حیدرعلی مسعودی: توافقی که ترامپ بتواند به‌عنوان دستاوردی بزرگ و بی‌سابقه معرفی کند، توافقی نیست که ایران حاضر به پذیرش آن باشد

حیدرعلی مسعودی، کارشناس مسائل آمریکا در گفتگو با خبرآنلاین اظهار داشت: ترامپ در فاصله زمانی برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای تا آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه، فرصت مغتنمی برای پیشبرد اقدامات خصمانه و جنایتکارانه خود علیه ایران خواهد داشت. دوم اینکه کنگره جدید معمولاً در ماه‌های نخست فعالیت خود درگیر مقدمات آغاز به کار و سازمان‌دهی داخلی است و در این دوره، از قدرت و نفوذ لازم برای تأثیرگذاری بر سیاست خارجی برخوردار نیست.

خبرآنلاین - حیدرعلی مسعودی، کارشناس مسائل آمریکا و استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «در سطح تحلیل ملی، باید به عوامل تأثیرگذار در چارچوب اصطلاحاً «دولت ژرف» یا «دیپ‌استیت» در آمریکا توجه کنیم و ببینیم رویکرد این مجموعه به منازعه با ایران چیست. به نظر می‌رسد سیاست مهار راهبردی ایران، مبنای عمل و رویکرد اصلی در این سطح باشد. این سیاست همواره از طریق مجموعه‌ای از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک و نیز تهدید به اقدام نظامی دنبال شده است؛ به این معنا که ترکیبی از این ابزارها در چارچوب سیاست مهار راهبردی مورد استفاده قرار گرفته است.»

در ادامه بخشی از مصاحبه حیدرعلی مسعودی با خبرآنلاین را می‌خوانید؛

توافقی که ترامپ بتواند به‌عنوان دستاوردی بزرگ و بی‌سابقه معرفی کند، توافقی نیست که ایران حاضر به پذیرش آن باشد

در رابطه با میزان تأثیرگذاری انتخابات بر تغییر مسیر جنگ، ابتدا باید عوامل یا به‌عبارت دقیق‌تر، سطوح تحلیل را مشخص کنیم تا بتوانیم بر اساس آن‌ها، نقش عوامل مختلف را در آغاز جنگ یا تغییر مسیر آن برآورد و ارزیابی کنیم. در این زمینه، سه سطح تحلیل فردی، ملی و ساختاری وجود دارد که در اینجا ناظر به ایالات متحده است.

در سطح تحلیل فردی، با دونالد ترامپ مواجه هستیم که به دنبال کسب پیروزی‌های مقطعی، بزرگ، پرسروصدا، پرطمطراق و بی‌سابقه در سیاست خارجی آمریکاست. این الگوی رفتاری در ترامپ، هم در دوره نخست ریاست‌جمهوری و هم در دوره دوم او مشاهده می‌شود. او به دنبال اقداماتی است که دیگران انجام نداده‌اند یا جرئت انجام آن‌ها را نداشته‌اند؛ از جمله انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به بیت‌المقدس، به‌رسمیت‌شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان و اقدامات جنایتکارانه‌ای که علیه ایران انجام داد، از جمله ترور سردار سلیمانی. در دوره دوم ریاست‌جمهوری او نیز ورود عملی به دو جنگ علیه ایران، مؤید همین الگوی رفتاری است.

این اقدامات نشان می‌دهد که ترامپ در سطح فردی به دنبال انجام کارهایی است که بتواند آن‌ها را به‌عنوان دستاوردهایی بزرگ، پرسروصدا و بی‌سابقه معرفی کند؛ اقداماتی که دیگران جرئت انجامشان را نداشته‌اند. این مسئله این احتمال را مطرح می‌کند که یکی از این دستاوردهای مقطعی و پرسروصدا، دستیابی به نوعی توافق باشد. چنین احتمالی وجود دارد، اما توافقی که ترامپ بتواند آن را به‌عنوان دستاوردی بزرگ و بی‌سابقه معرفی کند و در داخل آمریکا به فروش برساند، طبیعتاً توافقی نیست که ایران حاضر به پذیرش آن باشد.

در سطح تحلیل ملی، باید به عوامل تأثیرگذار در چارچوب اصطلاحاً «دولت ژرف» یا «دیپ‌استیت» در آمریکا توجه کنیم و ببینیم رویکرد این مجموعه به منازعه با ایران چیست. به نظر می‌رسد سیاست مهار راهبردی ایران، مبنای عمل و رویکرد اصلی در این سطح باشد. این سیاست همواره از طریق مجموعه‌ای از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک و نیز تهدید به اقدام نظامی دنبال شده است؛ به این معنا که ترکیبی از این ابزارها در چارچوب سیاست مهار راهبردی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف این سیاست نیز تغییر تدریجی رفتار ایران، نه تغییر نظام سیاسی کشور، و کاهش تدریجی توان ایران در تهدید آمریکا و متحدانش در منطقه، یکی دیگر از اهداف این سیاست است. بنابراین، در سطح تحلیل ملی نیز می‌توان گفت که رویکرد حاکم، مهار راهبردی ایران است؛ سیاستی که از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی و در عین حال، تهدید معتبر نظامی بهره می‌گیرد.

در سطح تحلیل ساختاری، یعنی ساختار نظام بین‌الملل، با دوره گذار قدرت و تغییر نظم بین‌المللی مواجه هستیم. آمریکا از بسیاری از تعهدات لیبرال خود در عرصه بین‌المللی عقب‌نشینی کرده و نقش بسیاری از نهادهای بین‌المللی که در چارچوب نظم بین‌المللی لیبرال شکل گرفته بودند، کاهش یافته است. همچنین شاهد بازگشت سیاست قدرت‌های بزرگ یا همان «گریت پاور پالتیکس» هستیم.

در چنین شرایطی، آمریکا به دنبال احیای جایگاه خود به‌عنوان قدرت فائقه نظامی در عرصه بین‌المللی و اعمال کنترل استعماری بر منابع راهبردی کشورهاست. به نظر می‌رسد هرچه هنجارها و رویه‌های نظم بین‌المللی لیبرال کمرنگ‌تر می‌شوند، چهره استعماری آمریکا، به‌ویژه در زمینه کنترل منابع راهبردی کشورها، آشکارتر می‌شود. نمونه‌های این رویکرد را می‌توان در سیاست‌های کنونی دولت ترامپ مشاهده کرد.

۲۱۹

کد مطلب 2292831

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین