به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قرآن کریم در سوره مطففین از اثری سخن میگوید که گناه به مرور زمان بر قلب انسان باقی میگذارد؛ اثری که اگر ادامه پیدا کند، دل را زنگار میگیرد و میان بنده و پروردگارش حجابی ایجاد میکند؛ حجابی که انسان را از درک حقیقت و بهرهمندی از قرب الهی دور میسازد.
بنابر روایت فارس، در این بخش از سوره مطففین، فضای آیات از بیان سرنوشت فاجران و مفهوم «سِجّین» به جایگاه ابرار و «عِلّیّین» منتقل میشود. قرآن در ادامه، تقابلی قابل تأمل میان رفتار گناهکاران در دنیا و سرانجام آنان در قیامت ترسیم میکند.
«سجین» و «علیین»؛ دو سرنوشت در برابر دو انتخاب
آیات ۷ تا ۳۴ سوره مطففین، تصویری روشن از فرجام انسانهایی ارائه میکند که در دنیا حقیقت را انکار کردهاند و در نقطه مقابل، جایگاه کسانی را به تصویر میکشد که راه ایمان و نیکوکاری را برگزیدهاند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را در ادامه هشدارهای ابتدای سوره درباره کمفروشی و بیتوجهی به قیامت میداند. از این منظر، قرآن تأکید میکند که رفتار انسان در دنیا بدون نتیجه باقی نمیماند و اعمال او در نهایت، در سرنوشت نهاییاش آشکار خواهد شد.
«سجین»؛ سرانجام گناهی که راه انسان را میبندد
قرآن درباره سرنوشت فاجران میفرماید: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ». سپس برای نشان دادن عظمت این مفهوم میپرسد: «وَمَا أَدْرَاکَ مَا سِجِّینٌ»؛ چه میدانی سِجّین چیست؟ و در ادامه آن را «کِتَابٌ مَرْقُومٌ» معرفی میکند.
علامه طباطبایی با مقایسه این بخش با آیات مربوط به «علیین»، «سجین» را در نقطه مقابل آن قرار میدهد؛ مفهومی که در آن معنای حبس و فروافتادن دیده میشود. بر اساس تفسیر المیزان، این تعبیر صرفاً به یک مکان مادی و فیزیکی اشاره ندارد، بلکه با وضعیت وجودی فاجران و گرفتار شدن آنان در پیامد اعمالشان ارتباط دارد.

انکار قیامت از چه نقطهای آغاز میشود؟
آیات ۱۰ تا ۱۳ سوره مطففین، ریشه این سقوط را در تکذیب «یوم الدین» معرفی میکند: «الَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ».
قرآن در ادامه روشن میکند که تکذیب روز جزا از سوی هر انسانی صورت نمیگیرد، بلکه کسانی چنین رویکردی دارند که «کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ»؛ یعنی اهل تجاوز و گناه هستند.
هنگامی که آیات الهی برای چنین فردی تلاوت میشود، به جای پذیرش و تأمل، میگوید: «أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ»؛ اینها افسانههای پیشینیان است. اما قرآن در ادامه، علت عمیقتر این واکنش را بیان میکند: «بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ».
یعنی آنچه به دست آوردهاند، همچون زنگاری بر دلهایشان نشسته است.
از نگاه المیزان، نکته مهم در این آیه آن است که گناه تنها یک رفتار ظاهری و بیرونی نیست؛ تکرار گناه میتواند به تدریج حجابهایی در برابر درک حقیقت ایجاد کند. علامه طباطبایی همچنین «حجاب» در آیه بعد را با محرومیت از کرامت و قرب الهی مرتبط میداند.
«علیین»؛ سرنوشت ابرار و جایگاه قرب الهی
در برابر سرنوشت فاجران، قرآن کریم میفرماید: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ».
همانگونه که «سجین» با مفهوم فروافتادن و حبس ارتباط دارد، «علیین» در تفسیر المیزان با علو، درجات بلند و جایگاه قرب الهی پیوند دارد.
سپس قرآن این کتاب را «مَرْقُومٌ» معرفی میکند و میفرماید: «یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ». بنابراین همانطور که برای فاجران سرنوشتی مشخص و ثبتشده وجود دارد، ابرار نیز به سرنوشتی روشن دست مییابند؛ سرنوشتی که با مقام قرب و نزدیکی به خداوند ارتباط دارد.

بهشت؛ نعمتی که آثارش در چهره انسان آشکار میشود
از آیه ۲۲ سوره مطففین به بعد، توصیف قرآن از بهشت ملموستر میشود: «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ».
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، «نعیم» را نعمتی فراوان و گسترده میداند؛ نعمتی که وصف کامل آن در اندازه بیان نمیگنجد.
قرآن میفرماید: «عَلَی الْأَرَائِکِ یَنْظُرُونَ»؛ آنان بر جایگاههای آرامش نشستهاند و به نعمتها و مناظر بهشتی مینگرند.
حتی آثار این نعمت و سعادت در چهره آنان نمایان است: «تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ».
به تعبیر المیزان، «نضره» به شادابی و رونقی گفته میشود که از برخورداری از نعمت سرچشمه میگیرد. به این ترتیب، سعادت و آرامش درونی انسان میتواند در ظاهر او نیز جلوهگر شود.
قرآن رقابت را نفی نمیکند؛ مقصد رقابت را تغییر میدهد
یکی از تعبیرهای قابل توجه این بخش از سوره مطففین، در توصیف نوشیدنی بهشتی آمده است: «یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ»؛ نوشیدنی پاک و خالصی که با مهر و نشانهای ویژه محفوظ مانده است.
سپس قرآن میفرماید: «خِتَامُهُ مِسْکٌ» و بلافاصله دعوتی تربیتی و اجتماعی را مطرح میکند: «وَفِی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ».
علامه طباطبایی «تنافس» را به معنای مسابقه و رقابت برای دستیابی به یک مطلوب میداند و این آیه را دعوتی برای سبقت گرفتن در دستیابی به نعمتهای الهی معرفی میکند.
از این منظر، قرآن اصل رقابت را نفی نمیکند؛ بلکه جهت و هدف آن را اصلاح میکند. رقابت حقیقی نباید بر سر امور زودگذر و دنیوی باشد، بلکه باید در مسیر خیر، سعادت و دستیابی به رضایت الهی شکل بگیرد.
روزی که جای خندهها تغییر میکند
آیات ۲۹ تا ۳۳ سوره مطففین، رفتار اهل گناه در دنیا را به تصویر میکشد: «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کَانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ».
آنان مؤمنان را به تمسخر میگرفتند و هنگام عبورشان با اشاره و چشم و ابرو، رفتار تحقیرآمیز خود را نشان میدادند: «یَتَغَامَزُونَ».
حتی پس از بازگشت به نزد خانوادههایشان نیز با سرخوشی از این رفتار سخن میگفتند و درباره مؤمنان ادعا میکردند: «إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ»؛ اینان گمراه هستند.
اما قرآن با جملهای کوتاه این تصور را کنار میزند: «وَمَا أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حَافِظِینَ».
آنان مأمور و نگهبان مؤمنان نبودند که درباره ایمان و سرنوشت آنان داوری کنند. این تعبیر در حقیقت کنایهای به کسانی است که خود را صاحب اختیار و حق داوری درباره ایمان دیگران میپنداشتند.
سپس ورق برمیگردد و وضعیت تغییر میکند: «فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ».
در قیامت، مؤمنان از کافران میخندند؛ نه از روی ظلم و تمسخر بیدلیل، بلکه در برابر سرانجام رفتاری که آنان در دنیا نسبت به مؤمنان داشتند.
تقدم عبارت «مِنَ الْکُفَّارِ» بر «یَضْحَکُونَ» نیز بر همین تقابل تأکید دارد؛ امروز دیگر این کافران نیستند که مؤمنان را به تمسخر میگیرند، بلکه مؤمنان شاهد فرجام کسانی هستند که در دنیا آنان را تحقیر میکردند.
در نهایت، کسانی که در دنیا خود را برتر از مؤمنان میدیدند، با نتیجه اعمال و انتخابهای خود مواجه میشوند و کسانی که به دلیل ایمانشان مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفته بودند، در جایگاه آرامش و نعمت قرار میگیرند.
این آیات یادآور میشود که ارزش انسان را نمیتوان با قضاوتهای زودگذر و معیارهای ظاهری دنیا سنجید؛ آنچه در نهایت باقی میماند، حقیقت اعمال انسان و جایگاهی است که او با انتخابها و رفتارهای خود برای خویش رقم زده است.
تلاوت این آیات از سوره مطففین را که در صفحه ۵۸۸ قرآن کریم قرار دارد، ببینید و بشنوید.





نظر شما