وقتی بمب اتم سوژه می‌شود/ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال حمله اتمی به ایران؛ روایت‌ها و خبرها و مرز باریک واقعیت

در روزهایی که کلیدواژه بمب اتم بیش از همیشه در فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران تکرار می‌شود، گروهی از ساخت سلاح هسته‌ای و بازنگری در دکترین هسته‌ای می‌گویند و گروهی دیگر از احتمال حمله اتمی آمریکا به ایران ابراز نگرانی می‌کنند؛ دو روایتی که هیچ کدام نه منبع رسمی دارد نه مقام رسمی آن را تایید کرده است.

سیما پروانه‌گهر - کلید واژه بمب اتم این روزها در ادبیات گفتاری و شنیداری ما ایرانیان بس پررنگ است. یا عده ای به قول معروف حنجره می خراشند که باید بمب اتم بسازیم و زمان بازنگری در دکترین هسته ای رسیده یا عده ای دیگر هر روز  از احتمال حمله اتمی آمریکا به ایران می گویند. ماجرای این اخبار چیست و چرا از هر طرف که سر بر می گردانیم جز وحشتمان نمی افزاید.

واقعیت این است که نه داستان این که ایران بمب اتم بسازد مستندی رسمی دارد نه این که بمب اتم روی ایران بیافتد. سایه بمب اتم تنها باعث شده تا دیپلماسی دستخوش سونامی های تنش زا شود. عده ای با سابقه سیاسی روشن و خواستگاه های جریانی مشخص هر روز در بوق و کرنا می کنند که ایران باید بمب اتم بسازد و از ان‌پی‌تی خارج شود.

این سخنان از جانب نمایندگان مجلس و حتی از تریبون نماز جمعه در حالی طرح می شود که کمتر از دو ماه پیش مسعود پزشکیان به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور در مهمترین سازمان بین المللی یعنی سازمان ملل روایت دیگری از رویکردهای هسته ای ایران را مطرح کرده بود. روایتی مبنی بر این که سلاح هسته ای در ایران امروز هم همچون گذشته «حرام» است و ایران سازوکارهای نظارتی سازمان های بین المللی را می پذیرد.

با این حال صدای بمب اتم از خودش بلندتر و بیشتر شنیده می شود؛ یک طرف می گوید بمب بساز و طرف دیگر می گوید بمب اتم ممکن است علیه ایران استفاده شود.

آنچه در این میان بیش از خود بمب اتم اهمیت دارد، فاصله‌ای است که میان مواضع رسمی کشور، اظهارنظرهای سیاسی و تصویری که در افکار عمومی ساخته می‌شود، شکل گرفته است. از یک سو، رئیس‌جمهور در سازمان ملل بر حرام بودن سلاح هسته‌ای و پایبندی ایران به نظارت‌های بین‌المللی تأکید می‌کند و از سوی دیگر، صداهایی از تریبون‌های رسمی و سیاسی، خروج از ان‌پی‌تی و حرکت به سمت ساخت بمب را مطالبه می‌کنند. همزمان، تهدیدهای نظامی آمریکا نیز به گمانه‌زنی درباره حمله اتمی دامن می‌زند؛ حال آنکه میان تهدید به تخریب تأسیسات هسته‌ای و استفاده از سلاح هسته‌ای تفاوتی اساسی وجود دارد و تاکنون سندی از تهدید صریح ترامپ به بمباران اتمی ایران ارائه نشده است.

در چنین فضایی، بمب اتم بیش از آنکه راه‌حلی برای امنیت کشور باشد، به کلیدواژه‌ای برای تشدید نگرانی و برهم زدن محاسبات دیپلماتیک تبدیل شده است. ایران باید برای هر سناریوی نظامی احتمالی آمادگی داشته باشد، اما آمادگی دفاعی را نباید با هراس‌افکنی اشتباه گرفت. جامعه‌ای که زیر فشار نگرانی‌های اقتصادی و سایه جنگ زندگی می‌کند، بیش از هر چیز به صدای روشن، مسئولانه و هماهنگ از سوی تصمیم‌گیران نیاز دارد؛ نه آنکه هر روز میان دو تصویر هولناک، یکی ساخت بمب و دیگری فرود آمدن آن، سرگردان بماند.

بمب اتم؛ مطالبه یک جریان یا خواست عمومی؟

در روزهای اخیر، جبهه پایداری با صدور بیانیه‌ای خواستار خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) و بازآرایی دکترین دفاعی و نظامی کشور شد؛ مطالبه‌ای که همزمان با اظهارات برخی چهره‌های نزدیک به همین طیف سیاسی، از جمله محمود نبویان و شماری از نمایندگان مجلس درباره ضرورت تغییر دکترین هسته‌ای و حرکت به سمت ساخت سلاح اتمی مطرح می‌شود. این نمایندگان در مواضع خود بارها از خواست مردم برای برخورداری ایران از سلاح هسته‌ای سخن گفته‌اند و حتی حمایت حاضران در برخی تجمعات را نشانه‌ای از مطالبه عمومی برای چنین تغییری معرفی کرده‌اند. در تازه‌ترین نمونه، محمود نبویان، نماینده تهران، اعلام کرد که در جمعی در قم درخواست مجوز ساخت بمب اتم را مطرح کرده و با تکبیر و تأیید حاضران روبه‌رو شده است. به این ترتیب، بحثی که پیش‌تر بیشتر در قالب اظهارنظرهای پراکنده مطرح می‌شد، حالا به مطالبه‌ای آشکار در بخشی از فضای سیاسی کشور تبدیل شده است.

با این حال، آنچه در این میان اهمیت دارد، فاصله میان سه موضوع متفاوت است: خروج از ان‌پی‌تی، تغییر دکترین هسته‌ای و تصمیم به ساخت سلاح اتمی.

وقتی بمب اتم سوژه می‌شود/ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال حمله اتمی به ایران؛ روایت‌ها و خبرها و مرز باریک واقعیت

این سه موضوع اگرچه می‌توانند در یک مسیر سیاسی به یکدیگر مرتبط شوند، اما از نظر حقوقی و راهبردی یکسان نیستند. خروج از یک پیمان بین‌المللی لزوماً به معنای تصمیم به ساخت بمب نیست و تغییر در دکترین دفاعی نیز بدون اعلام روشن محتوای آن، نمی‌تواند به‌طور قطعی معادل حرکت به سمت تسلیحات هسته‌ای تلقی شود. با این حال، کنار هم قرار گرفتن این مطالبات در بیانیه جبهه پایداری و اظهارات نمایندگان، نشان می‌دهد که بخشی از جریان سیاسی کشور به دنبال باز کردن بحثی فراتر از خروج از یک معاهده و در واقع بازنگری در سیاست هسته‌ای جمهوری اسلامی است.

مدافعان خروج از ان پی تی چه استدلال‌هایی دارند؟

جبهه پایداری در بیانیه دوم آبان خود، استدلال کرده است که عضویت ایران در ان‌پی‌تی نتوانسته حقوق و امنیت کشور را تضمین کند. این تشکل سیاسی با اشاره به حملات صورت‌گرفته علیه تأسیسات هسته‌ای ایران و عملکرد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مدعی شده است که پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در بزنگاه‌های حساس نه‌تنها از حقوق ایران صیانت نکرده، بلکه به ابزاری برای فشار بیشتر علیه کشور تبدیل شده است. در همین چارچوب، جبهه پایداری خروج از این پیمان را نه یک واکنش مقطعی، بلکه گزینه‌ای راهبردی دانسته و از مجلس و شورای عالی امنیت ملی خواسته است روند قانونی و اجرایی خروج را به جریان بیندازند.

اما بخش مهم‌تر بیانیه، جایی است که این تشکل خواستار «بازآرایی در دکترین دفاعی و نظامی ایران» می‌شود. این عبارت به‌تنهایی توضیح نمی‌دهد که منظور از بازآرایی دقیقاً چیست، اما قرار گرفتن آن در کنار مطالبه خروج از ان‌پی‌تی و فضای سیاسی شکل‌گرفته پیرامون ساخت بمب اتم، معنایی فراتر از یک تغییر در سطح همکاری با آژانس به آن می‌دهد. در واقع، جبهه پایداری اگرچه در متن بیانیه به‌صراحت از ساخت سلاح هسته‌ای نام نبرده، اما در فضایی که نمایندگان نزدیک به این جریان آشکارا چنین مطالبه‌ای را مطرح می‌کنند، نمی‌توان این دو بحث را کاملاً جدا از یکدیگر بررسی کرد.

این در حالی است که خروج از ان‌پی‌تی، از نظر حقوقی، مسیری مشخص دارد. ماده ۱۰ این پیمان به هر عضو اجازه می‌دهد در صورت وقوع رویدادهای فوق‌العاده‌ای که منافع عالی کشور را به خطر انداخته است، از آن خارج شود؛ البته مشروط بر اینکه سه ماه پیش از خروج، موضوع را به دیگر اعضا و شورای امنیت سازمان ملل اطلاع دهد و دلایل خود را اعلام کند. بنابراین، خروج از پیمان یک تصمیم حقوقی و سیاسی با تبعات بین‌المللی است، نه اقدامی که به‌خودی‌خود کشور را به دارنده سلاح هسته‌ای تبدیل کند. حتی پس از خروج نیز پرسش اصلی درباره مسیر بعدی سیاست هسته‌ای همچنان باقی می‌ماند: آیا هدف صرفاً پایان دادن به تعهدات ناشی از عضویت است یا تغییر ماهیت برنامه هسته‌ای؟

در هفته‌های گذشته، شماری از نمایندگان مجلس تلاش کرده‌اند مطالبه تغییر دکترین هسته‌ای را به خواست عمومی جامعه نسبت دهند. در همین زمینه، تسنیم در گزارشی درباره وضعیت طرح خروج از ان‌پی‌تی، به نقل از برخی نمایندگان نوشت که در تجمعات شبانه و میان مردم، درخواست‌هایی برای بازنگری در دکترین هسته‌ای و خروج از این پیمان مطرح شده است. این روایت از سوی برخی چهره‌های سیاسی نیز تکرار شده و به یکی از پایه‌های استدلال موافقان تغییر سیاست هسته‌ای تبدیل شده است. با این حال، حضور گروهی از مردم در تجمعات و ابراز موافقت حاضران با یک شعار یا مطالبه، به‌تنهایی نمی‌تواند معادل سنجش افکار عمومی کشور باشد. برای نسبت دادن یک خواست مشخص به جامعه، شواهد گسترده‌تر و سنجش‌های معتبر لازم است؛ به‌ویژه آنکه موضوع ساخت سلاح هسته‌ای، تصمیمی با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و بین‌المللی گسترده است.

وقتی بمب اتم سوژه می‌شود/ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال حمله اتمی به ایران؛ روایت‌ها و خبرها و مرز باریک واقعیت

محمود نبویان، نماینده تهران و از چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، در هفتم آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که در جمع مردم قم درخواست مجوز ساخت بمب اتم را مطرح کرده و این درخواست با تکبیر و تأیید حاضران همراه شده است. او پیش از این نیز در آبان ۱۴۰۳ در صحن علنی مجلس خواستار تجهیز ایران به همه سلاح‌هایی شده بود که به گفته او در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار دارد. این مواضع نشان می‌دهد که مطالبه ساخت سلاح هسته‌ای برای نبویان موضوعی تازه و صرفاً واکنشی به تحولات روز نیست، بلکه او پیش‌تر نیز آن را در قالب تغییر سیاست هسته‌ای مطرح کرده است.

ابوالفضل ابوترابی، عضو کمیسیون شوراهای مجلس، نیز پنجم آبان در گفت‌وگو با دیده‌بان ایران صریح‌تر از این موضع دفاع کرد و گفت: «باید از ان‌پی‌تی خارج شویم و بمب اتم بسازیم.» او در توضیح دیدگاه خود، برخورداری از سلاح هسته‌ای را یکی از مؤلفه‌های قدرت در جهان امروز دانست و در کنار آن به تهدیدهای آمریکا علیه ایران اشاره کرد.

مبنای اصلی استدلال موافقان ساخت بمب اتم، ایجاد بازدارندگی در برابر حمله نظامی است. آنان معتقدند تجربه حملات نظامی به ایران نشان داده است که برخورداری از توان هسته‌ای می‌تواند هزینه تعرض به کشور را افزایش دهد و مانع تکرار حملات شود. منان رئیسی، نماینده قم، در گفت‌وگو با دیده‌بان ایران حتی مدعی شد که ایران در صورت تغییر دکترین می‌تواند در کمتر از شش ماه به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.

