به گزارش خبرآنلاین، دنی سیترینوویچ، پژوهشگر اندیشکده موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و تحلیلگر پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل در رشتهیادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به گزارش روزنامه نیویورکتایمز مبنی بر تدوین طرحهای مشترک حمله میان آمریکا و اسرائیل برای دوره پس از انتخابات ۱۲ آبان و تهدید متقابل تهران به گسترش دامنه بانک اهداف، تصریح کرد که متاسفانه نه ایالات متحده و نه اسرائیل مهمترین درسها را از کارزارهای نظامی پیشین خود نیاموختهاند.
سیترینوویچ تاکید کرد پیش از آغاز هرگونه نبرد جدید، ۵ واقعیت بنیادین و اجتنابناپذیر باید از سوی سیاستمداران درک شود:
۱. ایران هرگز تسلیم نخواهد شد
این کارشناس امنیتی یادآور شد که حتی یک کارزار نظامی به مراتب شدیدتر و مخربتر از گذشته، شامل هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی انرژی، هرگز نخواهد توانست تهران را به تسلیم وادار کند.
او نوشت رهبری ایران هرگز تحت فشارهای نظامی از برنامه هستهای یا موشکهای بالستیک خود دست نخواهد کشید و اگر تاثیری هم داشته باشد، یک جنگ دیگر عزم تهران را برای صیانت و تقویت این قابلیتها دوچندان خواهد کرد.
۲. ناتوانی در تعیین مدتزمان جنگ
سیترینوویچ تصریح کرد واشنگتن و تلآویو قادر به تعیین سقف زمانی برای درگیری نخواهند بود.
به گفته وی، هر کسی تصور کند یک درگیری نظامی جدید میتواند در حد چند روز محدود بماند، در حال پیشبرد فرضیهای بسیار مهلک است؛ زیرا پاسخ ایران گسترده و بسیار خشونتبار خواهد بود و طرفین را ناچار به حملات تلافیجویانه متقابل خواهد کرد که در صورت شروع این چرخه، کنترل سرعت، دامنه و مدت بحران ناممکن میشود.
۳. نبود راهحل جادویی نظامی
پژوهشگر موسسه امنیت ملی اسرائیل نوشت: «هیچ گلوله نقرهای یا معجزه نظامی برای حل چالش ایران وجود ندارد؛ ضربه زدن به زیرساختها، از جمله تاسیسات انرژی، مشکل را به شکل معجزهآسا حل نخواهد کرد، بلکه میتواند آتش انتقام گسترده ایران علیه تاسیسات نفتی و گازی سراسر خاورمیانه را برافروزد که پیامدهای آن برای بازارهای جهانی فاجعهبار خواهد بود.»
۴. غافلگیریهای غیرمنتظره و ماهیت منطقهای بحران
این تحلیلگر ارشد اطلاعاتی به طراحان جنگی هشدار داد گمان نکنند تهران صرفاً با موشک و پهپاد پاسخ خواهد داد.
او افزود ایران میتواند سناریوهایی مانند قطع کابلهای ارتباطی اینترنت زیر دریا، عملیاتهای نامتقارن و حتی حملات محدود زمینی علیه اهداف آسیبپذیر در کویت یا بحرین را در دستور کار بگذارد؛ گزینههایی که شاید قطعی نباشند، اما نادیده گرفتن آنها خطاست.
سیترینوویچ تصریح کرد چنین تقابلی به سرعت منطقهای خواهد شد و حزبالله لبنان، گروههای شیعی در عراق و انصارالله یمن وارد میدان میشوند و فرضیه مهار جغرافیایی نبرد در مرزهای ایران باطل است.
۵. تکانههای شدید اقتصادی در سطح جهان
این مقام پیشین نظامی یادآور شد که یک جنگ گسترده، فشاری جهشی و وحشتناک بر بهای جهانی نفت وارد خواهد کرد؛ به ویژه اگر شریانهای انتقال نفت خلیج فارس هدف قرار گیرند که تبعات آن تورم جهانی و بیثباتی بازارهای مالی را به همراه دارد.
بنبست راهبردی و نبود راهبرد خروج
سیترینوویچ نتیجه گرفت که در غیاب یک توافق دیپلماتیک پایدار، مهار تشدید تنش نظامی بسیار دشوار است، اما ورود به نبرد به معنای تحقق اهداف راهبردی نیست.
وی هشدار داد: «ایالات متحده و اسرائیل ممکن است خود را در یک جنگ فرسایشی طولانی دیگر، بدون هیچ دستاورد تعیینکننده، با هزینههای کمرشکن اقتصادی و خاورمیانهای به غایت بیثباتتر گرفتار ببینند؛ چرا که برتری نظامی هرگز به معنای موفقیت استراتژیک نیست.»
او در پایان خواستار پاسخگویی به این پرسش کلیدی شد که اگر ایران تسلیم نشود، استراتژی خروج از این بحران چیست، و تاکید کرد که چالش ایران راهحل سختافزاری و نظامی ندارد و تکرار خطاهای محاسباتی، بهایی بسیار سنگینتر خواهد داشت.
۴۲/۴۲






نظر شما