به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گزارش- گفتوگوی خبرآنلاین با تیتر «شاید بعدها بگوییم، دوره جبلی، دوران خوشمان بود / متر و معیار موفقیت در صداوسیما، لجبازی و آشفتهکردن مخاطب است» که به بررسی وضعیت صداوسیما و رویکردهای مدیریتی این سازمان با تکیه بر اظهارات ابوالفضل آقابابا، مدرس و کارشناس رسانه، میپرداخت، با واکنشهای متعددی از سوی مخاطبان همراه شد. برخی کاربران از افت کیفیت برنامهها و کاهش مخاطبان تلویزیون انتقاد کردند و برخی دیگر، با دفاع از عملکرد این سازمان، انتقادهای مطرحشده را نپذیرفتند.
ابوالفضل آقابابا در این گزارش- گفتوگو، با انتقاد از سیاستگذاریهای صداوسیما، بازگشت به کیفیت برنامههای تولیدی اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ را راهکاری برای خروج این سازمان از روند نزولی کنونی دانسته بود. او همچنین معتقد بود که لجبازی با خواستههای جامعه به یکی از معیارهای سیاستگذاری در این سازمان تبدیل شده است.
در ادامه، نگاهی به برخی از کامنتهای مخاطبان خبرآنلاین درباره این گزارش میاندازیم.
انتقاد از عملکرد جبلی و وضعیت کنونی صداوسیما
یکی از کاربران با انتقاد از عملکرد پیمان جبلی، معتقد است که رئیس فعلی صداوسیما در کاهش مخاطبان این سازمان موفق عمل کرده است. او نوشت: «صداوسیما به گذشته برگردد یا برنگردد، باز هم جبلی در نابود کردن مخاطب موفق عمل کرده است.»
کاربر دیگری با اشاره به وضعیت کنونی این سازمان، درباره جایگاه صداوسیما و میزان حضور آن در زندگی مردم ابراز تردید کرد و نوشت: «ما که نمیدانیم صداوسیما هست یا نه!»
یکی از مخاطبان نیز با لحنی کنایهآمیز، اصلاح وضعیت صداوسیما را بیفایده دانست و نوشت: «اصرار به اصلاح نکنید که بیفایده است؛ بگذارید گاماسگاماس خودشان خودشان را نابود کنند!»
کاربر دیگری با اشاره به مقایسه دوران مدیریت جبلی با دورههای پیشین صداوسیما، نسبت به وضعیت «رسانه ملی» ابراز نگرانی کرد و نوشت: «اگر دوران جبلی و جلیلی، دوران خوش صداوسیما برای ملت ایران است، پس وای به حال مردم ایران که روزگار خوششان چنین است.»
یکی از کاربران نیز با اشاره به تفاوت رویکردهای برنامهسازی در دهه ۸۰ و دوران مدیریت کنونی، بازگشت به آن دوره را بعید دانست. او در این باره نوشت: «هرگز اینها به دهه ۸۰ برنمیگردند؛ چون اکثر سریالهای آن زمان اجتماعی، فاسقانه و ملودرام بودند و این چیزی است که صداوسیما و بهخصوص وحید جلیلی با آن مخالفاند. به همین دلیل هم ساخت ملودرام در دوره آقای جبلی ممنوع شد. بعد هم اصلاً اگر میخواستند به آن دوران برگردند، نیروی انسانی آن زمان، مثل پورمحمدی و میرباقری، را برمیگرداندند، نه اینکه جلیلی قائممقام شود.»
در میان کامنتها، یکی از مخاطبان نیز به جایگاه اطلاعرسانی صداوسیما در شرایط اقتصادی کشور اشاره کرد و با انتقاد از نحوه پوشش اخبار گرانی، خواستار اطلاعرسانی بیشتر به مسئولان شد. او نوشت: «آقای جبلی، خبرها را پخش کنید؛ گرانی بیداد میکند. چرا به مسئولان کشور اطلاعرسانی نمیکنید؟ ما هم جانبازان همین مملکت هستیم و خرج زندگیمان را بهسختی درمیآوریم.»
