۰ نفر
۲۱ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰

محمود احمدی نژاد سیاست ایران را به کدام سمت می برد؟

آیا رئیس جمهور برای پس از خود فکر کرده است؟

آیا رئیس جمهور دولت نهم و دهم سبک جدیدی از حکومت داری ذیل تعریف مردسالاری دینی ارائه کرد؟

آیا در هشت سال اخیر زمینه های جدایی میان مردمسالاری و دین جدی تر پیگیری و عملیاتی شد؟

تلاش می کنم در آینده پاسخ هایی برای سه پرسش بالا بیابم.

آنچه در ادامه می آید یادداشتی است که 22/8/88 در روزنامه خبر منتشر شد [ایـــنـــجـــا] و در آن تلاش شد تا به اولین پرسش پاسخ داده شود.

از آن جهت بدون دست بردن و ویرایش به بازخوانی اش پس از 34ماه می پردازم که نگاه چهار سال پیش به آخرین سال مسئولیت رئیس جمهور کشورمان را مرور کرده باشم و خطاها و احتمالا حدس های صحیح آن را مرور کنم. روز دوشنبه که ویژه نامه روزنامه دولت را می دیدم چشمم به شعار دولت نیز روشن شد. سه شعار «عدالت مطلق،عشق مطلق و آزادی مطلق» به عنوان شعار دولت احمدی نژاد بر پیشانی این ویژه نامه انتخاب شده بود.
این سه شعار مقدمه خوبی است که وجیز زیر را مطالعه فرمایید:

 

بعید است آقای رئیس‌جمهور احتیاج به نیروی پیشرویی همچون عطاالله مهاجرانی که در آخرین سال ریاست جمهوری اکبر هاشمی‌رفسنجانی بحث تمدید دوره ریاست جمهوری را مطرح کرد داشته باشد. آنقدر کارهای زمین مانده وجود دارد که اگر دولت شبانه روز کار کند باز هم باید تلاش کرد این جمله به کرات در اولین دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد از زبان او جاری شد هرچند که عده‌ای آن را صرفاً یک ژست سیاسی رئیس‌جمهور جدید می‌دانستند اما این سخنان آقای رئیس‌جمهور هر چه از عمر دولت می‌گذرد واقعیت بیشتری به خود می‌گیرد که واقعاً وقت دولت برای خدمت به مردم کم است پس باید ادامه داشته باشد. این تأکید وقتی احمدی‌نژاد چهارشنبه شب در گفت‌وگوی تلویزیونی‌اش با مردم تهران سخن گفت و اظهار داشت که طرح تحول اقتصادی در بازه زمانی 5ساله باید اجرایی شود بیشتر خود را نشان داد.

باد در پرچم اصولگرایی به دست احمدی نژاد
«آینده از آن حزب‌اللهی‌هاست» شعار انتخاباتی اکبر ناطق‌نوری در رقابت با سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم بود اما با پیام تبریک ناطق‌نوری که در بخش خبری ساعت 14از تلویزیون قرائت شد عرق سرد بر تن حامیان «راست» نشست تا چند سالی را در حیرت از دست رفتن فرصت بسوزند.

اما چرخ روزگار فقط بر مراد اصلاح‌طلبان نچرخید تا دوباره «راست‌هایی» که «اصولگرا» شده بودند امیدوار به آینده تجهیز شده پا در میدان رقابت سیاسی بگذارند و پله پله باز هم بالا بیایند.

به گفته حسین شریعتمداری در یکی از سخنرانی‌هایش در مدرسه عالی نواب پس از انتخابات شورای شهر دوم تهران و انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان شهردار قطاری که پس از انقلاب اسلامی راه افتاده بود و کسان دیگری بر آن سوار شده بودند دوباره به خط برگشت و «باد به پرچم اصولگرایی افتاد».

آینده اصولگرایان با اجتناب رئیس‌جمهور از یارکشی‌های حزبی و جناحی برای دو کابینه هم نوید‌دهنده آینده‌ای خوش برای این جناح سیاسی داشت و هم بیم‌هایی را پدید آورد. خوشحالی از اینکه خطاها به نام آنها نوشته نمی‌شود و بیم از اینکه از دل این رویه جریان دیگری برآید.

مردان ویژه رئیس‌جمهور
مردان حلقه اول رئیس‌جمهور به خوبی نشان داده‌اند که آماده هرگونه جانفشانی برای دولت هستند تا جایی که تغییرات در کابینه دوم و جابه‌جایی‌هایی که رخ داد اگر در هر کابینه دیگری رخ می‌داد تا چندی هواداران و حامیان جا به جا شده و رفته‌ها لابی‌ها و اعتراضاتشان همه را کلافه می‌کرد تا جایی بهتر برای مدیر و وزیر عوض شده بیابند. هرچند مشی دولتمردان دولت نهم از جهتی ستوده بود اما حکایت از آمادگی مردان دولت برای هر ایثارگری از هر جنس دارد. از اصرار «کردانی» بر صحت انتخاب رئیس‌جمهور و لب به گلایه نگشودن از او برای ماندن آبرو مند، خاموشی «داوودی» بعد از به حاشیه رفتن و در سایه نشستن، به فراموشی سپردن مصلحتی دغدغه‌های «هرندی» از انحراف خط ولایت تا بر صدر نشستن و سخن گفتن و کنایه شنیدن «مشایی».

