به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ چهار سال پیش وقتی رومن آبراموویچ مجبور به فروش چلسی شد، بیشتر نگاهها به سمت تاد بولی بود؛ سرمایهداری آمریکایی که در نشستهای خبری حاضر میشد، کنار جامها عکس میگرفت و چهره عمومی پروژه جدید آبیهای لندن بود. اما پشت پرده، مرد دیگری آرام و بیسروصدا قدرت را در اختیار داشت؛ بهداد اقبالی، سرمایهگذار ایرانیالاصل و همبنیانگذار کلیرلیک کپیتال. حالا ورق برگشته است. با خرید سهام تاد بولی و مارک والتر توسط کلیرلیک، اقبالی به مهمترین تصمیمگیرنده گروه مالکان چلسی تبدیل شده؛ مردی که مسیر زندگیاش از رشت آغاز شد و امروز در قلب یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال اروپا ایستاده است.
از رشت تا کالیفرنیا
بهداد اقبالی ۶ مه ۱۹۷۶ در رشت به دنیا آمد و در کودکی همراه خانوادهاش به ایالات متحده مهاجرت کرد. او برخلاف بسیاری از میلیاردرهای شناختهشده دنیای ورزش، علاقهای به روایت کردن زندگی شخصیاش ندارد و درباره سالهای ابتدایی مهاجرتش اطلاعات چندانی منتشر نشده است. آنچه روشن است، ادامه مسیر او در کالیفرنیاست؛ جایی که در دانشکده کسبوکار «هاس» دانشگاه برکلی مدیریت بازرگانی خواند و وارد دنیای مالی شد؛ دنیایی که بعدها او را به یکی از تأثیرگذارترین سرمایهگذاران حوزه خرید و بازسازی شرکتها تبدیل کرد.
از والاستریت تا ساختن یک امپراتوری
اقبالی کارش را در مورگان استنلی و جفریز برودویو آغاز کرد؛ جایی که روی پروژههای فناوری، ادغام شرکتها و معاملات بزرگ سرمایهگذاری کار میکرد. بعد به شرکت سرمایهگذاری TPG رفت؛ تجربهای که بعدها فلسفه کاریاش را شکل داد؛ خرید شرکتهایی که بازار ارزش واقعیشان را نمیبیند و تبدیل آنها به کسبوکارهای سودآور. در سال ۲۰۰۶، او همراه خوزه فلیسیانو شرکت کلیرلیک کپیتال را تأسیس کرد؛ شرکتی که ابتدا با تیمی کوچک در سانتامونیکا شروع به کار کرد و امروز به یکی از بزرگترین صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی جهان تبدیل شده است. کلیرلیک اکنون حدود ۱۸۵ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارد و فوربس ثروت شخصی اقبالی را نزدیک به چهار میلیارد دلار برآورد کرده است؛ مسیری که او را از یک مهاجر ایرانی به یکی از چهرههای قدرتمند اقتصاد آمریکا رسانده است.
چلسی؛ معاملهای که همه چیز را تغییر داد
سال ۲۰۲۲ نقطه عطف زندگی حرفهای اقبالی بود. پس از تحریم رومن آبراموویچ، چلسی با ارزشی حدود ۲.۵ میلیارد پوند فروخته شد و کنسرسیوم جدید نیز متعهد شد ۱.۷۵ میلیارد پوند دیگر برای توسعه باشگاه سرمایهگذاری کند.در آن زمان، بولی چهره اصلی پروژه بود، اما واقعیت ساختار مالکیت چیز دیگری میگفت؛ کلیرلیک با در اختیار داشتن ۶۱.۵ درصد سهام، بزرگترین سهامدار باشگاه بود و بولی ، مارک والتر و هانسیورگ ویس سهمهای کوچکتری داشتند.
پایان دوران بولی
در سالهای اخیر اختلافها میان بولی و مدیران کلیرلیک آرامآرام آشکار شد. اختلاف نظر درباره مدیریت ورزشی، سیاست نقلوانتقالات و حتی پروژه بازسازی استمفوردبریج، فاصله دو طرف را بیشتر کرد.
سرانجام، کلیرلیک سهام بولی و مارک والتر را خرید و ساختار قدرت در چلسی تغییر کرد. بولی از ریاست باشگاه کنار رفت و اقبالی عملاً به نفر اول تصمیمگیری در گروه مالکان تبدیل شد؛ هرچند هانسیورگ ویس همچنان به عنوان یکی از سهامداران باشگاه باقی مانده است.

مردی که کمتر حرف میزند
یکی از ویژگیهای اقبالی، فاصله گرفتن از فضای رسانهای است. برخلاف بولی که حضور پررنگی مقابل دوربینها داشت، او ترجیح میدهد تصمیمهایش بیشتر در اتاقهای هیئتمدیره دیده شود تا روی فرش قرمز. با این حال، نقش او در اداره روزمره چلسی انکارناپذیر بوده است؛ از انتصاب مدیران ورزشی گرفته تا سیاست جذب بازیکنان جوان و قراردادهای بلندمدت که به یکی از ویژگیهای دوران جدید چلسی تبدیل شده است.
موفقیت ورزشی یا فشار مالی؟
دوران مالکیت جدید چلسی فقط با انتقاد همراه نبوده است. تیم مردان در سال ۲۰۲۵ لیگ کنفرانس اروپا و جام باشگاههای جهان را فتح کرد و تیم زنان نیز سهگانه داخلی را به دست آورد. اما همزمان، صورتهای مالی باشگاه همچنان زیر ذرهبین قرار دارند. چلسی در سال مالی منتهی به ژوئن ۲۰۲۵ بیش از ۲۶۰ میلیون پوند زیان پیش از مالیات ثبت کرد؛ عددی که نشان میدهد پروژه بازسازی باشگاه هنوز از نظر اقتصادی به نقطه تعادل نرسیده است.
بزرگترین آزمون زندگی اقبالی
اکنون دیگر بهداد اقبالی نمیتواند پشت نام بولی پنهان شود. از بازسازی استمفوردبریج گرفته تا مدیریت قوانین سود و پایداری مالی، رابطه با هواداران و تصمیمهای بزرگ نقلوانتقالاتی، همه نگاهها به سمت او خواهد بود. او سالها در دنیای سرمایهگذاری به خرید داراییهای بحرانزده و احیای آنها شهرت داشته است؛ اما چلسی فقط یک دارایی اقتصادی نیست. این باشگاهی با میلیونها هوادار، تاریخچهای پرافتخار و انتظاراتی است که هر تصمیم مدیریتی را به آزمونی بزرگ تبدیل میکند. پسری که روزی از رشت راهی آمریکا شد، حالا در استمفوردبریج بزرگترین پروژه دوران حرفهایاش را پیش میبرد؛ پروژهای که موفقیت یا شکستش دیگر نه در والاستریت، بلکه هر هفته روی چمن فوتبال قضاوت خواهد شد.
257 251





نظر شما