۰ نفر
۱۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۰

عباس آخوندی

استاد دکتر حسن حبیبی سیاستمدار اخلاقی ایران دقیقا سی و چهار سال پس از بازگشت به وطن جان به جان آفرین تسلیم کرد و میراث ارزشمندی را برای ایرانیان از خود به یادگار گذاشت. این نوشته در نگاهی گذرا سه اپیسود از سه دوره ی زندگی دکتر حبیبی را بازتاب می دهد.
اپیزود اول: تدوین پیش نویس اولیه قانون اساسی
دکتر حبیبی همزمان با جریان نهضت ملی پا به عرصه سیاست گذاشت و فعالیت های متفاوتی داشت که در جای خود ارزش کاویدن دارند. لیکن بزرگترین آثر باقیمانده از او از این دوره، پیش نویس قانون اساسی است. حضرت امام خمینی (ره) رهبر انقلاب اسلامی در پاریس او را مامور تدوین این مهم کرد و او به خوبی از عهده برآمد. دکتر حبیبی با درکی که از فرهنگ ایران و روح انقلاب اسلامی داشت و هم-چنین، با فهمی که از دنیای معاصر داشت و آن را تجربه کرده بود، پیش نویسی را تهیه نمود که مورد قبول ابتدایی رهبر انقلاب قرار گرفت. بعدها این پیش نویس توسط سایر حقوقدانان بزرگ در ایران مورد واکاوی قرار گرفت و توسط مراجع تقلید نیز مورد بررسی قرار گرفت و با اصلاحات اندکی به مجلس خبرگان قانون اساسی تقدیم شد. هرچند، این پیش نویس عینا در مجلس خبرگان به عنوان پیش نویس اصلی در دستور کار قرار نگرفت و این مجلس مستقیما اقدام به تدوین قانون اساسی نمود، لیکن در جای جای آن اثر این کار دیده می شود. چارچوب دولت مدرن، تفکیک قوا، حقوق ملت؛ شامل حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی شهروندان و حق حاکمیت ملی از جمله آن ها است. در این ارتباط، به اصول ناظر بر آزادی و استقلال و جدایی ناپذیری این دو از یکدیگر، منع تفتیش عقاید، حقوق مالکیت خصوصی، اصل برائت، حاکمیت قانون و پاسخگویی حاکمان نیز می توان اشاره نمود. شباهت های متن سوگندنامه های نمایندگان مجلس و رییس جمهوری در قانون اساسی جاری و پیش نویس اولیه نشان دهنده استحکام متن اولیه است. نقش دکتر حبیبی در این ارتباط زمانی بهتر درک می شود که به فضای پرهیاهو، کاملا سیال و ناپایدار انقلابی آن زمان توجه شود. قوت گفتمان سوسیالیستی در ایران و جهان از یک سوی و گرایش به قرائت سنتی از دین که در جریان انقلاب قوت گرفته بود از سوی دیگر، هر دو می توانستند سرنوشت قانون اساسی را به نحو دیگری رقم زنند. هر چند، اعتبار اصلی در این ارتباط تعلق به حضرت امام (ره) و تیزبینی ایشان دارد که از افراط و تفریط پرهیز داشتند، لیکن نقش دکتر حبیبی نیز در این ارتباط نباید دستِ کم گرفته شود. او نیز چنانچه از عمق اندیشه و درک تاریخی درست از ایران برخوردار نبود، می-توانست چارچوب ابتدایی را به نحو دیگری تنظیم کند و ما نیز اینک در جای دیگری قرار داشتیم. معمولا در این موقعیت های سرنوشت ساز متن های اولیه چارچوب و مسیر اصلی را تعیین می کنند. دیگران هر چند بخواهند مسیر را تغییر دهند مجبورند نهایتا در زمینی که طراح اولیه ترسیم کرده و قاعده ای که او وضع کرده بازی کنند، لذا اثرشان نهایتا محدود خواهد بود.
اپیزود دوم: مدیریت ناظر بر منافع ملی
دکتر حبیبی پس از پیروزی پست های اجرایی متفاوتی را بر عهده داشت. آنچه در رفتار این مرد در تمام سمت هایش می توان دید رویکرد ناظر بر منافع ملی و همکاری عمومی است. خوب به خاطر دارم که در آغازین سال های دهه 60 که ایشان مسئولیت وزارت دادگستری را داشتند و ما گروهی از جوانان در حوزه ی معاونت سیاسی و اجتماعی وزارت کشور مشغول فعالیت بودیم او به ما اهمیت روندهای جرایم اجتماعی و توجه به گسترش بزه های اجتماعی را می آموخت و از ما می خواست که به این امور حساس باشیم. او به ما یاد می داد که تمام مسائل را نمی توان از دریچه تنگ سیاست نگاه کرد بلکه باید به جامعه رویکرد اجتماعی داشت و نسبت به تحولات درونی جامعه حساسیت نشان داد. افزون براین، در این ارتباط، به ما می گفت که نمی توان به حدس و گمان ها شخصی بسنده کرد بلکه باید به امار و مشاهدات علمی توجه داشت. در درون دولت نیز، که هر کسی نگران حوزه ی مسئولیت خود بود، دکتر حبیبی بدون هیاهو با ایجاد یک نظم حقوقی نگران سازگاری تصمیم های دولت با بکدیگر، پیوستگی آن ها به اقدامات پیشین و اتخاذ به موقع تصمیم ها بود. شخصیت آرام، متین و دقیق او در کنار آقای هاشمی رفسنجانی موجب همدلی و همراهی وزرا می گشت و بارِ زیادی را از دوش رییس جمهور برمی داشت. بر خلاف ظاهر، که فردی کم صحبت بود و کمتر اظهار نظر می کرد، نقش او در هماهنگی مسائل، تعیین اولویت ها و ایجاد انسجام در درون دولت و پی گیر موارد اساسی بسیار موثر بود.
اپیزود سوم: ایرانی اخلاقی
دکتر حبیبی پس از کناره گیری از دولت، محیط و موضوع کاری خودش را شخصا انتخاب کرد و تلاش کرد به آنچه که دوست دارد بپردازد و آنجور که می خواهد زندگی کند. از این منظرمی توان گفت که علیرغم تمام تلخی ها، او شادکام از این دنیا رفت. او ایران را دوست داشت. او ایران را همانطور که هست دوست داشت و نمی خواست تصویر وارونه ای از آن به جهان ارائه کند. این بدین معنی نیست که او ضعف ها و کاستی های ایران را نمی دید و برای اعتلای آن همت نداشت، بلکه دلِ پرخونی داشت، لیکن تلاش نمی کرد یک تصویر ذهنی از ایران بسازد که با واقعیت مغایرت داشته باشد. او هم به تاریخ ایران علاقه داشت و هم امروز ایران را رصد می کرد. او هم جنبه های ملی ایران زمین را می دید و هم اسلام را به عنوان جدایی ناپذیر هویت ایران پاس می داشت. بخاطر دارم که سه سال پیش که به دیدار او رفته بود او با علاقه از اینکه سالن اصلی ساختمان بنیاد ایرانشناسی را به نام محتشم نام گذاری کرده، یاد می کرد. او می گفت محتشم مرثیه سرای اباعبدالله ع) هم پایه فردوسی و سعدی و حافظ برای ما محتشم است، لذا من نام بزرگترین سالن این ساختمان را به نام محتشم نام گذاری کردم.
دکتر حبیبی را همه به وارستگی اخلاقی می شناسند. نوشته ام را با ذکر آخرین دیداری که با وی داشتم به پایان می برم. فرودین ماه سالِ جاری بود که به اتفاق دوست عزیزم آقای مهندس زنگنه به دیدار این مرد دوست داشتنی رفتیم. خیلی اظهار خستگی و دلتنگی می کرد. او به تفصیل از عارضه ای که برای او رخ داده بود و محبتی که اطبا در حق وی روا داشته بودند یاد می کرد و آرزوی دیدار حق می کرد. او می-گفت روی میز من پاکِ پاک است و دستم به هیچ کاری نمی رود و آماده ام که هر گاه حضرت دوست ندا در داد من لبیک بگویم. آن گاه ادامه داد بیشترین چیزی که مرا آزار می دهد درخواست انجام کاری از دیگران برای خودم است. او می گفت من عمری است که از کسی چیزی برای خودم طلب نکرده ام. سپس ادامه داد که برای من بسیار سخت است که به کسی بگویم به من آب بده و یا در مسائل شخصی ام به من کمک کن. از سوی دیگر توان انجام بسیاری از کارها را ندارم. بسیار تلاش می کنم حتی وقتی یک لیوان آب می خواهم خودم بلند بشوم و بروم آن سوی میز و یا اتاق و آن را تهیه کنم. خانواده ام که این وضعیت را می بییند به من اعتراض می کنند، لیکن من هم عمری است با استغنا و بدون درخواست از هیچ کس زندگی کرده ام. او می گفت از اینکه مایه ی زحمت خانواده ام هستم رنج می برم. آری او نمونه استغنا و علو طبع و سیاستمدار اخلاقی در این روزگار قحطی اخلاق بود. روانش شاد.

/2727

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 274476

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حمید IR ۲۱:۱۶ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۳
    13 0
    بخاطر دارم ایشان وزیر دادکستری بودند و جهت بازدید نمایشگاه دهه انقلاب به شهر ابهر آمده بودند و من نوجوانی که آنجا حضور داشتم ایشان با یک لباس سفید که به نظر از جنس کرباس (پارچه بسیار ارزان قیمت کت وشلواری پوشیده بودند که نشان از یاران واقعی حضرت امام داشتند )دیدن ایشان با آن لباس تمیز و ارزان قیمت همیشه برای من الگو می باشد یادش گرامی و خدایش بیامرزد
  • امید IR ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۳
    16 0
    از اینکه بخشهایی از زندگانی این مرد بزرگ ایرانی را بیان کردید ممنونم . روحشان شاد و راهشان پر رهرو
  • بدون نام IR ۲۳:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۳
    15 0
    خدا رحمتشون کنه مرد شریفی بود.