۰ نفر
۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۵

متاسفانه دریک انفجار جمعیتی که به امید و احتمال رفاه حاصل از بالا رفتن بی رویه ی قیمت نفت درسال 55-56 حاصل شد و جمعیت ایران را در نسل محصول آن یعنی در سال 70-71 به یکباره فراوان و جوان نشان داد.

عدم پیش بینی زیر ساخت های جمعیت جوان از جمله نیاز های آموزشی ، ورزشی ، رفاهی و تفریحی ، ازدواج ، کار و اشتغال و مسکن ، دولتمردان را که به دلیل بروز انقلاب شکوهمند اسلامی وجنگ تحمیلی به طور کلی از این موضوع غافل شده بودند درگیر معضلی پیش بینی نشده کرد ، مشکلی به نام عدم تناسب امکانات وضع موجود با نیازمندی های جمعیت ، چند نوبته شدن مدارس ، افزایش چشمگیر نرخ بیکاری ، نیاز شدید به واردات اقلام اساسی ، رشد اعتیاد ، الزام خانواده ها برای کار و درامد بیشتر و غافل شدن از اصل روابط خانوادگی ، مشکلات شدید کمبود مسکن و عدم پیش بینی و به تبع آن، عدم امکان مقابله با نوسانات اقتصادی و هرج و مرج بازار که از جمله عوارض افزایش بی رویه و بدون برنامه ی جمعیت بود ،منتها با این اشکال با اشتباهی بدتر از آن مقابله شد و آن تبلیغ شدید و بهره از ابزار جهت کنترل جمعیت بود ، ابزاری مانند حذف بیمه ، حذف یارانه ها ، عدم تسهیلات و غیره برای بعد از فرزند سوم ، از آنجا که جامعه به دلایلی از جمله اقتصادی ، اجتماعی ، عاطفی و امثالهم کاملا آمادگی داشت تا شعار جمعیت کمتر زندگی بهتر رابپذیرد، به سرعت این شعار تبدیل به فرهنگ در بین مردم شد که حتی پدرانمان که خود خانواده ای 10 12 نفره را اداره می کردند بعد از فرزند دوم زن و مرد جوان را به دیده ی تحقیر و با عنوان عقب افتاده ی قدیمی نگاه میکردند ، به خودی خود همسران جوان ،بعد از فرزند دوم را کسر شان دانسته و داشتن یک فرزند و قدرت کنترل و عدم ازدیاد خانواده را مایه ی فخر و مباهات می دانستند. اینگونه شد که جمعیت به یکباره از نرخ رشد 4.1 درصدی اوایل انقلاب رسید به 1.3 درصدی سال های 80_90 ، نرخ رشد منفی ای که آمار گیران جهانی را هم در حیرت فرو برد چرا که چنین کنترل جمعیتی ای آنهم در2 دهه هرگز سابقه نداشته است ، اما ایران در آن گرفتار شد و آنها که شدیدا از افزایش جمعیت شیعه ی ایرانی که زیر بار حرف زور در طول تاریخ خود نرفته ، در مقابل ظالم و زورگو تا سر حد مرگ ایستاده ، همواره برای زیاده خواهان و متجاوزان دردسر بوده ، در دنیا تنها حامی راستین مظلومان بوده و تکیه گاه آنان و در یک کلام موی دماغ مستکبرین تاریخ ،واهمه داشته اند ، نفس راحتی کشیدند و آرامشی یافته اند گویا خودشان چنین پروژه ای را برای رسیدن به امروز طراحی ، حمایت و بدست ما اجرائی کرده اند.
