به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صبحی صاف و بهاری در سال ۱۸۳۸، نقاش و مخترع فرانسوی، لویی داگر، سهپایهای را که جعبهای چوبی و کوچک روی آن قرار داشت، روی بام استودیوی خود در پاریس گذاشت. این وسیله یک اتاق تاریک یا کَمِرا آبسکیورا بود؛ ابزاری ساده که هنرمندان قرنها از آن برای دریافت نور و ایجاد تصویر وارونه استفاده میکردند؛ اما داگر در تلاش بود دست به کاری انقلابی بزند. او با استفاده از مواد شیمیایی حساس به نور و صفحات نقرهای صیقلی، میکوشید برخی از نخستین عکسهای جهان را با وضوح بالا و ظاهری طبیعی ثبت کند.
داگر دوربین خود را به سمت خیابان شلوغی که پایین پایش قرار داشت نشانه رفت. بلوار دو تَمپل که پاریسیها آن را «بلوار جنایت» مینامیدند، میزبان حدود شش تئاتر محبوب بود و حتی ساعت هشت صبح نیز خیابان مملو از عابران، دستفروشان و درشکههای اسبی بود.
داگر دریچه لنز دوربین را باز کرد و زمان نوردهی را پنج دقیقه در نظر گرفت؛ زمانی به اندازه کافی طولانی تا تصویری موقت روی صفحهای که درون جعبه آمادهسازی شده بود، ثبت شود. داگر پس از بازگشت به استودیوی خود، فرایند عکاسیای را که ۱۴ سال روی آن کار کرده بود تکمیل کرد و تصویری براق و بلورین از بلوار دو تَمپل به دست آورد؛ تصویری که نمونهای اولیه از چیزی بود که بعدها داگرئوتیپ نام گرفت.
داگرئوتیپ سال ۱۸۳۸ با عنوان نمایی از بلوار دو تَمپل برای خود داگر چندان اثر ویژهای محسوب نمیشد. این تصویر یکی از سه عکس آزمایشی بود که او در همان روز گرفت تا نشان دهد فرایند داگرئوتیپ در شرایط مختلف نوری چگونه عمل میکند. از آنجا که زمان نوردهی چند دقیقه طول میکشید، در عکسها بلوار دو تَمپل کاملاً خالی به نظر میرسد. هر چیزی که در حال حرکت بود، ازجمله تمام درشکهها و عابران، یا اصلاً در تصویر ثبت نشده یا بهشدت محو شده بود.
بهجز یک نفر
در یکسوم پایینی سمت چپ عکسی که ساعت هشت صبح گرفته شده، مردی دیده میشود که روی پیادهرو، نزدیک پیچ بلوار، ایستاده است. به نظر میرسد یک پایش را روی جعبهای گذاشته؛ احتمالاً برای اینکه کفشهایش را واکس بزنند. واکسی یا کفاشی که مشغول واکس زدن کفشهای اوست، از زاویه دید دوربین پنهان مانده است. داگر قصد نداشت از این مرد عکس بگیرد، اما او تنها موجود زندهای در قاب بود که توانست تمام پنج دقیقه زمان نوردهی بدون حرکت بایستد.
هویت این مرد ناشناخته است؛ و این موضوع مایه تأسف است، زیرا مورخان اکنون بر این باورند که نمایی از بلوار دو تَمپل اثر داگر در سال ۱۸۳۸، قدیمیترین عکس شناختهشده جهان است که در آن یک انسان بهوضوح دیده میشود. داستان این عکس به نخستین روزهای اختراع عکاسی بازمیگردد و تقریباً دو بار در تاریخ به فراموشی سپرده شد.
به نظر میرسد یک پایش را روی جعبهای گذاشته و احتمالاً در حال واکس زدن کفشهایش است.
عکس: آلامی استوک فوتو
لویی داگر و اختراع عکاسی
لویی داگر پیش از آنکه عکاسی را اختراع کند، به عنوان خالق «دیوراما»ی پاریس شهرت داشت؛ نمایشی تئاتری که میتوان آن را نسخهای ابتدایی از سینما دانست. تماشاگران وارد ساختمانی شبیه انبار میشدند و مقابل پردهای بزرگ و نقاشیشده مینشستند که در یکی از نمایشها، روستایی آرام در منطقه آلپ را به تصویر میکشید.
