۰ نفر
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۵

محمد گلبن،مولف و محقق تاریخ کتاب مطبوعات و مصحح بعد از چند ماه دست و پنجه نرم کردن با بیماری به دیار باقی شتافت.

اگر اهل کتاب و مطبوعات باشی ،نام محمد گلبن حتما در جایی از حافظه تو باید نشسته باشد. چهره آرام و و دوست داشتنی او هنوز در ذهن و ضمیرم پایدار است. آخرین دیدار ما به قبل از بیماری اش باز می گشت، روزی که در کتابفروشی انتشارات توس در جلوی خیابان انقلاب دیدمش. همانند همیشه دل در پی کتاب داشت و طبیعی بود که بهترین کتابفروشی را که با سلیقه او هم همخوانی داشت ،انتخاب کرده بود.کتابفروشی توس چه زمانی که حسین باقرزاده در پشت پیشخوان می نشست و چه اکنون که فرزندش می نشیند و یکی از همکاران آنها،گلچینی است از تازه ترین و بهترین عناوین که بیشترین نسبت را با فرهنگ و تاریخ ایران دارند و گلبن را می توانستی هر از چند گاهی آنجا بیابی.
سال های ابتدایی دهه هشتاد ساختمان کتاب هفته در خیابان فجر(جم) هم از گلبن خاطرات فراوانی دارد. دفتر کتاب هفته در طبقه دوم بود و محل استقرار سید فرید قاسمی عزیز و دکتر یونس شکرخواه گرامی و دیگر دوستان شورای سردبیری کتاب هفته. گلبن از جمله مشتریان ثابت و هفتگی گعده های فرهنگی کتاب هفته بود که البته بیشترین حشر و نشر و هم صحبتی را با سید فرید داشت.حافظه گلبن شگفت انگیز بود و وقتی این دو بزرگ عرصه مطبوعات و کتاب در موضوع و مضمون و شخصی به بازیابی خاطره ای و نقلی سوق داده می شدند، کوهی از اطلاعات حاشیه ای بر فضای بحث و گفت وگوی آنها می ریخت و آدمی حیرت می کرد از این همه اطلاعات . او همانند سید فرید در علم رجال، به خصوص رجال عرصه فرهنگ، چهره ای کم نظیر بود و از کف رفتن او قطعا کوهی از اطلاعات شفاهی درباره جریانات و افراد فرهنگی را هم با خود به خاک خواهد برد. البته شادروان گلبن بخشی از خاطراتش را نوشته است و آنگونه که نگارنده به یاد دارد ، و در جایی هم خوانده بود، خاطراتش را در بیش از 25 دفترچه نوشته و به فرزند گرامیش سپرده بود. خاطراتی که قطعا انتشار آنها می تواند فصلی خواندنی از تاریخ فرهنگی این سرزمین باشد.
گلبن برای آنهایی که عاشق کتابند تجسم علاقه مندی و عشق به کتاب بود و چه بختیاری بزرگی داشت که در سال های پایانی عمرش به همت و پایمردی رسول جعفریان گرامی کتابخانه کم نظیرش در جایی قرار گرفت که اکنون هر فرد اهل تحقیق درباره مسائل مرتبط با ایران و ایرانشناسی ، می تواند از آن بهره بگیرد. کتابخانه ای با بیش از 15 هزار جلد کتاب که حاصل بیش از 60 سال دقت و ظرافت مردی است که تک تک جلد های کتابخانه اش را خود انتخاب کرد و چید و برکشاند و البته حاشیه نویسی هایش بر بسیاری از این کتاب ها در همان مجموعه موجود است.آرشیوی از بهترین نشریات و روزنامه های دوره های مختلف تاریخ معاصر ایران را نیز او ذره ذره جمع کرد و به کتابخانه اش افزود که آنها هم خوشبختانه در کتابخانه شماره 2 مجلس آرام و قرار گرفته اند.
 به گمان من او در آرامش مرد، چرا که خود می گفت:«من فکر می‌کنم که آدم خوش شانسی هستم یا کتابهای من خوش شانس هستند که جای خوبی آمدند، و امیدوارم که بتوانند بیش از گذشته مورد استفاده قرار بگیرند.» هیچ چیزی برای یک عاشق کتاب بهتر از این نیست که کتاب هایش در دستان اهلش قرارگیرد. عاقبت به خیری بهتر از این.
توضیح:این یادداشت در صفحه آخر روزنامه امروز اعتماد منتشر شد.
برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 292602

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =