دبیر کل کنفدراسیون صنعت ایران معتقد است باید از فدراسیون های ورزشی ایده بگیریم و از سبک مدیریتی آنها در مدیریت صنعتی و استفاده کنیم.

مهنازشوقی: وقتی گذشته اقتصاد کشور را ورق می زنیم رابطه معنی دار نشات گرفته از اعتماد فعال اقتصادی با متولیان اقتصادی را یا نمی بینیم یا کمتر به چشم می خورد. سال هاست که درباره مشکلات و موانع صنعت و اقتصاد کشور به کرات صحبت کرده ایم اما به ندرت به این سوال فکر کرده ایم که چرا مشکلات ما حل نشدنی باقی مانده اند و هر بار این مشکلات با ظاهری متفاوت ولی محتوای مشترک تکرار می شود.وضعیت و شرایط پیش روی اقتصاد کشور پیچیده شده است و از کارهای کارشناسی مبتنی بر ساختارهای نظام مند علمی و روشن برای حل مسایل کلان اقتصادی اخبار برجسته کمتر به گوش می رسد. عده ای بر این باورند که برشمردن مسایل و مشکلات مفید نخواهد بود چراکه درمان بیماری اقتصاد ایران نیازمند داروهای متعدد و متفاوت است در این میان، اگر یک دارو باشد که این بیمار را حیات تازه ببخشد، داروی ثبات در تصمیم گیری هاست اما حسین ساسانی دبیر کل کنفدراسیون صنعت ایران نظر دیگری دارد نظری که شاید بتوان گفت تنها راهکار موجود برای برون رفت از بحران های اقتصادی دانست وی پیشنهاد می کند برای اینکه بتوان کشور را در مسیر توسعه اقتصادی و صنعتی قرار داد باید از مدیریت فدراسیون‌های ورزشی الگو گرفت بگونه ای که وزارتخانه های کشور را براساس ساختار یک فدراسیون ورزشی که مبتنی بر وجود رئیس فدراسیون و یک سرمربی است، اداره کرد  در این زمینه با وی به گفت وگو نشسته ایم که در پی می خوانید:

 

بگذارید سوال را اینگونه مطرح کنم که چرا در 30 سال گذشته کشور علی رغم اینکه هم مسئولان می خواهند و در صحبت های خودبراین امر نیز تاکید دارند که باید کشور را در مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی قرارداد اما ما در این چند سال شاهد هستیم که فقط شعار این موضوع داده شده و عملا کار اساسی و کارشناسی صورت نگرفته و می توان گفت ایران برخلاف برخی کشورها ازجمله ترکیه ،برزیل ،هند و غیره شاهد توسعه این کشورها دراین زمینه بوده ایم اما در ایران این موضوع جنبه عملی به خود نگرفته است علت چیست و پیشنهاد شما برای هدایت بخش صنعت واقتصاد در مسیر توسعه چیست؟

بگذارید ابتداء یک نکته مهم تاریخی را عرض کنم و آن اینکه؛ عدم توسعه نیافتگی ما فقط به چند سال اخیر باز نمی گردد. در سال 1353 شمسی مطابق با سال 1975 میلادی یونیدو به سرپرستی پروفسور پیات و کویوک مطالعه ای با عنوان" اقتصاد ایران تا سال 2000 میلادی" انجام داد. نتایج مهم و برجسته آن پنج بند بود:اول اینکه؛ "اشتغال " "تورم" و "توزیع درآمد" سه مشکل و معضل اساسی اقتصاد ایران در بلند مدت است،دوم اینکه؛ حل معضلات مورد اشاره به سبب وجود ریشه های عمیق ساختاری در جامعه ایران به آسانی مسیر نیست، سوم اینکه؛ این معضلات و دغدغه های مرتبط با آنها با وجود تحولات وسیع سیاسی و اقتصادی تدوام خواهد داشت ومعضلات مورد اشاره در کوتاه مدت و با اقدامات مقطعی و موردی نه تنها قابل حل نیست بلکه تشدید هم خواهد شدوچهارم اینکه حل این معضلات نیاز به شناخت دقیق، ریشه ای، جامع و راهبردی، بلندمدت، متکی بر واقعیات و درس گرفتن از تجارب خود و  دیگران مسیر است و پنجم اینکه راهبردها و راهکارهای مورد نظر برای رفع این معضلات با مشارکت و تأمین منافع همگان، شفاف بودن اقدامات، مسئولیت پذیری و اثربخش بودن مدیران ارشد محقق می شود.

نتیجه گیری اول این است که معضلات اقتصاد ایران عمیق، طولانی مدت و ساختاری است. دوم اینکه هر دولتی با هر تیم اقتصادی که آمده نتوانسته معضلات را به صورت ریشه ای حل کند.

پس می توان گفت دولت هایی که در این چند سال روی کار آمده اند نتوانسته اند برای معضلات و مشکلات اقتصادی راه حل مناسب پیدا کنند؟

البته هر دولت به سهم خود تلاش کرده در فرآیند توسعه یافتگی تاثیرگذار باشد ولی این تاثیر چشمگیر نبوده  و کشور را به سمت توسعه پایدار رهنمون نکرده است. نکته بعدی این است که راهکارهای موردی و مقطعی هم نه تنها دردی از کشور را دوا نکرده بلکه مشکلاتی به معضلات قبلی اضافه کرده است. نتیجه اینکه اگر فقط و فقط به شیوه های گذشته عمل شود. اگر فقط و فقط از مدیران و سیاست‌گذاران داخل کشور استفاده شود و در عین حال اگر فقط و فقط از دانش و تجربه خودمان بهره بگیریم، نباید انتظار داشت که معجزه ای که چشم به راهش هستیم در اقتصاد ایران که همانا توسعه یافتگی است و آن هم از جنس پایدار و یکپارچه اتفاق بیفد. این امید مانند افروختن شمعی در مقابل باد است. متاسفانه تجربه پنجاه ساله ما گواه این ادعاست.

با این حساب، شما به عنوان یک مدیر اجرایی چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟

اولین نکته ای که در توسعه یافتگی بایستی بپذیریم و به آن باور عملی داشته باشیم این است که متکی بودن و استفاده کردن از دانش، تجربه، توانمندی ها و نگرش های داخل کشور برای توسعه یافتگی لازم هست ولی کافی نیست.بنابراین وقتی می توانیم فناوری، تجهیزات، دانش و تجربه، سیستم ها و فرآیندهای کاری وارد کنیم . از آنها در توسعه کشور استفاده کنیم، چرا به صورت مستقیم از قابلیت ها و توانمندی های افراد با تجربه در طراحی و اجرای برنامه های ملی توسعه بهره مند نشویم؟

می شود بیشتر توضیح دهید؟

منظورم این است که ما باید از مدیریت فدراسیون های ورزشی ایده بگیریم و از سبک های مدیریتی آنها در مدیریت صنعتی و اقتصادی کشور استفاده کنیم. متاسفانه قابلیت‌های سیاست گذاری، برنامه ریزی، اجرایی و مدیریتی ما برای طراحی و اجرایی توسعه اقتصادی و صنعتی پایدار و یکپارچه کافی نیست و اگر می خواهیم در سطح کلاس جهانی توسعه پیدا کنیم بایستی از سرمربیانی در کلاس جهانی که بتوانند با در نظر گرفتن شرایط ایران توسعه را هدایت نمایند، استفاده نماییم. به یک فدراسیون ورزشی مثل والیبال نگاه کنید. یک رئیس فدراسیون وجود دارد که وظیفه اش تامین منابع مالی، سازماندهی سازمان فدراسیون، شناسایی و استخدام سرمربی توانمند و در کلاس جهانی و ... را انجام می دهد ولی در امور فنی و هدایت تیمی که قرار است رقابت کند و پیروز شود، دخالتی ندارد. از همین روش می توان در وزارت خانه‌ها استفاده کرد و وزیر هر وزارت خانه ای مثل رئیس فدراسیون باشد و دخالتی در طراحی، هدایت و راهبری توسعه نداشته باشد و این امور به سرمربی در کلاس جهانی واگذار شود. این سرمربی می بایستی از کشورهای صاحب سبک در امو توسعه یافتگی استخدام شود و طراحی و عملیات توسعه با نگرش های جهانی انجام دهد.

اگر توجه کرده باشید در حال حاضر تیم‌های ورزشی کشور از یک سرمربی‌هایی استفاده می‌کنند که دارای کلاس جهانی هستند و نتایج خوبی هم با وجود این مربیان کسب کرده‌اند.

این موضوع به دولت مردان کشور می‌گوید که لازم است از دانش و قابلیت‌های کسانی که در کلاس جهانی کار می‌کنند از آنها بهره‌برداری کنیم و این فقط به تیم‌های ورزشی خلاصه نشود، بلکه ما باید بپذیریم که در توسعه صنعت و اقتصاد یکپارچه  نیازمند یک سرمربی در کلاس جهانی برای توسعه صنعتی و اقتصادی هستیم، یعنی اگر قرار باشد که فقط از دانش و تجربه افراد درون کشور استفاده کنیم شاید راه به جایی نبریم و مدام دور خودمان بچرخیم و در نتیجه در این 50 سال هم دیده شده که یک توسعه رو به رشد امیدوارکننده مثل برخی از کشورها نداشتیم، بنابراین پیشنهاد من این است که مسئولان کشور روی این موضوع فکر کنند که چگونه می‌توانیم از دانش، تجربه و قابلیت افرادی که در امر توسعه صنعتی و اقتصادی دارای توانمندی‌ها و قابلیت‌های بالایی هستند و به ما می توانند بگویند چگونه می شود در مسیر توسعه قرار بگیریم و به دنبال این نباشیم که چرخ را از نو بسازیم و تمامی کسانی که به‌عنوان سیاست گزار، وزرا،, ومدیران ارشد از سبک هدایتی و اجرایی نقطه‌نظرات کسانی که به‌عنوان سرمربیان توسعه صنعتی و اقتصادی که به کشور می آیند، تبعت کنند.

این طراحان و کسانی که وارد کشور می شوند در راس امور قرار می گیرند تا چه اندازه می توانند به توسعه صنعتی و اقتصادی کشور کمک کنند؟

این افراد که می توان از آنان به عنوان سرمربیان اقتصادی و صنعتی یاد کرد می توانند با تجربیات و توانمندی که در کلاس جهانی دارند کشور را به سمت توسعه سوق دهند . پس این نشان می‌دهد که ما نیاز داریم که افرادی با تجربیات و دانشی که دارای توانمندی‌های بسیار بالایی در سطح کلاس جهانی هستند، به کشور بیاوریم و به ما کمک کنند که  توسعه صنعتی و اقتصادی هم مثل رشته‌های ورزشی که موفق هستیم به موفقیت‌های زیادی دست یابیم و بتواند مسیری را برای کشور ایجاد کند که این مسیر یک آینده مشخصی را برای کشورمان داشته باشد.

فکر نمی کنید در کشور از سوی مسئولان با این پیشنهاد شما مخالفت شود؟

البته ممکن است با این پیشنهاد مخالفت‌هایی صورت بگیرد و گفته شود ما نمی‌توانیم افراد خارجی را بیاوریم و در رأس امور قرار دهیم، اما باید به این نکته توجه داشت که دوران کنونی با 50 سال گذشته که مستشاران خارجی می‌آمدند به ایران تفاوت پیدا کرده است، آن موقع وقتی مستشاران می‌آمدند به دنبال این بودند که وابستگی برای کشورمان ایجاد کنند،ولی دنیای امروز با دنیای 40 سال پیش تفاوت بسیاری پیدا کرده است ، چرا که در دنیای امروزاقتصاد به هم پیوستگی بسیاری را دارد و جهانی و یکپارچه شده است و به اصطلاح می‌گویند دنیا دهکده‌ای است و همه در این دهکده با هم تعامل دارند، با هم ارتباط دارند و بازارهای جهانی نیز در واقع به هم پیوسته شده‌اند. در حال حاضر در کشورهای توسعه‌یافته دیده نمی‌شود که برخی از محصولات صنعتی در آن کشورها تولید شود و تمامی صنایع خود را به جاهایی منتقل می‌کنند که ارزش افزوده اقتصادی آنجا بیشتر باشد، بنابراین نگرانی هم ندارند که اگر صنعت ،تکنولوژی و دانش را به سایر کشورها ببرند دچار مشکل شوند، بنابراین مولفه‌های اقتصادی امروز جهان با مولفه‌های 40 سال گذشته تغییر بنیادین کرده و نباید نگران شد افرادی که می‌آیند و کمک می‌کنند ممکن است برای کشور دردسرساز شوند چرا که ما معتقدیم می‌توانیم با اطلاعات و دانشی که داریم آنها را مدیریت کنیم و در چارچوب خواسته‌های خودمان از توانمندی‌های آنها استفاده کرد. برای مثال در باشگاه‌های ورزشی مدیرعامل ایرانی است ولی یک سرمربی از خارج می‌آوریم و آن را مدیریت و از قابلیت‌ها، توانمندی های آن سرمربی استفاده بهینه و بعضا دیده شده است که نتایج مطلوبی هم گرفته می‌شود ولی معتقدم تا زمانی که در صنعت و اقتصاد کشور این تجربه را نداشته باشیم و از توانمندی‌ها و قابلیت‌های سرمربیان بزرگ در کلاس جهانی در حوزه توسعه صنعتی و اقتصادی استفاده نکنیم احتمال اینکه ما بتوانیم با کشورهای دیگر رقابت کنیم بسیار سخت خواهد بود، چرا که آنها با شتاب و سرعت بیشتری در حال حرکتند و ما هر چقدر هم که بخواهیم با توانمندی‌ خودمان حرکت کنیم به سرعت آنها نخواهیم رسید.

