به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین کودک از طریق بازی جهان اطراف خود را تجربه میکند. او در جریان بازی چیزی را امتحان میکند، اشتباه میکند، دوباره تلاش میکند و نتیجه تصمیم خود را میبیند. به همین دلیل، بازی از دیرباز یکی از مسیرهای مهم رشد کودک بوده است.
البته میان «بازی کردن» و «بازی فکری» تفاوت وجود دارد. هر اسباببازی کودکانهای فکری نیست و هر بازی فکری نیز قرار نیست یک مهارت مشخص را بهصورت مستقیم آموزش دهد. ارزش واقعی بازی به کیفیت تجربه، تناسب آن با سن کودک و میزان مشارکت فعال او بستگی دارد.
بازی فکری کودکان چیست؟
بازی فکری به بازیهایی گفته میشود که کودک برای پیشبرد آنها باید از مهارتهایی مانند مشاهده، مقایسه، یادآوری، دستهبندی، پیشبینی، استدلال، حل مسئله یا تصمیمگیری استفاده کند.
پازل، بازیهای تطبیق، بازی حافظه، معما، بازیهای ساختنی، بازیهای کلامی، برخی بازیهای رومیزی و بازیهای راهبردی در گروه گسترده بازیهای فکری قرار میگیرند.
مرز میان بازی فکری، بازی آموزشی و بازی سرگرمکننده همیشه کاملاً مشخص نیست. یک بازی ممکن است هم سرگرمکننده باشد و هم مهارتهای ریاضی را تمرین کند؛ بازی دیگری ممکن است بر حافظه و توجه تمرکز داشته باشد و بازی سوم، خلاقیت و تخیل کودک را تقویت کند.
بنابراین، «فکری بودن» ویژگی مطلقی نیست؛ بلکه باید دید بازی از کودک چه نوع فعالیت ذهنی و تصمیمگیریای میخواهد.
اهمیت بازی در رشد کودک
بازی یکی از روشهای مهمی است که کودک از طریق آن مهارتهای شناختی، عاطفی و اجتماعی را در موقعیتی فعال و معنادار تمرین میکند.
مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد، بازیها و فعالیتهای متناسب با سن را از راههای تمرین مهارتهای کارکرد اجرایی میداند؛ مهارتهایی مانند حفظ توجه، حافظه کاری، کنترل رفتار و تنظیم هیجان.
آکادمی اطفال آمریکا نیز بازی متناسب با مرحله رشد را فرصتی برای تقویت مهارتهای شناختی، زبانی، اجتماعی ـ عاطفی و خودتنظیمی معرفی میکند و بر اهمیت رابطه کودک با والدین و همسالان در فرایند بازی تأکید دارد.
در نتیجه، ارزش بازی فکری فقط به سخت یا پیچیده بودن آن مربوط نیست. بازی مناسب باید کودک را درگیر کند و به او فرصت انتخاب، تجربه، اشتباه و اصلاح بدهد.
بازی فکری و کارکردهای اجرایی
کارکردهای اجرایی مجموعهای از فرایندهای ذهنی هستند که به انسان کمک میکنند هدفی را دنبال کند، توجه خود را حفظ کند، اطلاعات را در ذهن نگه دارد و در صورت تغییر شرایط، روش خود را تغییر دهد.
کودک هنگام انجام یک بازی رومیزی ممکن است لازم باشد:
- نوبت خود را به خاطر بسپارد؛
- قوانین را رعایت کند؛
- حرکت بعدی خود را پیشبینی کند؛
- نتیجه انتخابش را بپذیرد؛
- پس از شکست، راه دیگری را امتحان کند.
این فعالیتها میتوانند زمینه تمرین برنامهریزی، کنترل تکانه، توجه و انعطافپذیری ذهنی را فراهم کنند. با این حال، نباید از این موضوع نتیجه گرفت که هر بازی فکری بهطور قطعی هوش کودک را افزایش میدهد. بازی فکری یکی از ابزارهای رشد است، نه راهحلی مستقل برای همه نیازهای آموزشی و تربیتی کودک.
بازی فکری چه مهارتهایی را تمرین میکند؟
هر بازی فکری مجموعه متفاوتی از مهارتها را درگیر میکند و نباید همه بازیها را با یک معیار سنجید.