مایک رابینسون، پژوهشگر آثار داگر و عکاس فعال در زمینه داگرئوتیپ، توضیح میدهد: «وقتی نقاشی را با نور از روبهرو مشاهده میکنید، یک جلوه را میبینید، اما در داخل دیوراما آینهها و بازتابدهندهها، قرقرهها و کابلهایی وجود دارد که محل تابش نور را تغییر میدهند.» داگر با دستکاری نورپردازی و افزودن جلوههای صوتی، صحنه ثابت را جان میبخشید؛ به گونهای که در یک لحظه، رانش زمین ظاهر میشد و گویی روستا را میبلعید.
«دیوراما» در سال ۱۸۲۲ افتتاح شد و تنها چند سال بعد، داگر آزمایشهای خود را در زمینه عکاسی آغاز کرد. او با خود میاندیشید که اگر بتواند تصاویری واقعاً طبیعی و زنده از صحنههایی که در نمایشهای دیوراما به تصویر میکشید ثبت کند، این نمایشها تا چه اندازه میتوانند برای مخاطبان فراگیرتر و غوطهورکنندهتر شوند. داگر که تاجری زیرک نیز بود، همچنین میخواست نسخههای یادگاری در ابعاد کوچک از نقاشیهای دیوراما تهیه کند و آنها را به گردشگران بفروشد.
در اواخر دهه ۱۸۲۰، داگر مکاتبه با نیکفور نیپس، مخترع فرانسوی دیگری را که روی همان مسئله کار میکرد، آغاز کرد؛ اینکه چگونه میتوان با استفاده از شیمی و نور، تصاویر دائمی ثبت کرد. این دو در سال ۱۸۲۹ به طور رسمی با یکدیگر شریک شدند. نیپس روشی را با نام هلیوگراف یا «نقاشی با خورشید» ابداع کرد که میتوانست تصویری کمرنگ را روی صفحهای از جنس پیوتر صیقلی که با مواد شیمیایی حساس به نور پوشانده شده بود، ثبت کند.
هلیوگراف نیپس در سال ۱۸۲۷ با عنوان نمایی از پنجره در لو گرا، اکنون قدیمیترین عکس باقیمانده جهان محسوب میشود. ثبت این تصویر به شش روز کامل نوردهی نیاز داشت، اما حتی با این میزان نور، تصویر نهایی همچنان تاریک و محو بود. نیپس و داگر آزمایشهایی را با لنزهای قدرتمندتر و ترکیبهای مختلفی از مواد شیمیایی و مواد حساس به نور انجام دادند. پس از مرگ نیپس در سال ۱۸۳۳، داگر آزمایشهای خود را روی فرایند عکاسی ادامه داد و سرانجام داگرئوتیپ را توسعه داد؛ روشی که در سال ۱۸۳۹ به طور عمومی معرفی شد.
عکس: SSPL از طریق گتی ایمیجز
هیجان درباره داگرئوتیپ بالا میگیرد
ساخت یک داگرئوتیپ فرایندی بسیار دقیق و ظریف بود. داگر کار را با صفحهای از مس که سطح آن کاملاً صیقلی و با لایهای از نقره پوشانده شده بود آغاز میکرد و سپس آن را با بخار ید، که به نور حساس بود، آماده میکرد. صفحه پس از آن داخل دوربین قرار میگرفت و بسته به شرایط، بین سه تا ۲۵ دقیقه در معرض نور متمرکز قرار میگرفت. سپس صفحه درون جعبهای دربسته قرار داده میشد و در معرض بخار جیوه جوشان قرار میگرفت. جیوه با سطح حساس به نور واکنش نشان میداد و روی سطح نقرهای بازتابنده، بلورهای دانهدانه و میکروسکوپی تشکیل میداد.
رابینسون میگوید: «گرد و غبار روی یک آینه را تصور کنید. گرد و غبار سفید است و آینه سیاهی را بازتاب میدهد و همین باعث شکلگیری سایهها میشود. این فرایند تصویری شگفتانگیز ایجاد میکند که از نظر وضوح، تا امروز نیز نمونهای همسطح با آن به وجود نیامده است.»
