به گزارش خبرآنلاین، فیلیپس پیسون اوبرایان، استاد مطالعات استراتژیک در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند در یادداشتی تحلیلی برای ماهنامه اتلانتیک نوشت عصر حضور ابرقدرتی آمریکا سرانجام باید پایان مییافت، اما سرعت فرارسیدن این لحظه شگفتانگیز است.
طی ۶ ماه گذشته، قدرت نظامی آمریکا که زمانی با پیشرفتهترین تجهیزات، شبکه جهانی پایگاهها و سازماندهی لجستیکی شناخته میشد، در برابر ایران ناکارآمد نشان داده است.
ایران با اتکا به انبوهی از موشکها و پهپادهای ارزانقیمت توانسته ارزیابیهای قبلی درباره تفوق مطلق نظامی واشنگتن را به چالش بکشد.
به باور این تحلیلگر، اگرچه فرسایش توانمندیهای آمریکا صرفاً حاصل اقدامات دولت ترامپ نیست، اما جنگ او با ایران نشان داد که پویایی قدرت جهانی تا چه حد تغییر کرده است.
انهدام پایگاهها و اختلال در زنجیره پشتیبانی
استاد مطالعات استراتژیک دانشگاه سنت اندروز تصریح کرد پس از خروج بریتانیا از خاورمیانه، آمریکا مهمترین قدرت نظامی منطقه بود و بر اساس دکترین کارتر در سال ۱۹۸۰، جریان آزاد انرژی در خلیج فارس را تضمین میکرد.
با این حال، حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای محوری آمریکا، از جمله مقر ناوگان پنجم در بحرین و پایگاههای علیالسالم، عریفجان و بوهیرنگ در کویت، فلج شدن عملیاتی این مراکز را رقم زد.
تنها دو هفته پس از آغاز درگیریها در ماه مارس، گزارشها از هدف قرار گرفتن ۱۷ مرکز دیپلماتیک و نظامی آمریکا خبر دادند.
اوبرایان افزود انهدام پایگاه بحرین - که نیروی دریایی آمریکا دههها برای پشتیبانی از کشتیها به آن متکی بود - واشنگتن را مجبور کرد زنجیره لجستیک خود را به جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند (در فاصله بیش از ۲ هزار مایلی تنگه هرمز) انتقال دهد.
این فاصله طولانی، هزینهها را افزایش داد و باعث فرسایش شدید نیروها شد؛ تا جایی که ناو هواپیمابر یواساس ابراهیم لینکلن ماهها بدون جایگزین در دریا باقی ماند.
امروزه مقامات پنتاگون به دلیل هزینههای سنگین و تهدیدهای مداوم، حتی تمایلی به بازسازی مجدد این پایگاههای آسیبدیده نشان نمیدهند.
تخلیه ذخایر تسلیحاتی و تضعیف بازدارندگی در شرق آسیا
این پژوهشگر ارشد مسائل بینالملل خاطرنشان ساخت فشار ناشی از جنگ ایران، آمریکا را مجبور کرد تا برای حفظ توان عملیاتی خود، تجهیزات حیاتی را از منطقه غرب اقیانوس آرام خارج کند.
جایگزینی ناو ابراهیم لینکلن با ناو یواساس جورج واشنگتن، که پیشتر در ژاپن مستقر بود، سطح بازدارندگی آمریکا در برابر چین را به شدت تضعیف کرده است.
علاوه بر این، جنگ با ایران ذخایر موشکهای دفاعی پدافندی نظیر تاد (THAAD)، پاتریوت و موشکهای کروز تاماهاوک پنتاگون را به سطوح بحرانی کاهش داده است.
نویسنده یادداشت یادآور شد صنعت دفاعی آمریکا به دلیل تمرکز بر ساخت تجهیزات بسیار گرانقیمت و محدود، توانایی بازسازی سریع این ذخایر را ندارد؛ در حالی که چین ۵۰ درصد کشتیسازی جهان و ۸۰ درصد تولید پهپادهای دنیا را در اختیار دارد.
رویگردانی متحدان و انزوای دیپلماتیک واشنگتن
اوبرایان در بخش دیگری از تحلیل خود اشاره کرد اتکای تاریخی آمریکا به متحدانش نیز به دلیل سیاستهای یکجانبهگرایانه ترامپ دچار فروپاشی شده است.
برخورد نامناسب با کره جنوبی و ژاپن، کاهش ۵ هزار تفنگدار نظامی در آلمان، تحمیل جنگ تجاری به کانادا و نادیده گرفتن نیازهای امنیتی کشورهای حوزه خلیج فارس، ثبات پیمانهای سنتی واشنگتن را برهم زده است.
در پاسخ به این وضعیت، قدرتهای منطقهای مسیرهای مستقلتری را برگزیدهاند؛ از جمله امضای پیمان دفاعی میان پاکستان، ترکیه و عربستان و تلاش کشورهای اروپایی برای استقلال دفاعی.
همچنین کشورهایی نظیر عمان و برخی دولتهای خلیج فارس در حال حرکت به سمت همکاریهای نزدیکتر با تهران برای حفظ امنیت تنگه هرمز هستند.
استاد دانشگاه سنت اندروز در پایان تاکید کرد آنچه در خلیج فارس رخ داد، نمادی از پایان عصر سیادت جهانی آمریکا است و واشنگتن دیگر نمیتواند بدون منابع قدرتی که این عصر را ساختند، موقعیت گذشته خود را حفظ کند.





نظر شما