اول: استاد رسول جعفریان از جمله چهره هایی است که فرهنگ این مرز و بوم وامدار تلاش های ایشان در زمینه های مختلف است. هم محققی سخت کوش و مولفی پر و پیمان در زمینه مسائل تاریخ اسلام و ایران است و هم آنکه حضورش در کتابخانه مجلس اسباب برکات وخیراتی شده است که قطعا نامش را تاریخ فرهنگ این مرزو بوم ماندگار خواهد ساخت. اما تمامی این ویژگی های مثبت سبب نمی شود که هر سخن و نوشته او را به دیده یقین و قطعیت بنگریم و بر آن خرده روا نداریم.

 
 
از جمله یادداشتشان درباره مقایسه میان پیشرفت در مصلی وپیشرفت در دائره المعارف بزرگ اسلامی که با عنوان «رابطه مصلی با دائره المعارف بزرگ اسلامی» در بخش وبلاگ های خبر آنلاین منتشر شد. شاید اگر ایشان پروژه مصلی را مثلا با دیگر طرح های عمرانی بزرگ و یا بزرگ راه تهران شمال مقایسه می کردند، منطقی تر به نظر می رسید چرا که مقایسه آن طرح با دائره المعارف ایراداتی منطقی و ماهوی دارد که در ادامه خواهم نوشت.
دوم: اگر هدف از برپایی مصلی را برگزاری نماز( به خصوص نماز جمعه) در آن مکان بدانیم ، این هدف تا کنون محقق نشده است و نگارنده به یاد ندارد، جز در ایام عید فطر( که البته آن هم امسال در مصلی برگزار نشد) در دیگر روزها نمازی در این مکان برپا شده باشد. اما در مقابل درست است که دائره المعارف بزرگ اسلامی هنوز به پایان کار خود نرسیده است( جلد نوزدهم و تا میانه­های حرف ح) اما این گونه نیست که از آن استفاده ای نشود. ضمن آنکه خود استاد جعفریان بهتر از نگارنده در جریانند که دائره المارف بزرگ اسلامی تجربه ای تازه ، نو  و کمتر سابقه داشته در ایران است  که تمامی مقالات و نوشته هایش را مولفان ایرانی(یا در نهایت فارسی زبان) می نگارند، خود شکل دهی به این کار و پروراندن این ایده و به بار نشاندن و جلب اعتماد این همه مولف و محقق تراز اول نیازمند زمانی طولانی است. اما این که این درخت پربرگ و بار هنوز به بار ننشسته چندان با حقیقت ماجرا همخوانی ندارد.
ایشان بهتر در جریانند که شیوه و روشی با  استانداردهای بالای، که دائره المعارف بزرگ اسلامی در تدوین و تالیف مقالات و مدخل­ها بنا گذاشته اند خود، به معیار و متری برای سنجش دانشنامه نگاری و دائره المعارف نویسی در حوزه ایران و اسلام، نه تنها در ایران که در جهان تبدیل شده است، اکنون 8 جلد از این دائره المعارف به زبان عربی و چندین جلد آن به زبان انگلیسی برگردان شده و در تمامی جهان به مقالات و مطالب آن استناد می شود. به تعبیر دقیق تر دائره المعارف نوعی آبروی ایران در این حوزه است که علاوه بر انتشار مقالات به مرکزی منحصر به فرد در گرد هم آمدن جمعی شاخص از بزرگان فرهنگی و دینی و پژوهشی تبدیل شده است. زیست بومی فرهنگی که شاید در کمتر جایی ، حداقل در کشورهای اسلامی، بتوان سراغش کرد.
بر همه اینها بیفزایید استمرار کار این دائره المعارف در حوزه هایی چون تاریخ ایران و اسلام که در آن زمینه ها هم دانشنامه هایی در دست تدوین است که برخی از مجلدات آن منتشر شده اند و قطعا استاد جعفریان بیش از نگارنده در جریان پیشرفت آن هستند.
 سوم:از سوی دیگر کتابخانه ای که در دائره المعارف بزرگ اسلامی شکل گرفته است، از معدود کتابخانه های تخصصی در زمینه تاریخ ایران و اسلام است که چه در زمینه آرشیو مطبوعات و چه در حوزه عناوین کتابهای زبان فارسی و زبان های دیگر ،کمتر نظیری می توان برایش سراغ کرد. اکنون این کتابخانه محل مراجعه و استفاده بسیاری از محققان داخلی و خارجی است. نگارنده البته این بختیاری را داشته است که برای نخستین بار از طریق استاد ایرج افشار به آقای مجیدی،مدیر کتابخانه، که کتابشناسی قهار و کم نظیر است،معرفی و هنوز که هنوز است از امکانات این کتابخانه استفاده می کنم. هنوز روزی را به یاد دارم که شب قبلش استاد فرمودند فردا(سه شنبه روزی در پاییز سال 86) بیا دنبالم که برویم دائره المعارف و سپس معرفی به آقای مجیدی و  آشنایی جدی تر با این نهاد و بهره گیری از آن تا همین امروزی که این نوشته را می نگارم.
امثال من فراوانند که از این خرمن بزرگ معرفت و دانش بهره می گیرند. علاوه بر آن برخی از چهره های نامدار عرصه فرهنگ و ادب و هنر کتابخانه شخصی خود را به این مرکز اهداء کرده اند که به گمانم تا کنون تعدادشان به 51 تن رسیده است. این یعنی بستری به نام اعتماد که کمتر نهاد فرهنگی توانسته در میان اهل فرهنگ آن را به دست آورد.
قیاس این همه دستآورد، با مکانی چون مصلی که در این سالها به محل کسب درآمد از نمایشگاه های گوناگون تبدیل شده است، انصافا قیاسی مع الفارق است. آنجا تا کنون هیچ دستآوردی جز خارج از هدف و موضوع مورد کارش نداشته است( برپایی نمایشگاه­ها)، ضمن آنکه  نگارنده  سوق دادن این مکان و استفاده از آن برای  برپایی نمایشگاه  را البته ایده خوبی می داند، چرا که  از یک مکان بلا مصرف ، استفاده های فرهنگی می کنند و از این طریق کسب درآمدی از ناحیه اجاره دادن این مکان ایجاد می شود که می تواند به پیشرفت پروژه و تزریق بودجه برای آن مدد رساند.
چهارم: ای کاش استاد جعفریان که به واسطه سمت خود در کتابخانه مجلس دستی بر آتش بودجه دارند محور و ستون اصلی نوشته خود را به ندادن بودجه به دائره المعارف اختصاص می دادند و از طریق رئیس مجلس  یک رایزنی را برای دادن بودجه مصوب به این نهاد  بنا می گذاشتند که شاید هم چنین کاری کرده باشند ،اما تیغ مجلس هم همانند بسیاری از امورات دیگر کندتر از آن است که بتواند چیزی را ببرد، تا چه برسد به دولت.
دائره المعارف بزرگ اسلامی در این سال ها بیشترین بی مهری را  از دولت مهرورز دید و الان که هفت ماه از سال به پایان رسیده هنوز یک ریال بودجه سال نود و یک  به پیکره آن تزریق نشده است و به گفته خود استاد جعفریان« این که حالا به خاطر بی پولی در حال زمین خوردن کامل است، مهم‌تر از دلایل دیگر برای ناقص ماندن کار است.»
بعد از تحریر: وقتی یادداشت به پایان رسید این فکر هم به ذهنم رسید که جناب جعفریان با نگارش این یادداشت خواسته اند اصل ماجرا که قطع کمک و ندادن بودجه دولت به دائره المعارف است را به نوعی مطرح کنند تا شاید از طریق طرح ماجرا در حوزه عمومی بتوان فکری برای آن اندیشید و رگ غیرت برخی ها را جنباند.
کد خبر 254597

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۱:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    5 0
    واقعا براي اين دولت متاسفم
  • گودرز رشتیانی RU ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
    1 3
    برداشت درستی از مطلب جعفریان صورت نگرفته است. با دوباره خواندن نوشته جعفریان مشخص میشود که منظور ایشان نادیده گرفتن تلاشهای اصحاب دائره المعارف بزرگ اسلامی نیست. بلکه دغدغه مطرح شده، اصل مهجور ماندهنعلم در کشور و نبود عزم لازم و زیرساخت های مناسب برای توسعه علمی است.
    • يك خواننده IR ۱۸:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۸
      1 3
      در اين اوضاع و احوال كي حوصله داره كه يك نوشته را دوباره بخواند تا متوجه شود كه منظورشان دقيقا چيست؟