به گزارش خبرآنلاین، امارات متحده عربی در دهه گذشته تحولی ساختاری را تجربه کرده است؛ کشوری که روزگاری عمدتاً با برجهای شیشهای، ثروت نفتی و تجملات شهری شناخته میشد، امروز به یکی از کنشگران محوری و تعیینکننده در معادلات امنیتی، سیاسی و اقتصادی خاورمیانه و ساحل آفریقا تبدیل شده است. در مرکز این دگرگونیها، نام محمد بن زاید آلنهیان قرار دارد. رهبری که پیش از رسیدن رسمی به کرسی ریاست امارات در سال ۲۰۲۲، سالها بهعنوان حاکم واقعی سکان هدایت این کشور را در دست داشت و الگوی تازهای از حکمرانی را در خلیج فارس پایهگذاری کرد.
محمد بن زاید (مشهور به MBZ)، متولد مارس ۱۹۶۱ در شهر العین، سومین فرزند شیخ زاید بن سلطان آل نهیان، بنیانگذار امارات متحده عربی است. خاندانی که امروزه شریانهای اصلی امنیت، دیپلماسی و اقتصاد امارات را کنترل میکنند.
شیخ زاید برای ساختن شخصیت اجرایی و نظامی فرزندش، او را علاوه بر آموزشهای بومی، به مراکش و سپس بریتانیا فرستاد. فارغالتحصیلی از آکادمی نظامی سلطنتی سندهرست در سال ۱۹۷۹ و طی دورههای تخصصی خلبانی و زرهی، گرایشهای امنیتی و نظامی او را شکل داد. این تجربه نظامی بعدها به شالوده اصلی دکترین او برای تبدیل ارتش امارات به یکی از کارآمدترین و مجهزترین نیروهای مسلح منطقهای تبدیل شد.
پشت پرده حضور محمد بن زاید در قدرت چه بود؟
مسیر صعود بن زاید به قدرت با بازسازی ساختاری نیروهای مسلح امارات در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد. او با پیوند زدن امنیت ملی کشور به خریدهای نظامی سنگین از غرب و انعقاد پیمانهای امنیتی با واشنگتن، جایگاه خود را تثبیت کرد و البته همزمان با انتقادهایی رو به رو شد. با درگذشت شیخ زاید در سال ۲۰۰۴ و رسیدن برادر بزرگترش، شیخ خلیفه، به ریاست دولت، محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی شد.

اما نقطه عطف واقعی در سال ۲۰۱۴ رخ داد؛ زمانی که عارضه مغزی شیخ خلیفه سبب شد بن زاید عملا تمام اختیارات حاکمیتی را به دست گیرد. او در طول هشت سال مدیریت عملی، بدون نیاز به عناوین رسمی، تمام نهادهای امنیتی، مالی و دیپلماتیک را بر محور دیدگاههای خود بازچینی کرد تا آنکه در مه ۲۰۲۲، پس از درگذشت رسمی شیخ خلیفه، به عنوان سومین رئیس امارات متحده عربی انتخاب شد.
سیاستخارجی بن زاید چه اصولی دارد؟
سیاست خارجی محمد بن زاید بر سه اصل کلیدی استوار است: عدم اغماض در برابر رقبا، دیپلماسی اقتصادی عملگرایانه و توازنبخشی میان قدرتهای جهانی.
بن زاید جریانهای مرتبط با اسلام سیاسی را خطری وجودی برای ساختار پادشاهیهای خلیج فارس میداند. این نگاه، محرک اصلی مداخلات پرهزینه ابوظبی در دهه گذشته بود؛ از پشتیبانی کلیدی از عزل اخوانالمسلمین در مصر (۲۰۱۳) گرفته تا حضور فعال در تحریم قطر (۲۰۱۷–۲۰۲۱) و حمایت از گروههای ضد اخوانی در شمال آفریقا را میوان در زمره همین سیاستها دانست.
امضای پیمانهای ابراهیم در سال ۲۰۲۰ و عادیسازی رسمی روابط با اسرائیل، مهمترین چرخش ژئوپلیتیک امارات تحت رهبری او بود. این ایده اما در سیاست داخلی از محبوبیت بن زاید کاست.

از سال ۲۰۲۱، بن زاید با درک هزینههای بالای درگیریهای نیابتی، تغییری تاکتیکی در رفتار منطقهای خود ایجاد کرد. او به سمت ترمیم روابط با ترکیه، بازسازی کانالهای ارتباطی کامل با ایران و پیشگامی در ادغام مجدد سوریه در جهان عرب حرکت کرد.
اگرچه ایالات متحده همچنان ضامن اصلی امنیت امارات است، بن زاید بهشدت از تکقطبی بودن روابط امنیتی پرهیز کرده است. تعمیق روابط تجاری و فناوری با چین، همکاری نزدیک با روسیه در چارچوب اوپکپلاس برای کنترل بازار انرژی، و تحکیم شراکت راهبردی با هند، را در پیش گرفته است.
بن زاید سوار بر موج هوش مصنوعی
تحت هدایت او، امارات با راهاندازی شرکت G42 و صندوقهای عظیم سرمایهگذاری مانند MGX، به دنبال تبدیل شدن به قطب منطقهای هوش مصنوعی و نیمههادیهاست. همزمان، راهاندازی اولین نیروگاه هستهای جهان عرب (براکه) و تاسیس غول انرژیهای تجدیدپذیر (مصدر)، پیام روشنی از آمادگی ابوظبی برای زیست در عصر پسانفت دارد.
بن زاید در حوزه حکمرانی داخلی، تمرکز قدرت را در شاخه خود و برادران تنیاش (بنیفاطمه) قطعی کرده است. انتصاب فرزندش، شیخ خالد بن محمد، به عنوان ولیعهد ابوظبی در سال ۲۰۲۳، پیامی واضح از انتقال قدرت به نسل جدید در خط مستقیم خانوادگی بود. در همین حال، برادرش شیخ طحنون بن زاید به عنوان مشاور امنیت ملی و مدیر ابرصندوقهای سرمایهگذاری، کانون ثقل امپراتوری امنیتی و مالی امارات باقی ماند.
با این حال، کارنامه بن زاید خالی از نقد و چالش نیست. نقش امارات در مناقشات منطقهای بهویژه یمن و سودان، انتقادات مداوم نهادهای بینالمللی حقوق بشری را به همراه داشته است. در سطح داخلی نیز، عدم وجود فضای نقد سیاسی و کنترل شدید نظارتی بر رسانهها، همواره مورد نقد ناظران غربی بوده است. همچنین، صعود سریع عربستان سعودی با برنامههای پرشتاب «چشمانداز ۲۰۳۰» محمد بن سلمان، رقابتی سنگین و آشکار را میان ابوظبی و ریاض برای جذب سرمایه و رهبری اقتصادی منطقه شکل داده است.
۳۱۲۵۷





نظر شما