدامات را ندارد.
شکست عملیاتهای پیچیده در منطقه
نگارنده در بخش پایانی این مطلب مطرح کرد: عملیاتهای پیچیده امارات در منطقه در بلندمدت با شکست روبهرو شده است؛ تونس در آستانه فروپاشی مالی است، مصر ضعیفتر از همیشه شده و حفتر در لیبی به سمت ترکیه متمایل شده است. در این میان اختلافات جدی و پایداری با عربستان ایجاد شده است که اکنون به مقابله با عملیاتهای پنهانی ابوظبی میپردازد. واکنش محمد بن زاید به این ناکامیها لجاجت و پافشاری بیشتر است اما این رویکرد دشمنان زیادی برای او تراشیده است. در داخل امارات نیز شکاف قابل توجهی میان سیاستهای دوبی و ابوظبی، مثلا در زمینه تحریمهای آمریکا علیه ایران وجود دارد؛ آنچه برای ابوظبی سودمند است، لزوما برای دوبی نیست.
قدرت نرم همواره بر قدرت سخت پیروز خواهد شد، بهویژه در دنیای امروز که مشروعیت کلیدی است. به همین دلیل است که آمریکا و متحدانش از زمان کوزوو در هر جنگی شکست خوردهاند. ابوظبی روی اسب اشتباهی شرط بسته است.
310310




نظر شما