درخشانی در روزگاری به عرصه هنر قدم گذاشت که موسیقی و دیگر هنرهای ایرانی، در فضای پرشور دهههای پیش از انقلاب و سالهای پس از آن، شاهد شکلگیری جریانهای مهم و اثرگذاری بود. آشنایی و شاگردی نزد محمدرضا لطفی، حضور در گروه شیدا و کانون چاووش و همنشینی با نسل درخشانی از موسیقیدانان، بخشی از شناسنامه هنری او را شکل داد، نسلی که موسیقی را صرفاً حرفهای برای معاش نمیدانست، بلکه آن را بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی این سرزمین میدید. درخشانی نیز در ادامه همین مسیر، به یکی از حاملان و پاسداران این میراث بدل شد؛ البته نه با تکرار صرف آنچه از استادان آموخته بود، بلکه با جستوجو، تجربه و پرورش زبان شخصی خویش.
سالهای فعالیت او در ایران و سپس مهاجرت به آلمان، فصل دیگری از این زندگی هنری را رقم زد. درخشانی در خارج از ایران نیز آموزش و اجرای موسیقی ایرانی را ادامه داد و در گسترش و معرفی این موسیقی کوشید. بازگشت او به ایران و تشکیل گروه «خورشید» در سال ۱۳۸۴، نقطه عطف دیگری در کارنامه او بود؛ گروهی که بخش مهمی از نیروهای جوان و دانشآموخته موسیقی را گرد هم آورد و درخشانی از رهگذر آن، نگاه درخشان خود به پرورش نسل تازه موسیقیدانان را دنبال کرد. بعدها نیز شکلگیری گروه «شهناز» و همکاری با محمدرضا شجریان، این مسیر را وارد مرحلهای تازه کرد.
اگر قرار باشد تنها یک اثر را به عنوان یکی از نقاط درخشان کارنامه مجید درخشانی نام ببریم، بیتردید «در خیال» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که ماحصل همکاری او با محمدرضا شجریان بود و در میانه دهه هفتاد خورشیدی منتشر شد و نام درخشانی را بیش از پیش در میان طیف گستردهای از دوستداران موسیقی ایرانی مطرح کرد. درخشانی در این اثر، تنها یک نوازنده نبود؛ آهنگسازی و نوازندگی تار او در کنار آواز شجریان، اثری را پدید آورد که همچنان در حافظه موسیقایی چند نسل جایگاهی ماندگار دارد.
با این همه، کارنامه مجید درخشانی را نمیتوان در چند آلبوم و همکاری خلاصه کرد. تشکیل گروه خورشید، فعالیت مستمر با جوانان، برگزاری کنسرتهای متعدد در ایران و خارج از کشور، آهنگسازی، نوازندگی، آموزش و تربیت هنرجویان، و سپس سرپرستی گروه شهناز، هر یک بخشی از کارنامه پربار اوست. محمدرضا شجریان نیز در سال ۱۳۸۷، گروه شهناز را تشکیل داد و سرپرستی و هدایت نوازندگان آن را به مجید درخشانی سپرد؛ همکاریای که حاصل آن اجراها و آثاری همچون «رندان مست» و «مرغ خوشخوان» بود.
شاید یکی از مهم ترین وجوه کارنامه درخشانی، نگاه ویژه او به حضور زنان در موسیقی، خاصه آواز ایرانی باشد. او در دورهای که حضور حرفهای زنان خواننده در عرصه عمومی موسیقی ایران با محدودیتها و دشواریهای فراوان همراه بوده، کوشید در پروژههای مختلف خود از توانایی و صدای خوانندگان زن بهره بگیرد و امکان حضور آنان را در کنار دیگر موسیقیدانان فراهم کند. این رویکرد را میتوان بخشی از نگاه بازتر و تجربهگرایانه او به موسیقی و نیز علاقهاش به میدان دادن به نسل جوان دانست؛ رویکردی که در برخی از پروژههای گروه خورشید و فعالیتهای خارج از کشور او نیز نمود پیدا کرد و منجر به تولید آثاری با صدای خوانندگانی همچون مهسا وحدت، مهدیه محمدخانی، پریماه و بسیاری دیگر از خوانندگان شد.
برای شخص نگارنده اما، مجید درخشانی تنها نامی در فهرست بلندبالای موسیقیدانان معاصر ایران نیست؛ خاطرهای شخصی نیز با نام او گره خورده است. به یاد دارم روزهایی را که جوان بودم و در سر، شور و غوغایی وصفناشدنی از عشق به موسیقی داشتم به مرحمت دوستی هنرمند که خدایش سلامت بدارد، یادگاری ارزشمند ازاجرای کنسرت دبی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی به دستم رسید، اثری که برای من تنها یک اجرای موسیقایی نبود، بلکه پنجرهای بود رو به جهانی که شیفتهاش بودم. مجید درخشانی با لطف و منش بزرگوارانه خویش، آن اثر ارزشمند را مزین به امضای خویش کرده بود؛ یادگاری ارزشمند که گذر زمان نه تنها خاطره اش را نزدوده که هربار دیدنش مرا به شور و حال آن روزهای جوانی بازمی گرداند. کنسرت دبی نیز خود بخشی از تاریخ این همکاری است، اجرایی که در آن محمدرضا شجریان با گروه شهناز به سرپرستی درخشانی روی صحنه رفت و قطعاتی در دستگاههای همایون و ماهور اجرا شد.
مجید درخشانی را باید از آن دسته هنرمندانی دانست که نقششان تنها در آنچه خلق کردهاند خلاصه نمیشود، بلکه بخشی از اهمیت آنان را باید در تعلیم هنر موسیقی به هنرجویان و در جوانانی که به آنها فرصت دیدهشدن دادهاند جستجو کرد. این وجه از شخصیت هنری درخشانی شاید به اندازه آلبومها و کنسرتهایش شایسته توجه باشد؛ چرا که سنجه ماندگاری یک هنرمند، تنها به تعداد آثارش نیست، بلکه با میزان اثری که بر استمرار یک سنت هنری و پرورش نسل بعد میگذارد نیز معنا پیدا میکند.
برگزاری «شب مجید درخشانی» در قالب شبهای بخارا و به همت علی دهباشی نیز از همین منظر اتفاقی برای هنرمندی بود که هنوز در میان ماست و میتواند صدای خود را به گوش دوستداران موسیقی برساند. در این مراسم، حسین علیزاده از درخشانی به عنوان هنرمندی پرتلاش و عاشق موسیقی یاد کرد و بر نقش او در حمایت از جوانان و هنر تأکید شد. خود درخشانی نیز بر اهمیت بزرگداشت هنرمندان در زمان حیاتشان تأکید کرد؛ سخنی که شاید بیش از هر چیز یادآور این حقیقت باشد که قدرشناسی از هنر، زمانی زیباتر است که هنرمند بتواند نگاه مهربانانه مخاطبان و همکارانش را ببیند و بشنود. و امروز که حال عمومی استاد مجید درخشانی چندان مساعد نیست، این بزرگداشت آن هم در شب تولد اش ارزشمندترین کاری بود که جناب دهباشی انجام دادند.
ما نیز از مجید درخشانی بابت آنچه در موسیقی ایران نواخت، آموخت و به نسل های بعد سپرد سپاسگزاریم و آرزو داریم تا دوباره او را در میان ساز و نغمه در کنار یاران و شاگردان شان ببینیم. سایه شان سالهای سال بر سر موسیقی این مرز و بوم مستدام باد.
منتقد و پژوهشگر موسیقی*
۲۴۲۲۴۲





نظر شما