به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،سعید آجورلو، مشاور رئیس مجلس و عضو هیأت مذاکرهکننده گفت: یادداشت تفاهم تا حد زیادی کنار گذاشته شده، اما همچنان از طریق میانجیگران، گفتوگوها در حال انجام است و ما پیششرطهای خود برای بازگشت به یادداشت تفاهم یا حصول نوعی تفاهم را اعلام کردهایم که شامل پایان جنگ، رفع محاصره، تعلیق تحریمهای نفتی و بازسازی اموال بلوکهشده است. همزمان، ما با عمان به تفاهمی بر سر تنگه هرمز رسیدیم، با این هدف که وضعیت این آبراه به قبل از جنگ بازنگردد؛ در این تفاهم، مسیر جنوبی بسته میشود و یک مسیر جدید برای عبور کشتیها تعریف شده که مسیر وردی آن از آبهای ما میگذرد و بر بخشی از مسیر خروجی نیز تسلط داریم. این مسیر موقت است و تصمیم داریم در گفتوگوهای بعدی، آن را به مسیر دائمی تبدیل کنیم. در توافق نهایی، بر سر ایجاد نهادی برای ثبت اطلاعات، ارائه خدمات دریایی و... نیز بحث خواهد شد تا منافع اقتصادیمان نیز تامین شود. این تفاهم بین ما و عمان حاصل شده، اما اجرای آن و بازگشایی تنگه هرمز، منوط به پذیرش و تحقق پیششرطهای ما توسط آمریکاست.
به روایت جماران، مهمترین بخش های این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
*بخش بزرگی از این ادعاها، جنبه عملیات روانی دارد و با شواهد خلیجفارس سازگار نیست، زیرا اکنون ریسک حملونقل و هزینه بیمه بسیار بالا رفته است. اگرچه ترددهایی از مسیر جنوبی تنگه هرمز انجام میشود، اما به آن اندازهای که آمریکا اعلام میکند، نیست. با این وجود، من معتقدم آن دستاوردی که ما در تنگه هرمز حاصل کردیم و آن مسیر میانی حاصلشده بین ایران و عمان، باید اجرا شود، زیرا بدین ترتیب، حاکمیت ایران بر تنگه به رسمیت شناخته میشود. بالاخره تنگه هرمز باید رونق داشته باشد و تردد در آن انجام شود. ما باید در قبال تنگه هرمز، طوری رفتار کنیم که هم منافع و حاکمیتمان بر آن حفظ شود و هم این آبراه از رونق نیافتد. تفاهم ما عمان چنین ظرفیتی را دارد، اما اجرای این تفاهم، منوط به انجام اقداماتی است که آمریکا در یادداشت تفاهم متعهد شده است؛ یعنی ما نمیتوانیم با اجرای تفاهم با عمان، تعهداتی که در یادداشت تفاهم اسلامآباد داده بودیم را اجرا کنیم، اما طرف مقابل هیچ کاری انجام ندهد.
*آمریکا باید بین سه گزینه بازگشت به تفاهم، از سرگیری جنگ و تداوم وضعیت کنونی یعنی نه جنگ و نه صلح، یکی را انتخاب کند؛ جنگ را که قبلا امتحان کرده و تداوم وضعیت کنونی نیز هزینههای زیادی را برایش دارد و مشکلی را هم حل نمیکند. از طرفی، ما نیز اکنون عقب ننشستهایم و همچنان در حال انجام حملات قوی در خلیجفارس هستیم و هرگز به آمریکا برای بازگشت به تفاهم، التماس نمیکنیم. ما باید به این کشور نشان دهیم راهی جز بازگشت به یادداشت تفاهم ندارد. همین که جنگ منطقهای شده، فشار زیاد را به آمریکا آورده است. همسایگان ما در قبل از جنگ ۴۰ روزه، قابل مقایسه با امروز نیستند. اکنون تمام کشورهای عربی در حال ارسال پیام به ما هستند و میگویند میخواهند روابطشان با ما، مانند عمان شود. اینها همانهایی هستند که قبل از جنگ حرفهای دیگری میزدند.
*اکنون ما در یک جنگ وجودی قرار داریم و سوال اینجاست که چطور میتوانیم از آن خارج شویم. یک سری پاسخهای ساده و اصطلاحا شبهایده مطرح میشود؛ مانند اینکه آبشیرینکنهای کشورهای منطقه را بزنیم، آمریکا از جنگ خسته میشود و میرود، یا اینکه به سراغ عادیسازی روابط با آمریکا برویم و تمام مشکلات را حل کنیم. اینها صرفا یک سری پاسخهای ساده و تکخطی است. در مورد لبنان نیز همین است و نمیتوان انتظار داشت با یک یادداشت تفاهم، کل مشکلات چنددههای این کشور حل شود.
*کسانی که به پذیرش آتشبس در ۱۹ فروردین انتقاد میکنند، توجه ندارند که ما آن زمان در نقطه خوبی بودیم و اتفاقا در نقطه خوب باید امتیاز گرفت، نه اینکه اینکه آن نقطه را زیر سوال برد و تصمیمگیری برای پایان جنگ را به ۳ ماه آینده حواله داد. ما که نمیدانیم تا آن موقع چه اتفاقی میافتد. در همین دو ماهی که تفاهم نیست، برخی ایدهها در مورد تنگه هرمز، محاصره، لبنان و... آزموده شد. آیا کسانی که آن ایدهها را مطرح میکردند، اکنون سادهانگارانه بودن نگاه خود را میپذیرند؟ آمریکا روی ایجاد نارضایتی و اعتراضات اجتماعی در کشور ما خیلی حساب کرده، اما برخی از دوستان اصلا به این مسأله توجه ندارند و به اهمیت حفظ جامعه و اقتصاد واقف نیستند.
*در طول دوره تفاهم، ما به میزان زیادی نفت فروختیم. کسانی که میگفتند یادداشت تفاهم خوب نیست، اکنون چه راهکاری برای خنثیسازی محاصره دارند؟ حتی در یمن نیز ابتدا توافقی بین انصارالله و آمریکا حاصل شد و بعد جنگ به پایان رسید، نه اینکه آمریکا خسته شده و جنگ را رها کرده باشد. ضمن اینکه ممکن است آمریکا برود و بعد از چند ماه، به اشکال دیگر به جنگ بازگردد. بنابراین، ما باید این موضوع را تعیینتکلیف کنیم.
*یادداشت تفاهم، اصلا برای حل مسئله طولانی ایران و آمریکا نبود و بخشی از جنگ محسوب میشود؛ کما اینکه آمریکا نیز قصد عادیسازی روابط با ایران را ندارد و همچنان به جنگ با ما متمایل است، اما به خاطر مسائل داخلیاش، نسبت به احیای تفاهم هم بیمیل نیست. در اینجا، برخی میگویند آمریکا در سراشیبی قرار گرفته و باید دیپلماسی با آن را رها کنیم تا سقوط کند، اما ما معتقدیم اتفاقا از کسی که در سراشیبی قرار گرفته، بهتر میتوان امتیاز اخذ کرد. اکنون ما اولا باید بازداردگی کشور را تقویت کنیم و ثانیا، با عادیکردن شرایط کشور، جمهوری اسلامی را تداوم بخشیم؛ یعنی مناسبات سیاسی، برگزاری صحن علنی و... همه مانند شرایط قبل از جنگ ۴۰ روزه انجام شود. در این شرایط است که طرف مقابل مجبور به امتیازدهی به ما میشود. ما باید با عقلانیت انقلابی و آرمانگرایی مبتنی بر واقعیت، موضوع را جلو ببریم.
*باید یک وزن واقعبینانه را برای انتخابات کنگره قائل باشیم و فکر نکنیم در صورت شکست جمهوریخواهان، جنگ با ایران تمام خواهد شد. اما این انتخابات میتواند یک اهرم فشار داخلی بر ترامپ باشد تا او را وادار کند برای بازشدن تنگه هرمز، به تفاهم برگردد. راه دیگری که میتواند ترامپ را مجبور به اجرای تعهدات تفاهم اسلامآباد کند، تشدید فشارها در تنگه هرمز است و ما حتما باید فشارها و زدوخوردها در تنگه هرمز را افزایش دهیم. با توجه به اینکه انتخابات کنست نیز دو ماه آینده برگزار میشود، اکنون تایم مناسبی برای امتیازگرفتن است. برای ما بسیار بهتر است که زوج ترامپ و نتانیاهو باهم بر سر کار نباشند.
*تفاهم اسلامآباد، کاملا مبتنی بر اصول رئالیستی نوشته شده است. برخی در مجلس حرفهای عجیب و غریب میزنند؛ مانند اینکه میگویند این تفاهم، یک کودتا در ایران بود. یعنی شما میگویید کاری که ترامپ نتوانست با ایران انجام دهد را عدهای در داخل با کشور کردند؟ اگر واقعا کسانی که در ایران این تفاهم را نوشتند، کودتاگر بودند، پس چرا به محض نقض عهد آمریکا، دوباره تنگه را بستند؟ این نشان میدهد که حرف این افراد واقعا سست است و در داخل کشور، تصمیمگیریها بر اساس عقلانیت انقلابی انجام میشود.
*اکنون حتی بسیاری از اصلاحطلبان نیز نگاه رئالیستی به روابط بینالملل پیدا کردهاند و در این زمینه، نگاهشان تفاوتی با بسیاری از اصولگرایان ندارد؛ بسیاری از کسانی که در دهه ۸۰ طرفدار عادیسازی روابط با آمریکا بودند، اکنون نسبت به این کشور کاملا بدبین شدهاند. در عین حال، ما باید پاسخی قابل اجرا برای وضعیت فعلی مردم داشته باشیم. برخی یک سری انتظارات دارند که اصلا مبتنی بر واقعیات نیست. راهکاری که برای وضعیت فعلی تجویز میشود، باید بتواند پاسخی همزمان به مسائل محاصره، تنگه هرمز و جامعه داخل ایران داشته باشد
۳۱۲۱۶




نظر شما