یکی دیگر از کاربران با یادآوری دوران مدیریت علی لاریجانی بر صداوسیما، از آن دوره بهعنوان دوران طلایی این سازمان یاد کرد و به تناقض میان انتقادهای گذشته و مقایسههای امروز پرداخت. او نوشت: «نمیخواهید دست از سر جبلی بردارید؟ اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ که از آن نام میبرید، زمان مرحوم لاریجانی بود؛ آن موقع که چشم دیدن او را هم نداشتید، درحالیکه انصافاً دوران طلایی صداوسیما بود. چه شده؟ واقعاً شوکه شدهاید یا جنگ زرگری است؟»
کاربر دیگری نیز با اشاره به ترجیح سریالهای قدیمی بر تولیدات جدید، از افت کیفیت برنامههای تلویزیونی انتقاد کرد و نوشت: «صداوسیما افتضاح شده است. من ترجیح میدهم سریالهای قدیمی را برای چندمین بار ببینم تا سریالهای جدید را. در کل، بودجه مملکت را دارند به هدر میدهند.»
کاهش مخاطبان و انتقاد از محتوای برنامهها
یکی از کاربران با انتقاد از رویکرد مدیریتی صداوسیما، معتقد است که این سازمان تصویری محدود از جامعه ارائه میدهد و از نیازهای واقعی مردم فاصله گرفته است. او با اشاره به ضرورت تولید برنامههای شاد و جذاب نوشت: «اصلاً چنین نیست. بدترین و یکجانبهترین ارباب رسانه، با مدیریت این آقا، راه ترکستان را در پیش گرفته است. از منظر این آقا، مردم فقط کسانی هستند که از دوربین خودش میبیند. در جامعه فعلی، روحیات مردم به بهترین و شادترین برنامهها نیاز دارد؛ اما در سالهای ریاست این آقا، آنقدر از چنین برنامههایی دور شدهایم که درصد بسیار بالایی از مردم به رسانه صداوسیما اعتقادی ندارند. کافی است صادقانه میان مردم جامعه بروید و نظرسنجی کنید. والسلام. من یک رزمنده بودم.»
یکی دیگر از مخاطبان با اشاره به پخش مکرر آگهیهای بازرگانی در شبکههای تلویزیونی، از عملکرد مدیریت کنونی انتقاد کرد و نوشت: «در تاریخ بنویسید که در دوره جبلی، هر کانالی را که عوض میکردی، حتی ساعت سه صبح، تبلیغ شهر فرش و بیمه و نمیدانم چه چیزی پخش میشد. خدایی، یک کار مثبت از ایشان بفرمایید.»
کاربری دیگر نیز با تأکید بر نبود برنامههای سرگرمکننده و جذاب در تلویزیون، از وضعیت برنامههای آخر هفته انتقاد کرد و نوشت: «من میبینم که هیچکس تلویزیون نگاه نمیکند؛ نه کمدی، نه فیلم جذاب، نه موسیقی شاد، هیچچیز! برای چه دلمان بگیرد؟ حتی پنجشنبه و جمعه هم فیلم جذابی ندارد. برنامه آموزشی داشته است؟»
یکی از کاربران نیز با تأکید بر ضرورت تغییر سیاستهای صداوسیما، معتقد است که تغییر مدیر بهتنهایی نمیتواند مشکلات این سازمان را برطرف کند. او نوشت: «حقیقت این است که در زمان جبلی، کلاً مخاطب تلویزیون از بین رفته است. هرچند سعی میکنند جماعت حداقلی چنددرصدی را بهجای قاطبه مردم جا بزنند، اما مردم هوشمند هستند و میدانند واقعیت چیست. بااینحال، اگر بهجای شخص جبلی، فرد دیگری با همین رویکرد بیاید، آیا چیزی تغییر میکند؟ قطعاً خیر. در نتیجه، رویکردها و سیاستها باید تغییر کنند.»
انتقاد از مدیریت سازمان و اختلافنظر درباره سیاستهای آن
یکی از مخاطبان با اشاره به نحوه انتصاب رئیس صداوسیما و سیاستهای کلان این سازمان، نسبت به پیامدهای عملکرد آن بر جامعه ابراز انتقاد کرد. او نوشت: «با توجه به اینکه رئیس صداوسیما توسط رهبری منصوب میشود و سیاستهای کلی هم با رهبری است، اصلاً درک نمیکنم چرا چنین سازمانی باید برنامههایی بسازد و به سمتی حرکت کند که باعث افتراق بین جامعه، ناامیدی مردم از نظام و بیتفاوتی اکثریت مردم نسبت به شعائر اسلام شود و همه به این باور برسیم که این سازمان در خدمت یک جریان خاص است.»
کاربر دیگری نیز با اشاره به انتقادها از وحید جلیلی و اطرافیان او، این پرسش را مطرح کرد که چرا تغییرات مدیریتی تنها به پیمان جبلی محدود شده است. او نوشت: «من واقعاً تعجب میکنم که همه انتقادها متوجه خود جلیلی و دارودستهاش است. چرا فقط جبلی برکنار شده است؟!»
