به گزارش خبرآنلاین، دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) در یادداشتی تحلیلی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که مباحثات روزافزون پیرامون ایران، ابزار را با هدف نهایی اشتباه گرفتهاند.
بیتردید فشارهای ایالات متحده بر ایران از این منظر که هزینههای اقتصادی شدیدتر و فلجکنندهتری تحمیل میکند کارایی داشته است.
اما این موفقیت تاکتیکی به هیچ وجه به معنای دستیابی به هدف استراتژیک نیست.
این کارشناس امنیتی تاکید کرد که پرسش کلیدی این نیست که فشارها تا چه اندازه دردناک شده است.
پرسش اصلی این است که آیا این درد اقتصادی در نهایت تهران را به تسلیم وادار میسازد یا مواضع بنیادین آن را دگرگون میکند یا خیر؛ پاسخی که به عقیده او کاملاً منفی است.
در واقع، تهران بر پایه فرضی کاملاً وارونه عمل میکند.
محاسبه رهبران ایران این است که در یک هماوردی طولانیمدت بر سر استقامت و تابآوری، واشنگتن در نهایت بسیار زودتر از تهران مجبور به سازش خواهد شد.
تهران بر این باور است که میتواند فشارهای سنگین اقتصادی را جذب و مهار کند و همزمان با تشدید گزینشی تنش، منتظر تشدید بحرانهای سیاسی و اقتصادی درون ساختار ایالات متحده بماند.
فشار یک ابزار است، نه یک استراتژی کلان
سیترینوویچ خاطرنشان ساخت که به همین دلیل، اثربخشی محاصره فعلی را نباید اساساً با سنجههایی چون شمار بشکهها، ارقام دلاری، نرخ تورم یا میزان خسارتهای مالی سنجید.
این شاخصها صرفاً نشان میدهند که واشنگتن چه میزان درد اقتصادی به طرف مقابل تحمیل کرده است.
اما این دادههای آماری هرگز مشخص نمیکنند که آیا این درد به نتیجه سیاسی مطلوب و تعیینشده منجر شده است یا خیر.
این تحلیلگر ارشد موسسه امنیت ملی اسرائیل در پایان تصریح کرد که فشار صرفاً یک ابزار است، نه یک استراتژی جامع.
اگر هدف واقعی واشنگتن وادار کردن ایران به تسلیم است، یگانه شاخص معتبر برای سنجش موفقیت این است که آیا تهران واقعاً در مسیر تسلیم گام برمیدارد یا نه؛ واقعیتی که تاکنون هیچ نشانه و دلیلی برای باور به وقوع آن وجود ندارد.





نظر شما