این چهره‌ها و منطقی که احمدی‌نژاد در پیش گرفته است که با آسودگی و یا توکل چهره‌های نشناخته را به صدر می‌رساند، قابلیتی فراخ را به دولت او بخشیده است تا نگرانی از 4سال دیگر نداشته باشد.

چرا که هم آلترناتیو‌هایی برای مدیرانی که یک‌باره مدعی می‌شود در آستین دارد و هم می‌داند چگونه زیاده خواهی را فرونشاند و نگذارد کسی بیشتر از آنچه که او می‌خواهد بزرگ شود.

راهی که مانده
رئیس‌جمهور به خوبی می‌داند گفتمانی که او آغاز کرده باید نتیجه‌ای عینی داشته باشد تا ابتر نماند چرا که همه دشمنی‌هایی که آفریده کینه‌ای روز افزون را به مصاف ایده‌های او آورده است که تاب آوردن در مقابل آن دولتی «چالاک و زیرک‌تر» می‌خواهد. دولتی که با ادامه مسیر منطقی که فعلاً احمدی‌نژاد تابلوی آن است به پیگیری آرمان‌ها بپردازد و ساختارهای دست و پاگیر را به چالش بطلبد و یک به یک از میدان بیرون کند.

ساده‌انگاری است اگر بی‌تفاوتی احمدی‌نژاد به آرایش و موی دختران و پسران و مراوده آنها در مواضع انتخاباتی دور نهم و یا دستور ورود زنان به ورزشگاه‌ها را خطاهای محاسباتی و غافلانه و تبلیغاتی بدانیم؛ این دو مثال فقط همان نوری است که در میانه تونل تاریک از بیرون می‌بینیم. این همان راهی است که باید رفت و فقط منتخب رئیس است که می‌تواند مسیر را ادامه دهد.

دغدغه خلف صالح و جانشین راستین هر روز که می‌گذرد بیشتر ذهن حامیان رئیس‌جمهور را نگران می‌کند چرا که ترک تازی‌ها و به بازی گرفته نشدن حجم عمده‌ای از قابلیتهای خط‌کشی‌های سیاسی اصولگرایان و تفاوت دیدگاه‌هایی که آنها در این چهار سال به آن رسیده‌اند رقابتی سخت را به آنها نوید می‌دهد که لاجرم باید با خودی‌ها گلاویز شوند؛ نبردی که پهلوانی رویین‌تن می‌خواهد.

احمدی‌نژاد با باز کردن راهی جدید فرا‌روی اصولگرایان آرایش درون‌جناحی اصولگرایان را به هم زد تا او باشد که ابتکار عمل بازی‌های آینده را در دست گیرد. این‌گونه است که در این روزها دولت او نگاهی رو به جلو دارد و بی‌توجه به آنچه می‌گذرد پیش می‌رود و فقط تلاش‌های مجدانه آن سوی جبهه اصولگرایی برای ترمیم شکاف‌های پس از انتخابات را از دور شاهد است. عیان‌ترین بخش این صف‌آرایی‌های شکل گرفته و در حال تکامل را می‌توان در تلاش‌های جبهه پیروان خط امام و رهبری به عنوان اصلی‌ترین سامانه اصولگرایان برای پیگیری پرونده وحدت ملی مشاهده کرد.

درک ذائقه ایرانی
پیروزی سه‌باره احمدی‌نژاد و گرفته شدن فرمان دولت در دست خلف صالح‌اش قطعاً به یاری آن سوی شکاف جبهه اصولگرایی رخ نخواهد داد و تدارکاتی فزون می‌خواهد.

درک ذائقه سیاسی ایرانیان و حرکت پاندولی انتخاب‌کنندگان اولین گام به سوی دولت یازدهم است؛ عرضه آلترناتیوی متفاوت و در عین حال خودی.

رویین‌تن دولتی که باید به مصاف اصولگرایان و احتمالاً اصلاح‌طلبان برخواسته از خاکستر رود باید بر وجوهی که تاکنون نسبت به آن بی‌توجهی می‌شده است تأکید کند و با به چالش کشیدن نهادهای سنتی قدرت و کارکردهای گروهای مرجع سنتی تفاوت جدی خود را با قبلی‌ها و حتی آقای رئیس‌جمهور نشان دهد.

آن سوی تونل
او همان روشنایی آن سوی تونلی است که ایده‌های ساختار سوز آن پتانسیل های جدی را می‌تواند به فعلیت وادارد. حتی می‌توان حجم عمده‌ای از منتقدان دولت کنونی در جناح اصلاح‌طلب و جنبش نوپدید آنها را نیز در ذیل حامیان قابل پیش‌بینی ابتکار عملِ در آستین، پیش‌بینی کرد.

تأکید بر ناسیونالیسم و ملی گرایی خودساخته با قرائتی که همذات پنداری وسیعی را به دنبال داشته باشد در این ابتکار عمل می‌تواند توده وسیعی از آرا را به سمت خود جلب کند تا در کنار بال دیگر این سناریو که بر پایه منطق «ذاکرانه» مبشر آن تبلیغ می‌شود توده‌های مذهبی را نیز در آن‌سو به یاری خلف صالح رئیس‌جمهور بکشاند.

رئیس‌جمهور احتیاجی به حامیانی که استمرار حضور او را نجوا و فریاد کنند ندارد چرا که او راهی که باید پس از این رفته شود را آغاز کرده و هر چه می‌گذرد تلاش‌ها برای زمینه‌چینی‌های جایگزینی «مدودف وطنی» بیشتر خودنمایی می‌کند.

پیش رفتن به سوی تحقق استراتژی خلف صالح مستلزم اجرای تاکتیک‌های است که در این مسیر در دستور کار قرار گرفتن برخی نیازهای مغفول مانده از اولویت برخوردار است.

به طور مثال کنترل هیجانی پایتخت‌نشینان و گشوده شدن هرچه زودتر آزادراه تهران- شمال برای به دست آوردن دل‌های بیشمار در دستور کار فوری قرار می‌گیرد. به گفته رئیس‌جمهور باید هزینه‌های تفریحی مردم را کاهش دهیم و با ایجاد تفریح‌گاه‌هایی در خود تهران این امر شدنی است چرا که بر روی مردم فشارهای تبلیغاتی و سیاسی نیز که بدون آنکه نقشی داشته باشند وجود دارد و باید تحمل کنند. از آن طرف نیز ترافیک و دیگر مشکلاتی وجود دارد و ما باید امکانات تفریحی را گسترش دهیم تا بتوانند مردم در روزهای تعطیل از جمله پنج‌شنبه و جمعه به این مکان‌ها بروند.

احمدی‌نژاد در گفت‌وگویش با مردم تهران با اعلام اینکه بزرگراه تهران - شمال و ایجاد بزرگراه‌ها در شمال در دستور کار دولت است، ادامه داد: ما تأکید داریم که باید مجتمع‌های تفریحی در تهران افزایش پیدا کند و تأکید بر آن داریم که چهار، پنج مجتمع تفریحی هر چه سریع‌تر در تهران بسازیم. مردم آچار یا ماشین نیستند و باید امکانات تفریحی برای آن‌ها فراهم شود.

در پیش گرفتن استراتژی «نان و سیرک» مقدمه‌ای برای رونمایی «مدودف وطنی» که همان خلف صالح رئیس‌جمهور است به حساب می‌آید تا با آسودگی استمرار منطق احمدی‌نژادی را دنبال کند؛ البته با تفاوت‌هایی با مسیر پیشین.

کد خبر 242369

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۷:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    16 41
    باورکنیدهرکه باشدبهترازخلف صالح جناب اقای حجه الاسلام رفسنجانی ست. سانسورچی کجا----------------------------------------------------------یی.........................................بیاکه............
  • بدون نام IR ۰۸:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    7 17
    حتما آقای نیکزاد
  • ناراضی IR ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    5 6
    نویسنده محترم بهتره کمی جانب انصاف را رعایت کنی چرا یه طرفه به قاضی میری و راضی برمیگردی؟؟؟؟؟؟
  • بدون نام IR ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    43 18
    می دونم برای مسایل سیاسی جز تمجید چاپ نمی کنید ولی من شبانه روز دعا می کنم دوران ریاست آقای احمدی نژاد تمام شود ارزو می کنم خواب باشم و چشمهایم را که با ز می کنم ببینم یه کابوس بوده و بس خدایا خودت کمکمون کن کمرمون تو این گرونی که هر دقیقه ساعت می زنه شکست - آقای احمدی نژاد شما به تمام معنا آینده من و خانوادموو با سیاستهاتون ویران کردید برعکس شعارهایتان مردم فقیر فقیر تر و ثروتمندان ثروتشون افسانه ای شده
  • بدون نام IR ۰۹:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    8 3
    این مدودف کیه بگید دیگه؟
  • بدون نام IR ۱۰:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    16 7
    تحليل جالبي بود اما ايران روسيه نميشه!