شریعتمداری گفت «فرصت تنفس به آمریکا ندهید»، کاربران خبرآنلاین پاسخ دادند؛ از «حق با شریعتمداری است» تا «نقدهای مردمی که جنگ نمی‌خواهند»

یادداشت حسین شریعتمداری درباره تفاهم ایران و عمان و تنگه هرمز، واکنش‌های متفاوتی میان کاربران خبرآنلاین به دنبال داشت؛ از کاربرانی که با تأکید بر ضرورت حفظ فشار بر آمریکا با او همراه شدند تا کسانی که درباره هزینه‌های ادامه تنش، جایگاه اظهارنظرهای او و نسبت دیپلماسی با منافع ملی پرسش‌هایی جدی مطرح کردند.

خبرآنلاین - حسین شریعتمداری بار دیگر درباره یکی از حساس‌ترین موضوعات روز، یعنی تفاهم ایران و عمان و نحوه تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، موضعی صریح گرفت؛ موضعی که این بار فقط در صفحه نخست یک روزنامه باقی نماند و خیلی زود بازنشر این سخنان در خبرگزاری خبرانلاین، به محل بحث کاربران  تبدیل شد. شریعتمداری در یادداشت خود با انتقاد از حضور کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در نشست مسقط، آنها را فاقد صلاحیت برای حضور در تصمیم‌گیری‌های مربوط به ایران دانسته و معتقد است تا زمانی که این کشورها هزینه همراهی خود با آمریکا و اسرائیل را نپرداخته‌اند، نباید در این روند نقشی داشته باشند. 

اما بخش جنجالی‌تر یادداشت او به تنگه هرمز مربوط می‌شود؛ جایی که شریعتمداری با استناد به اهمیت این آبراه در تجارت جهانی، هرگونه گشایش را به معنای باز شدن «راه تنفس آمریکا» تعبیر کرده و حتی توضیح مسئولان درباره اینکه تفاهم عمان به معنای بازگشایی تنگه نیست را زیر سوال برده است. از نگاه او، تعیین مسیر جدید برای عبور کشتی‌ها در نهایت همان چیزی است که آمریکا و متحدانش می‌خواهند. 

این مواضع اما در فضای نظرات کاربران با واکنش یکدستی روبه‌رو نشد. میان ۲۴ نظر منتشرشده، گروهی با شریعتمداری همراه شدند و بر ضرورت حفظ فشار بر آمریکا و بسته ماندن تنگه تأکید کردند؛ گروهی دیگر اساساً با نگاه او به مذاکره و دیپلماسی مشکل داشتند و برخی نیز بیش از آنکه وارد اصل بحث تنگه شوند، درباره جایگاه شریعتمداری برای اظهارنظر درباره سیاست خارجی و تصمیم‌های کلان کشور پرسش کردند. در این میان، چند نظر نیز تلاش کرده‌اند از زاویه‌ای متفاوت به موضوع نگاه کنند و نگرانی خود را از پیامدهای ادامه تنش یا تبدیل شدن اختلافات منطقه‌ای به درگیری‌های تازه مطرح کرده‌اند. 

وقتی کاربران با شریعتمداری همراه شدند

بخشی از کاربران با اصل استدلال شریعتمداری همراه شده‌اند و معتقدند در شرایطی که فشار بر آمریکا می‌تواند امتیازاتی برای ایران ایجاد کند، نباید با گشایش در تنگه، این فشار کاهش پیدا کند. یک کاربر صریحاً نوشته است: «حق با شریعتمداری است» و کاربر دیگری نیز نوشته: «منطقی است حالا که دشمن مستأصل شده نباید فرصت تنفس داد.» 

در همین طیف، برخی کاربران مسئله را نه صرفاً یک اختلاف بر سر مسیر کشتیرانی، بلکه بخشی از تقابل گسترده‌تر ایران و آمریکا می‌بینند. یکی از کاربران نوشته است که «دشمن کهنه برای انسان دوست نمی‌شود» و تأکید کرده که تنگه هرمز برای او مسئله‌ای مربوط به «حیثیت» کشور است. این نگاه نشان می‌دهد که برای بخشی از مخاطبان، موضوع فراتر از محاسبه اقتصادی یا فنی درباره باز و بسته بودن تنگه است و با مفهوم بازدارندگی و ایستادگی در برابر آمریکا پیوند خورده است. 