برخی بحث خودکفایی را در رسیدن به توسعه اقتصادی مهم  می دانند نظرشما دراین زمینه چیست؟

موضوع خودکفایی در حال حاضر در دنیا منسوخ شده است و در بحث خودکفایی استفاده از صنایع مختلف است ولی در موضوع پیشنهادی بنده استفاده از دانش افراد است.

یعنی دانش و تکنولوژی را وارد کنیم؟

 در حال حاضر هم دانش و هم فناوری  وارد می‌شوند و چیز جدیدی نیست اگر بخواهم واضح تر بگویم آدم باید وارد کنیم مشکل حال حاضر کشور نبود سرمربی است‌ که هماهنگی‌های لازم را در درون یک تیم اقتصادی و صنعتی انجام دهد. کشور در بخش سیاستگذاری ضعیف است، ما نیازمند افرادی هستیم که این افراد بیایند در بالاترین سطح قرار بگیرند تا بتوانند در سیاستگذاری ، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری به ما کمک کنند واین افراد کسانی باشند که تجربه در واقع کار در کشورهای مختلف داشته باشند،  آنها را بیابیم.

منظور شما این است که به وزارتخانه های کشور به دید یک فدراسیون نگاه کنیم؟

بله درست است باید وزارتخانه را به عنوان یک فدراسیون  در نظر بگیریم و به وزیر مربوطه بگوییم شما مدیرعامل هستید و این مربی صنعتی و اقتصادی هم قرار است طراح و هماهنگ‌کننده برنامه‌های آتی آن وزارتخانه باشد و وزیر هم باید دخالتی در امور این افراد نداشته باشد یعنی وزیر برامور  نظارت داشته باشد و تجهیزات و امکانات و منابع مالی را برای آنکه سرمربی صنعتی و اقتصادی فراهم کند  و اجازه بدهد که سرمربی دانش، تجربه جهانی را در حوزه توسعه صنعتی و اقتصادی وارد کشور کند و ما بتوانیم رقابت کنیم با کشورهای توسعه‌یافته دنیا.

یعنی ستون صنعت و اقتصاد باشد؟

بله،در واقع باید گفت فردی که به‌عنوان سرمربی صنعتی و اقتصادی آورده می‌شود، وزیر فقط وظیفه این را دارد که منابع، تجهیزات و سیاستگذاری را تامین کند. ستون صنعت سرمربی ها هستند.

آیا سرمربیان خوب صنعتی و اقتصادی در کشور نداریم که شما تاکید به ورود اینگونه افراد را می کنید؟

من می‌گویم وزیر هم رئیس آن وزارتخانه باشد و برود یک سرمربی بیاورد. چرا که ما طراحان خوبی برای توسعه صنعتی و اقتصادی نیستیم و در کشور هم طراحان توسعه و صنعتی اقتصادی نداریم، بنابراین کاری که باید بکنیم این است که از فدراسیون‌های ورزشی الگو بگیریم. طراحی که هم بتواند اجرا کند و سیاستگذاری، معاونین را خود بچیند و وزیر هیچ دخالتی در چیدمان افراد هم نداشته باشد و وزیر فقط حالت نظارتی و مدیریتی داشته باشد.

بیشتر توضیح دهید؟

وزیرمانند یک رابط بین رییس جمهور و وزارت خانه باشد البته  وزرا نباید فکر کنند که با آمدن طراحان آنان دیگرقدرتی ندارند باید به این نکته توجه داشته باشند که سرمربی هایی که بتوانند در توسعه صنعتی و اقتصادی در داخل کشور کمک کنند و در سطح کلاس جهانی باشند نداریم اگر می خواهیم در منطقه در سال 1404 اول باشیم این اول شدن منوط به این است که در سطح آنان و درسطح کشورهای درحال توسعه حرکت  کنیم برای اینکه بتوانیم در سطح آنان باشیم باید آدم هایی داشته باشیم که ما را به حرکت درآورند و افرادی که در حال حاضر در کشور هستند توانایی درونی آنها کمتر است بنابراین باید از کسانی که توانایی ،دانش بیشتری دارند بخواهیم به کشور ما بیاییند و این نقش را برای ما ایفا کنند مثل یک فدراسیون ورزشی عمل کنند.

اگر منظور شما از مربیان خارجی همان مدیران هستند که در کشور ما مدیران تحصیل کرده بسیار وجود دارد اما اگر بحث الگوی توسعه صنعتی و اقتصادی است که ما عملا الگوی بومی نداریم.

در حال حاضر یک الگوی مشخصی در کشور در توسعه اقتصادی و صنعتی نداریم و قرار هم نیست با وارد کردن مربیان خارجی الگوی مختص به خودمان را داشته باشیم چرا که امروزه امر توسعه یک امر جهانی شده  با مولفه ها و مشخصه های جهانی ،به قول معروف قرار نیست از نوع چرخ را اختراع کنیم در حال حاضر از تمامی رقبای ما در منطقه که قراراست براساس اهداف تعیین شده چشم انداز 20 ساله بین آنها اول شویم بسیار عقب هستیم و اگر بخواهیم وقت خودمان را صرف این موضوعات بکنیم از بحث توسعه و صنعت عقب خواهیم افتاد.

درست می فرمایید با فرض براینکه ما این افراد را وارد می کنیم چه تضمینی وجود دارد که  آن مدیران خارجی  ساختار و نسخه ای که ارائه می دهد به مرحله اجرا برسد و ما را در رسیدن به اهدامان کمک کند؟

یک شرح وظایف دقیق  و روشنی را برای این افراد ترسیم و نتایج و انتظارات را در پایان خدمتشان از آنها طلب خواهیم کرد همانند مربیانی که برای تیم های ورزشی می آوریم و قرارداد می بندیم با این افراد هم قرارداد خواهیم بست چرا که وقتی می خواهیم تکنولوِی،دانش و ماشین الات و تجهیزات وارد کشور کنیم یک ضمانت نامه قانونی وجود دارد که این تجهیزات وقتی وارد می شود براساس خواسته و نیاز ما باشد برای این افراد هم همین رویه را دنبال خواهیم کرد.

این افراد قطعا باید یک ویِژگی های خاصی داشته باشند این ویژگی ها از نظر شما چیست و چه کسی بر کارهای این افراد باید نظارت کند؟

مهارت ،قابلیت ها در این حوزه ،تجربه و دانش از مهمترین ویژگی های این افراد است که وظایف آنها در طول خدمت شان مشخص خواهد شد و وزرای مربوطه بر کار این افراد نظارت خواهند داشت همانگونه که در فدراسیون های ورزشی رییس فدراسیون بر کار سرمربیان نظارت می کند.البته باید توجه داشت که هدف  برای این سرمربیان صنعتی و اقتصادی ترسیم خواهد شد که بعد از یک مدت مشخص و معین به یک سری شاخصه ها و ارقام باید در منطقه بین کشورها رسید نه اینکه اول شویم بلکه جزء نفرات اول قراربگیریم  و با توجه به اینکه در حال حاضر رشد اقتصادی کشور منفی است و در حوزه صنعت هم با مشکلات عدیده ای رو به رو هستیم وجود این افراد می تواند ما را در رسیدن به اهداف کشور کمک کنند.

/31222

کد خبر 317358

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • mohsen A1 ۰۴:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۲
    1 4
    میخوان استقلال فنی و مهندسی واحد های صنعتی رو از بین ببرن. سرمربی خارجی بیاریم که ما رو تبدیل کنن به مونتاژ کننده برند های خارجی و هر وقت بخوان بتونن فلجمون کنن. ای خدا ...
    • محمد IR ۱۳:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۲
      2 0
      حالا نيست الان چه صنعت در تراز جهانى داريم.ما حتى يك برند جهانى نداريم.سنگ چيزى را كه نداريم چرا به سنگ بزنيم.توهم و خود بزرگ پندارى براى كشورى كه در آمد سرانه اش در دنيا در رتبه ٩٦ است معنى ندارد.
  • پيمان IR ۰۷:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۲
    5 0
    كاملا درست است .خروجى سيستم دانشگاهى ما در رده مديريت كلان اقتصادى اصلا خوب نيست .اگر به تاريخ مراجعه كنيد يك بار هم در اوايل قرن بيستم دولت ايران براى نظم دادن به امور اقتصادى كشور با آوردن (مورگان شوستر) و دادن اختيار به او در عرض يك دوره چند ساله كشور را از بحران مالى نجات داد.اصلا يكى از علل پيشرفت دوبى و امارات هم استفاده از كارشناسان زبده و مشهور بين المللى است .چرا ما از تجربيات جهانى استفاده درست نكنيم؟