آنچه مسلم است کاهش جمعیت یک خطر ونقیصه بزرگ در یک خانواده و جامعه است درزندگی قدمای ما خانواده کوچک موجب سرافکندگی و ناتوانی ، ضعف و سستی و بی ریشگی بود ، اگر جامعه ای می خواهد پویا ، خلاق ، رو به رشد واثرگذار باشد باید جامعه ای جوان داشته باشد ، چرا که تهوروبی باکی که بنیان های خلاقیت و نو آوری و ضمانت کننده عملی و اجرایی شدن آن است در فطرت جوان نهفته شده و از او ساخته است آمادگی برای مقابله با دشمن ، دفع تهاجمات ، نترسبدن از خطر،ریسک کردن ، نشاط و سرزندگی از ویژگی های جوانی است. اشتباه نشود ، این بدان معنا نیست که برکت وجودمیانسالان و سالمندان انکار و یا خدای ناکرده تحقیر شود ، خیر، خانواده و جامعه در هر مقطع زمانی نیازمند اندیشه ، تجربه ، صبر و حوصله پا به سن گذاشته هاست ، اما آنی که باید تجربه را به کار انداخته و اجرایی کند ، آنکه باید تلاش و مبارزه کند ، آنکه باید چرخ را به حرکت در آورد نیروی جوانی است که معدودی پیر جهان دیده ، گروهی جوان آماده را بس ،که جمعیت جوان فعال و پویا از اندوخته ، اندیشه و ارشاد پیری بهره برند اما اگر جمعیت سالمندان زیاد شود اندیشه و تجربه فراوان است و حرکت و پویایی کم و این آسیب است و خسارت ، خسارتی که کشور های پا به سن گذاشته دچار آن شده اند و باید هرچه زودتر جلوی آن را در کشور گرفت اما لازم است دلایل استقبال بی نظیر مردم و خانواده ها از شعارکاهش جمعیت بررسی شود تا چنانچه هم اکنون در نقطه ی مقابل آن مجددا موضوع خانواده های پر جمعیت مطرح می شود این موضوعات مد نظر قرار گرفته و عزیزانی که به فکر رفع این خطر بزرگ هستند برای آنها چاره ای بیاندیشند( طبیعی است مواردی که مطرح می شود در تمام خانواده ها مصداق ندارد و داریم خانواده هایی که خارج از شمول این قواعد هستند اما آنچه عمومیت دارد این معضلات است).
گذشته ها که پدر و مادرها 8 تا 10 فرزند داشته و تازه گهگاه پدر و مادروالدین هم با آنها زندگی می کردند قواعدی عامل گرایش به ازدیاد فرزند خصوصا پسر بود( شایدعلام شودکه امروزه به راحتی می توان با ابزار جلوگیری مانع فرزند شد و درگذشته این ابزار نبود،خیراین را به چند دلیل قبول ندارم اول آنکه به دلیل مضرات و خطراتی که لوازم پیشگیری دارد امروزه هم بسیاری از خانواده ها به طور طبیعی جلوگیری می کنند دوم آنکه اصولا قدیمی های ما به خانواده پر جمعیت اعتقاد داشتند و آن را موجب قدرت و پشت گرمی خود می دانستند )اول روزگار روزگار کار یدی و عملی بود مردم یا بازاری بودند یا کشاورز یا مشاغل آزاد داشتند، پدرها شدیدا علاقه مند بودند فرزند بیشتر خصوصا پسر داشته باشند تا در تمامی امور بیرون و درون خانواده که با نیروی بازو انجام می شد معاون و کمک کار داشته باشند یا دعوا بر سر گرفتن نوبت آب بود یا قرق کردن بازار یا ساختن خانه و یا حفاظت ومراقب از خانواده و امثال آن، در این فضا بود که خانواده بزرگ تر یعنی پشتوانه قوی تر و فرزندان با کمترین توقع بیشترین کارایی را چه دختر و چه پسر برای خانواده داشتند در زراعت ، باغداری ، جمع آوری محصول ، بازاریابی و فروش آن تماما نیروی کار جوان بود که کارا و اثرگذار بود ،دوم آنکه خانواده ها کم توقع بودند بسیار شنیده ایم که در یک خانواده ی 10 نفره که مثلا 6پسر و 4 دختر بودند فرزندان یک دست لباس و کفش را به ترتیب از بزرگ می پوشیدند و مواظب بودند تا خراب و پاره نشوند تا به فرزندان سوم و چهارم هم برسد اغلب صبحانه و شام نان و پنیر و شاید چای شیرین بود و ناهار شاید برنج و تخم مرغ یا گوجه بادمجان و کدوی سرخ کرده و امثال آن مگر مهمان می آمد و سفره کمی رنگین تر می شد ، مدرسه رفتن بچه ها که اصلا خرجی نداشت دانشگاه ها که دولتی بودوابزارهای مفسده آمیزونگران کننده امروزی مانندCD وکامپیوتروموبایل واینترنت وامثالهم هم نبود،یعنی هفت هشت بچه تا بزرگ بشوند پدر از نظر اقتصادی نمی فهمید که بچه ها چطور بزرگ شده اند ،هیچ گونه فشاری نبود چشم و هم چشمی هم نبود چراکه اکثر اقشار جامعه اینگونه زندگی می کردند،چون درمعاشرتهاکم توقعی وکم هزینگی اصل بود،رفت وآمدها هم زیاد بود و قوام ودوام خانوادگی وفامیلی محکم واستوار،یعنی گاهی خانواده ها تا 4 -5 پشت یکدیگر را می شناختند ، به هم سر می زدند و از احوال هم مطلع بودند ، امروزه متاسفانه وقتی والدین می بینند اولا مرد در خانواده رنگ باخته و حرف دیگر حرف مرد خانواده نیست و در خانواده ی امروزی بیشتر شبیه مرکز تامین منابع است تا مرد تصمیم گیرنده و اثر گزار سابق (دراین خصوص و عوامل و دلایل آن به اذن الهی مطلب مجزایی خواهم داشت) ثانیا فرزندان آموخته اند تا به جای کاری برای خانواده باری بر دوش آنها باشند و خانواده کمکی اثر گزار و رافع حاجت از آنها نمی بینند ، ثالثا توقع فرزندان امروزی آنچنان افزایش یافته که به راستی تنها یک فرزند امروزی بالغ بر یک خانواده ی پر جمعیت گذشته هزینه بر است رابعا حتی مراکز درس آموز نسل های جدید مانند صدا و سیما هم به جای آموزش صحیح روش زندگی از ادب و فهم و معیشت و اقتصاد گرفته تا روابط اجتماعی متاسفاته بدترین نوع برخورد فرزندان با والدین ، گسترش بی حرمتی ها ، زندگی های اشرافی و لوکس ، اسراف و تبذیر و امثال آن را تبلیغ می کند که گویی این همه نقد و ایراد به این اشتباهات تا کنون آب در هاون کوبیدن بوده است به فرزندان امروز بی احترامی ، بی ادبی ، زیاده خواهی ، توقع های آنچنانی ، زندگی های مصرفی و غیره را می آموزند و کنترل و تدبیر آنها بسی مشکل شده است ، خامسا ضرورت تامین مایحتاج این چنینی زندگی امروز ، زن و مرد را واداشته تا شب و روز کار کنند و طبعا بیرون از خانه باشند و قاعده دور هم نشینی ، کنار هم بودن ، همدیگر را درک کردن و تبادل ارتباط عاطفی رنگ ببازد سادسا همسران جوان آنچنان بمباران تبلیغاتی شدند که داشتن فرزند زیاد بی شخصیتی و پایین بودن سطح فکر قلمداد شده و خانواده ی کوچک نوعی شخصیت و بزرگی تعبیرشود، اینها تنها بخشی از دلایل متعدد کاهش یکباره و ویران کننده ی جمعیت در کشور بود و اگر امروزه بناست تا این نقیصه ی بزرگ اصلاح شود که لازم و واجب هم هست ضمن توجه به دلایل مذکور و تلاش در جهت تصحیح آنها مسائل مهم ذیل نیز باید مد نظر قرار گرفته و جهت آنها اندیشه ای شود:
1. مطمئننا به آن سرعت و یکباره گی که کاهش جمعیت صورت گرفته افزایش جمعیت شکل نخواهد گرفت و ترمیم آن به این سرعت هم معقول و منطقی نیست.
2. مردم با آمادگی کامل ذهنی برای ضرورت های کاهش جمعیت به آن روی آورده اند، دلایل محسوس و مشهود آن به قرار ذیل بود:
الف) مشکلات شدید اقتصادی خانوار ها
ب) مشکلات فرهنگی و تربیتی فرزندان
ج) مشکلات اساسی و زیر ساختی اجتماعی مانند چند وقته شدن مدارس ، بی کاری ، ازدواج ، مسکن و امثالهم
د) تبدیل شدن این تبلیغ به فرهنگ و رویه که فرزند کمتر آسایش و آرامش بیشتر و زندگی بهتر
دلایل افزایش جمعیت هم باید قاتع کننده تدوین و تبلیغ شود.
