به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در هشتم مارس ۱۹۶۵ [۱۷ اسفند ۱۳۴۳]، نخستین نیروهای رزمی زمینیِ رسمی آمریکا به ساحل «دا نانگ» قدم گذاشتند؛ آنها نه با آتش گلوله دشمن، بلکه با استقبال گرم دختران جوان ویتنامی که به سویشان حلقههای گل پرتاب میکردند، روبهرو شدند. از نگاه اغلب ناظران، این رویداد نمایشی پرقدرت از اقتدار ایالات متحده بود. با این حال، در لایههای زیرین این استراتژی، زنجیرهای مرگبار از تلهها، خطاهای فاحش، کوتهبینیهای تاریخی و پارانویای سیاسی نهفته بود که آمریکا را در دام توجیهات ساختگی خودش گرفتار کرد.
منبع: کتابخانه کنگره / ویکیمدیا کامنز)
شطرنج جنگ سرد: تله مرگبار «مهار»
پس از جنگ جهانی دوم، دکترین ترومن در سال ۱۹۴۷ سنگ بنای رویکردی را گذاشت که با نام سیاست «مهار» شناخته شد؛ سیاستی مبنی بر اینکه ایالات متحده باید کمکهای سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را به همه کشورهای دموکراتیکی که در معرض تهدید فشارهای کمونیستیِ داخلی یا خارجی هستند، گسترش دهد. اما سیاستگذاران واشنگتن خیلی زود در سال ۱۹۴۹ با یک بحران سیاسی جدی روبهرو شدند؛ یعنی زمانی که در جریان جنگ داخلی چین، این کشور به دست نیروهای کمونیست مائو تسهتونگ سقوط کرد.
رهبران آمریکا به این باور قطعی رسیده بودند که هرگونه گسترش بیشتر کمونیسم در آسیا غیرقابل قبول است و به اعتبار و امنیت ایالات متحده لطمه خواهد زد. درنتیجه، ویتنام دیگر ملتی دیده نمیشد که در پی رهایی از یوغ استعمار است، بلکه به مهرهای پیاده در یک بازی شطرنج جهانی بدل شد.
منبع: کتابخانه ریاستجمهوری آیزنهاور / ویکیمدیا کامنز
لغو انتخاباتی که تجزیه ویتنام را تثبیت کرد
در سال ۱۹۵۴، دوایت دی. آیزنهاور، رئیسجمهور آمریکا، فرضیهای را بر سر زبانها انداخت که به «نظریه دومینو» معروف شد. از دیدگاه آیزنهاور، سلطه کمونیستها بر منطقه هندوچین موجب میشد تا دیگر کشورهای جنوب شرقی آسیا نیز همانند قطعات متوالی یک دومینو، یکی پس از دیگری به دامن کمونیسم سقوط کنند؛ او حتی بیم آن را داشت که درنهایت کار به جایی برسد که استرالیا و نیوزیلند نیز به خطر بیفتند. درستی این احساس خطر زمانی تأیید شد که نیروهای فرانسوی در سال ۱۹۵۴ در «دین بین فو» شکستی تحقیرآمیز و سنگین از نیروهای «ویت مین» به فرماندهی ژنرال «وو گوین جیاپ» متحمل شدند.
در پی این شکست، توافقنامه ژنو در ۲۱ ژوئیه ۱۹۵۴ [۳۰ تیر ۱۳۳۳] به امضا رسید. طبق این معاهده، ویتنام به طور موقت در مدار ۱۷ درجه به دو بخش ویتنام شمالی و جنوبی تقسیم شد تا دو سال بعد (در ژوئیه ۱۹۵۶)، با برگزاری یک انتخابات ملی، کشور دوباره به صورت یکپارچه درآید.
با فشارهای آمریکا، در سال ۱۹۵۵ یک حکومت بهشدت ضدکمونیستی به رهبری پرزیدنت «انگو دین دیم» در ویتنام جنوبی بر سر کار آمد. زمانی که آشکار شد «هو شی مین»، رهبر ملیگرا و کمونیست، برنده قطعی انتخابات برنامهریزیشده در سال ۱۹۵۶ خواهد بود، ایالات متحده از تصمیم «دیم» مبنی بر لغو این انتخابات حمایت کرد. درنتیجه، تا سال ۱۹۶۰، بیش از یک میلیارد دلار کمک بلاعوض و حدود ۷۰۰ مستشار نظامی به ویتنام جنوبی اختصاص یافت.