در مقابل، اصل بازدارندگی هسته‌ای نیز موضوعی بدون مناقشه نیست. داشتن سلاح اتمی ممکن است هزینه حمله مستقیم را برای طرف مقابل افزایش دهد، اما لزوماً مانع همه اشکال درگیری نظامی، عملیات محدود یا فشارهای سیاسی و اقتصادی نمی‌شود. تجربه جنگ‌های اخیر نیز نشان داده است که برخورداری برخی کشورها از زرادخانه هسته‌ای، به معنای مصونیت کامل آنها از حمله نیست. کما این که غلامحسین کرباسچی در برنامه به وقت ایران به همین مساله اشاره کرد: اگر سلاح و بمب اتمی بازدارندگی داشت چرا ما توانستیم به اسرائیل حمله کنیم؟!

موضع رسمی دولت و مسئله فتوای هسته‌ای

در سوی دیگر این بحث، موضع اعلام‌شده دولت قرار دارد. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، اول مهرماه در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل تأکید کرد که ایران انرژی هسته‌ای را برای توسعه و پیشرفت می‌خواهد، نه برای ساخت سلاح و تهدید دیگران. او در گفت‌وگوی چهارم مهر با برنامه «فیس دِ نیشن» شبکه سی‌بی‌اس نیز بار دیگر بر حرام بودن توسعه سلاح هسته‌ای تأکید کرد و گفت حتی اگر برخی افراد در ایران خواهان ساخت چنین سلاحی باشند، از نظر دینی مجوز دنبال کردن این مسیر را ندارند. این موضع‌گیری، در واقع پاسخی مستقیم به صداهایی است که در داخل کشور خواستار تغییر سیاست هسته‌ای و حرکت به سمت ساخت بمب شده‌اند.

آنچه در فضای سیاسی امروز ایران جریان دارد، صرفاً بحثی درباره خروج از یک پیمان بین‌المللی نیست. مطالبه خروج از ان‌پی‌تی، درخواست تغییر دکترین دفاعی، طرح موضوع بازنگری در فتوا و اصرار بر ساخت بمب اتم، مجموعه‌ای از مواضع است که باید نسبت هر یک با دیگری روشن شود. نمی‌توان از یک سو خروج از پیمان را مطالبه کرد و از سوی دیگر درباره پیامدهای آن، هزینه‌های احتمالی و مسیر بعدی سیاست هسته‌ای سکوت کرد. همچنین نمی‌توان ادعای خواست عمومی را صرفاً با استناد به واکنش حاضران در یک تجمع یا روایت یک نماینده به کل جامعه تعمیم داد. تصمیمی با چنین ابعاد راهبردی، نیازمند بحثی شفاف، مستند و مبتنی بر محاسبه منافع ملی است؛ نه رقابت بر سر بلندتر کردن صدای مطالبه ساخت بمب اتم.

وقتی بمب اتم سوژه می‌شود/ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال حمله اتمی به ایران؛ روایت‌ها و خبرها و مرز باریک واقعیت

آیا بازنگری در دکترین هسته‌ای هرگز در دستورکار قرار نمی گیرد؟

راهبرد هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران بر مبنای عدم ساخت سلاح هسته‌ای، پایبندی به فتوای حرام بودن سلاح هسته ای و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چارچوب تعهدات پادمانی و معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای تعریف شده است. با این حال بر اساس گفته های شی گذشته محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره آینده این تصویر لزوما ثابت نیست.

محتوای صحبت های محسن رضایی در گفت و گوی ویژه خبری یک پیام روشن را مخابره می کند؛ تأکید بر این مبانی و این که هنوز تصمیمی رسمی درباره تغییر دکترین هسته ای اتخاذ نشده به معنای آن نیست که تهران راهبرد خود را تصمیمی تغییرناپذیر و مستقل از رفتار دیگر بازیگران می‌داند. در منطق سیاست خارجی و امنیتی ایران، تعهدات و همکاری‌ها در خلأ شکل نمی‌گیرند؛ آنها بخشی از یک رابطه متقابل‌اند و تداومشان به این بستگی دارد که طرف مقابل نیز به تعهدات خود پایبند بماند و خطوط قرمز امنیتی ایران را نادیده نگیرد.

این رویکرد را باید در چارچوب یک اصل مهم فهم کرد: ایران همکاری هسته‌ای را نه امتیازی یک‌طرفه به طرف‌های غربی، بلکه بخشی از ترتیباتی می‌داند که در برابر آن انتظار دارد حقوق هسته‌ای‌اش به رسمیت شناخته شود، امنیت تأسیساتش مورد تعرض قرار نگیرد و از سازوکارهای بین‌المللی برای اعمال فشار سیاسی و نظامی علیه کشور استفاده نشود. به همین دلیل، اگر همکاری با آژانس به جای آنکه مسیر اعتمادسازی و حل‌وفصل اختلافات باشد، به ابزاری برای جمع‌آوری اطلاعات، صدور قطعنامه‌های فشارزا یا زمینه‌سازی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای تبدیل شود، طبیعی است که در تهران درباره هزینه و فایده ادامه این مسیر بازنگری صورت بگیرد.

بر اساس اخبار رسمی مقامات رسمی در ایران، به نظر می رسد تأکید بر عدم ساخت سلاح هسته‌ای را نباید به معنای چشم‌پوشی از تحولات محیط امنیتی یا نادیده گرفتن رفتار طرف مقابل تلقی کرد. موضع رسمی دولت نیز بر همین مبنا استوار بوده است. پیام تهران در صحبت های شب گذشته محسن رضایی این است که هنوز سیاست رسمی تغییری نکرده اما هیچ تعهد امنیتی را نمی‌توان جدا از شرایطی که در آن شکل گرفته است بررسی کرد. معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیز در کنار تعهدات مربوط به عدم اشاعه، حقوقی برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به رسمیت می‌شناسد. بنابراین، انتظار تهران این است که عضویت در این معاهده و همکاری با آژانس، نه به محدود شدن نامتوازن حقوق هسته‌ای ایران، بلکه به تضمین دسترسی کشور به فناوری صلح‌آمیز و برخورداری از امنیت و رفتار برابر منجر شود.

علاوه بر این، ایران از سال ۲۰۲۱ اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کرده و وضعیت همکاری‌های نظارتی آن در سال ۱۴۰۵ نیز با محدودیت‌ها و اختلافات جدی روبه‌رو بوده است. از این رو، نمی‌توان وضعیت کنونی را اجرای کامل همه سازوکارهای نظارتی دانست؛ بحث اصلی بر سر چارچوبی است که ایران در صورت فراهم بودن شرایط متقابل، می‌تواند برای همکاری و شفاف‌سازی در آن تصمیم بگیرد.

نکته دوم، توان دفاعی و نظامی ایران است که در آخرین صحبت های منتشر شده از آیت الله سید مجتبی خامنه ای در دیدار با مقامات نظامی نیز تلویحا مورد تاکید قرار گرفت. هرگونه بازنگری در راهبرد هسته‌ای، اگر روزی در دستور کار تصمیم‌گیران قرار بگیرد، در خلأ و بدون محاسبه توانمندی‌های موجود انجام نخواهد شد. ایران در سال‌های گذشته بر توسعه ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و پدافندی و همچنین افزایش آمادگی نیروهای نظامی خود سرمایه‌گذاری کرده است. این ظرفیت‌ها به تهران امکان می‌دهد در محاسبات امنیتی خود صرفا به یک گزینه یا یک ابزار بازدارندگی متکی نباشد. به بیان دیگر، قدرت دفاعی کشور می‌تواند پشتوانه تصمیم‌های راهبردی باشد و هزینه هرگونه تهدید یا تعرض را برای طرف مقابل افزایش دهد. البته این گزاره به معنای آن نیست که تغییر دکترین هسته‌ای تصمیمی ساده یا کم‌هزینه است؛ چنین تصمیمی پیامدهای فنی، حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک گسترده‌ای خواهد داشت.

سومین مؤلفه، منطق پاسخ متقابل و متناسب است. تهران بارها تاکید کرده که اگر طرف‌های مقابل از ایران انتظار شفافیت و همکاری دارند، خود نیز باید به قواعد بین‌المللی، تعهداتشان و اصل احترام به حاکمیت کشورها پایبند باشند. در این راهبر جمهوری اسلامی،  نمی‌توان از یک سو خواستار نظارت گسترده‌تر بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران بود و از سوی دیگر، تأسیسات تحت نظارت یا دانشمندان و زیرساخت‌های کشور را هدف حمله قرار داد. در چنین شرایطی، تهران می‌تواند استدلال کند که استمرار سطحی از همکاری که دیگر امنیت ملی را تأمین نمی‌کند، ضرورتی ندارد. پاسخ ایران در این چارچوب، واکنشی به رفتار طرف مقابل خواهد بود؛ واکنشی که از منظر سیاسی و حقوقی بر نقض تعهدات، تهدید امنیت و از میان رفتن مبانی اعتمادسازی تکیه می‌کند.