حافظه
بازیهای تطبیق کارتها، به خاطر سپردن جای اشیا و دنبال کردن چند مرحله از یک مسئله، میتوانند حافظه کاری و حافظه دیداری کودک را درگیر کنند.
در این فعالیتها، کودک باید اطلاعاتی را برای مدتی کوتاه در ذهن نگه دارد و هنگام تصمیمگیری از آن استفاده کند.
توجه و تمرکز
بازیهایی که کودک را به پیدا کردن تفاوتها، الگوها یا جزئیات مشخص دعوت میکنند، فرصت مناسبی برای تمرین توجه هستند.
البته مدت تمرکز به سن، ویژگیهای فردی و شرایط روحی کودک بستگی دارد. نباید از کودک خردسال انتظار داشت مانند یک بزرگسال برای مدت طولانی روی یک فعالیت تمرکز کند.
حل مسئله
پازل، معما و بازیهای ساختنی کودک را با مسئلهای روبهرو میکنند که پاسخ آن از ابتدا مشخص نیست. کودک باید گزینههای مختلف را امتحان کند، نتیجه را ببیند و در صورت نیاز مسیر دیگری را انتخاب کند.
این تجربه، حل مسئله را از یک مفهوم انتزاعی به فعالیتی ملموس تبدیل میکند.
انعطافپذیری ذهنی
در برخی بازیها، قوانین یا شرایط تغییر میکند و کودک باید روش قبلی خود را کنار بگذارد و راه دیگری پیدا کند.
این مهارت در زندگی روزمره نیز اهمیت دارد. کودک بهتدریج یاد میگیرد شکست در یک روش به معنای پایان کار نیست و میتوان راهحلهای دیگری را امتحان کرد.
زبان و استدلال
بازیهای کلامی، داستانمحور و دستهبندی میتوانند کودک را با واژهها، مفاهیم، توضیح دادن و استدلال آشنا کنند.
در بازیهای دونفره یا گروهی، کودک علاوه بر فکر کردن، باید تصمیم خود را توضیح دهد و به حرف دیگران نیز گوش کند. این فرایند به رشد مهارتهای ارتباطی و گفتوگو کمک میکند.
انتخاب بازی فکری برای سنین مختلف
بازی مناسب باید با مرحله رشد کودک هماهنگ باشد؛ نه اینکه فقط بر اساس برچسب سنی روی جعبه انتخاب شود.
کودکان خردسال
برای کودکان خردسال، بازیهای ساده تطبیق، جورچین، دستهبندی رنگ و شکل، قطعات ساختنی بزرگ و فعالیتهای حرکتی ـ فکری مناسبتر هستند.
در این سن، هدف اصلی نباید پیچیده کردن قوانین باشد. کودک باید بتواند با راهنمایی محدود بزرگسال، با بازی ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد.
سالهای پیشدبستانی
در دوره پیشدبستانی میتوان بازیهایی را انتخاب کرد که کودک را به شمارش، تشخیص الگو، تقویت حافظه، گسترش زبان و پیروی از قواعد ساده دعوت میکنند.
بازیهای داستانمحور و فعالیتهایی که بیش از یک پاسخ ممکن دارند نیز میتوانند تخیل و خلاقیت کودک را درگیر کنند.
کودکان دبستانی
در سن مدرسه، بازیهای راهبردی، معماها، بازیهای کلمهای و برخی بازیهای رومیزی پیچیدهتر، فرصت بیشتری برای برنامهریزی، تصمیمگیری و پیشبینی فراهم میکنند.
مرکز رشد کودک هاروارد نیز توصیه میکند بازی در سطحی باشد که کودک را به چالش بکشد، اما بیش از حد دشوار نباشد. چالش متناسب، احتمال مشارکت و استقلال کودک را افزایش میدهد.
پازل؛ بازی ساده اما مؤثر
پازل یکی از شناختهشدهترین بازیهای فکری کودکان است؛ اما ارزش آن فقط به تقویت حافظه یا هوش محدود نمیشود.
کودک هنگام حل پازل باید قطعات را مشاهده کند، شکلها را مقایسه کند، رابطه میان جزء و کل را بفهمد و برای رسیدن به تصویر نهایی تلاش کند.
پازل همچنین تجربه مهمی درباره شکست و تکرار به کودک میدهد. ممکن است قطعهای در جای اشتباه قرار بگیرد و کودک مجبور شود آن را جابهجا کند. چنین تجربهای به او نشان میدهد اشتباه بخشی از فرایند حل مسئله است، نه نشانه ناتوانی.