«شریعتمداری چه‌کاره است؟»؛ اعتراض به جایگاه اظهارنظر

یکی از پرتکرارترین خطوط واکنش کاربران، نه درباره باز یا بسته بودن تنگه، بلکه درباره این پرسش بود که «اساساً شریعتمداری با چه جایگاهی درباره چنین موضوعاتی اظهارنظر می‌کند»؟. چند کاربر تقریباً با یک ادبیات مشابه، میان روزنامه‌نگار و تصمیم‌گیر سیاست خارجی تفکیک قائل شده‌اند. یکی از کاربران پرسیده است: «مگه شریعتمداری چیکاره این مملکت هست که درباره مردم تصمیم می‌گیره؟» کاربر دیگری نیز با اشاره به اینکه شریعتمداری نه عضو دولت است، نه نماینده مجلس و نه عضو تیم مذاکره‌کننده، پرسیده است که «واقعاً چه کاره هست که در همه امور دخالت می‌کند و فرمان صادر می‌کند؟» 

این بخش از نظرات در واقع بحثی قدیمی‌تر را دوباره به میان می‌آورد: مرز میان اظهارنظر رسانه‌ای و اثرگذاری سیاسی. شریعتمداری به‌عنوان مدیرمسئول کیهان، سال‌هاست در موضوعات مختلف سیاسی، امنیتی و سیاست خارجی مواضعی صریح اتخاذ می‌کند. اما بخشی از کاربران خبرآنلاین ظاهراً مسئله‌شان نه فقط محتوای این مواضع، بلکه میزان تناسب میان این مواضع و جایگاه رسمی صاحب آنهاست. یکی از کاربران حتی نوشته است اگر تصمیم‌گیران بالادستی چنین دیدگاه‌هایی را قبول داشتند، «حتماً موقعیت بالاتری» به او می‌دادند و نتیجه گرفته است که گاهی «اظهارنظر نکردن بهتر است». 

«فقط جنگ» یا راهی برای خروج از جنگ؟

خط دیگری که در میان نظرات دیده می‌شود، انتقاد از آن چیزی است که کاربران آن را غلبه نگاه تقابلی بر دیپلماسی می‌دانند. در این نگاه، مسئله فقط تفاهم عمان نیست؛ بلکه پرسش این است که آیا هر مذاکره‌ای الزاماً به معنای امتیاز دادن است یا می‌توان مذاکره را ابزاری برای مدیریت یک بحران دانست.

یکی از کاربران نوشته است: «کلاً با هر چیزی تحت عنوان مذاکره و دیپلماسی، ایشان مشکل دارند» و اضافه کرده که به نظر او شریعتمداری فقط برخوردهای غیرمسالمت‌آمیز را درست می‌داند. کاربر دیگری نیز صریح‌تر نوشته است: «آقای شریعتمداری چرا برای هر چیزی اظهار نظر می‌کنی حتماً باید جنگ شود؟ مملکت را نابود کنند تا دست بردارید.»

البته حتی در این طیف نیز همه چیز به یک شکل بیان نشده است. بعضی کاربران بیش از آنکه از مذاکره دفاع کنند، از هزینه‌های ادامه تنش ابراز نگرانی کرده‌اند. این تفاوت مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد بخشی از مخالفت با موضع شریعتمداری لزوماً به معنای پذیرش بی‌قید و شرط تفاهم عمان یا سیاست خارجی دولت نیست، بلکه ممکن است ناشی از نگرانی درباره هزینه‌های ادامه تقابل باشد.

از «مردم جنگ نمی‌خواهند» تا نگرانی از تصمیم‌های پرهزینه

در میان نظرات، گروه دیگری نیز مسئله را از زاویه جامعه و زندگی روزمره مطرح کرده‌اند. این کاربران کمتر وارد جزئیات ژئوپلیتیک تنگه هرمز شده‌اند و بیشتر پرسیده‌اند که ادامه سیاست‌های تنش‌زا چه هزینه‌ای برای مردم دارد.

یکی از کاربران با لحنی مستقیم خطاب به شریعتمداری نوشته است: «شما جنگ می‌خواهی، خودتو ببر جنگ؛ مردم ایران جنگ نمی‌خواهند. دیگه از طرف مردم حرف نزن.» این جمله، یکی از صریح‌ترین واکنش‌های موجود در صفحه نظرات است و نشان می‌دهد بخشی از مخاطبان تلاش می‌کنند میان ادبیات مربوط به «قدرت ملی» و تجربه اجتماعی و اقتصادی مردم فاصله بگذارند. 

