آرمان نصراللهی؛ اهمیت شوراها را نباید صرفاً در انتخاب شهردار، تصویب بودجه یا نظارت بر عملکرد مدیریت شهری خلاصه کرد. شوراها در حقیقت حلقه ارتباطی میان مردم و ساختار مدیریت محلی هستند. اعضای شورا بیش از هر مسئول دیگری باید با مسائل روزمره شهروندان، مشکلات محلات، کمبود امکانات، مطالبات اجتماعی و ظرفیتهای توسعه آشنا باشند. تصمیمی که در صحن شورا گرفته میشود، ممکن است مستقیماً بر کیفیت زندگی هزاران شهروند تأثیر بگذارد؛ از آسفالت یک خیابان و توسعه فضای سبز گرفته تا حملونقل عمومی، خدمات شهری و حفظ هویت تاریخی و فرهنگی شهر.
با این حال، یکی از پرسشهای اساسی درباره عملکرد شوراها این است که این نهاد تا چه اندازه توانسته به فلسفه اولیه شکلگیری خود وفادار بماند؟ آیا شوراها توانستهاند زمینه مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیریها را فراهم کنند یا در برخی موارد، فعالیت آنها به اختلافات داخلی، مسائل اداری و مناسبات سیاسی محدود شده است؟ پاسخ به این پرسشها نیازمند ارزیابی عملکرد هر شورا بر اساس شواهد و نتایج مشخص است، اما طرح آنها برای تقویت جایگاه مدیریت محلی ضروری به نظر میرسد.
یکی از مهمترین مسئولیتهای شوراها، نظارت مؤثر و مستمر بر عملکرد مدیریت شهری و روستایی است. نظارت نباید تنها به بررسی گزارشهای رسمی و برگزاری جلسات محدود شود؛ بلکه باید با شفافیت مالی، پیگیری مصوبات، ارزیابی کیفیت خدمات و پاسخگویی به مطالبات عمومی همراه باشد. شهروندان حق دارند بدانند منابع مالی شهر چگونه هزینه میشود، اولویت پروژههای عمرانی بر چه اساسی تعیین میگردد و وعدههای مطرحشده تا چه اندازه تحقق یافته است.
در این میان، شوراهای اسلامی روستا نیز از اهمیتی ویژه برخوردارند. در بسیاری از روستاها، شورا نخستین مرجع مراجعه مردم برای پیگیری مشکلات عمومی است. مسائل مربوط به آب، راه، بهداشت، اشتغال، مهاجرت و زیرساختهای روستایی، نیازمند پیگیری مستمر و تعامل مؤثر شورا با دهیاری و دستگاههای اجرایی است. شورایی که بتواند ظرفیتهای بومی را شناسایی و مشارکت اهالی را جلب کند، میتواند در روند توسعه و پایداری حیات روستایی نقشی مؤثر ایفا کند.
از سوی دیگر، شوراها باید فراتر از مدیریت روزمره، نگاهی آیندهنگر به توسعه داشته باشند. شهری که بدون برنامه بلندمدت اداره شود، ممکن است با وجود اجرای پروژههای متعدد، همچنان با مشکلات ساختاری مواجه بماند. توسعه پایدار شهری نیازمند توجه همزمان به اقتصاد، محیطزیست، عدالت فضایی، حملونقل، میراث فرهنگی و کیفیت زندگی شهروندان است. شوراها میتوانند با بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهیان، متخصصان، فعالان اجتماعی و تشکلهای مردمی، زمینه تصمیمگیری علمیتر و مشارکتیتر را فراهم کنند.
موضوع مهم دیگر، اعتماد عمومی است. سرمایه اصلی شوراها نه ساختمان اداری، نه تعداد مصوبات و نه حجم پروژههای عمرانی، بلکه اعتماد مردمی است که نمایندگان خود را برای پیگیری منافع عمومی انتخاب کردهاند. این اعتماد با شعار به دست نمیآید و با تبلیغات نیز پایدار نمیماند؛ بلکه محصول صداقت، شفافیت، پاسخگویی و مشاهده نتایج ملموس در زندگی مردم است.
شوراهای اسلامی شهر و روستا ظرفیتی مهم برای تقویت مردمسالاری و تمرکززدایی در اداره امور کشور به شمار میروند. بهرهگیری کامل از این ظرفیت، هم به اصلاح و تقویت سازوکارهای قانونی و اجرایی نیاز دارد و هم به مسئولیتپذیری اعضای شورا و مشارکت آگاهانه شهروندان.
در نهایت، معیار موفقیت شوراها را نباید صرفاً در تعداد جلسات، حجم مصوبات یا گستردگی فعالیتهای تبلیغاتی جستوجو کرد. معیار مهمتر آن است که مردم در پایان هر دوره احساس کنند صدایشان شنیده شده، مشکلاتشان با جدیت پیگیری شده و شهر یا روستایشان گامی در مسیر بهبود برداشته است.
شورا زمانی به معنای واقعی کلمه خانه مردم خواهد بود که فاصله میان کرسی نمایندگی و زندگی روزمره شهروندان را از میان بردارد؛ زیرا اعتبار شورا نه از جایگاهی که اعضای آن بر آن نشستهاند، بلکه از اعتمادی سرچشمه میگیرد که مردم به آنان سپردهاند.





نظر شما