بازیهای رومیزی؛ تمرین فکر کردن در کنار دیگران
بازیهای رومیزی علاوه بر فعالیت ذهنی، تعامل اجتماعی را نیز وارد فرایند بازی میکنند. کودک در یک بازی رومیزی باید قوانین را رعایت کند، منتظر نوبت خود بماند، نتیجه تصمیمش را بپذیرد و گاهی شکست بخورد.
این تجربهها میتوانند به رشد خودتنظیمی و مهارتهای اجتماعی کمک کنند. با این حال، رقابت بیش از اندازه ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
اگر تمام ارزش بازی به برنده شدن محدود شود، کودک ممکن است بهجای یادگیری و تجربه، از شکست بترسد. بهتر است والدین بر روند بازی، تلاش کودک، رعایت قوانین و لذت بردن از فعالیت تأکید کنند؛ نه فقط نتیجه نهایی.
بازیهای ساختنی و پرورش خلاقیت
بازیهای ساختنی به کودک اجازه میدهند بهجای پیدا کردن یک پاسخ آماده، پاسخ خود را بسازد. لگو، بلوکها، قطعات ساختنی و برخی بازیهای مهندسی، کودک را با مسئلههایی روبهرو میکنند که ممکن است بیش از یک راهحل داشته باشند.
کودک در این بازیها میتواند طرح خود را تغییر دهد، آن را خراب کند و دوباره بسازد. در چنین شرایطی، تخیل و حل مسئله در کنار هم قرار میگیرند و کودک میآموزد یک مسئله ممکن است راهحلهای مختلفی داشته باشد.
بازی فکری و آموزش کودک
بهترین استفاده آموزشی از بازی فکری زمانی اتفاق میافتد که بازی جای یادگیری را نگیرد، بلکه یادگیری را به تجربهای فعال تبدیل کند.
یونیسف در گزارشهای خود درباره مراقبت و آموزش دوران کودکی، یادگیری از طریق بازی را یکی از مسیرهای مهم رشد معرفی کرده و بر ارتباط آن با مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی، جسمی و خلاقانه تأکید دارد.
برای نمونه، آموزش شمارش میتواند از طریق بازی انجام شود؛ اما کودک باید واقعاً درگیر شمارش، مقایسه و تصمیمگیری باشد، نه اینکه فقط نام اعداد را تکرار کند.
بازی فکری زمانی ارزش آموزشی بیشتری دارد که کودک:
- فعالانه در آن مشارکت کند؛
- فرصت انتخاب داشته باشد؛
- بتواند اشتباه کند؛
- نتیجه تصمیم خود را ببیند؛
- امکان اصلاح و تلاش دوباره داشته باشد.
نقش والدین در بازی فکری
والد نباید همیشه حلکننده مسئله کودک باشد. گاهی بهترین کمک، پرسیدن یک سؤال درست است.
اگر کودک در حل پازل مشکل دارد، والد میتواند بهجای نشان دادن قطعه درست بپرسد:
«فکر میکنی این قطعه به کدام قسمت میخورد؟»
در بازیهای گروهی نیز میتوان درباره تصمیم کودک گفتوگو کرد:
«چرا این حرکت را انتخاب کردی؟»
«اگر این کار را انجام بدهی، چه اتفاقی میافتد؟»
این شیوه باعث میشود کودک به فرایند فکر کردن توجه کند، نه فقط پاسخ نهایی. همچنین، والد میتواند بدون دخالت بیش از اندازه، فضای امنی برای آزمون و خطا ایجاد کند.
بازی فکری فردی یا گروهی؟
ترکیب بازی فردی و گروهی معمولاً تجربه کاملتری برای کودک ایجاد میکند.
بازی فردی به کودک فرصت میدهد با سرعت خودش مسئله را حل کند، تمرکز داشته باشد و بدون مقایسه مستقیم با دیگران تلاش کند.
بازی گروهی اما مهارتهای دیگری را وارد فرایند بازی میکند؛ از جمله:
- رعایت نوبت؛
- پذیرش قانون؛
- همکاری؛
- مذاکره؛
- تحمل شکست؛
- توجه به دیدگاه دیگران.
انتخاب میان بازی فردی و گروهی به هدف، سن و ویژگیهای کودک بستگی دارد. هیچکدام بهتنهایی جایگزین دیگری نیستند.