3. روابط فامیلی و اجتماعی که در گذشته بزرگترین شاخصه و ویژگی جامعه ما بوده است امروزه به مزاحمت و دردسر تعبیر و تبدیل شده است ، دلیل واضح و آشکار آن هم تشریفاتی شدن همنشینی ها ، کم شدن تعداد فرزندان خانوارها که عامل اصلی ارتباط های خانوادگی بوده اند و عدم وجود وقت و زمان لازم برای این دور هم بودن ها به دلیل اجبار به کار و درآمد بیشتر خانوارها ، وسایل متعدد سرگرمی های عمومی و امثال آن است.
4. عدم وجود عوامل و دلایل کافی برای ایجاد انگیزه در خانواده ها برای داشتن فرزند بیشتر ، همانگونه که اشاره شد انگیزه های کافی در گذشته برای این امر بوده است ولی امروزه توجیهات مناسبی وجود ندارد.
هرچند احتمالا همه ی جوانب توسط کارشناسان مورد بررسی قرار گرفته و ممکن است به این موارد نیز توجه شده باشد ، لیکن از آنجا که در اظهار نظر های کارشناسان و رفتارهای دولتمردان و برنامه های صدا و سیما چنین تغییر رفتاری مشاهده نمی شود پیشنهاد میگردد برای مردم اطمینان خاطر ایجاد شود که:
1) فرزند بیشتر باری بر دوش خانواده ها از جنبه های متفاوت نخواهد بود و دولت برای آن برنامه دارد ، یعنی زیر ساختها برای جمعیت بالاتر مطالعه و تامین شده است ، به این دلایل مشهود که اگر نرخ رشدمان را مثلا 3% کنیم ، این تعداد مسکن برای نسل به دوران رسیده ، این میزان مراکز آموزشی ، این حجم کار ، این محدوده فضاهای تفریحی و ورزشی ، این تعداد امکانات رفاهی و غیره فراهم کرده ایم ، بستر آماده است و ما فقط منتظر جمعیت هستیم ، یعنی اضافه شدن به جمعیت تا این مرز نگران کننده نیست ، به نظر شما این تزریق و تبلیغ نگرانی های هرروزه ی دولت مردان در افزایش قیمت نهاده ها و نیازمندی های روزمره زندگی - کاهش یا حذف یارانه ها - عدم ثبات اقتصادی - خالی بودن صندوق ذخیره ی ارزی - بدهی های میلیاردی دولت به شرکت ها و دستگاه هایی که وظیفه ی ارائه ی خدمات اجتماعی را بر عهده دارند و از وظایف بدیهی خود وامانده اند - بلوکه شدن سرمایه ها و دارایی های کشور و امثالهم با شعار افزایش جمعیت سازگار است؟ آیا مردم فکر نمی کنند که دولتمردان در اداره ی همین جمعیت هم مانده اند تا چه رسد به جمعیت بیشتر؟
2) داشتن فرزند بیشتر مایه ی حقارت و بی فرهنگی نیست ، شانیت اجتماعی ، اسلامی و انسانی خانواده های پرجمعیت پررنگ شود ، باید به گونه ای تبلیغ و عمل شود که افتخار به داشتن خانواده پرجمعیت تبدیل به فرهنگ و رفتار شود.
3) صدا و سیما دست از ساختن فیلم ها سریال هایی که بی ادبی و بد اخلاقی فرزندان به والدین ، عدم رفتار محترمانه ، محبت آمیز و دوستانه به اعضای خانواده ، رفاه طلبی و تجمل پرستی ، کم محتوا یا بی محتوا بودن نمایش های خانوادگی از تربیت و اخلاق دینی ، بی رنگ بودن نقش پدر به عنوان تصمیم گیرنده و ستون خانواده برداشته و با مشورت با خانواده های موفق که علیرغم جمعیت زیاد توانسته اند شخصیت های مهمی به جامعه تحویل داده و ارتباط و رفتار بسیار صمیمانه و حتی عاشقانه ای در خانواده ها داشته باشند به تبلیغ این فرهنگ کمک کند.
4) خانواده ها به عنوان مهمترین رکن جامعه که می تواند و باید موثرترین نقش را در محاسبات کشور ایفا کند به جایگاه اصلی اثرگزاری خود بر میگردد و نظام خانوادگی شکل سابق خود را که انگیزه اصلی تشکیل خانواده های بزرگ بود ، یعنی تبیین و تحکیم جایگاه پدر ،مادر ، و فرزندان خواهد یافت و دیگر اعضای خانواده باهم بیگانه نخواهند بود.
