خبرآنلاین - محمد عارف معزی: روابط ایران و چین در ماههای پس از جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا، همچنان در چارچوب مواضع پیشین پکن دنبال میشود و نشانهای از تغییر بنیادین در مناسبات دو کشور دیده نمیشود. با این حال، اختلاف دیدگاه تهران و پکن درباره تحولات منطقه، تنگه هرمز و روابط ایران با آمریکا همچنان پابرجاست.
در این میان، برخی گمانهزنیها درباره همکاری پنهان چین با واشنگتن یا بهرهمندی پکن از استمرار بحران در خاورمیانه مطرح شده، اما این تحلیل با منافع اقتصادی چین همخوانی ندارد. از سوی دیگر، پکن همچنان بر توسعه روابط بلندمدت با ایران تأکید دارد و گفتوگوهای مقامهای دو کشور در سطوح دیپلماتیک ادامه دارد.
در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی دقیق تر این موضوع به گفتگو با حسین قاهری، پژوهشگر مسائل چین و رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با حسین قاهری را میخوانید؛
اتفاق جدیدی در روابط دو کشور رخ نداده است/ چین همچنان خواستار روابط بلندمدت اقتصادی و سیاسی با ایران است
*** در روزهای اخیر بحثها و گمانهزنیهای مختلفی درباره روابط تهران و پکن مطرح شده است؛ از جمله اظهارات یکی از چهرههای سیاسی درباره شروط چین برای تداوم روابط با ایران که بلافاصله با واکنش و تکذیب مقامهای رسمی نیز مواجه شد. با توجه به گذشت شش ماه از جنگ نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسته شدن تنگه هرمز و مجموعه اتفاقاتی که در این مدت در خاورمیانه رخ داده است، روابط ایران و چین در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد؟
پس از انتصاب آقای قالیباف بهعنوان مسئول پیگیری امور چین نیز اگر نگاه کنیم، میبینیم که هنوز یک ساختار منسجم و رسمی با دستور کار مشخص برای پیگیری روابط با چین در مجموعه ایشان شکل نگرفته استدرباره اظهارنظر این شخصیت سیاسی، من در کانال خودم هم اعلام کردم که ما تمام منابع رسمی چین و حتی رسانههای بهنوعی زرد این کشور را بررسی کردیم و هیچگونه اظهارنظر مشابهی از سوی یک مقام رسمی و حتی غیررسمی چین در این مقطع صورت نگرفته است. بنابراین، بخش عمده اطلاعاتی که ایشان ارائه کردهاند، ساخته ذهن خودشان بوده است. این مسئله واقعاً جای تعجب دارد؛ بهخصوص اینکه ایشان بزرگترین شریک تجاری و اقتصادی چینیها در ایران هستند و طبیعتاً چنین اظهارنظری نیازمند تأمل و بررسی بیشتری است.
اما از منظر روابط ایران و چین، تغییری در مناسبات دو کشور ایجاد نشده است. موضع رسمی چین همان موضع قبلی است. پکن جنگ را محکوم کرده و همچنان خواستار روابط بلندمدت اقتصادی و سیاسی با ایران است؛ همان مواضعی که در جلسات مختلف مطرح شده و همچنان نیز بر آن تأکید میشود. بنابراین، اتفاق جدیدی در روابط دو کشور رخ نداده است.
شایعاتی که در این زمینه مطرح میشود نیز عمدتاً منشأ ایرانی دارد، اما بازخورد آن برای چینیها چندان مطلوب نیست. اینکه چنین اظهارنظر کذبی به یک مقام چینی نسبت داده شود، طبیعتاً نمیتواند تصویر مثبتی از روابط دو کشور ایجاد کند.
ما سالهاست نوع تعامل نادرستی با چین داشتهایم/ باید یک نقشه راه مشخص برای روابط با چین تعریف کنیم
*** با وجود تکذیب مسائلی که درباره روابط ایران و چین مطرح شده است، نمیتوان نادیده گرفت که چین درباره روابط ایران و آمریکا، روابط ایران با کشورهای جنوب خلیج فارس و همچنین موضوع تنگه هرمز، دیدگاههایی دارد که لزوماً با دیدگاه ایران یکسان نیست. تا چه اندازه میان تهران و پکن در این مسائل اختلاف نظر وجود دارد؟
ایرانِ خارج از تنش و تحریم، برای چین بهمراتب مفیدتر از ایرانی است که همکاری اقتصادی با آن هزینههای بالایی داشته باشدببینید، ما یک مشکل اساسی داریم که البته مربوط به شرایط فعلی یا جنگ اخیر نیست. ما سالهاست به دلیل عدم شناخت کافی از ساختار تصمیمگیری و مناسبات قدرت در چین، نوع تعامل نادرستی با این کشور داشتهایم؛ از توافقنامه ۲۵ ساله گرفته تا امروز.
