۰ نفر
۲۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۶

بازهم هفته کتاب از راه رسید وآن هایی که شغلشان شعار دادن است، همان شعارهای تکراری را درباره وضعیت کتابخوانی سردادند. تا یکی دو سال پیش که همه بالاتفاق از وضعیت کتاب و کتابخوانی می نالیدند اما تازگی ها یکی دو پدیده جالب توجه هم پیدا شده اند که معتقدند وضعیت کتابخوانی خیلی هم خوب است و ما از کشور پهناوری مثل چین هم سرانه مطالعه مان بیشتر است. خب، الحمدلله.

این حرف اگرچه برای آنان که از دور دستی برآتش دارند خیلی حرص درآر است اما دست کم از حرف های تکراری و ناصحانه مدیران پیشین بهتر است و اگر حالتان کمی خوب باشد و همه چیز را جدی نگیرید شاید مایه انبساط خاطرتان هم بشود. اما من فکر می کنم جدای از حرف های تکراری و اختلافاتی بر سرآمار سرانه مطالعانه در کشور، ما اصلا صورت مسئله را درست طرح نمی کنیم و به ناچار پاسخ هایمان نیز پاسخ هایی فانتزی و انتزاعی خواهد بود که گرهی از کار فروبسته ما نخواهد گشود. این درست که اطلاع رسانی درستی درباره کتاب انجام نمی شود، تعداد کتابخانه ها و کتاب فروشی ها هم به اندازه ای که باید باشد نیست، فرهنگ کتابخوانی ترویج نمی شود و ...الخ. اما مشکل اساسی این است که اصلا ضرورت کتابخوانی احساس نمی شود. اگر این ضرورت احساس شود بقیه چیزها به خودی خود حل می شود. فی المثل وقتی در یک شهر کوچک و کم جمعیت پیتزا فروشی باز می شود یعنی تقاضایی برای مصرف این خوراکی گران قیمت و مضر وجود دارد. اگر احساس و نیاز به مطالعه در مردم یک منطقه وجود داشته باشد کتاب فروشی و کتابخانه هم از پی آن خواهد آمد. با ایجاد کتابخانه و کتاب فروشی مردم کتابخوان نمی شوند بلکه نیاز به کتاب است که کتابخانه و کتاب فروشی را پدید می آورد. اما سئوال اساسی تر شاید این باشد که مردم چه زمانی نیاز به مطالعه را در خود احساس می کنند؟ صرف تمنای فهمیدن کافیست؟ بدون شک این نیاز، عاشقانه ترین صورت مطالعه است اما می دانیم و می دانید کسانی که بی چشمداشت و بی تمنای مزد و منت بخواهند کاری را انجام دهند همواره اندکند. مردم باید احساس کنند با خواندن کتاب چیزی در زندگی آن ها تغییر خواهد کرد. مردم باید ببینند آن که عمر خود را برسر خواندن و آموختن گذاشته است در کوچه و خیابان و اداره شان و منزلتی دیگر دارد. اگر مردم ببینند آن که مظهر بی خردی است و هیچ گاه کوششی برای آموختن و فراگیری علم نداشته برمسند قدرت تکیه می زند و با یک اشاره او زندگی دانایان و خردمندان زیر و زبر می شود، آیا به خواندن ترغیب می شوند؟ اگر مردم ببینند امکانات بی حد وحصر بیت المال برای ساختن یک فیلم سینمایی پرهزینه در اختیار کسی قرار گرفته است که در عمر خود حتی یک فریم عکس هم نگرفته است و در عوض بسیاری از جوان های مستعدی که همه نوجوانی و جوانی خود را بر سر آموختن گذاشته اند برای ساختن یک فیلم کوتاه امکانات در اختیارشان قرار نمی گیرد، آیا میلی برای آموختن و مطالعه در آن ها باقی می ماند؟ اگر مردم ببینند یک بساز بفروش که هیچ تعهدی به دیگران ندارد و جز به پول درآوردن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد نزد همگان ارج و قربی بیش از فلان عالم دارد چه نگاهی به کتاب و کتابخوانی خواهند داشت؟ مثال هایی از این دست بسیار است. غرض این که مردم باید احساس کنند که مطالعه و دانش آموزی در زندگی آن ها اثری ملموس و جدی دارد و جامعه ای که درآن زندگی می کنند برای کسی که اهل دانش است حرمت قائل است و اگرنه با شعاردادن،ما، هم چنان هفته کتاب برگزار می کنیم و از تیراژ کتاب هایمان کاسته می شود.

 

 

کد خبر 323636

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 9
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا A1 ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    13 1
    واقعا عامل پيشرفت كشورها سرانه مطالعه است. اميدوارم مردم ما هم به كتاب رو بياورند.
  • 7070 A1 ۱۹:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    25 4
    بهانه نمی یارم اما واقعا قیمت کتاب بالاست و مثلا من دانشجو ترجیح می دم برم کتابو کپی کنم یا از اینترنت دانلود کنم.
    • بی نام A1 ۰۴:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
      8 0
      قيمت ها بالاست ولي قيمت کتاب بالاتر از چيزهاي ديگر نيست موضوع اينه که کتاب خريدن و خوندن آخرين اولويت است براي همين پول خرجش نمي کنيد
  • بی نام IR ۱۹:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    3 2
    حرفی کمی تا قسمتی منطقی
  • پوریا A1 ۲۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    11 2
    عالی بود. سپاسگزارم
  • علیرضا CH ۲۲:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    8 0
    اگر مردم ببینند آن که مظهر بی خردی است و هیچ گاه کوششی برای آموختن و فراگیری علم نداشته برمسند قدرت تکیه می زند و با یک اشاره او زندگی دانایان و خردمندان زیر و زبر می شود، آیا به خواندن ترغیب می شوند عالیییییییییییییییییییییییییییی
  • مجید A1 ۰۲:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
    0 0
    چون خیلی پولدارند!!!
  • شادي A1 ۰۴:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
    5 0
    اينكه نشد حرف! يعني من بايد نگاه كنم ببينم كتاب كه ميخونم تو جامعه جايگاهم بالا ميره يا نه بعد برم سراغ كتاب، درسته كه بايد تقاضا واسه خوندن كتاب باشه تا كتابفروشي كه هيچ كلوبهاي كتابخواني داشته باشيم ،ولي اون كسي كه كتاب ميخونه مگه بايد مزدي دريافت كنه؟؟؟ حتا اگه مزد هم بخواد ( كه نميخواد) اون علاقه اي كه با حرفاش توي مخاطبش ايجاد ميكنه و اون چشمي كه از مخاطبش باز ميكنه ( ولو اينكه مخاطبش فقط يه نفر باشه) براش كافيه.
  • بی نام A1 ۲۰:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
    0 0
    اقای موسوی پیشنهاد میکنم کتاب. جالب دموکراسی یا دموقراضه که استقبال خوبی هم از ان شده مطالعه فرمایید تا متوجه شوید مردم چرا نباید کتاب بخوانند واساسا چرا کتاب خوانی وکسب علم نباید مورد توجه باشد!!؟