خطر انفعال در قبال تحولات متطقه(2)

در بخش اول مطلب به پیچیده تر شدن اوضاع سوریه و منطقه اشاره شد. واقعیت آنستکه مسیر تحولات در حال خارج شدن از کنترل و شاید حذف شدن نقش روسیه در تحول نهایی باشد واکنش کرملین چه خواهد بود ؟و تهران چه باید بکند؟

با وضعیت توصیف شده ،سیاست مبتنی بر مدل انگلیسی برجنگ سوریه حاکم شده است.مبنایسیاست لندنی بر این قرار گرفته : "وقتی چنین اجماعی در سطح بین المللی علیه سوریه وجود دارد چه نیازی به ارجاع یا کسب مجوز از شورای امنیت سازمان ملل؟ آمریکا باید پیش قدم شود بقیه دنبال او!!". همان مدلی که در لیبی پیاده شد.
علت در پیش گرفتن این مدل لندنی روشن است. ارجاع موضوع به شورای امنیت با واکنش تند و اعمال حق وتو از طرف روسیه و چین روبرو خواهد شد.خطر واقعی از همینجا آغاز میشود. دول غربی درصدند بدون ایفای نقش شورای امنیت رسما وارد فاز نظامی با دو هدف شوند :.اولا قدم نهایی خود برای سرنگونی اسد را وارد مرحله پایانی کنند ،ثانیا با حذف نیروهای مسئله دار در بدنه مخالفان مانند گروه النصر، زمین بازی را به گروهی که خود نیروهای سیاسی میانه رو لقب داده اد واگذار نمایند.
از نگاه کرملین وقتی قرار نیست قاعده بازی دوئل روسی چارچوبی داشته باشد ، چرا خود را باید ملزم به رعایت آن کنند؟در بازی مرگ این تنها ملت بی پناه سوریه است که دست بسته روی صندلی مرگ در انتظارآخرین شلیک نشسته .اما توسط چه کسی؟. بسیاری تحلیل گران و دیپلمات ها منطقه معتقدند، برای کرملین حمایت از دولت سوریه تنها ابزار اعمال زور و دفاع از منافع روسیه نخواهد بود .در شرایط سخت و تا آنجا که به پوتین و همکارانش مربوط میشود در آینده نه چندان دور نیرو های سیاسی متمرکزیا پراکنده تاثیر گذار مورد حمایت مسکو به عنوان ابزار مضاعف اعمال زورقادر به ایفای نقش خواهند بود وآنها نیز مترصدند به موقع با چراغ سبز کرملین ایفای نقش کنند. مسکو برای تهدید هم که شده از این ابزار بطور محدود استفاده خواهد کرد. این به جز حمایت چین از مواضع مسکواست.
بی تردید این بدترین شکل سناریو تداوم جنگ بوده وضمن رو کردن بیشتر نقش طیف های درگیر دست آنها را در صدور مجوز اعمال جنایات جنگی باز خواهد کرد . به خصوص آنکه فضای حل و فصل دیپلماتیکی بحران اینک با آلودگی کشنده ای مواجه شده است. من به درستی نمیدانم موضع وسیاست کاربردی و استرتژیکی دولت ایران و بطور مشخص وزارت خارجه در قبال وضعیت فعلی و پیچیده تر شدن شرایطی آتی که آثار خطر ناک آن هم اکنون در افق ظاهر شده، به جز محکومیت های که طی چند روزه اخیر اعلام شده چه خواهد بود ؟اما قطعا این را میدانم موضع گیری دیپلماتیکی کافی نیست . منافع و امنیت پایدار استراتژیکی تهران حکم میکند رویکردی فعالتر با مشارکت در فرایند گفتگو ها ، انجام سفرهای کاری دیپلماتیکی ،دعوت های سیاسی فراگیر، تاثیر گذاری بر عواملی که قابلیت تاثیر پذیری دارند به خود بگیرد .الان هم وقت آنست. در شرایط بحرانی کنونی نمیتوان این احتمال را دور از ذهن داشت که ممکن است ایران تنها باز مانده میدان تحولات شود. چرا که در واکنش به ابراز عقیده آن دست از منابع دیپلماتیکی مبنی بر واکنش نظامی کرملین در برابر غرب و حمایت از بشار اسد، عده ای دیگر اما نظر متفاوت تری مطرح میکنند. آنها معتقدند در نزدیکی خط پایان بازی احتمال اینکه مسکو تن به مصالحه پنهانی وعمومی تری بدهد دور از ذهن نیست وشاید بعیدباشد پوتین تا انتها روی فردی چون اسد ایستادگی و قمار کند. او در یک میدان وسیع تر قادر است با جابجایی قواعد بازی تن به توافقی مرضی الطرفین بدهد . فعلا فضا آنقدر آلوده است که به درستی نمیتوان آینده تحققی هریک از این دو دیدگاه را پیش بینی کرد ، اما تجربه تا حدی نشان داده روسها مزاج مساعدتری برای رویکرد سیاست آخری دارند.
. دو دلیل واضح و بسیار روشن وقطعی برای حضور فوری تهران در میدان عمل سوریه و تحولات منطقه ولو به صورت تحمیلی ،با زور یا به وسیله تبادل امتیازات ومنافع وجود دارد. یکی همین مواضع روسیه (هرچند که موضع تهران مستقل است اما به هر حال تا کنون همپوشانی سیاسی با مسکو داشته)، دوم واز همه مهمترحذف رسمی مصر وترکیه از صحنه تحولات منطقه وسوریه به دلیل شرایط داخلی آنهاست .این بهترین فرصت با امتیاز 7ستاره طلایی برای پر کردن خلاء قدرت های منطقه ای توسط تهران است . شرایط فعلی بهترین موقعی ست که تهران میتواند نقش اصلی ، متعهدانه ،پر انتظار وبا ثبات خود را در قبال تحولات به اثبات برساند.انجام این کار چندان ساده نبوده اما شدنیست.همانگونه که اقایان دکتر روحانی و هاشمی رفسنجانی در جبران وضعیت سیاست خارجی به آن اشاره داشته اند. بی شک تحولات منطقه محدود به دمشق نیست.
شاید از دید عوامل بیرونی ، نیمکت به اندازه کافی پر شده است . اما از دید آنها شاید این نظرهم وجود داشته باشد که تمامی حاضران نشسته بر نیمکت ، افراد با َصلاحیتی نیستند. کما اینکه مصر و ترکیه نبودند.اگر برای قطر جا هست چرا برای تهران جا نباشد؟ تصور میکنم اگر دیپلماسی نوین تهران در یک همگرایی منطقه ای و همکاری بین المللی بر پاَیه همکاری چند جانبه و دفاع ازامنیت فرا منطقه ای و تامین منافع ملی ایران بتواند قَدرت خود را به عوامل بازی تحمیل و به اثبات برساند بدون شک آنجایی که متعلق به تهران است اما دیگری بر آن تکیه زده به صاحبش باز گردانده خواهد شد. بسیاری از نیمکت نشینان از نقش بغل دستی های خود ( قطر و عربستان ) در منطقه آگاه و از میزان تاثیر گذاری حیرت آور آنها بر گروه های نظامی سلفی و تند رو آگاه و به آن واقفند و البته نگران. پس جا ی مناسب در روی نیمکت برای تهران هست . ( این مطلب به صورت خلاصه شده با عنوان چنان خشکسالی شد اندر دمشق در روزنامه بهار شماره 206---3-6-92چاپ شده است که صورت تکمیلی آنرا اکنون مشاهده میکنید)

 

 

کد خبر 310126

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
    4 0
    جدی جدی داره جنگ شروع میشه؟؟
  • بنیامین IR ۱۴:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۹
    0 0
    خوب اینم حرفیه!!!