ضعف عمده ما، در وهله نخست، ناشی از همین عدم شناخت و در ادامه، جدی نگرفتن روابط با چین است. اگر در همین دوره، تعداد سفرهایی را که مقامهای رسمی ما به کشورهای حوزه خلیج فارس و سایر کشورهای همسایه داشتهاند با تعداد سفرهایشان به چین مقایسه کنیم، متوجه میشویم که خود ما نیز عزم جدی و برنامه مشخصی برای توسعه روابط با چین نداشتهایم.
این در حالی است که در بالاترین سطوح تصمیمگیری چین، بهصورت رسمی به ما اعلام شده که پکن خواستار تعمیق روابط با ایران است. با این حال، ما متأسفانه تا این لحظه برنامه مشخصی برای استفاده از این فرصتی که در اختیارمان قرار گرفته، نداشتهایم.
حتی پس از انتصاب آقای قالیباف بهعنوان مسئول پیگیری امور چین نیز اگر نگاه کنیم، میبینیم که هنوز یک ساختار منسجم و رسمی با دستور کار مشخص برای پیگیری روابط با چین در مجموعه ایشان شکل نگرفته است. حداقل کاری که باید انجام دهیم، این است که یک نقشه راه مشخص برای روابط با چین در ساختار آقای قالیباف تعریف کنیم؛ اما تا این لحظه چنین نقشه راهی مشخص نشده است.

چین همچنان به فروش کالا به ایران ادامه میدهد/ ایرانِ خارج از تنش و تحریم، برای چین بهمراتب مفیدتر است
*** برخی تحلیلگران معتقدند یکی از عوامل کلیدی موفقیت آمریکا در تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، همراه کردن چین با سیاستهای واشنگتن است. به نظر شما آیا این احتمال وجود دارد که چین، با وجود مخالفت علنی با سیاست جنگ اقتصادی علیه ایران، در عمل و بهصورت غیرعلنی با آمریکا در اعمال این سیاستها همکاری کند؟
من هیچ نشانهای نمیبینم که بتوان بر اساس آن گفت جنگ و مشکلاتی که برای آمریکا در خاورمیانه ایجاد شده، برای چینیها خوشایند است. اتفاقاً ترجیح چین این است که این منطقه از تنش دور باشدابتدا باید یک واقعیت را در نظر بگیریم؛ آمریکا بزرگترین شریک تجاری چین است. چه ما این واقعیت را دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، اعداد و ارقام این موضوع را نشان میدهد. طبیعتاً ایرانِ خارج از تنش و تحریم، برای چین بهمراتب مفیدتر از ایرانی است که همکاری اقتصادی با آن هزینههای بالایی داشته باشد.
اما این مسئله به این معنا نیست که بگوییم چین رویکرد خود را تغییر داده یا پشت پرده با آمریکا هماهنگ کرده است. دقت کنید، چین همچنان نفتی را که برایش قابل دسترس است خریداری میکند. در حوزه کالا نیز، هرچند مسیرها دشوارتر شده، اما چین همچنان به فروش کالا به ایران ادامه میدهد و تا این لحظه محدودیتی در این زمینه برای ایران ایجاد نکرده است. در مجموع، همان روند قبلی در حال ادامه یافتن است.
هیچ نشانهای نمیبینم که جنگ برای چینیها خوشایند باشد
*** با توجه به این شرایط، آیا چین هم تمایل و هم ظرفیت میانجیگری و کمک به حلوفصل جنگ میان ایران و آمریکا را دارد؟ برخی تحلیلگران معتقدند چین از استمرار درگیری آمریکا در خاورمیانه منفعت میبرد و به همین دلیل ممکن است چندان تمایلی به پایان جنگ نداشته باشد.
دوستانی که میگویند چین از این وضعیت منفعت میبرد، باید توضیح دهند که این منفعت دقیقاً از چه جنسی است. نفت برای چین اهمیت و تعریف خاص خودش را دارد و در چنین شرایطی، منابع تأمین انرژی این کشور دستکم گرانتر شده است.
از سوی دیگر، تداوم تنش در کشورهای حوزه خلیج فارس، جایی که چینیها سرمایهگذاریهای سنگینی انجام دادهاند، قطعاً برای چین خوشایند نیست. اگر بخواهیم بگوییم چین در مجموع از این شرایط سودی برده است، شاید یکی از معدود منافع آن این باشد که به هر حال فشار از موضوع تایوان تا حدودی برداشته شده است.
حتی در نشستی که ترامپ در چین داشت و با آقای شی مذاکره کرد، مسئله حمایت آمریکا از استقلال تایوان آنگونه که انتظار میرفت جدی گرفته نشد. البته این موضوع در نهایت تصمیمگیری اصلی چین درباره تایوان را تغییر نمیدهد. برنامه چین درباره تایوان کاملاً مشخص است. پایگاههایی که ایجاد کرده، مانورهایی که انجام میدهد و برنامههایی که ارائه کرده، همگی نشان میدهد که پکن با چه رویکردی میخواهد تایوان را تحت فشار قرار دهد.
من هیچ نشانهای نمیبینم که بتوان بر اساس آن گفت جنگ و مشکلاتی که برای آمریکا در خاورمیانه ایجاد شده، برای چینیها خوشایند است. اتفاقاً ترجیح چین این است که این منطقه از تنش دور باشد.
عراقچی و وانگیی ساعتها با یکدیگر مذاکره و گفتوگو داشتند/ ممکن است دیداری انجام شده باشد، اما ضرورتی برای رسانهای کردن آن وجود نداشته باشد
*** برگزار نشدن دیداری رسمی میان رؤسای جمهور ایران و چین در حاشیه نشست هفته جاری سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این موضوع میتواند حامل پیامی درباره وضعیت روابط دو کشور باشد یا باید آن را اتفاقی معمول در چارچوب برنامههای دیپلماتیک دانست؟
سؤال من این است که آقای شی در جریان این نشست با چند نفر ملاقات داشته و چند جلسه برگزار کرده است؟ ببینید، لزوماً در تمام نشستهای سازمان همکاری شانگهای، رؤسای جمهور ایران و چین با یکدیگر دیدار نداشتهاند. بنابراین، اینکه گفته شود آقای شی با همه دیدار کرده اما با آقای پزشکیان دیداری نداشته، لزوماً برداشت درستی نیست.
زمان در این نشستها محدود است و طبیعتاً تعداد جلسات نیز محدود خواهد بود. مسئله مهمتر این است که شاید دستگاه دیپلماسی ما نتواند جزئیات برخی دیدارها و گفتوگوها را رسانهای کند. ممکن است دیداری انجام شده و حتی در آن درباره مسائل مهمی گفتوگو شده باشد، اما ضرورتی برای رسانهای کردن آن وجود نداشته باشد.
بنابراین، صرف اینکه رسانهها از برگزاری یک جلسه خبر ندادهاند، به این معنا نیست که چنین جلسهای برگزار نشده است.
از سوی دیگر، آقای عراقچی و آقای وانگیی، وزیر امور خارجه چین، ساعتها با یکدیگر مذاکره و گفتوگو داشتند. این نشان میدهد که به هر حال، مباحثی که باید مطرح میشده، در سطح وزارت امور خارجه دو کشور دنبال شده است. این سطح، سطح اجرایی روابط است و جلسات نیز برگزار شده و حتی زمان قابلتوجهی به آن اختصاص داده شده است.
اگر آقای وانگیی حاضر نمیشد با آقای عراقچی جلسه برگزار کند، آن زمان میشد چنین شبههای را مطرح کرد. اما اتفاقاً جلسه ایشان با آقای عراقچی جزو جلسات بسیار طولانی و مفصل بود و در دو نوبت برگزار شد. این مسئله نشان میدهد که روند روابط در مسیر درستی قرار داشته است.
در مجموع، ما عمدتاً با نقلقولهایی مواجه هستیم که بعضی آقایان دوست دارند آنها را مطرح کنند، در حالی که فکت و مستند مشخصی برای آن ندارند. متأسفانه برخی دوستان نیز بر اساس ناآگاهی، این اطلاعات را منتشر میکنند.
۲۱۹/42




نظر شما