در اواخر دهه ۱۸۳۰، داگر برای اختراع تحولآفرین خود تبلیغات و فضاسازی عمومی را آغاز کرده بود. طرح تجاری او که با همکاری پسر نیپس تدوین شده بود، این بود که فناوری داگرئوتیپ را از طریق فروش اشتراک عرضه کند. داگر برای ایجاد هیجان و جلب توجه، بازدیدهای خصوصی از استودیوی خود را برای روزنامهنگاران و دیگر چهرههای بانفوذ ترتیب میداد تا تصاویر اولیه داگرئوتیپ خود، ازجمله نمایی از بلوار دو تَمپل، را به آنها نشان دهد.
ژول ژانَن، روزنامهنگار سرشناس فرانسوی، از آنچه دید شگفتزده شد. ژانَن در مجله L’Artiste نوشت: «هیچ نقاشیِ هیچیک از بزرگترین استادان، هرگز به آن نزدیک نشده است. اگر کلیت تصویر تحسینبرانگیز است، جزئیات آن بینهایت است.»
ساموئل مورس، مخترع آمریکایی، نیز یکی دیگر از بازدیدکنندگان سرشناس استودیوی داگر بود. مخترع تلگراف، ذرهبینی را روی نمایی از بلوار دو تَمپل گرفت و برداشت خود از این عکس را برای روزنامه نیویورک آبزرور شرح داد و به طور ویژه به پیکر تنها انسان موجود در تصویر اشاره کرد.
مورس گفت: «اشیایی که در حال حرکت هستند، ثبت نمیشوند. بلوار که همیشه مملو از انبوه عابران و درشکههای در حال حرکت بود، کاملاً خالی به نظر میرسید، جز یک نفر که داشت کفشهایش را واکس میزد. پاهای او طبیعتاً مجبور بودند مدتی بیحرکت بمانند؛ یکی روی جعبه واکسی و دیگری روی زمین. درنتیجه، کفشها و پاهای او بهخوبی مشخص شدهاند، اما از آنجا که بدن و سرش در حال حرکت بودهاند، این دو بخش در تصویر دیده نمیشوند.»
اگرچه نمایی از بلوار دو تَمپل قدیمیترین عکس شناختهشده و باقیماندهای است که در آن یک انسان دیده میشود، رابینسون میگوید شواهدی وجود دارد که نشان میدهد داگر در اواخر دهه ۱۸۳۰ آزمایشهایی برای ثبت پرتره انجام داده بود، اما هیچیک از آن تصاویر باقی نماندهاند. برای مثال، در نامهای که در سال ۱۸۳۹ به ویلیام هنری فاکس تالبوت، پیشگام عکاسی بریتانیایی، نوشته شد، یکی از دوستان او به تالبوت اطلاع داد: «داگر از خودش پرترهای گرفته که گفته میشود عالی است.»
عکس: آلامی استوک فوتو
هدیه فرانسه به جهان
داگر درنهایت طرح فروش اشتراک را کنار گذاشت و دولت فرانسه حقوق فرایند داگرئوتیپ را به دست آورد و به داگر و پسر نیپس، مستمری مادامالعمر اعطا کرد.
در ۱۹ اوت ۱۸۳۹ [۲۸ مرداد ۱۲۱۸]، مقامهای فرانسوی اعلام کردند که داگرئوتیپ «هدیه فرانسه به جهان» خواهد بود. داگر یک دفترچه راهنمای ۷۹ صفحهای منتشر کرد و این فناوری انقلابی برای استفاده همگان به صورت رایگان در دسترس قرار گرفت؛ البته در انگلستان اینگونه نبود، زیرا داگر در آنجا اختراع خود را به ثبت رسانده بود.