چگونه یک بازی فکری مناسب انتخاب کنیم؟
سن کودک مهم است، اما تنها معیار انتخاب بازی نیست. پیش از خرید یا انتخاب بازی بهتر است به پرسشهای زیر توجه شود:
- آیا قوانین بازی برای کودک قابل فهم است؟
- آیا سطح دشواری با توانایی او تناسب دارد؟
- آیا کودک میتواند بدون کمک دائمی بزرگسال بازی کند؟
- آیا بازی فرصت انتخاب و تصمیمگیری ایجاد میکند؟
- آیا کودک از بازی لذت میبرد؟
- آیا امکان بازی دوباره و کشف راههای تازه وجود دارد؟
- آیا بازی برای تعداد بازیکنان و فضای خانواده مناسب است؟
- آیا قطعات بازی از نظر ایمنی برای سن کودک مناسب هستند؟
بازیای که بیش از حد دشوار باشد، ممکن است کودک را سرخورده کند و بازیای که بیش از حد ساده باشد، خیلی زود جذابیت خود را از دست بدهد.
بازی فکری در برابر بازی دیجیتال
بازی فکری فیزیکی معمولاً کودک را به تعامل مستقیم با اشیا، قوانین یا افراد دیگر دعوت میکند. این ویژگی میتواند به تجربه حسی، ارتباط اجتماعی و مشارکت فعال کودک کمک کند.
با این حال، این موضوع به معنای بد بودن همه بازیهای دیجیتال نیست. بازیهای ویدئویی نیز ممکن است مسئلهمحور، خلاقانه یا حتی آموزشی باشند. مسئله اصلی، کیفیت تجربه و رعایت تعادل است.
بازی فیزیکی، بازی حرکتی، بازی تخیلی، کتاب خواندن و گفتوگو با والدین و همسالان، هرکدام بخشی از تجربه رشد کودک هستند. هیچ بازی فکری نباید جایگزین همه این فعالیتها شود.
بازی فکری و آینده آموزش
بازی فکری زمانی ارزشمندتر است که کودک را از دریافتکننده پاسخ به حلکننده مسئله تبدیل کند.
آموزش امروز و آینده، علاوه بر حفظ اطلاعات، به مهارتهایی مانند تحلیل، حل مسئله، همکاری، انعطاف ذهنی و خلاقیت نیاز دارد. بازی به دلیل ماهیت فعال و تجربهمحور خود میتواند بخشی از این مسیر باشد.
با این حال، نباید انتظار داشت بازی تمام مشکلات آموزشی کودک را حل کند. کودک همچنان به معلم، کتاب، فعالیت بدنی، هنر، تجربه اجتماعی، گفتوگو و رابطه عاطفی امن با بزرگسالان نیاز دارد.
بازی فکری در بهترین حالت، یکی از ابزارهای این مجموعه است؛ ابزاری که میتواند یادگیری را از حالت دستور و پاسخ خارج کند و به تجربهای تبدیل کند که کودک در آن فکر میکند، انتخاب میکند، اشتباه میکند و دوباره تلاش میکند.
جمعبندی؛ وقتی سرگرمی به تجربه یادگیری تبدیل میشود
ارزش واقعی بازی فکری کودکان نه در پیچیدگی آن، بلکه در کیفیت تجربهای است که برای کودک ایجاد میکند.
یک پازل ساده میتواند کودک را به مشاهده و آزمونوخطا وادار کند، یک بازی حافظه میتواند توجه و یادآوری را درگیر کند و یک بازی گروهی میتواند رعایت قانون، انتظار برای نوبت و تحمل شکست را به کودک بیاموزد.
بهترین نگاه به بازی فکری، نگاهی متعادل است؛ نه آن را فقط اسباببازی بدانیم و نه جایگزین آموزش و تربیت کنیم.
بازی زمانی بیشترین ارزش را پیدا میکند که کودک از انجام آن لذت ببرد، متناسب با سن خود به چالش کشیده شود، فرصت اشتباه و اصلاح داشته باشد و در کنار بازی، گفتوگو و ارتباط با دیگران را نیز تجربه کند. در چنین شرایطی، بازی فکری از یک وسیله سرگرمی ساده فراتر میرود و به ابزاری برای شناخت جهان و کشف تواناییهای کودک تبدیل میشود.
57





نظر شما