به گزارش خبرآنلاین، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در گفتوگو با شان هنیتی در شبکه فاکسنیوز، با دفاع از کارزار نظامی واشنگتن مدعی شد که پنج سال بعد همگان خواهند گفت باورکردنی نیست چطور اجازه داده شد ایران در پناه یک سپر تسلیحات متعارف برنامه سلاح هستهای خود را بسازد و خاورمیانه صاحب یک کره شمالی دیگر شود.
روبیو ادعا کرد که جهان در آستانه چنین سناریویی قرار داشت و اقدامات نظامی دونالد ترامپ مانع از تحقق آن شد.
در واکنش به این ادعاها، دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) در یادداشتی تحلیلی در شبکه اجتماعی ایکس تصریح کرد که در ارزیابی کشوری به پیچیدگی ایران، باید به واقعیتهای عینی پایبند بود.
این کارشناس امنیتی یادآور شد که در آستانه وقوع جنگ، ایران یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین زرادخانههای موشکی و پهپادی منطقه را در اختیار داشت، اما با این وجود همچنان از آستانه نهایی سلاح هستهای عبور نکرده بود.
ایران توانمندیهای هستهای بسیار نگرانکنندهای را انباشته بود و آژانس بینالمللی انرژی اتمی همواره از مسائل پادمانی حلنشده گزارش میداد، اما واقعیت بنیادین این است که داشتن توانایی حرکت به سوی بمب، اساساً با اتخاذ تصمیم سیاسی برای ساخت آن تفاوت دارد.
به عقیده سیترینوویچ، پایههای محکمی وجود ندارد که نشان دهد توسعه تسلیحاتی ایران از یک استراتژی خطی پیروی کرده است؛ فرضیهای که مقامات واشنگتن ترویج میکنند و مدعیاند تهران ابتدا به دنبال انباشت موشکها برای ایجاد چتر دفاعی بود تا در پناه آن به سمت سلاح اتمی برود.
سرمایهگذاری هنگفت ایران در حوزه موشکها و پهپادها اساساً برآمده از دکترین نظامی نامتقارن این کشور در برابر دشمنانی بود که از برتری هوایی و نظامی متعارف برخوردار بودند، تا از طریق تهدید پایگاههای آمریکا، اسرائیل و زیرساختهای منطقه، بازدارندگی دفاعی ایجاد کند.
تفاوت محاسبات موشکی با تصمیمگیری در آستانه هستهای
محاسبات هستهای ایران روندی کاملاً متفاوت از توسعه موشکی را طی کرده است.
تهران سالها بدون اتخاذ تصمیم نهایی برای ساخت سلاح، در آستانه اتمی باقی ماند، زیرا رهبری کشور دلایل نیرومندی برای نگرانی از پیامدهای خیز آشکار به سوی بمب داشت؛ پیامدهایی چون درگیری نظامی، انزوای بینالمللی و شکلگیری دومینوی اشاعه تسلیحات در منطقه.
به همین دلیل، استدلال افرادی چون روبیو مبنی بر اینکه «نابودی توان موشکی ایران پیششرط جلوگیری از گریز هستهای بوده است»، با واقعیت همخوانی ندارد.
پیش از جنگ، تهران آمادگی خود را برای مذاکره بر سر اعمال محدودیتهای عمده در برنامه هستهای نشان داده بود، حتی در شرایطی که حاضر به مذاکره بر سر توان موشکی خود نبود؛ این امر ثابت میکند ایران برنامه موشکی و پیشرفت هستهای را دو جزو جداییناپذیر از یک بسته راهبردی واحد نمیدید.
سیترینوویچ هشدار میدهد که جنگ کنونی این معادله را بسیار خطرناکتر کرده است.
حملات نظامی میتوانند تاسیسات، پرتابگرها و موشکها را تخریب کنند، فرماندهان و دانشمندان را هدف قرار دهند و توانمندیها را به تاخیر بیندازند، اما همزمان میتوانند مباحثات داخلی تهران را درباره چرایی نیاز به بازدارندگی نهایی دگرگون سازند.
پرسش کلیدی این نیست که چه میزان از زیرساختها تخریب شده، بلکه این است که آیا جنگ به تقویت جریانهایی در ساختار تصمیمگیری ایران منجر شده که معتقدند ماندن زیر آستانه هستهای، کشور را در وضعیتی خطرناک و آسیبپذیر رها میکند؟
خطای محاسباتی واشنگتن و پیامدهای معکوس فشار نظامی
پژوهشگر ارشد موسسه امنیت ملی اسرائیل خاطرنشان ساخت که اگر واشنگتن تصور کند ایران نباید هیچ زرادخانه موشکی متعارفی داشته باشد، ناچار است مانع از بازسازی توان موشکی آن نیز بشود.
این رویکرد، آمریکا را وارد تلاشی بیپایان برای سرکوب روند احیای قدرت نظامی متعارف تهران خواهد کرد که به معنای ورود به چرخهای فرسایشی از حملات نظامی مداوم است، زیرا ایران هرگز از موشکهای بالستیک خود که ستون فقرات دفاع ملی است چشمپوشی نخواهد کرد.
معمای کاخ سفید زمانی پیچیدهتر میشود که مواضع خود دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز با این ادعاها همخوان نیست؛ ترامپ در ۲۷ خرداد گذشته صراحتاً گفت که نباید خواستار برچیده شدن کامل موشکهای ایران شد، زیرا سایر کشورهای منطقه نیز موشک دارند.
به باور سیترینوویچ، گزینههای پیش روی واشنگتن اکنون در دو مسیر خلاصه میشود: نخست، پذیرش توافقی با نظارتهای شدید و راستیآزمایی بر برنامه هستهای در ازای ارائه امتیازات اقتصادی و مالی ملموس به تهران؛ و دوم، تداوم بیشینهسازی فشارهای نظامی و اقتصادی با توهم تسلیم ایران.
وی در پایان تاکید کرد که انتخاب مسیر دوم خطرات اشاعه را تشدید میکند، زیرا تداوم فشارها لزوماً به تسلیم منتهی نخواهد شد.
در چنین شرایطی، تجربه تحمیل جنگ ممکن است رهبران ایران را به این نتیجه برساند که ماندن دائمی در آستانه هستهای خطایی مرگبار است و فشارهایی که مدعی جلوگیری از ساخت بمب بودند، استدلال کسانی را به کرسی مینشاند که معتقدند تنها دستیابی به بازدارندگی هستهای میتواند امنیت پایدار کشور را تضمین کند.
۴۲/۴۲





نظر شما