رابینسون میگوید: «در عرض چند روز، تمام مغازههای عینکسازی و تجهیزات اپتیکی پاریس، لنزهای خود را فروختند و تمام ید موجود در شهر خریداری شد. مردم شروع کردند به کوبیدن سکهها و تبدیل آنها به صفحات نقرهای و ناگهان در سراسر پاریس، سهپایههایی دیده میشد که جعبههایی روی آنها قرار داشت. از آنجا، داگرئوتیپ مانند آتش در سراسر جهان گسترش یافت.»
به دلیل عرضه این فناوری به شکل «متنباز»، مخترعان دیگر توانستند فرایند داگرئوتیپ را بهسرعت بهبود دهند و زمان نوردهی را از پنج دقیقه به کمتر از یک دقیقه کاهش دهند. حالا دیگر افراد برای عکس گرفتن مجبور نبودند مدت طولانی بیحرکت بنشینند و به همین دلیل، عکاسی پرتره با داگرئوتیپ در دهه ۱۸۴۰ به صنعتی پررونق تبدیل شد. خیلی زود، در شهرهای سراسر آمریکا استودیوهای داگرئوتیپ به وجود آمدند که برای مشتریان رو به رشد طبقه متوسط، پرتره تهیه میکردند.
نخستین عکس از یک انسان چه سرنوشتی پیدا کرد؟
پس از دوران اوج داگرئوتیپ در دهههای ۱۸۴۰ و ۱۸۵۰، این فناوری جای خود را به سیستمهایی داد که میتوانستند از یک نگاتیو واحد، نسخههای چاپی متعددی تولید کنند. با عرضه دوربین کداک در سال ۱۸۸۸، عکاسی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شد.
با آغاز قرن بیستم، عکس انسانها آنقدر فراگیر شده بود که دیگر کسی به این فکر نمیکرد نخستین عکس از یک انسان چه زمانی گرفته شده است. در همین میان، نمایی از بلوار دو تَمپل تقریباً به طور کامل از تاریخ محو شده بود. در ۸ مارس ۱۸۳۹ [۱۷ اسفند ۱۲۱۷]، آتشسوزی در «دیوراما» رخ داد و استودیوی داگر را از بین برد، اما این عکس یکی از معدود آثاری بود که از آتشسوزی جان سالم به در برد. در اکتبر همان سال، داگر نمایی از بلوار دو تَمپل را همراه با دو داگرئوتیپ اولیه دیگر، در قالب یک «سهلتی» قابشده به لودویگ اول، پادشاه باواریا، هدیه کرد.
هدیه داگر در گوشهای آرام از موزه ملی باواریا نصب شد؛ جایی که نمایی از بلوار دو تَمپل در دهه ۱۹۳۰ از روی اثر اصلی عکاسی شد. این عکسها که نخستین بار در کتاب بومونت نیوهال با عنوان تاریخ عکاسی از ۱۸۳۹ تا امروز در سال ۱۹۴۹ منتشر شدند، بار دیگر تصویر تاریخی داگر را از نابودی کامل نجات دادند.
به گزارش پژوهشگر اشتفن زیگل، در جریان جنگ جهانی دوم، مرمتگران موزه ملی باواریا مرتکب اشتباهی سرنوشتساز شدند، آنها هنگام تلاش برای مرمت سه داگرئوتیپ موجود در این سهلتی، به صفحات آسیب جدی وارد کردند. تلاش ناموفق دیگری برای مرمت آثار در دهه ۱۹۷۰ انجام شد که درنهایت تصاویر را کاملاً از بین برد.
تنها تصاویری که امروزه از نمایی از بلوار دو تَمپل و نخستین انسانی که از او عکس گرفته شد باقی ماندهاند، نسخههایی از همان عکسهایی هستند که در دهه ۱۹۳۰ تهیه شدند. رابینسون میگوید از آنجا که حتی بهترین عکسهای امروزی نیز وضوح و جزئیات یک داگرئوتیپ را ندارند، «آنچه ما از آن تصویر میبینیم احتمالاً حتی نزدیک به چیزی نیست که نسخه اصلی واقعاً به نظر میرسیده است.»
بازدیدکنندگان موزه ملی باواریا امروزه تنها یک بازسازی باکیفیت از نمایی از بلوار دو تَمپل را میتوانند ببینند.
منبع: www.history.com
۲۵۹






نظر شما