حمله اتمی آمریکا به ایران؛ وقتی حتی رییس جمهور آمریکا جرات بیان ندارد

در کنار داستان ساخت بمب اتم فضای مجازی و رسانه ای دستخوش خبری دیگر درباره احتمال حمله اتمی نیز هست. اظهارات تازه احمد بخشایش اردستانی، از اعضا کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت و گو با خبرآنلاین، درباره تهیه کلیپ های آموزشی برای مردم برای  مواجهه با مواد رادیواکتیو، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که آیا خطر حمله هسته‌ای به ایران جدی است یا آنچه در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود، بیش از آنکه نشانه یک تصمیم نظامی باشد، بخشی از جنگ روانی آمریکا است؟

وقتی بمب اتم سوژه می‌شود/ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال حمله اتمی به ایران؛ روایت‌ها و خبرها و مرز باریک واقعیت

او پیش از این در شهریور سال جاری در گفت و گوی دیگری درباره احتمال استفاده آمریکا از سلاح هسته‌ای گفت اگر جنگ طولانی شود، چنین احتمالی وجود دارد و دونالد ترامپ نیز اهل پذیرش این ریسک است.

واقعیت این است که ماجرای استفاده از بمب اتمی در ایران بیشتر زاده و پرداخته شبکه های اجتماعی است تا نقل قولی مستقیم از مقام یا منبع آگاهی.البته نمی‌توانیم بگوییم هیچ‌کس در آمریکا درباره چنین احتمالی حرف نزده است؛ مثلاً ادعای مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره، درباره طرح موضوع استفاده از سلاح هسته‌ای در جلسات راهبردی مطرح شد، اما او هیچ مدرکی برای ادعایش ارائه نکرد و این ادعا نیز تأیید رسمی نشد.

چرا ترامپ هرگز جرات صحبت از حمله اتمی را نداشت

حمله اتمی به ایران، برخلاف تصویری که گاهی در فضای رسانه‌ای از قدرت نظامی آمریکا ترسیم می‌شود، تصمیمی نیست که رئیس‌جمهور این کشور بتواند بدون محاسبه پیامدهای آن اتخاذ کند. واشنگتن ممکن است در مقاطع مختلف از حمله گسترده، نابودی زیرساخت‌ها یا وارد کردن ضربات سنگین نظامی سخن بگوید، اما میان این تهدیدها و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای فاصله‌ای اساسی وجود دارد. با وجود همه تنش‌ها و تهدیدهای دونالد ترامپ، کاخ سفید هیچ‌گاه تهدید رسمی و صریحی به استفاده از بمب اتم علیه ایران مطرح نکرده است. اتفاقا زمانی که در ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ خبرنگاری مستقیما از ترامپ پرسید آیا حاضر است علیه ایران از سلاح هسته‌ای استفاده کند، او پاسخ داد: «نه، استفاده نمی‌کنم» و اضافه کرد که سلاح هسته‌ای نباید از سوی هیچ کشوری به کار گرفته شود. ترامپ در ۳۱ اوت نیز بار دیگر استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را رد کرد و گفت دلیلی برای چنین اقدامی وجود ندارد.

پشت این مواضع ترامپ درباره تهدید ایران البته محاسبات قدرت بازدارندگی تهران قرار دارد. مسئله فقط هزینه انسانی و اخلاقی استفاده از سلاحی با قدرت تخریب گسترده نیست؛ مسئله مهم‌تر، پیامدهایی است که چنین اقدامی می‌تواند برای آمریکا به دنبال داشته باشد. ایران بارها اعلام کرده است که هرگونه تجاوز نظامی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت و دامنه پاسخ را به محل حمله محدود نمی‌داند. در هفته های اخیر وقتی ارتش آمریکا از احتمال استفاده از «مادربمب ها» صحبت کرد واکنش ایران با یادآوری امکان پاسخ از طریق «پدر موشک ها» باعث شد این کلیدواژه دیگر در ادبیات آمریکایی ها استفاده نشود.

واشنگتن و محاسبه واکنش ایران

 فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به روشنی پاسخ ایران به هرنوع  احتمال حمله اتمی آمریکا را ترسیم کرده است: «تصور نمی‌کنم جرأت انجام چنین کاری را داشته باشد، چرا که چنین اقدامی می‌تواند جهان را وارد یک جنگ خطرناک کند.» او همچنین تأکید کرده بود که پاسخ ایران متناسب با نوع سلاحی خواهد بود که علیه کشور استفاده شود.

او در همین گفت و گو یادآوری می کند که « از سوی دیگر، کشورهای قدرتمند منطقه نیز اجازه نخواهند داد بیش از این درگیر پیامدهای اقتصادی، افزایش تورم و بحران انرژی ناشی از یک جنگ گسترده شوند و قطعاً در برابر چنین شرایطی ساکت نخواهند ماند»

این عضو کمیسیون امنیت ملی همچنین در مردادماه سال جاری بعد از  به ادعاهای برخی مقامات سابق آمریکایی مبنی بر احتمال استفاده از بمب اتمی برای مهار ایران مانند فاجعه هیروشیما و ناکازاکی ژاپن در گفت و گو با خبرگزاری رسمی مجلس تاکید کرد که تنها کشوری می‌تواند چنین تهدیداتی را مطرح کند که در جنگ پیروز شده باشد؛ در حالی که امروز تمام تحلیل‌گران جهان از زمین‌گیر شدن ایالات متحده و شکست آن‌ها در نبردهای زمینی، هوایی و دریایی سخن می‌گویند.

بنابراین، محاسبه واشنگتن فقط به قدرت تخریب سلاح هسته‌ای محدود نمی‌شود؛ آمریکا باید پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده از آن را نیز در نظر بگیرد. چنین اقدامی می‌تواند دامنه جنگ را گسترش دهد، امنیت نیروهای آمریکایی و متحدانش را در منطقه به خطر بیندازد و بحران را از کنترل خارج کند.

آنچه استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را به گزینه‌ای بسیار پرهزینه تبدیل می‌کند، صرفا ملاحظات اخلاقی یا حقوقی نیست؛ بلکه نگرانی از واکنشی است که ممکن است هزینه‌ای به‌مراتب فراتر از دستاورد نظامی احتمالی برای واشنگتن داشته باشد. البته این به معنای اثبات انگیزه درونی تصمیم‌گیران آمریکایی نیست؛ اما رفتار علنی ترامپ و هشدارهای تهران نشان می‌دهد که سناریوی حمله اتمی، دست‌کم در مواضع اعلام‌شده آمریکا، جایی در گزینه‌های مورد تأیید رئیس‌جمهور نداشته است.

اسرائیل و تهدیدات بی صدا/ نماینده مجلس: دیمونا هدف قرار می‌گیرد

مقامات آمریکایی هرگز در ادبیات خود جرات استفاده از چنین تهدیدی را نداشتند و حتی هفتم آبان ماه سال جاری متیو هو، مقام سابق وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا مدعی شد که اسرائیل ممکن است چنین کاری کند و هیچ حرفی از آمریکا به میان نیامد. او در گفت و گویی تاکید کرد:احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای توسط نتانیاهو به دلیل انتخابات وجود دارد؛ در صورت شکست او در انتخابات شرایط و اوضاع ناامید کننده و خطرناکی برای او وجود دارد».

علی رغم این ادعا اما ایران به روشنی پاسخ به چنین احتمالی را نیز داده است. احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفت‌وگویی با فرارو در ۲۱ مهر ۱۴۰۵ درباره احتمال حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران و واکنش تهران، از امکان هدف قرار دادن تأسیسات دیمونا در اسرائیل سخن گفته است. عنوان بازنشر این گفت‌وگو نیز صریح است: «پاسخ حمله به تأسیسات ایران می‌تواند دیمونا باشد».

حمیدرضا ترقی در گفت‌وگو با یورونیوز، در پاسخ به این پرسش که اگر اسرائیل قصد حمله اتمی داشته باشد ایران چه خواهد کرد، گفت:اگر اسرائیل قصد حمله اتمی داشته باشد، ایران قطعا اقدام پیشدستانه می‌کند چنین اتفاقی بیفتد. اصل استراتژی حکومت ایران این است که اگر جان میلیون‌ها ایرانی در خطر قرار گیرد، با اقدام پیشدستانه جلوی چنین خطری را بگیرد».

خبرنگار سپس مشخصا پرسید: «اقدام پیش‌دستانه یعنی حمله به دیمونا؟» و  ترقی پاسخ داد:«در این زمینه پیش‌بینی‌های لازم انجام شده ولی این موارد محرمانه است و درباره آن نمی‌توان پیشاپیش توضیح داد. ولی بدانید که قطعا در این خصوص تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی شده و حتی دستورالعملش هم ابلاغ شده.»

روشن است که در محاسبات تل‌آویو برای هرگونه ماجراجویی نظامی یا هسته ای علیه ایران « آسیب‌پذیری تأسیسات هسته‌ای دیمونا در برابر توان موشکی ایران»  نقش بازدارنده دارد.

 اسرائیل ممکن است از برتری هوایی، سامانه‌های دفاعی و حمایت نظامی آمریکا برخوردار باشد، اما این ظرفیت‌ها به معنای مصونیت کامل زیرساخت‌های راهبردی آن نیست. در سوی مقابل، ایران طی سال‌های گذشته توان موشکی خود را توسعه داده و در جریان دو جنگ اخیر نیز نشان داده است که می‌تواند اهدافی را در عمق سرزمین‌های اشغالی مورد حمله قرار دهد. همین واقعیت، محاسبه هزینه و فایده هرگونه حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را برای اسرائیل پیچیده‌تر می‌کند.

دیمونا صرفا یک تأسیسات صنعتی یا نظامی معمولی نیست؛ این مجموعه در قلب برنامه هسته‌ای اسرائیل قرار دارد و هرگونه آسیب جدی به آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از خسارت فیزیکی داشته باشد. از همین رو، احتمال قرار گرفتن این مرکز در فهرست اهداف پاسخ متقابل ایران، خود عاملی مهم در محاسبات امنیتی تل‌آویو است. در چنین شرایطی، اسرائیل نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن احتمال پاسخ موشکی ایران، درباره حمله به تأسیسات هسته‌ای کشور تصمیم بگیرد.

وقتی بمب اتم سوژه می‌شود/ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال حمله اتمی به ایران؛ روایت‌ها و خبرها و مرز باریک واقعیت

تل‌آویو می داند که با حمله اتمی به ایران حتی حمله اتمی به مراکز هسته‌ای ایران، بدون پرداخت هزینه‌ای متناسب از میدان خارج نمی شود. وجود اهداف راهبردی آسیب‌پذیر در سرزمین‌های اشغالی این تصور را با تردید جدی مواجه می‌کند. دیمونا می‌تواند بخشی از معادله بازدارندگی باشد؛ معادله‌ای که در آن هرگونه خطای محاسباتی، خطر وارد شدن خسارت به زیرساخت‌های حساس طرف مقابل را نیز به همراه دارد. البته این به معنای قطعیت اصابت یا میزان خسارت نیست، بلکه نشان می‌دهد تهدید متقابل، هزینه چنین تصمیمی را برای اسرائیل افزایش می‌دهد.

محاسبه ابعاد پاسخ ایران باعث شده است که مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی حتی تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای را بر زبان نیاورند. هم در واشنگتن و هم در تل آویو می دانند که دامنه پیامدهایی است که چنین اقدامی می‌تواند برای امنیت اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا در منطقه و ثبات کل خاورمیانه به دنبال داشته باشد. وقتی طرف مقابل می‌داند که هر اقدام غیرمتعارف ممکن است با پاسخی گسترده و پرهزینه روبه‌رو شود، تهدید به استفاده از سلاح اتمی نیز دیگر یک ابزار ساده برای فشار روانی نخواهد بود. البته نمی‌توان ادعا کرد که هیچ مقام آمریکایی یا اسرائیلی هرگز چنین احتمالی را در ذهن مرور نکنند اما آنچه اهمیت دارد، فضایی است که حتی جرات بیان تهدید رسمی و صریح به حمله اتمی علیه ایران در مواضع علنی مقام‌های ارشد این دو کشور دیده نمی شود.

 احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای در هر جنگی می‌تواند به‌عنوان یک سناریوی فرضی در فضای روانی جامعه مطرح شود، اما طرح مکرر آن در شبکه‌های اجتماعی لزوما به معنای حضورش در محاسبات واقعی نظامی نیست. به نظر می‌رسد بخش مهمی از برجسته شدن این احتمال، حاصل بازتولید ادبیات جنگی و تشدید نگرانی عمومی در فضای مجازی است؛ فضایی که گاهی میان تهدیدهای واقعی، گمانه‌زنی‌ها و سناریوهای دور از دسترس تمایزی قائل نمی‌شود.

۳۱۳۱

کد مطلب 2296109

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین