روشن است دیده بانی به معنی پیش بینی قطعی نیست چه آنکه در امور سیاسی ومدیریتی بخشی از نتیجه وابسته به اتفاقات در فاصله تصمیم تا اقدام است وچنین نیست که این اتفاقات همواره قابل پیش بینی باشند.
یکم:
برای دیده بانی صحیح ابتدا لازم است موانعِ دید برطرف شود.در نظر بگیرید اگر کاروان شتری در حال حرکت باشد وما از شکافِ جاکلیدیِ دربِ خانه به این کاروان نگاه کنیم فقط یک شتر از میان صدها شتررا خواهیم دید وآن را نیز ناقص می بینیم زیرا ابتدا سرِ شتر وپس از هر حرکتی، بخش دیگری از بدنش را می بینیم . اما اگر به بالای پشت بامِ همان خانه برویم، کلِ کاروان را یکجا خواهیم دید و کوچک وبزرگ ، مسیر پیش رو وموانع وشرایط اطراف را تشخیص خواهیم داد. تفاوت در دامنۀ دید است که با یک جابجایی از پشت درب بسته به بام خانه این دامنه از تنگنا ومحدویت به وسعت و فراخی تبدیل شد.
محدودیت دید، گاه ناآگاهانه وگاه خود خواسته است . مولانا تصویر خوبی از این محدودیت ارائه می دهد:
دو سرِ انگشت بر دو چشم نِه
هیچ بینی از جهان، انصاف دِه
گر نبینی این جهان معدوم نیست
عیب جز ز انگشت نفس شوم نیست
تو ز چشم انگشت را بَردار هین
وانگهانی هرچه میخواهی ببین
نگاههای پرده پس زن لازم است تا موانع دید را برطرف کند . تنگ نظری ،فقط آسیب به خود است ونتیجه ای در بر ندارد. تنگنایِ دید در سیاست ومدیریت، صرفا فقدان اطلاعات نیست بلکه تنگنای میدان و ساحت دید است. تعصبات ناروا، میل به دیدن آنچه مطلوب است وپرهیز از دیدن واقعیات نامطلوب، وجود منافع گروهی یا شخصی، ترس از شنیدن خبر های ناخوشایند ، می توانند به عنوان موانع دید صحیح، از دیده بانی صحیح پیشگیری کنند. ونقش همان انگشتی را بازی کنند که مولانا به عنوان مانعِ دیدِ جهان از آن یاد می کند.
دوم:
برای ایجاد میدان وسیعِ دیده بانی وبرداشت انگشت از چشم، لازم است تا از پیش فرض های ثابت ومتصلب فاصله گرفت و با سیال بودن موضوعات ، میدان دیده بانی را نیز تغییر داد و صداهای متفاوت را شنید ، از جمع سپاری تا حد ممکن سود برد ، منابع دریافت اطلاعات را تنوع بخشید، نشانه های کوچک را نیز در میدان دید جای داد، از تجارب مختلف در داخل وخارج از کشور بهره گرفت.
هریک از موارد فوق را می توان بدون افزودن سازوکارهای جدید وصرفا با ترمیم واصلاح سازوکارهای موجود، عملی کرد. بخشی از کارکرد آمارگیری های دقیق، جذب داده های سودمند ، گردآوری وتحلیل تجارب ورصد های نقطه ای ، این است که به فراخی میدان دید برای دیده بان کمک کنند.متاسفانه گاهی همین سازوکارها که ماهیتی رصد کننده دارند به مانعی برای رصد صحیح تبدیل می شوند. دیده بانی درست، در ذات خود اقناع وباور آفرینی را نیز می پروراند و سبب شناخت صحیح و موثر در تصمیم سازی وتصمیم گیری می شود. امروزه با ابزارهای جدید و تحلیل تجربه های پیشین، امکان دیده بانی وتشخیصِ به هنگام بیش از گذشته فراهم شده است . وارتباطات گسترده ونزدیک ولحظه ای درجهان ، موجبات انتقال تجارب سودمند را فراهم آورده است اما به تناسب این امکانات، رصدگرها ورصدگاهها خود را با آن منطبق نکرده اند. سرعت در انطباق ،امری حیاتی است واکنون که دوری برطرف شده است باید دیری را نیز برطرف کرد.
سوم:
شناخت مبتنی بر اطلاعات وتحلیل صحیح ، محصول دیده بانی درست است . اگر دیده بانی دور نگرانه وبه هنگام صورت پذیرد، می تواند به شناختِ صحیح کمک کند وتصمیمات را برپایه شناخت صحیح پی ریزی کند. ادراک صحیح بخش مهمی از تصمیم درست است.انسان با چشم وگوش، علم پیدا می کند اما با ابزار عملی مانند دست وپا وزبان ؛ آن علم را محقق می سازد. اگر چشم وگوش خطری را درک کنند اما ابزار عملی فاقد توان حرکتی باشند ؛ نمی تواند خود را از خطر برهاند . در این فرض هیچکس نمی تواند به کارکرد چشم وگوش ایراد بگیرد که چرا وظیفه خود را به خوبی انجام نداده اند چه آنکه هم چشم وهم گوش در مرحله ادراک ؛ به درستی انجام وظیفه کرده اند. اما در مرحله عمل ؛ دست وپا از اجرای عملی مطابق با ادراک باز مانده اند.مانند فرد فاقد توان حرکتی که ماری را می بیند وخطر را ادراک می کند اما به دلیل ناتوانی ومعلولیت نمی تواند اقدامی انجام دهد. بنا بر این ،گرچه ادراک ودیده بانی بخش مهمی از تصمیم خوب وتاثیر گذار است اما همۀ آن نیست. باید توان حرکتی را افزایش داد وقدرت واکنش را بالا برد . وا سپاری اختیارات به استانداران از نمونه های موفق دیده بانی درست دولت پیش از بروز جنگ بود. توان حرکتی استانداران را متناسب با ادراکات محلی آنان افزایش داد واین هم افزائی در دوران هردو جنگ اخبر، آثار مثبت خود را نشان داد.
چهارم:
مرحله نهایی ، اقدام است . دیده بانی درست شناخت صحیح ایجاد می کند وشناخت نیز به تصمیم درست منجر می شود وتصمیم درست نیز باید به اقدام صحیح بیانجامد. اگر هرکجای این زنجیره ، گسسته یا سست شود؛ نتیجه مورد انتظار پدید نخواهد آمد. عمده مشکلات در دیده بانی مدیریتی وسیاسی ما در مفاصل ارتباطی این زنجیره است. گسست بین مفاصل ارتباطی این زنجیره، بارسنگین وسخت خود را بر دوش مردم می افکند. و نقش چانه زنی ومتوسل شدن به افراد ذینفوذ افزایش می یابد. و در نهایت موجب نارضایتی آنان را پدید می آورد. دستگاه مالیاتی اگرنتواند دقیق رصد کند وپس از رصد ، مالیات را از مودیان واقعی وصول کند، مجبور می شود با شیوه های غیر اقناعی ، به اخذ مالیات دست بزند .در چنین شرایطی اظهار مالیاتی مودیان با نظر کارشناسی مامورین وصول مالیات منطبق نخواهد بود وچانه زنی بر جای معیار تکیه می زند ودر خلاء ناشی از فقدان سازوکار صحیح ، نقشی برای افراد سودجو وکارچاق کن به صورت نانوشته تعریف می شود. اما با اصلاح ساختار می توان از نقش افراد کاست وزمینه رضایت شهروندان را فراهم ساخت. شیوه اخیر دولت در اصلاح نرخ بنزین نمونه دیگری از اصلاح صحیح است. برخی از ادراک ها ی اجتماعی ما فارغ از جناح بندی های سیاسی ، محل اجماع هستند به این معنی که همه گروههای اجتماعی بر ضرورت عمل به این ادراکات اذعان دارند. یافتن این اجماعیات کار سختی نیست اما اگر همان ها ، مورد عمل واقع شوند تاثیرات فراوانی در ایجاد وفاق اجتماعی پدید خواهند آورد.
پنجم:
نتیجه آنکه دیده بانی درست وبه هنگام درسیاست ومدیریت ، ضرورت امروز جامعه ما است و فارغ از گرایش های سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد. اگرنقش دستگاهها در مرحله دیده بانی و شناخت وتصمیم واقدام وارزیابی ونظارت کاملا تفکیک شود و زنجیره اتصال مفصل های ارتباطی از دیده بانی تا اقدام وارزیابی ترمیم شود . مدیریت پیش نگرانه اتفاق می افتد و از غافلگیری مدیریتی جلوگیری می شود. اکنون در بسیاری از عرصه ها از بهداشت ودرمان گرفته تا آموزش ؛ از اشتغال تا بهره وری ؛ از ترکیب جمعیتی گرفته تا آمایش های مختلف ؛ همه نیازمند اعمال این دیده بانی هستند تا از غافلگیری جلوگیری شود. دیده بانی صحیح، امکان شناخت را فراهم می آورد وشناخت، منجر به تصمیم درست می شود وتصمیم درست نیز درصورت اقدام متناسب، نتیجه مورد انتظار ورضایت جمعی را پدید می آورد.






نظر شما