منبع: مرکز ویتنام و آرشیو ویتنام سم جانسون / ویکیمدیا کامنز
کودتاها، ترورها و «چک سفید امضا» برای جنگ
با ورود جان اف. کندی به کاخ سفید در سال ۱۹۶۱، شمار مستشاران نظامی آمریکا در ویتنام از حدود ۹۰۰ نفر به بیش از ۱۶ هزار نفر تا اواخر سال ۱۹۶۳ افزایش یافت. هنگامی که فساد رژیم دیم و رفتارهای سرکوبگرانه او علیه اکثریت بودایی کشور برملا شد، ایالات متحده به طور ضمنی از کودتایی نظامی در نوامبر ۱۹۶۳ حمایت کرد که به ترور پرزیدنت انگو دین دیم انجامید. همزمان با اوجگیری بیثباتی سیاسی در سایگون، خودِ کندی نیز تنها چند هفته بعد ترور شد و برای جانشینش، لیندون بی. جانسون، تعهدی عمیق در این باتلاق به جا گذاشت که دیگر راه بازگشتی از آن متصور نبود.
در ۷ اوت ۱۹۶۴ [۱۶ مرداد ۱۳۴۳]، با تصویب «قطعنامه خلیج تونکین» در کنگره آمریکا – که در پی درگیریهای اوایل همان ماه میان ناوشکنهای آمریکایی و قایقهای اژدرافکن ویتنام شمالی رخ داد – خط قرمزی تاریخی پشت سر گذاشته شد و آمریکا به نقطه بیبازگشت رسید. هرچند این قطعنامه یک اعلان جنگ رسمی نبود، اما در عمل «چک سفیدی» به جانسون داد تا از هر ابزار ممکنی برای پیشگیری از حملات مسلحانه بعدی علیه نیروهای آمریکایی استفاده کند.
جانسون بلافاصله پس از دریافت این مجوز از کنگره، در ۲ مارس ۱۹۶۵[ ۱۱ اسفند ۱۳۴۳] فرمان آغاز «عملیات تندر غلتان» (Operation Rolling Thunder) را صادر کرد؛ اقدامی که نقطه آغازی بر کارزار بمبارانهای هوایی مداوم و گسترده علیه ویتنام شمالی بود. تا پایان سال ۱۹۶۵، حدود ۱۸۰ هزار سرباز آمریکایی به ویتنام جنوبی گسیل شده بودند.
و بیسیمهای صحرایی غنیمتی آمریکایی
چگونه جعبه جادویی تلویزیون، یکشبه افکار عمومی را دگرگون کرد
تا سال ۱۹۶۷، نبرد به یک جنگ فرسایشیِ فرساینده تبدیل شده بود. در ساعات ابتدایی روز ۳۰ ژانویه ۱۹۶۸ [۱۰ بهمن ۱۳۴۶] و در کوران جشنهای سال نوی قمری (که به «عید تِت» معروف است)، نیروهای ارتش ویتنام شمالی و چریکهای ویتکنگ با بهکارگیری تجهیزات و تسلیحات پیشرفته ارسالی از سوی شوروی، به بیش از صد شهر و پایگاه نظامی در سرتاسر ویتنام جنوبی یورش بردند.
اگرچه نیروهای آمریکایی و ارتش ویتنام جنوبی سرانجام توانستند کنترل اوضاع را دوباره در دست بگیرند، اما «حمله تت» یک پیروزی استراتژیک سرنوشتساز برای ویتنام شمالی رقم زد. تا پیش از این عملیات، مقامات رسمی سالها به گوش مردم آمریکا خوانده بودند که «پایان این مسیر تاریک روشن است» و جنگ بهزودی تمام میشود؛ اما دیدن تصاویر نفوذ چریکها به داخل سفارت آمریکا در سایگون از قاب تلویزیونهای خانگی کافی بود تا بخش بزرگی از مردم آمریکا کاملاً علیه جنگ موضع بگیرند.
منبع: ویکیمدیا کامنز
به دنبال پیامدهای شوکهکننده حمله تت، ریچارد نیکسون، رئیسجمهور تازهنفس، در سال ۱۹۶۹ راهبرد «ویتنامیسازی جنگ» را کلید زد؛ برنامهای برای خروج تدریجی سربازان آمریکایی و سپردن تمام بار مسئولیتهای خط مقدم نبرد به دوش ارتش جمهوری ویتنام (ویتنام جنوبی). با وجود این، خونریزیها، جنگ و تلفات تا نزدیک به پنج سال دیگر ادامه پیدا کرد.
در جریان این نبردها، حدود ۵۸ هزار سرباز آمریکایی جان خود را از دست دادند و بیش از ۱۶۸ میلیارد دلار صرف پیشبرد ماشین جنگی آمریکا شد. سرانجام، ایالات متحده در ۲۹ مارس ۱۹۷۳ [ ۹ فروردین ۱۳۵۲]آخرین نیروهای رزمی خود را از خاک ویتنام بیرون کشید.
منبع: thecollector.com
۲۵۹






نظر شما