5) با کاهش جمعیت چه خطرات بزرگی ازجمله وابستگی فکری ، ضعف امکان مقابله با تهدید ها ، پایین آمدن توان و حجم کار ، کاهش نیروی انسانی در هنگام دفاع و اثبات و اعمال نظر در مجامع بین المللی، کشور ، اسلام و خصوصا شیعه را تهدید می کند و وظیفه ی جامعه اسلامی برای مقابله با این تهدید ها چه ضرورت هایی را ایجاب میکند.
6) جمعیت بیشتر کشور با رعایت ، لحاظ و تامین تمامی نیازمندی ها و زیر ساخت ها چه نقش اساسی و کلیدی ای در حل معضلات آینده ی کشور و رفع خطرات پیش رو از حوزه ی ملی ، دینی و اعتقادی خواهد داشت.
7) راه هایی برای شکوفایی اقتصادی ، رفاه اجتماعی ، آرامش عمومی ، عدم نگرانی از آینده ، فراهم نمودن نیاز های اساسی ، فراهم بودن بسترهای مورد نیاز و ضروری فعالیت های اجتماعی و اقتصادی نسل آینده اندیشیده و ارائه شود تا زمینه ی ایجاد جمعیت بیشتر فراهم گردد ، ازقدیم گفته اند در آرامش ، جمعیت زیاد و در اضطراب و نگرانی جمعیت کاهش می یابد ، دلایل و عوامل این آرامش ها و نگرانی ها باید شناخته شده و فراهم یا رفع شود در غیر این صورت نتیجه ی مطلوب حاصل نخواهد شد.

محمد جعفر جوادی

کد خبر 335520

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 20
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۰:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
    110 6
    کل مسائل و مشکلات این مملکت حل شده و مردم در رفاه و اسایش تام و تمام زندگی میکنند فقط مونده این معضل رشد کم جمعیت که اونهم با تمسک به این مقاله بسیار روشنگر امیدواریم برطرف شود !!!
  • علی IR ۱۰:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
    108 1
    با وجود این اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی و معضل وحشتناکی به نام اعتیاد،داشتن فرزند بیشتر ریسک بزرگی محسوب میشه.به نظر بنده کشوری با جمعیت متوسط بهتر از کشوری با جمعیت بسیار زیاد با داشتن مردم بیکار و ناسالم است.
  • لیالی IR ۱۰:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
    77 4
    خبر انلاین ازت خواهش میکنم اینو چاپ کن لطفا..... دوستان صحبت از افزایش جمعیت در ایران نیست پشت این مسئله ، بحث های دیگری مطرح است.... لطفا کمی تأمل بفرمایید
  • بی نام IR ۱۱:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
    74 0
    سری که درد نمیکنه را که دستمال نمیبندند برگشت به عقب غیر ممکن است
  • بی نام A1 ۱۲:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
    83 0
    كفتم چي نوشته! همون موضوع هميشگي! بابا ول كنيد، مردم خودشون ميفهمن. ميبينن اوضاع چطوره و دارن براي خودشون تصميم ميگيرن. هيچ عقل سالمي توي اين شرايط و گرفتاري فعلي، حالا گيريم كه با هزار قرض و قوله ازدواج كرد، ولي مسلمن به فكر افزايش بچه هاش به ٣ و ٤ و ... نيست! گويا اقايان نميبينن كه مردم محتاج نان شب هستند! توي هزينه درمان موندن و ....
  • بی نام IR ۰۸:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    55 0
    هر وقت بیشتر کودکان کار از خیابانها جمع شدند و بیشتر کودکان خانواده های متوسط (و نه حتی ضعیف) امکان کار و تحصیل راحت پیدا کردند و هر وقت اجاره خانه لااقل اندازه نصف درآمد یک شغل معمولی شد، میشود باور کرد که شرایط بچه دار شدن برای اکثر مردم فراهم شده
  • کارمند IR ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    36 0
    شیرخشک دانه ای ۱۵۲۰۰ تومان .ویزیت دکتر با دفترچه ۱۷۰۰۰ .۱دست لباس با کمترین قیمت ۲۵۰۰۰!.پیداکنید پرتقال فروش را
  • محمد IR ۰۹:۱۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    4 35
    با سلام بسیار عالی از وبلاگ اقای محمد جعفر جوادی خواهش میکنم همیشه بنویسید تا یک فریاد رس پیدا شود
  • بی نام IR ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    30 0
    انفجار جمعیتی ما در دوره جنگ بوده نه زمان شاه مثل همه کشورها منتهی نظام ما فکر عاجلی برای برنامه ریزی اون نکرده همچنان که یادمه دکتر توکلی زمانی که کاندید ریاست جمهوری شده بود گفت برای جوون های بیکار کاری نمی تونم بکنم اونایی که منجر به تولیدشون شدن برن ی کاری بکنن
  • بی نام DE ۱۰:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    37 0
    مدیریت جمعیت بالا لیاقت میخواهد.