کاربر دیگری نیز با اشاره به وضعیت اقتصادی خود نوشته است که شغل آزاد دارد و به سختی روزگار می‌گذراند، اما در عین حال تنگه هرمز را بخشی از حیثیت کشور می‌داند. این نظر از آن جهت قابل توجه است که دو نگرانی را همزمان کنار هم قرار می‌دهد: فشار اقتصادی از یک سو و مسئله اقتدار ملی از سوی دیگر. به این ترتیب، حتی در نظرات منتقد تفاهم نیز لزوماً یک دوگانه ساده «جنگ‌طلبی در برابر صلح‌طلبی» شکل نگرفته است؛ بلکه دغدغه‌هایی درباره امنیت، اقتصاد، حیثیت ملی و نحوه تصمیم‌گیری همزمان مطرح شده‌اند. 

وقتی خودِ تفاهم عمان زیر سؤال می‌رود

بخشی از کاربران نیز اساساً منتقد شریعتمداری نیستند، اما از زاویه‌ای متفاوت نسبت به تفاهم عمان و سیاست دولت تردید دارند. برای نمونه، یکی از کاربران نوشته است که هر زمان قیمت نفت افزایش پیدا می‌کند، مسئولان دوباره از بازگشت به تفاهم‌نامه یا سفر به عمان و پاکستان سخن می‌گویند و در نهایت نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. این کاربر معتقد است راه خروج از جنگ، افزایش هزینه‌های آمریکا است. 

در مقابل، حتی میان منتقدان تفاهم نیز ادبیات یکسان نیست. برخی صرفاً خواهان تضمین‌های محکم‌تر هستند و برخی دیگر اساساً به دیپلماسی با آمریکا و متحدانش بدبین‌اند. بنابراین فضای نظرات خبرآنلاین را نمی‌توان به دو گروه «موافق شریعتمداری» و «مخالف شریعتمداری» تقسیم کرد. بخشی از کاربران همزمان می‌توانند منتقد سیاست دولت باشند اما با ادبیات شریعتمداری نیز موافق نباشند.

یک اقلیت موافق، یک اکثریت منتقد؟

در میان ۲۴ نظر منتشرشده، نشانه‌هایی از هر دو جریان دیده می‌شود. چند کاربر صریحاً از شریعتمداری حمایت کرده‌اند؛ از «بالاخره یک حرف حساب زد» تا «احسن، دقیقاً موافقم» و دفاع از ضرورت حفظ فشار بر آمریکا. در طرف دیگر، تعداد قابل توجهی از نظرات، یا مستقیماً موضع او را نقد کرده‌اند یا نسبت به تند شدن فضای سیاست خارجی هشدار داده‌اند. 

البته از این نظرات نمی‌توان درباره افکار عمومی جامعه یا حتی همه مخاطبان خبرآنلاین نتیجه‌گیری آماری کرد؛ تعداد کامنت‌ها محدود است و کاربران فعال در بخش نظرات لزوماً نماینده همه مخاطبان نیستند. اما همین مجموعه کوچک می‌تواند یک تصویر جالب از نوع مواجهه مخاطبان با چنین اظهارنظرهایی ارائه کند: موضوع برای بسیاری از کاربران فقط «باز یا بسته ماندن تنگه هرمز» نیست؛ مسئله به جنگ، مذاکره، اقتصاد، جایگاه تصمیم‌گیران و نسبت میان سیاست خارجی و زندگی مردم گره خورده است.

هرمز؛ یک تنگه و چند نگاه

آنچه از این مجموعه واکنش‌ها بیرون می‌آید، بیش از آنکه پاسخ قطعی به این پرسش باشد که حق با کدام طرف است، نشان‌دهنده پیچیده شدن بحث درباره تنگه هرمز و تفاهم عمان است. برای یک گروه، حفظ فشار بر آمریکا و جلوگیری از هرگونه گشایش، بخشی از منطق بازدارندگی است؛ برای گروهی دیگر، ادامه چنین وضعیتی می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی خود را داشته باشد و دیپلماسی را نمی‌توان صرفاً با واژه‌هایی مانند عقب‌نشینی یا امتیاز دادن سنجید.

در نهایت، تفاهم عمان صرف‌نظر از اینکه مسیر آن در ادامه به چه نتیجه‌ای برسد، یک موضوع چندلایه است؛ از امنیت و تجارت دریایی گرفته تا رابطه ایران با کشورهای منطقه و نحوه مواجهه با آمریکا. واکنش‌های کاربران خبرآنلاین نیز نشان می‌دهد که از نظر آن ها میان نگرانی از کاهش فشار بر آمریکا و نگرانی از ادامه تنش، فضایی قرار گرفته که در آن تصمیم‌گیری درباره تنگه هرمز فقط یک انتخاب فنی درباره مسیر کشتی‌ها نیست؛ تصمیمی است که پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن همزمان باید دیده شود.

۳۱۳۱

کد مطلب 2274529

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین