توجه روشنفکران و روزنامهنگاران به کودکان، نیازها، اهمیت و حقوق ایشان در زمینههای گوناگونی چون سلامت، بهداشت، امنیت، آموزش و ... سبب تحول گام به گام در انگاره اجتماعی کودکی شد و این تحول فکری زمینهساز جهش عینی در بنیادهای اجتماعی کودکان همچون مدارس و خواندنیها شد و به تحول در نهاد اجتماعی کودکی انجامید.
در مطلب قبل از تطور نهاد کودکی در عرصه آموزش عمومی سخن گفتم و این بار تحولات نهاد کودکی در دوره قاجار را در حوزههای فرهنگی و هنری متذکر خواهم شد.
تحول جایگاه کودکان در شاخههای مختلف فرهنگ و ادب و هنر قاجاری به شکل محسوسی قابل مشاهده است. جلوه کودکان در نخستین نشریات و کتابهای فارسی قاجاری که از سوی نخبگان نگاشته و خوانده میشدند و همچنین در برنامههای جدید فرهنگی و هنری همچون سینما و تئاتر بیانگر ارتقاء جایگاه کودکان در جامعه در حال تحول ایران آن دوران است.
کتاب و مطبوعات
این فقیر پیشتر در کتاب «از باب قرائت اطفال» (1382/ ویرایش دوم 1404) به بررسی جایگاه کودکان در مطبوعات پیش از مشروطه پرداختهام. به اجمال باید گفت چه در مطبوعات فارسی هند و چه در نشریات ایرانی حضور نسبی و قابل توجه کودکان مشاهده میشود و این نشانگر توجه این روزنامهنگاران و روشنفکران به کودکی و کودکان است. در همان کتاب و در مقالات دیگر نشان دادهام چگونه اولین نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در سالهای پیش از صدور فرمان مشروطیت تولد یافتند و چگونه در سالهای پایانی قاجاری گسترش و استحکام پیدا کردند.
در زمینه نخستین کتابها هم باید گفت در اولین کتاب فارسی چاپ ایران با نام «رساله جهادیه» چندین بار به مباحث فقهی مرتبط با کودکان در بحث جهاد سخن رفته است که در یکی از مقالاتم مفصلاً به آن پرداختهام. برای نمونه اولین استفاده از کلمه کودک در آثار چاپی فارسی در ایران در هجدهمین صفحه این کتاب دیده میشود:
«... پس اکنون که به رفع حادثه و قیام من به الکفایه، علم حاصل نیست بلکه خلاف آن یقین حاصل است، به همه مسلمین واجب است که ترک عیال و اطفال و اموال گویند و به حفظ بیضه اسلام و مسلمین و دفع دشمنان خدا از اهل دین کوشند...»
کتابهای چاپی بعدی گلستان بودهاند که پیشتر درباره جایگاه کودکان در آن و نسبتش با کودکان بحث شده و البته کتابی معاصر نیست. مورد بعدی مرتبط کتاب ترجمه رساله آبلهکوبی اطفال است و نشان میدهد اولین کتاب چاپی ترجمه فارسی در ایران مرتبط با کودکان بوده است.
کتاب تربیت اطفال نوشته فردی به نام ژیوکس که ترجمهاش سال ۱۲۷۰ ق به امر امیرنظام گروسی توسط محمدطاهر میرزا انجام شد و کتاب رساله تربیت تألیف میرزاتقی کاشانی که حدود سی سال بعد و در سال ۱۲۹۹ ق انتشار یافت و کتاب «دوره زندگانی یا غصب حق اطفال» نوشته یحیی دولتآبادی که سی و چند سال پس از آن در سال ۱۳۳۳ ق به چاپ رسید هر یک نقطه عطفی در تاریخ متون کودکی و کتابهای درباره کودکان محسوب میشوند.
فراوانی کتب ویژه کودکان از دوره محمدشاه تا انحلال پادشاهی قاجار موضوع مستقل و بارها گفته شدهای است و کمیت و تنوع و کیفیت این آثار شاهد دیگری بر جایگاه کودکان و کودکی در ایران قاجاری است. با رواج صنعت چاپ ابتدا کتب قبلی و موجود همچون متون سنتی آموزشی و قصههای عامیانه موسوم به بچهخوانیها به کسوت چاپ درآمدند. سپس آثار جدید خواه تألیف و خواه ترجمه منتشر شدند. دهها کتاب و ژانرهای گوناگون تخیلی و غیر تخیلی (فیکشن و نان فیکشن) حاصل تلاش ناشران، نویسندگان و مترجمان ادبیات کودک و نوجوان بود. همچنین آثار منتشر شده به زبان فارسی در سایر کشورها هم از بعد کمی و هم کیفی قابل توجه بود.
گفتیم که در سال 1300 ش قانون شورای عالی معارف به تصویب رسید و ساختار آموزشی کشور قواعد و نظم تازهای یافت. بند 14 این قانون شاید اولین مصوبه قوه مقننه ایران درباره کتاب کودک باشد:
«ماده 14: وزارت معارف باید تدریس کتبی را که مضر به اخلاق و دین محصلین است ممنوع نماید و کتبی که از طرف وزارت معارف ممنوع شدهباشد در هیچ مدرسهای نباید تدریس بشود.»
همچنین در همین دوره تعدد و جایگاه کتابخانههای مدارس در اواخر دوره قاجار به آنجا میرسد که سرفصلی به عنوان بازرسی از کتابخانههای مدارس در نظام آموزش و پرورش موضوعیت مییابد. در روزنامه برق، مورخ 9 ذیحجه 1331 ق چنین میخوانیم:
«تفتیش کتابخانههای مدارس
چندی است وزارت معارف و اوقاف اقدام به تفتیش و برداشتن صورت صحیح از کلیه کتابخانههای مدارس نموده و به توسط خطیبالملک مفتش کل اوقاف، با کمال مداقه کتابخانه مدرسه صدر و مدرسه مبارکه ناصری در تحت رسیدگی و تفتیش است».
به شکلی کاملاً تخمینی میتوان فرض کرد که در این دوره ۴۰۰ کتاب کودک و نوجوان فارسی چاپ شده باشد. یکصد عنوان در دوره ناصرالدین شاه و قبل از آن، یکصد عنوان در دوره مظفرالدین شاه و دویست عنوان در زمان محمدعلی شاه و احمدشاه. همچنین بهطور تخمینی میتوان فرض کرد ۲۰ کتاب کودک و نوجوان به خط و زبان ارمنی و ۲۰ کتاب کودک و نوجوان به خط و زبان آسوری در ایران دوره قاجار منتشر شده است.
در نگاه کلی باید گفت در دوره قاجار با رواج صنعت چاپ هم کتب قدیمی و سنتی بچهخوانی و مکتبخانهای شکل چاپی یافتند و هم به مرور کتب جدیدی برای کودکان ترجمه و یا تألیف شدند. همچنین کتب کودک و نوجوان به زبان فارسی از خارج از کشور به ایران میرسید. به مرور ناشران، چاپچیان، کاتبان و تصویرگرانی بر حرفه کتاب کودک و نوجوان متمرکز شدند. همچنین نهادهای نظارتی و رویههای قضایی مرتبط با کتاب کودک شکل گرفت و طرح مباحث نظری و نگارش نقد در این زمینه شروع شد. دیگر آن که مجلاتی برای این مخاطبان طراحی شد و افرادی از میان نویسندگان کودک و نوجوان به کنشگری سیاسی، اجتماعی و صنفی پرداختند.
دنیای هنر
درباره اولین تصاویر کودکان در مطبوعات و استفاده از کودکان در لوگوی نشریات در دوره ناصری پیشتر نوشتهام. (از باب قرائت اطفال 1404: ص 83 و 87 ) و یا اولین تصویر مستقل یک کودک که تصویر دختری در حال تاببازی است و در نشریه علمی در سال 1295 ق به چاپ رسیده است. (همان، ص 88) آگهی کلاسهای نقاشی برای کودکان در همان دوره مندرج در روزنامه دولت علیه ایران شماره 520 مورخ 27 شوال 1278 ق خواندنی است و یا آگهی آموزش امور حروفچینی و چاپ به کودکان مندرج در روزنامه وقت، مورخ 20 ربیعالثانی 1328ق و یا اولین آگهی یک کتاب کودک در روزنامه نظامی در سال 1294 ق .
در حیطه هنر عکاسی میتوان یادآور شد اولین عکسهای گرفته شده در ایران از دو نوجوان یعنی ناصرالدین میرزا ولیعهد و خواهرش عزتالدوله بوده است.
اما هنر نمایش؛ اولین نمایشنامههای فارسی ترجمه چند نمایشنامه آخوندزاده است که در برخی اشارات کوچکی به کودکان و نوجوانان دیده میشود. در نمایشنامه وکلای مرافعه، سکینه هجده ساله، شخصیت مثبتی است که کنشهای بزرگسالانه دارد. هرچند که عمه سکینه او را دختربچه مینامد. در نمایشنامه خرس قولدور باسان در حد یک کلمه از کودکان یاد میشود. در نمایش «موسی [موسیو] ژوردان حکیم نباتات و درویش مستعلی شاه جادوگر» دو دختر شانزده ساله و نه ساله به نامهای شرفنسا و گلچهره فرزندان حاتمخان هستند. صحنه شروع نمایش که به رابطه این دو دختر پرداخته، فضایی کودکانه و باورپذیر و نزدیک به دنیای ادبیات کودک دارد. در داستان «ستارگان فریبخورده»، میشنویم که یوسف قهرمان داستان سه دختر و دو پسر، چهار تا چهارده ساله دارد که به محض ورود به قصر برایشان هدیه میفرستد. او دستور میدهد دو پسرش را به قصر بیاورند. در این نمایش یکی از دستورهای یوسف شاه ساخت مدرسه است.
اجرای تئاتر در مدارس از دیگر موضوعات مورد قابل بررسی است. روزنامه اختر در سال 1306 ق از اجرای نمایش در مدرسهای در تبریز خبر میدهد. اخبار اجرای نمایش در مدارس در سالهای بعد بیشتر و بیشتر شده است.
موضوع قابل ذکر دیگر ورود اسباببازی های فرنگی به ایران به ویژه از دوره مظفرالدین شاه است. گفتهاند شاه بسیار مجذوب این لوازم بوده و شخصا دستور خرید و واردات آن را میداده است. همچنین در سالهای پس از مشروطه چند مغازه در تهران اسباببازی و عروسک خارجی میفروختهاند.
در خصوص سینما هم باید گفت گویا روسی خان که دومین سالن سینمای تهران را در دوران محمدعلی شاه راه انداخته بود به پخش فیلم در مدارس هم اندیشیده بود و به دنبال وارد کردن فیلمهای علمی برای مدرسهها از خارج از کشور بود.




نظر شما