  • بی نام FI ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    41 1
    کشوری که عرضه تامین معاش مردمش رو نداره هر چه کم جمعیت تر باشه بهتره
  • بی نام A1 ۱۶:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    18 1
    دولت تعهد کنه خرج یک بچه از تولد تا فارغ التحصیلی رل بهد چشم من یکی قول می دم چهار تا تحویل بدهم به جان اقا شکیب دروغ نمب گم
  • بی نام RO ۱۸:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    39 1
    نسل سوخته دیگر نخواهیم ساخت
  • بی نام A1 ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
    50 0
    اون موقع مدرسه و دانشگاه تقریبا رایگان بودوخانواده ما که متوسط بود پس انداری برای ما نتونست بکنه که الان در سن چهل سالگی امکانات اولیه زندگی رو داشته باشیم.حالا ما چی برای بچه هامون میتونیم بدیم.میگن دولت اطمینان بده به مردم که مشکلی پیش نمیاد بعد بچه آوردن!! واقعاخنده داره!! اول مشکلات پدر مادراشون رو حل کنه بعد برای هربه بچه که به دنیامیاد یک خونه هم به نامش کنه و 100 میلیون هم بده تا ما باور کنیم!!
  • بی نام A1 ۰۳:۲۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
    13 0
    از مصادیق روشن مغایرت گفتار و رفتار مسئولین کشور ما همین افزایش رشد جمعیت است که در گفتار مردم را تشویق به افزایش جمعیت می کنند اما بگونه دیگه عمل می کنند و هیچ برنامه جدی و موثری برای حمایت از خانواده های پر جمعیت ندارند.
  • بی نام A1 ۰۵:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
    35 0
    موضوعي كه نگران كننده است اينه كه كشور آب اشاميدني هم نداره. همه چاه ها دارن خشك ميشن. همينايي هم كه هستيم، فردا روز باهم سر يه ليوان اب، ميجنگيم
  • بی نام A1 ۱۰:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
    32 0
    حتما شیش تا بچه میارم مسئولین خوشحال بشن. یه خونه 70 متری 65 میلیون اجاره اشه.صاحبخونه اومده میگه 500 هزار تومن بذارین رو اجاره.پارسال ارزون نشستین.امسال باید جبران کنم.گرون شده.اونوقت من چطوری به بچه فکر کنم؟!!!خجالت نمیکشن..خودشون تو رفاه کاملا و نهایتا دو تا یا سه تا بچه دارن.مردم بدبخت عادی رو به زور هزار جور تبلیغ و شعار و سریال و دیالوگ مزخرف میخوان بندازن تو بدبختی.
  • رکسانا IR ۱۹:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
    20 0
    اتفاقن افزایش یا انفجار جمعیت هیچ ربطی به زمان شاه نداره و همه مربوط به دهه ی شصته! و این برنامه کنترل جمعیت که الان جیززه شده و آقایون کنسلش کردن مربوطه به زمان شاه! از همه اینها گذشته مردم به اندازه ای از آگاهی و بلوغ رسیدن که شعارهای صدمن یه غاز نمیشه اونها رو وادار به آوردن فرزند بیشتر کرد+ مشکلات اقتصادی و خیلی چیرهایی که همه به خوبی ازیش خبر داریم!
  • محمد IR ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲
    21 0
    نسل اینده نمیخواهد درجنگل زندگی کند
  • بی نام A1 ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۵
    8 2
    به نظر من باید نخبگان را وادار به اوردن بچه زیاد کرد با دادن پول وخانه امکانات زندگی تا نسلی دانشمند وفرهیخته داشته باشیم نه ما بدبخت بیچاره های عقده ای نسل سوخته