یکی از کاربران نیز با انتقاد شدید از عملکرد جبلی و جلیلی، رواج یکجانبهنگری و بیاعتمادی را از پیامدهای سیاستهای این دوره دانست و نوشت: «جبلی و جلیلی بدترین دوران ریاست صداوسیما در تاریخ ایران را رقم زدهاند؛ دورانی که در آن، جناحیگری، یکطرفهنگری، دروغ و ریا در نهادهای دولتی و صداوسیمای کشور رواج پیدا کرده است. پایه کار این جماعت فقط ریا، تزویر و دروغ بوده است!»
در مقابل، یکی از مخاطبان با دفاع از عملکرد صداوسیما، انتقادهای مطرحشده از سوی رسانهها و منتقدان را نشانهای از عملکرد مثبت این سازمان دانست. او نوشت: «خیلی پررویی میخواهد که از ۴۷ سال بعد از انقلاب، همه دولتها دست اصلاحات بوده باشند(دوستان خبرآنلاینی)، بهجز دو دولت و نصفی، و بعد این دوستان در مقام مدعی هم باشند و از هر چیزی در جمهوری اسلامی ایراد بگیرند. صداوسیما همین که امثال شما را عصبانی کرده، معلوم است خوب کار میکند.»
کاربر دیگری نیز با وجود انتقاد از احتمال انتخاب مدیرانی با رویکردهای تندروانه، از تغییر مدیریت و روی کار آمدن فردی معتدل استقبال کرد. او نوشت: «بله، اگر قرار باشد یک تندروی دوآتشه انتخاب شود، بهتر است که تغییر ندهند. اما اگر بشود، که البته بعید است، یک آدم معتدل بر سر کار بیاید تا امثال من و اکثر مردم ایران با صداوسیما آشتی کنیم و این سازمان بینندگان زیادی داشته باشد، بهتر است.»
یکی از کاربران نیز با انتقاد از استناد به برداشتهای شخصی برای ارزیابی نظر عمومی جامعه، بر ضرورت استفاده از نظرسنجیهای معتبر تأکید کرد و از عملکرد صداوسیما دفاع کرد. او نوشت: «عدهای فقط نیمه خالی لیوان را میبینند و خود را کل یا اکثریت جامعه میپندارند. خوب است هرکس فقط بگوید من اینگونه احساس دارم، نه اینکه جامعه چنین موضعی دارد؛ زیرا امثال آقابابا نه متخصص پیمایش و تحلیل آن هستند و نه به نظرسنجی معتبری استناد کردهاند. بگذریم از اینکه دشمنان ملت ما هم همیشه با صداوسیما مخالفاند و برخی در داخل به آن میتازند و درعینحال ادعا میکنند که صداوسیما مشتری اندکی دارد و همه ناراحتاند. اگر صداوسیما مشتری نداشت، دشمن نباید ناراحت باشد. حتی رئیسجمهور هم که گزارشهای غلط به ایشان باعث واکنش منفیاش شد، وقتی در عمل دید که صداوسیما خوب عمل کرده است، مواضعش را عوض کرد و از آن تشکر کرد.»
بازگشت به گذشته یا تغییر ساختار و سیاستگذاری؟
یکی از مخاطبان با اشاره به تکرار انتقادها از مدیران مختلف در دورههای گوناگون، ریشه مشکلات صداوسیما را فراتر از عملکرد یک مدیر دانست و بر ضرورت اصلاح ساختاری تأکید کرد. او نوشت: «وقتی سیستم اشتباه است و مدیریت آن دچار مشکل، طبعاً در هر دورهای حسرت دوره قبل را میخوریم! این موضوع مسبوق به سابقه بوده و بارها تکرار شده است. همواره مقامات با تجویز آسپرین سعی کردهاند این بیمار رو به موت را درمان کنند و بدون تعارف، اگر قرار بود چیزی اصلاح شود، باید نمود آن را در جایی میدیدیم. تا زمانی که ارادهای برای تغییر و بهبود امور وجود نداشته باشد، همین وضعیت برقرار خواهد بود.»
در پایان، یکی از کاربران نیز با اشاره به تأمین بودجه صداوسیما از منابع عمومی، خواستار نقش مستقیم مردم در انتخاب رئیس این سازمان شد و نوشت: «چرا ریاست صداوسیمایی که با بودجه عمومی، یعنی از جیب مردم، اداره میشود، نباید توسط مردم انتخاب شود؟»
۲۴۲۲۴۴





نظر شما